«ما» در میانه دولتشهر و دولت‌ملت
|۱۰:۳۴,۱۳۹۸/۵/۲۰| بازدید : 66 بار

«ما» در میانه دولتشهر و دولت‌ملت

میلاد نوری: سیاست به مثابه تدبیر و تنظیم حیات اجتماعی انسان، تاریخ پرفراز و نشیبی را هم در ساحت عمل و هم در ساحت نظر پشت سر گذاشته است. اصطلاح سیاست را اندیشمندان مسلمان در ترجمه واژه «politik» به‌كار برده‌اند كه در زبان یونانی به بحث در باب ضروریات دولتشهر گفته می‌شده است. ارسطو این نام را بر كتاب خود در باب آنچه شهر بدان نیازمند است به ‌كار برد. این اصطلاح در ریشه یونانی‌اش-«police»- پیوندی استوار با شیوه زندگانی مردمان یونانی داشته است كه بر وجود شهر استوار بود و مسلمین آن را «مدینه» نامیدند. كاربرد این اصطلاح در جهان اسلام، بیش از دلالت بر ساختاری به نام «شهر»، دلالت بر تدبیر اجتماعی و چگونگی اداره‌ امور انسانی داشته است. بی‌شك این معنا از آن ریشه كهن چندان بیگانه نبوده، اما بار معنایی خاصی را كه یونانیان در زندگانی خاص شهری‌شان داشتند در خود نداشته است.

 

در دیدگاه یونانیان «مدینه» جایی بود كه در آن شهروندان به مثابه اجزای پیكره‌ای واحد، با تبادل دیدگاه و تبیین مواضع از طریق «لوگوس» (logos) امور شهر را بر حسب مصلحت عموم شهروندان به ‌پیش می‌بردند؛ درحالی كه خودِ شهر را به مثابه یك ساختار طبیعی و به عنوان بخشی از كیهان می‌نگریستند؛ از این رو، چنان كه در اندیشه افلاطون و ارسطو تبیین شده است، یونانیان، سعادت را در گرو هماهنگی طبیعی فرد انسانی با دولتشهر و هماهنگی دولتشهر با عقل كیهانی می‌دانستند و سیاست همان چیزی بود كه این هماهنگی و همسویی را ضمانت می‌توانست كرد. بنابراین، می‌توان سیاست مورد نظر ایشان را سیاست «طبیعت‌محور» نامید. آرمان چنین سیاستی آن است كه فرد را از طریق هماهنگی با دولتشهر و با الگوبرداری از ساختار عقلانی كیهان به آرمان سعادت رساند و روشن است كه این سعادت كاملا این‌جهانی است و چنانكه ارسطو در كتاب سیاست گفته است، تنها در گرو مشاركت سیاسی شهروندان حاصل می‌شود. سیاست در جامعه مسلمین بسیار از مباحث افلاطون و ارسطو تاثیر پذیرفت؛ تاثیری كه تاكنون نیز باقی مانده است و در سیاست‌ورزی كنونی ما نقشی مهم ایفا می‌كند. بااین‌حال، متفكران مسلمان ایرانی، سیاست را نه بر محور دولتشهر یونانی و با نگاه به طبیعت عقلانی، بلكه بر محور مفهوم «امت» و بر اساس حضور خداوند در زندگانی انسان تبیین می‌كردند. سیاست در جهان دینی، حول غایتی متعال شكل می‌گیرد كه این- جهانی نیست و به مثابه امری مقدس موضوع اعتقاد كسانی است كه در كنار یكدیگر زندگانی می‌كنند. فهم مفهوم «امت» برای تحلیل و تبیین سیاست دینی ضروری است. سیاستی كه محور آن نه هماهنگی با عقل كیهانی و مشاركت در دولتشهر، بلكه رسیدن به خداوند به مثابه مبدا خیر است. بنابراین، وقتی فلاسفه مسلمان اصطلاح «مدینه» را به ‌كار برده و از «سیاست مدنی» سخن گفته‌اند، این اصطلاح در نظام فكری ایشان، با آن چیزی كه مورد نظر افلاطون و ارسطو بوده است تمایزی بنیادین داشته است زیرا وقتی فیلسوفی چون فارابی از «مدینه» سخن گفته است، به سیاست در جهان اسلام اندیشیده و به مفاهیم خلافت و امامت در بستر امپراتوری اسلامی نظر داشته است.

 

برای مومنان، اعم از آنان كه در سنت مسیحی می‌اندیشند و آنانی كه در سنت اسلامی می‌اندیشند، سیاست ناظر به اجتماعی دینی است؛ این امر در اندیشه مسلمین به مفهوم «شریعت الهی» به مثابه تنها طریق رسیدن به سعادت نهایی گره خورده و تاثیر عمیقی در اندیشه سیاسی متفكران مسلمان كه بیشتر ایشان ایرانی بوده‌اند گذاشته است. بنابراین، سیاست مدنی مورد نظر در عالم اسلامی را باید «سیاست شرعی» نامید كه با نگاه به «امت» و با تكیه بر دستور الهی در راستای سعادت اخروی مسلمین مورد توجه است. به‌همین دلیل، بسیاری از متفكران مسلمان به امر سیاسی جدا از شریعت الهی باور نداشته‌اند؛ چنان‌كه ابن‌سینا سیاست را در بخش الهیات كتابِ شفا بررسی كرده و آن را ذیل بحث نبوت مورد توجه قرار داده است. بااین‌حال، سیاست در دوران مدرن معنای دیگری دارد. سیاست‌ورزی مدرن نه با شهر یونانی و نه با امت اسلامی و غیراسلامی كاری ندارد. سیاست‌ورزی مدرن حول مفهوم «ملت» شكل می‌گیرد؛ «ملت» یا «nation» به‌معنای اجتماعی از انسان‌ها است كه خاستگاه و نیاز‌های مشتركی دارند. بنابراین، سیاست‌ورزی مدرن «انسان‌محور» است. «human» در ریشه‌شناسی لاتینی‌اش به ‌معنای «خاك» است و وقتی از ملت سخن می‌گوییم از خاك و از ریشه‌های مشترك آدمیان سخن می‌گوییم. دوران مدرن، دورانی است كه در آن، انسان فارغ از عقیده و اعتقادش مورد توجه است. موجودی آگاه و صاحب اراده كه با غریزه صیانت ذات، روی به مصرف و مالكیت می‌آورد و از آن روی كه تمام انسان‌ها فارغ از نژاد و دین و آیین‌شان چنینند؛ تنها «قرارداد اجتماعی» در باب حقوق طبیعی جوامع ایشان را سامان می‌بخشد. دولت-ملت‌های مدرن نه حول مفهوم طبیعت و نه بر مدار غایت الهی؛ بلكه حول نیازهای انسانی و براساس قرارداد اجتماعی شكل گرفته‌اند و از آن‌جهت كه چنین قراردادی در راستای تنظیم روابط این‌جهانی است، نسبت به اندیشه‌های دینی و آرمان‌های انسانی موضعی بی‌طرفانه اتخاذ می‌كند. قوانین در دولت- ملت‌ها صرفا بر حسب حقوق طبیعی حول مصالحه دوسویه‌ای شكل می‌گیرد كه امكان صیانت ذات و خشنودی این‌جهانی را فراهم می‌آورد؛ خشنودی‌ای كه لزوما از مسیر احترام به طبیعت نمی‌گذرد و چه‌بسا آن را نادیده نیز بینگارد و بنابراین از دولتشهر یونانی متفاوت است؛ درعین‌حال، چنین نگاهی با قطع نظر از آرمان‌های دینی و تمركز بر نیازهای انسانی و حقوق طبیعی، از سیاست امت‌محور متمایز می‌شود. برهمین اساس، تاكید بر حفظ سیاست شرعی در جهان مدرن، مسائلی را رقم می‌زند كه مستلزم تعارض‌های گوناگون در عرصه قانون‌گذاری و تدبیر است و تنها با بازنگری ارتباط این دو نحو سیاست‌ورزی می‌توان از انسدادهای تقابل آنها عبور كرد.

منبع: روزنامه اعتماد

برچسب ها :


اخبار مرتبط :

ارسال نظر
نام :
ایمیل :
ارسال نظر
نظرات کاربران
میزان اهمیت
ایمیل
توضیحات
ثبت گزارش

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما