نگاهی به زندگی، آرا و آثار آیت‌الله سیدابوالقاسم خویی
|۱۲:۱۱,۱۳۹۸/۵/۱۶| بازدید : 69 بار

 

تلاطمات ایران زیرنظر زعیم نجف

مصطفی ایزدی: پدیده‌ای به نام مرجعیت كه تا حدودی به مذهب شیعه اختصاص دارد، در صورتی كه مراجعه بی‌سواد و كم‌سواد به باسواد و عالم در امور دینی را پایه شكل‌گیری بدانیم- آنگونه كه حوزویان می‌گویند- سابقه‌ای بسیار طولانی دارد و به دوران غیبت صغرای حضرت مهدی موعود(عج) می‌رسد.

 

میزان مراجعه جامعه شیعه به مراجع تقلید در زمان‌های مختلف از سطوح گوناگونی برخوردار بوده است. اما در مجموع می‌توان گفت بعضی از بلند پایگان مذهبی كه از نظر سیاسی با مردم همراه هستند، همواره مورد مراجعه عموم قرار داشته‌ و دارند. در هر صورت اگر شرایط امروزی را واگذاریم و به پنج دهه پیش برگردیم، با بزرگانی برخورد می‌كنیم كه همچنان مورد مراجعه مردمی بودند كه از آن بزرگان در موضوعات دینی از جمله احكام شرعی تقلید می‌كردند. شاخص‌ترین این بزرگان آیت‌الله العظمی سیدحسین بروجردی بود كه اصطلاحا مرجعیت عامه داشت و از نظر مقام و موقعیت مذهبی در 15 سال آخر عمرش كه ساكن قم بود، كسی به پای او نمی‌رسید. پس از درگذشت آیت‌الله بروجردی در فاصله‌ای كه مراجعی به ظهور رسیدند و از دنیا رفتند تا اینكه فرد پر نفوذی به نام آیت‌الله سیدابوالقاسم موسوی‌خویی، یك عالم بزرگ ایرانی ساكن نجف، نامش در ردیف اعاظم مراجع تقلید شیعه، در تاریخ معاصر تشیع ثبت و ضبط است به مقام بلند مرجعیت نائل شد. در این نوشته به زندگی و دیدگاه‌های این سید آذربایجانی و نیز آثار ماندگار او پرداخته می‌شود. ناگفته پیداست كه در این نوشته قرار نیست مقایسه‌ای بین حوزویان آرام و دمساز با شرایط معمولی جامعه از سویی واز سوی دیگر با حوزویان پرجوش و خروش و فعال در عرصه سیاست و مبارزه، صورت گیرد و به مقایسه و قضاوت در رفتار و دیدگاه‌های آنان پرداخته شود.

 

سیدابوالقاسم موسوی‌خویی كیست؟

سیدابوالقاسم، فرزند آیت‌الله سیدعلی‌اكبر در اواخر پاییز 1278 خورشیدی برابر با ماه رجب 1317 هجری قمری، پای بر گیتی نهاد. او از همان كودكی تحت آموزش پدر قرار گرفت و به فراگیری علوم حوزوی و اسلامی پرداخت. تا 13سالگی در خوی روزگار گذراند و از توان و استعداد كودكی و نوجوانی خود بهره‌های زیادی برد. به سال 1291، پدر با خانواده خود عزم سفر و اقامت در عتبات عالیات كرد و به نجف اشرف رفت. سید ابوالقاسم كه علاقه خود را به دروس حوزوی و علوم اسلامی در همان كودكی نشان داده بود، فرصت حضور در حوزه نجف را غنیمت شمرد و از همه وقت و استعداد و خلاقیت خود و نیز از همه امكانات آن روز حوزه نجف از جمله حضور اساتید برجسته و پرآوازه شیعه استفاده كرد و خود را تا رده بزرگ‌ترین دانشمندان جهان تشیع بالا آورد. این موفقیت چشمگیر البته زمان طولانی نزدیك به هفتاد سال پررنج و مشقت اما گرانسنگ او را به خود اختصاص داده بود. این نوجوان پر تلاش چند سالی را در حوزه نجف نزد اساتید گوناگون به فراگیری ادبیات عرب، منطق، لمعتین، رسائل، مكاسب و كفایه پرداخت و خود را برای نشستن پای درس اساتید دروس خارج فقه و اصول آماده كرد. او 21 ساله بود كه در كلاس درس خارج آیت‌الله شیخ‌الشریعه اصفهانی حاضر شد و از این استاد شناخته شده حوزه نجف، بسیار آموخت. پس از آن نیز كلاس‌های معتبر و اساتید با كفایتی را انتخاب كرد تا به تكمیل آموخته‌های خود بكوشد هنوز جوان بود كه خود در مقام استادی نشست تا فضلای جوان‌تر از خویش را بیاموزد و تربیت كند.

 

اساتید خارج آیت‌الله خویی

سیدابوالقاسم موسوی‌خویی، درباره اساتید دروس خارج فقه و اصول خود می‌گوید: «من درس خارج را در محضر تعدادی از استادان بزرگ آن زمان آموختم، ولی در میان آنان از پنج نفر نام می‌برم، كه خداوند روح‌شان را قرین رحمت فرماید. این 5 نفر عبارتند از: 1 – آیت‌الله شیخ فتح‌الله، معروف به شیخ‌الشریعه اصفهانی. 2 – آیت‌الله شیخ مهدی مازندرانی. 3 – آیت‌الله شیخ ضیاءالدین عراقی. 4 – آیت‌الله شیخ محمد حسین اصفهانی. 5 – آیت‌الله شیخ محمدحسین نایینی.» (گلشن ابرار، جلد سوم، مقاله عبدالكریم پاك‌نیا)

 

آیت‌الله خویی علاوه بر اساتید بزرگی كه برای افزایش آموخته‌های خود پیش آنان شاگردی می‌كرد، برای فراگیری دانش عرفان زانوی تلمذ در محضر بزرگانی چون شیخ مرتضی طالقانی، آقا سیدعبدالغفار مازندرانی و میرزا علی ‌آقا قاضی زد. (پایگاه اطلاع‌رسانی آوا، خبرگزاری افغان)

 

 

 

علمایی كه آیت‌الله خویی از ایشان اجازه اجتهاد داشت

علمایی كه‌ به آیت‌الله سیدابوالقاسم خویی اجازه اجتهاد داده‌اند عبارت بودند از: مرحوم میرزای نایینی، مرحوم كمپانی، مرحوم آقا ضیاء عراقی، مرحوم بلاغی، مرحوم میرزا علی آقا شیرازی و مرحوم سیدابوالحسن اصفهانی. (همان).

 

آیت‌الله خویی علاوه بر فراگیری منظم و مجدانه فقه و اصول نزد علمای بزرگ حوزه نجف، به آموختن دروس دیگر حوزوی هم همت گماشت. ایشان علم كلام و تفسیر و فن مناظره را نزد آیت‌الله شیخ محمدجواد بلاغی‌نجفی فراگرفت و برای آموختن حكمت و فلسفه به محضر سید‌حسن بادكوبه‌ای رسید و نزد آیت‌الله سید‌ابوالقاسم خوانساری دروس ریاضیات، حساب استدلالی، هندسه فضایی و مسطحه و جبر را آموخت. (گلشن ابرار، همان)

 

این اندیشمند بزرگ شیعی همانند سایر علمای حوزوی و غیر حوزوی، همزمان با فراگیری علوم گوناگون، به آموزش آنها به دیگران هم اهتمام می‌كرد. گفته‌اند یكی از بارزترین خصوصیات آیت‌الله خویی، اهمیت دادن به تدریس و تعلیم است و در شاگرد پروری تلاش دامنه داری داشت و با علاقه و جدیت در راه بارور كردن ذهن و دل طلاب جوان و تبدیل آنان به فضلاء و دانشمندان برجسته می‌كوشید. او از همان آغاز جوانی به تدریس پرداخت و معتقد بود كه انسان باید آموخته‌هایش را به دیگران بیاموزد. در درس گفتن یك نوع نبوغ برای انسان حاصل می‌شود كه خیلی مفید است. (همان) آیت‌الله خویی در مناظره‌های علمی هم ید طولایی داشت.

 

آثار آیت‌الله خویی

آثار علمی و آموزش مرحوم آیت‌الله خویی به دو بخش شاگردان و تالیفات تقسیم می‌شود:

الف) شاگردان آیت‌الله؛ جلسات درس ایشان، سال‌های سال، شلوغ‌ترین جلسات در نجف بوده كه شاگردانی از ایران و هندوستان و پاكستان و افغانستان و لبنان و عراق و بعضی از كشورهای دیگر در این جلسات درس شركت می‌كرده و بهره‌ها می‌بردند. (سایت ویكی شیعه) تعدادی از شاگردان آیت‌الله خویی كه به درجات علمی بالا و اجتهاد رسیدند عبارتند از: سیدعلی سیستانی، محمدتقی بهجت، میرزا جواد تبریزی، حسین وحید‌خراسانی، سید‌ابوالقاسم كوكبی، سیدعبدالكریم موسوی‌اردبیلی، سیدعلی حسینی‌خامنه‌ای، میرزا علی غروی‌تبریزی، آقا موسی شبیری‌زنجانی، سیدمحمدحسین فضل‌الله، اسد حیدر، سیدمحمدعلی قاضی‌طباطبایی، امام موسی صدر، مسلم ملكوتی، محمدتقی جعفری‌تبریزی، محمدجواد مغنیه، سیدعبدالرزاق مقرم، سیدمحمدباقر صدر، سیدجلال‌الدین فقیه ایمانی، سیدجعفر مروج‌جزایری، اسماعیل محقق‌كابلی، سیدعلی بهشتی، شیخ محمدعلی توحیدی، سیدمحمدتقی حكیم، سیدجواد شبر، دكتر سیدجعفر شهیدی، ناصر مكارم‌شیرازی، احمد وائلی، سید‌اسدالله مدنی، سید‌محمد روحانی، شیخ جعفر سبحانی، شیخ محمد اسحق فیاض، سید‌علاءالدین بحرالعلوم، سیدعلی شاهرودی، میرزا رضا لطفی، سیدمحمدمهدی خلخالی، سیدمحمدتقی خویی، سیدرضا خلخالی، شیخ مرتضی بروجردی، دكتر ابوالقاسم گرجی، شیخ محمد بجنوردی، سیدصادق روحانی و جمعی دیگر از فضلای حوزه علمیه نجف. (گلشن ابرار، همان)

 

چنین جمعی از علماء و اندیشمندان كه تعداد قابل توجهی از آنان از مرجع تقلید شیعیان یا در ردیف مراجع تقلید بوده و هستند، در میان شاگردان دیگر شخصیت‌های بزرگ حوزوی كمتر دیده شده است.

 

ب: ) تالیف كتاب؛ آیت‌الله‌العظمی خویی در زمینه تحقیق و پژوهش در علوم اسلامی و تاریخ رجال و نوشتن و تالیف آن، تلاش دراز مدت و دامنه داری داشت. این بعد از زندگی این دانشمند بزرگ و هوشمند، تحسین دیگران را برانگیخته بود. یكی از شاگردانش در اوصاف این رشته از فعالیت‌های آیت‌الله خویی گفته است: «اگر شما به زندگی این بزرگوار نگاه كنید می‌بینید حداقل در سه رشته علمی و درس مهم، دارای فرآورده‌های علمی تحقیقاتی هستند كه یكی فقه، دیگری اصول و سوم رجال است. این همه كتاب‌های فقهی و اصولی كه شاگردان ایشان نوشته‌اند، همه از كلمات ایشان است و شما به اینها اضافه كنید آنچه را كه از قلم خود ایشان مستقیما صادر شده است. كتاب بزرگ و كم نظیر رجالی ایشان كه ظاهرا آن را در اواخر عمرشان نوشته‌اند – چون ذكر می‌كنند كه من این كتاب را با اشتغال زیاد و در دوران پیری می‌نویسم – یك فرآورده علمی عظیم است. حال شما ببینید عالمی كه یك مقدار فرآورده علمی دارد چقدر می‌تواند تاثیر در حوزه‌های علمی، نه فقط در زمان خود حتی بعد از زمان خود بگذارد.» (همان، ص 431) نكته در‌خور توجه اینكه آیت‌الله خویی در حوزه تدریس و تالیف فلسفه در حد گسترده وارد نشد، گرچه نقل می‌كنند كه با آن مخالف هم نبود، اما مدتی حكمت درس داده‌اند. (سید رضی شیرازی، كتاب حافظان شریعت، تالیف جمشید صاعدی‌سمیرمی)

 

با این وصف به معرفی فهرست وار تالیفات آیت‌الله خویی پرداخته می‌شود: 1 – نفحات الاعجاز. 2 – البیان فی تفسیر القرآن. 3 – معج رجال الحدیث. 4 – اجود التقریرات. 5 – تكمله منهاج الصالحین. 6 – مبانی تكمله منهاج الصالحین. 7 – رساله در خلافت. 8 – قصیده در مدح امیرالمومنین. 9 – رساله در لباس مشكوك. 10 – المسائل المنتخبه. 11- تعلیقیه بر عروه الوثقی. 12- تعلیقیه بر مسائل الفقهیه. 13 – تهذیب و تتمیم منهاج الصالحین. 14 – المسائل و الردود. 15 - مستحدثات المسائل. 16 – توضیح المسائل. 17 – منتخب توضیح المسائل. 18 – منتخب الرسائل. 19 – تلخیص المنتخب. 20 – تعلیقه المنهج لاحكام الحج. 21- مناسك حج. 22- منیه المسائل. 23 – ازاله المحاده عن ملك المنافع المتضاده. 24 – اضالله القلوب بتحقیق المغرب و الغروب. 25 – اناره العقول فی انتصاف المهر بموت احد الزوجین قبل الدخول. 26 – فقه القرآن علی المذاهب الخمس. 27 – قاعده التجاوز. 28 – فهرست جامع الشتات میرزای‌قمی. 29 – تقریرات درس فقه مرحوم میرزای‌نایینی. 30 – حاشیه بر وسیله النجاه. 31 – تقریرات درس فقه مرحوم محقق اصفهانی. 32 – حاشیه بر مكاسب شیخ انصاری. 33 – تعارض الاستصحابین. 34- تقریرات درس اصول مرحوم محقق اصفهانی. (همان، ص431)

 

تالیف و تدوین این آثار علمی كه اهمیت آنها در نزد علما و فضلای حوزه‌های علمیه روشن است و تربیت آن شاگردان دانشمندی كه در میان شیعیان نفوذ زیادی داشته و دارند، نشان می‌دهد كه مرحوم آیت‌الله‌العظمی خویی تا چه اندازه در دوران عمر خود پر تلاش و كوشا بوده و ظاهرا تمامی لحظه‌های زندگی‌اش در تحقیق و تالیف و تدریس بوده است.

 

فعالیت‌های اجتماعی و خدمات مردمی آیت‌الله

آیت‌الله خویی از جمله دانشمندان مذهبی بلندپایه‌ای بود كه هم در جهت فعالیت‌های مذهبی مردم و هم در جهت مراكز آموزش مذهب در شهر‌ها و كشور‌های گوناگون، اقدام به راه‌اندازی تاسیسات مورد نیاز اهداف خود بود. مجموعه این فعالیت‌ها، وی را در جذب مقلد و مخاطب در سراسر سرزمین‌های اسلامی كه شیعیان زندگی می‌كنند، موفق كرده بود. به گونه‌ای كه امروز شاگردان او به ویژه آیت‌الله سیدعلی سیستانی از نفوذ بالایی در میان شیعیان برخوردارند. تعدادی از مراكزی كه به دستور آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی در جاهای گوناگون تاسیس شده و مورد استفاده مردم قرار می‌گیرند، عبارتند از: 1 – مدینه العلم در قم. 2 – مدرسه و كتابخانه آیت‌الله خویی در مشهد. 3 – مجتمع امام زمان(ع) در اصفهان. 4 – دارالعلم در اصفهان. 5 – مركز الامام الخویی الاسلامی در نیویورك. 6 – مركز الامام الخویی در سوانزی امریكا، 7 – مسجد و مركز اسلامی در لوس آنجلس امریكا. 8 – مسجد و مركز اسلامی در دیترویت امریكا. 9 – المجمع الثقافی الخیری در بمبئی هندوستان. 10 – مبره الامام الخویی در بیروت لبنان. این مركز آموزشی بهداشتی برای اسكان فرزندان آواره لبنان و فلسطین ساخته شده است. 11 – مركز اسلامی در فرانسه. 12 – مكتبه الثقافی و النشر در كراچی پاكستان. 13 – مكتبه الثقافی و النشر در كوآلالامپور مالزی. 14 – موسسه دارالعلم در بانكوك تایلند. 15 – مدرسه دینی در بانكوك تایلند. 16 – مدرسه دینی در داكا بنگلادش. 17 – مكتبه الامام الخویی در نجف اشرف 18 – مدرسه دارالعلم در نجف اشرف. 19 – مركز الامام الخویی در لندن انگلستان. این مركز یكی از بزرگ‌ترین و متنوع‌ترین مراكز متعلق به شیعیان در اروپا است. مدیران این مركز علاوه بر اینكه دو ماهنامه نور را به زبان‌های انگلیسی و عربی منتشر می‌كنند، بر سایر مراكز و مساجد آیت‌الله خویی در دیگر كشور‌ها هم نظارت دارد.

 

دیدگاه‌های سیاسی آیت‌الله خویی

مرحوم آیت‌الله خویی در زمانه‌ای پرتلاطم از نظر حوادث سیاسی منطقه و تحولات فكری جوامع اسلامی زندگی می‌كرده است. بررسی همه‌جانبه این حوادث و این تحولات و ترسیم نقش این مرحوم در آن كار آسانی نیست، اما می‌توان گفت كه ایشان‌یك شخصیت سیاسی به حساب می‌آمد و از علما و مراجعی نبود كه در برابر رویداد جوامع ساكت و بی‌توجه باشد. همان‌گونه كه شاگردان شاخص ایشان از چهره‌های سیاسی شناخته شده زمان خود بودند. به ویژه از آنجایی كه ایشان به هرحال مرجعی ایرانی بود نسبت به اتفاقات و رخدادهای ایران، حساسیت نشان می‌داد. بدیهی است كه هر دانشمندی برای برخورد با رویداد‌های كوچك و بزرگ، نظرات گوناگونی دارد و چه بسا این نظرات با نظرات رسمی تفاوت و شاید مغایرت داشته باشد. در جریان انقلاب اسلامی، آیت‌الله خویی هر جا كه به تشخیص خودش باید حركتی كند، ساكت و بی‌تفاوت نمی‌نشست. در سال‌های آغازین دهه 40 شمسی كه سال‌های ابتدایی نهضت انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی هم بود، آیت‌الله خویی با طرح‌ها و قوانینی كه مورد نظر محمدرضا شاه بود و به نظر علمای حوزه‌های علمیه، موارد خلاف اسلام در آن به چشم می‌خورد، همانند انقلاب سفید شاه و مردم یا تصویب نامه انجمن‌های ایالتی و ولایتی، مخالفت می‌كرد.

وی یك بار با نوشتن نامه به آیت‌الله بهبهانی، از ایشان خواست كه مراتب مخالفت خود را به شاه بگوید. به جز این با نوشتن نامه مستقیم به شخص شاه از او خواست كه به قوانین اسلام توجه كند. در نامه آیت‌الله‌العظمی به شاه آمده است: «صدور بعضی از قوانین كه تقید بیگانگان در آن آشكار و مخالف قوانین اسلام و قانون اساسی است، از نظر اكثریت قریب به اتفاق ملت ایران فاقد ارزش است... اطلاع وسیع اعلیحضرت مقتضی است كه از ملاحظه تاریخ اسلام نتیجه بگیرند كه در پرتو دین مقدس اسلام با شرایط زمان و مكان هر گونه اصلاحی را می‌توان انجام داد ... امید است شخص اول مملكت از مقدسات اسلامی كه از یك كشور مسلمان به ودیعه دارند نهایت درجه نگهداری را نموده و آرامش قلوب مسلمانان را تامین نمایند.» (كتاب فقیهان و انقلاب ایران، تالیف سیدهادی طباطبایی، انتشارات كویر، چاپ اول، صص 216 و 217) سوای این موارد، آیت‌الله خویی در مواقع حساس موضع‌گیری خاص خود را به آگاهی مردم و حاكمیت می‌رسانده است، رابطه ایشان و رهبری انقلاب هم رابطه‌ای صمیمانه و خوب بوده، اما هواداران این دو مرجع، از بعضی اختلاف نظرهایی كه وجود داشته، به اختلاف دست می‌زدند و فضای آن زمان حوزه نجف را آلوده به اختلافات می‌كردند. (همان) توضیح بیشتر این مطلب نیازمند یادداشتی جداگانه است كه آن را به آینده می‌سپاریم.

 

رحلت آیت‌الله خویی

آیت‌الله العظمی سیدابوالقاسم موسوی‌خویی، پس از یك عمر پر تلاش و سود‌مند در روز 17 مردادماه 1371 خورشیدی درگذشت و پیكر مطهرش غریبانه و بدون تشییع جنازه در مسجد خضرای نجف اشرف به خاك سپرده شد. اعلی‌الله مقامه. جانشین آن مرحوم كه از حدود 5 سال قبل از آن به جای آیت‌الله خویی اقامه جماعت می‌كرد، آیت‌الله سیدعلی حسینی‌سیستانی است كه اكنون در ردیف اول مراجع تقلید، بلكه در صدر آنان قرار دارد.

منبع: روزنامه اعتماد

اخبار مرتبط :

ارسال نظر
نام :
ایمیل :
ارسال نظر
نظرات کاربران
میزان اهمیت
ایمیل
توضیحات
ثبت گزارش

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما