برده و برده داری در ایران / زهره روحی – بخش دوم
|۱۲:۰,۱۳۹۸/۵/۱۶| بازدید : 119 بار

و از قضا این نحوه زندگی عشیره ای و جماعت قبیله ای و روستایی است که در نهایت به لحاظ ساختاری ، تبدیل به عاملی می گردد در جهت جذب  ، به جای دفع ؛ بنابراین اگر فرض را بر این قرار دهیم که نخستین جنگ و ستیزهای آریایی های (ایرانی!؟) ، به دلیل تصرف اراضیِ بومی ها، جهت زندگی و سکونت بوده ، اما در دوره های پس از اسکان یافتگی ، شاهد جنگهایی هستیم که دلایل دیگری داشته است ؛ به عنوان مثال جنگهایی که در رابطه با تولید اجتماعی و نحوه معیشتی آنها بوده است. در ایام باستان ، «کشاورزی» نیز می توانسته یکی از انگیزه های اقدام به جنگ باشد تا به ضرورتهای نحوه تولید و هستی اجتماعی و معیشتی ، پاسخ داده شود :  کار روی زمین و ایجاد تأسیسات آبیاری؛  مطابق اسناد و مدارک ، ایرانیان باستان در حالیکه در نظام «عشیرتی و جماعت روستایی» به سر می بردند ، به جهت تولیدات اجتماعی مبتنی بر کشاورزی ، از سیستم «برده داری » هم برخوردار بودند ( 8 )  . و در همین زمان است که پس از تأمین نیازهای کشاورزی ، اضافات اُسرای جنگی ، بردگانی به شمار می آمدند که جهت امور خانه داری ، موظف به خدمت به مالکِ خود بودند ؛ و از آنجا که از الگوهای پدرشاهی و عشیرتی تبعیت می کردند ، برده ، هم ، عضوی از خانواده پدر سالار (پدر شاه) محسوب می شد ـ به این معنا که  همه اهالی خانه در نظام «پدرشاهی» ، جزو اموال پدر،  به شمار می آمدند ـ  . واژه ایرانیِ دمانا ، نمانا ، مانا ، ((  Demmana , Nmana ,   Mana  ) ، به معنای زن و فرزندان و زنان فرزندان بود که  لااقل در آغاز قرن [پنجم قبل از میلاد] بردگان را هم شامل می شده است ( 9 )؛  که بدین ترتیب، به عضوی از عشیره تبدیل می‌شدند  ( 10) .

 

در آن مناسبات تاریخی و زمانیِ خاص ، یعنی ایامی که هنوز راهها ، حمل و نقل و ارتباطات و بسیاری از عوامل دیگری که بتواند امکان سفر و مهاجرتهای (داخلی و یا خارجیِ) خودخواسته ی کارگرانِ جویای کار را به وجود آورد،  وجود نداشته ، انجام تولیدات اجتماعی کشاورزی ، نیازمند دست یابی به نیروی کار ، آنهم به صورت «انبوه» بوده است که معمولا این نیروی کار از جا و مکانی ، در سرزمین های دیگر، جمع آوری می‌گردید. و ظاهراً «جنگ» ، (مسلما نه همه جنگها) در آن دوران ،  راه حل مناسبی برای این کار به نظر می رسید . به عنوان مثال : «در روزگار ساسانیان ، کار بردگان اهمیت بزرگ خود را در کشاورزی نگاه داشته بود،  به طور کلی فرماندهی ساسانیان ، اسیران جنگی رومی را تبدیل به برده کرده و برای کار به شبکه های آبیاری گسیل داشته بود. پاره ای از پژوهشگران که البته دلایلی نیز دارند، چنین می‌پندارند که در روزگار نخستین شهریاران ساسانی ، لشکرکشی های سپاهیان ایران به قلمرو امپراتوری بیزانس، یکی از هدفهای اصلی اش ، به چنگ آوردن اسیران جنگی برای تکمیل کردن بردگان دولتی بوده است»(11).

 

در نقل قول آورده شده ، دو مطلب مهم برای مطرح شدن وجود دارد : اول ، ایرانیان باستان ، بردگان را به منزله  نیروی کار می دیدند و بر خلاف رومی ها علاقه و تمایلی برای تبدیل آنها به گلادیاتور ، ـ و خشونتهای خونین آنها جهت برنامه های سرگرم کننده اهالی شهر ـ نداشتند. و مورد دوم ، در می یابیم که در دوران برده داریِ عهد ساسانیان ، «برده های دولتی» نیز وجود داشته اند و به کارهای عمرانی می پرداختند و اسرای جنگی ، برای کمک به این بردگان بود که به بردگی گرفته می شدند.

 

 به این ترتیب ملاحظه می گردد که جنگهایی از این دست ، در مقطع تاریخیِ خود ، فی نفسه ضرورتی اجتماعی و اقتصادی به شمار می‌آمدند ؛ زیرا با توجه به شرایط زمانه و مجموعه امکانات معیشتی در تولیدات اجتماعی ، دسترس ترین پاسخ به نظر می آمد ، که در نتیجه سیستمی را به وجود می آورد که متکی بر «کارِ برده» ها ، زمین ، کشاورزی و آبیاری بود . در چنین مرحله  ای ، سیستم برده داری ، به خودی خود، اهمیت اجتماعی بالایی پیدا می‌کند ؛ در اینجا ، مسئله ی «عدالت» و یا «اخلاق» ، نمی تواند مطرح باشد .  آنهم عدالت و اخلاقی که در جهان مدرن به مفاهیم آن دست یافته ایم ، و به طور پیش فهم همواره  ، نگاه یا نحوه درک مان از چیزها را تنظیم میکند . مسئله ، مسئله ی «هستیِ اجتماعی و فرهنگیِ نظام برده داری» در بستر شرایط تاریخی و زمانیِ خاصِ آن ایام است . این صورت واقعی و عینی مسئله است. چیزی که با آن سروکار داریم مناسبات خاص اجتماعی در بستری فرهنگی است که به  نزاع بر سر سکونت ، بقا ، و یا تولیدات اجتماعی دامن می زده است ؛ ویژگی های تاریخی ای که تنها در شرایط خود معنادار می‌شوند؛ یا به بیانی ، معنایی توجیه پذیر می یابند. وانگهی در دوران پارتها هم ، شیوه غالب در «مناسبات تولیدی» ، مبتنی بر سیستم «برده داری» بود . «گرچه هنوز به آن درجه از تکامل که در دیگر کشورهای مبتنی بر اصول برده داری مشهور گشته (مثلا امپراتوری روم) نرسیده بود » ( 12 ) .

 

و اما لازم است از «جنگهای سیاسی» هم یاد کنیم . به عنوان مثال در جنگ مادها بر «علیه تجاوزات آشوریها» ، این «انگیزه ای سیاسی» است که چارچوب عملکرد در جنگ را رقم زده بود ؛ جنگی که در دهه نخست قرن هفتم قبل از میلاد بر علیه کشوری که در آن ایام متجاوز و ستمکار شناخته می شد ،  انجام گرفت  ( 13 )؛  بنابراین به نظر می‌رسد با جنگی سروکار داریم که چندان در اندیشه ی مال و منال افراد و سرعت بخشیدن به رونق تولیدات برده داری نبوده است؛ دیاکوف می نویسد : « بسیاری از کسانی که به اسیری برده شده بودند و شاید اکثر آنان  برای کارهای تولیدی مورد استفاده قرار نگرفته ، بلکه در خانه های صاحبان خویش مشغول خدمت شده به امور خانه داری پرداختند» ( 14 ).

 

توجه داشته باشیم که «کار برده ها در خانه های صاحبان خود»  ، همان خانه هایی است که روابط اجتماعی آن مبتنی بر «پدر شاهی» و «قبیله»ای است؛ که به لحاظ هستی شناسی ،  صرف نظر از «نیاز و احتیاجی» که اعضاء قبیله را دور هم گرد آورده، «تسلیم شدگی» مبتنی بر باورمندی اعضاء نسبت به «بر حق بودگیِ» اقتدار پدر شاهی، حتی به هنگام ستم و تنبیه در کار بوده است؛ کم و بیش همان چیزی که روسو به طور کلی در علت وجودیِ قدرت می‌داند. وی قدرتِ فرمانروایی را مشروط به «تسلیم شدن» به آن می‌داند. عملی که از سر اراده و اختیار نیست؛ بلکه «الزامی» (necessary) است ( 15)؛ الزام و باورِ اعضاء به برحق بودگیِ اقتدار پدر شاه، همان چیزی است که تفاوت ماهوی عظیمی را با الگوهای دیکتاتوریِ سازمان های اجتماعیِ امروزی به وجود می آورد.

 

و اما در خصوص ماهیت اجتماعی بردگان در جماعت های روستاییِ مادها ،  کتاب اوستا  از جمله  مدارکی است در این زمینه که تا اندازه ای به روشن کردن موقعیت آنها کمک می کند ؛ در این کتاب ، بردگان به نام وایسو  vaisu) ) و عشیره به نام ویس (vis ) آمده است ( 16 ) ضمن آنکه خود واژه «ویس» حامل دو معنی بوده  است : عشیره و تبار و نیز مکان سکونت و روستا ( 17 ) ؛ وجود این مفهوم دو گانه ، نشان از این دارد که در ابتدا دهکده ها ، عشیرتی و خاندانی بوده اند «بنابراین خداوند ویس (vis  ؛ در اوستا ـ ویسپتی  vispati ) تنها پیرو شیخ خاندان و عشیره نبوده بلکه رئیس ده ـ ده خدا ـ نیز محسوب می گشت » (  18). اما به تدریج این امکان برای «خداوندان ده» ، به وجود آمد تا گرایشات طبقه ممتاز جامعه را به خود گیرند و طبقه حاکمه را به وجود آورند. اما این وضعیت به ظاهرِ ایستا هم به لحاظ سرشت تاریخی و اجتماعی اش ، گذرا بود ؛ چنانچه طبقه جدید دیگری ، جایگزین اینان شد ؛ تا جایی که نوبت به زمانی میرسد که از نظر توسعه اجتماعی ،  نظام برده داری ، به عنوان نظامی که توانسته است به گروه «آزادان» امکان ظهور بدهد و خود را از ستم پدر شاهی جماعتی و روستایی برهاند ، ظاهر می‌گردد ؛ همین امر «رهانیدن خود» از ستم پدر شاهی، به منزله شکلی از جامعه مترقی نمود می یابد . مسلما وقتی سخن از توسعه اجتماعی و جامعه مترقی است ، صرفا به لحاظ شکل «خود آگاهانه» تر، و کامل یافته تری از نحوه «زندگی اجتماعی انسان» است؛ وضعیت هایی که بتوانند او را هر چه بیشتر از شیوه زیست به صورت بدوی، دور سازند.

 

از سوی دیگر جنگ مادها بر علیه آشوریان را می توان نمونه ای از جنگی مترقی دانست . زیرا این جنگ علیه دولتی بود که مدتهایی مدید ، بر مادها سلطه سیاسی داشت . در واقع،  از سفاکی دولت آشور در همان ایام در منابع مختلفی بارها یاد شده است ؛ به هر حال دولت ماد ـ که در آن ایام هووخشتر پادشاهش بود ـ ، با همراهی و اتحاد بابلی ها جنگی را آغاز کردند که به شکست آشوریان و سقوط نینوا، در 612  قبل از میلاد  انجامید . گفته می شود ،  شهر نینوا و ساکنین آن توسط بابلی ها ، با همان خشونتی که همواره خود آشوریان در جنگها به کار میبستند ، به آتش و خون کشیده شد ( 19) . توصیف این واقعه در قسمت هایی از  کتاب «نائوم» ناحوم پیامبر، یکی از وعاظ یهود و اسرائیل ، یا به اصطلاح یکی از پیامبران اسرائیل ، با همان ادبیات «عهد عتیق» ، آمده است (20) ؛ آنچه در این قطعات آمده ، نه تنها عمق فاجعه و سقوط شهر و موقعیت آشوریانِ به اسارت گرفته شده را نشان می‌دهد ، بلکه در صدد القای مصیبتِ  وارده به منزله «مکافاتِ روش زندگیِ ناصواب» خودِ آشوری ها است. قسمتهایی از آنرا در اینجا می آوریم :

«خداوند درباره تو امر فرموده است بار دیگر ذریتی به نام تو نخواهد بود و از خانه خدایانت بتهای تراشیده و اصنام ریخته شده را منقطع خواهم نمود و قبر ترا خواهم ساخت زیرا خوار شده ای . اینک بر کوهپایه های مبشر که صلح و سلامت را ندا می کنند ... وای بر شهر خون که تمامش از فریب و غارت مملو است و خوی ددی از آن دور نمی شود ! صدای تازیانه و غژ و غژ چرخ عرابه ها و صدای سمّ اسبان تازنده و عرابه های شتابنده ؛ سواران هجوم می آورند و شمشیرها برق میزند و نیزه ها میدرخشد . هم اکنون کشته ها بسیار و تلهای جنازه پدید آمده . تن ها را پایان نیست و به تنهای کشتگان می خورند ! این ، به خاطر زنای فراوان زانیه ی زیبایی است  که اقوام را به سبب زنای خود و قبایل را به سبب سحر و جادوی خویش فروخت . یهوه صبایوت گوید اکنون بر ضد تو هستم و دامنت را میدرم و برهنگی تو را به اقوام و پادشاهیها و رسوایی تو را به آنها نشان می دهم ... از کجا تسلی بخشی برایت بیام ؟ مگر تو از فیف آمونیان بهتری ... مگر نه این است که آنان نیز راه تبعید و اسیری را در پیش گرفتند و کودکانشان را بر سر هر کوچه مجروح می ساختند و بر سر بزرگانشان قرعه می کشیدند و اعیانشان را به زنجیر بسته بودند ... تو نیز بیهوده خواهی کوشید تا در برابر دشمنانت نیرو جستجو کنی ! ... ای پادشاه آشور ، شبانانت خفته اند و جنگاورانت غنوده اند و مردمت در کوهها پراکنده اند و کسی نیست که آنان را گرد آورد ... هر که آوازه مصائب تو را میشنود دستک می زند ، زیرا کسی نیست که از شرّ دائم تو ایمن مانده باشد » ( 21 ) .

 

دیاکونوف بر این نظر است که خوی وحشی گری در جنگها ، در آن ایام از خصوصیات جنگهای دوران برده داری است . خصوصا اگر فرصت پیروزی برای اقوامی به وجود می آمد که خود مدتی طولانی در قید اسارت قوم آشور بودند : «مگر آشوریان هیزم انبار نکرده و آتش نیفروخته کودکان را نمیسوزاندند ، مگر هرم هایی از زندگان نمی ساختند ، مگر کاخها و معبدهای خویش را با تصاویر برجسته مردان و زنان اسیر و لخت با دامنهای دریده مزین نمی ساختند » (22) ؛ باری ، علارغم گزارش خشونت باری که دیاکونوف از بابلی ها ارائه می دهد ،  اما مادها را تا این اندازه خشن به تصویر نمی‌کشد:

«مادی ها قوم آشور و توده های ستمدیده آنرا نابود نکردند و قصد نابودی ایشان را هم نداشتند و اگر هم در طی جنگ با آشور ، اسیران فراوان گرفته ، به بردگی بردند ولی از برده ساختنِ تمام اهالی آشور سخنی در میان نبود و حال آنکه آشوریان در گذشته چنین می کردند . این را دو سبب بود : اولا مادیها بیشترِ نیروی خویش را از مردمِ اقوامی که  آشور به اسارت درآورده بود ، اخذ می کردند و عامه مردم آشور نیز از لحاظ ترکیب اجتماعی و وضع معاش خویش به هیچ وجه فرقی با ستمدیگان سرزمینهای مطیعِ آشور نداشتند . و بخشی از ایشان را کسانی تشکیل می دادند که از اراضی تسخیر شده به آشور کوچانده شده بودند. ثانیاً تکامل تولیدات برده داری در خود خاک ماد در سطحی بود که نمیتوانست عده کثیری برده را جذب کند » ( 23 ).

 

منابع :

.8    دیاکونوف ، ا. م. ، تاریخ ماد ؛ زیر نظر احسان یارشاطر ؛ ترجمه کریم کشاورز ، تهران : انتشارت بنگاه ترجمه و نشر کتاب ، 1345، ص 230  

.9    دیاکونوف ، ا. م. ، تاریخ ماد ؛ زیر نظر احسان یارشاطر ؛ ترجمه کریم کشاورز ، تهران : انتشارت بنگاه ترجمه و نشر کتاب ، 1345، ص 231 

.10    تاریخ ایران ، از دوران باستان تا پایان سده هجدهم میلادی ، تألیف ن. و پیگولوسکایا ،  آ. یو . یاکوبوسکی ، ل. . و. استرویوا ؛ ترجمه کریم کشاورز ، تهران : انتشارات پیام ، 1354 ، ص78، 79  

.11    تاریخ ایران ، از دوران باستان تا پایان سده هجدهم میلادی ، تألیف ن. و پیگولوسکایا ،  آ. یو . یاکوبوسکی ، ل. . و. استرویوا ؛ ترجمه کریم کشاورز ، تهران : انتشارات پیام ، 1354 ، ص78، 79

.12    دیاکونوف ، ا. م. ؛ تاریخ ماد ، زیر نظر احسان یارشاطر ؛ ترجمه کریم کشاورز ، تهران انتشارت بنگاه ترجمه و نشر کتاب ، 1345 ،  ص 377 

.13    دیاکونوف ، ا. م. ، تاریخ ماد ؛ زیر نظر احسان یارشاطر ؛ ترجمه کریم کشاورز ، تهران : انتشارت بنگاه ترجمه و نشر کتاب ، 1345، ص 383  .

.14    روسو، ژان ژاک، قرارداد اجتماعی، ترجمه منوچهر کیا، انتشارات دریا، تاریخ انتشار  1348،  ص 9 

15 .   دیاکونوف ، ا. م. ، تاریخ ماد ؛ زیر نظر احسان یارشاطر ؛ ترجمه کریم کشاورز ، تهران : انتشارت بنگاه ترجمه و نشر کتاب ، 1345، ص 231 

.16    دیاکونوف ، ا. م. ، تاریخ ماد ؛ زیر نظر احسان یارشاطر ؛ ترجمه کریم کشاورز ، تهران : انتشارت بنگاه ترجمه و نشر کتاب ، 1345، ص 233 

.17    دیاکونوف ، ا. م. ، تاریخ ماد ؛ زیر نظر احسان یارشاطر ؛ ترجمه کریم کشاورز ، تهران : انتشارت بنگاه ترجمه و نشر کتاب ، 1345، ص 233 

.18     دیاکونوف ، ا. م. ؛ تاریخ ماد ، زیر نظر احسان یارشاطر ؛ ترجمه کریم کشاورز ، تهران انتشارت بنگاه ترجمه و نشر کتاب ، 1345 ،  ص 377 

.19     دیاکونوف ، ا. م. ؛ تاریخ ماد ، زیر نظر احسان یارشاطر ؛ ترجمه کریم کشاورز ، تهران انتشارت بنگاه ترجمه و نشر کتاب ، 1345 ،  ص 18

.20    برگرفته از کتاب تاریخ ماد ، دیاکونوف ، ا. م. ؛ زیر نظر احسان یارشاطر ؛ ترجمه کریم کشاورز ، تهران انتشارت بنگاه ترجمه و نشر کتاب ، 1345 ، ص 379، 380

.21    دیاکونوف ، ا. م. ؛ تاریخ ماد ، زیر نظر احسان یارشاطر ؛ ترجمه کریم کشاورز ، تهران انتشارت بنگاه ترجمه و نشر کتاب ، 1345 ،  ص 381

.22    دیاکونوف ، ا. م. ؛ تاریخ ماد ، زیر نظر احسان یارشاطر ؛ ترجمه کریم کشاورز ، تهران انتشارت بنگاه ترجمه و نشر کتاب ، 1345 ،  ص 383 ، 384

.23    دیاکونوف ، ا. م. ، تاریخ ماد ؛ زیر نظر احسان یارشاطر ؛ ترجمه کریم کشاورز ، تهران : انتشارت بنگاه ترجمه و نشر کتاب ، 1345، ص 231 

منبع: انسان شناسی و فرهنگ

اخبار مرتبط :

ارسال نظر
نام :
ایمیل :
ارسال نظر
نظرات کاربران
میزان اهمیت
ایمیل
توضیحات
ثبت گزارش

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما