سیاح ادب پارسی در شبه قاره هند / احمد مسجد جامعی
|۱۵:۲۲,۱۳۹۸/۵/۸| بازدید : 114 بار

 

همیشه در دوران مسئولیتم در وزارت ارشاد، در حوزه گسترش زبان و ادب فارسی علاقه داشتم از شخصیت‏های برجسته و ممتاز علمی کشور بهره ببرم؛ اما مشکلاتی وجود داشت. از پر جاذبه‏ترین مناطق و کشورهای جهان برای یک ایرانی و فارسی زبان، هند و پاکستان است. روابط فرهنگی ایران و این حوزه شاید به اندازه سابقه تاریخی این دو تمدن، پیشینه داشته باشد. تأثیر ایران و هند را بر یکدیگر تقریباً در همه وجوه می‏توان دید. درباره روابط فرهنگی ایران و هند در پیش از اسلام یکی از بهترین پژوهش‏ها اثر محققانه استاد دکتر سید فتح اله مجتبایی است که بسیاری از بزرگان، شاگرد مستقیم یا به واسطه ایشان بوده‏اند؛ روابط ایران و هند در روزگار ساسانیان پس از ظهور اسلام گسترده‏تر و عمیق‏تر شد و در دوره حکومت مغولان در هند، زبان فارسی، زبان رسمی آن خطّه بود. همیشه هند گریزگاه آزاداندیشان و به تعبیر امروزی دگراندیشان ایرانی بود، به ویژه در دوره ساسانیان و صفویه که بسیاری از شاعران و عالمان به آن خطه رخت برکشیدند. مطالعه و پژوهش در ادبیات فارسی در دست کم پنج قرن اخیر بدون در نظر گرفتن شبه قاره هند امکان ندارد. شاهد این مدعا دو دانشنامه تخصصی ادب فارسی در شبه قاره هند، پاکستان و بنگلادش است. نخستین دانشنامه به سرپرستی آقای حسن انوشه در سه جلد رحلی و بیش از سه هزار صفحه تدوین و انتشار یافت و دومین دانشنامه به همت فرهنگستان زبان و ادب فارسی در چهار جلد منتشر شده و هنوز به پایان نرسیده است.

 

در میان ناشران هندی مکرر نام یزدی و شیرازی و از این قبیل هست، اما علاقه‏مندی به این زبان، خاص ایرانی تباران و پارسیان و حتی مسلمانان هند نیست بلکه غیر مسلمانان و غیر ایرانیان هم خدمات گسترده‏ای به زبان و ادب فارسی کرده‏اند. از همه مشهورتر در روزگار نزدیک به ما مطبعه «منشی نُوَل کِشور» در لاهدرو لکهنو است که صدها کتاب فارسی منتشر کرده است.

 

یک بار در دوره وزارت ارشاد، مجموعه‏ای از آثار منتشر شده در این مطبعه را از آغاز تا انجام گرد آوردیم. حجم عظیم کتاب‏های همین یک ناشر هندوی هندی با کتاب های فارسی خارج از کشور برابری می‏کرد. در برابر این غرفه چند قفسی قرار دادیم با طوطیانی سبز رنگ به یاد جنگل‏ها و بیشه‏های سرسبز هند؛ اما شب، طوفانی شد و رعد و برق، طوطیان را چون برگ خزان در بهار بر زمین ریخت. فردای آن روز مقام معظم رهبری از نمایشگاه دیدار کردند و اتفاقاً آن غرفه را برای استراحت و تجدید قوا انتخاب کردند. البته می‏دانستیم که ایشان به مسلمانان و زبان فارسی در شبه قاره هند دلبستگی ویژه‏ای دارند و چون قفس‏های خالی را دیدند از کم و کیف موضوع سوال کردند و چون شنیدند که چه بر سر طوطی‏ها آمده، گفتند مبادا این طوطی‏ها هم برای آزادی از قفس، خود را به مردن زده باشند و معلوم بود که اشاره به داستان معروف مثنوی مولانا درباره طوطی و بازرگان دارند که برای چندمین بار عازم هند بود.

 

در میان ادیبان و دانشمندان روزگار ما کمتر کسی مانند دکتر سید فتح اله مجتبایی به طور مستمر، مطالعات و پژوهش درباره هند را پیشنهاد همت خود قرار داده است. می‏توان گفت که دو فرهنگ و تمدن هند و ایران در وجود او جمع شده‏اند. دو تخصص مشهور ایشان به همین مطالعات در زمینه هند و ایران و زبان فارسی و ادیان باز می‏گردد. جالب است در میان ناشران آثار فارسی در هند، مطبعه‏ای به نام مجتبایی هست که آثار فارسی و عربی و اردوی بسیاری به طریقه سنگی منتشر کرده است.مجتبایی در گفتگویی خود را چنین معرفی می کند: «شغل من از کودکی سیاحتگری در ادب فارسی است.» هر چند از دو کس دیگر که فضل تقدم دارند نام می‌برد. علی اصغر حکمت، مؤلف کتاب‏های سرزمین هند و کتیبه‏های فارسی در هند و دیگری محمود تفضلی، مترجم فاضل کتاب‏های نگاهی به تاریخ جهان (در سه جلد) و نامه‏های پدری به دخترش، هر دو از جواهر لعل نهرو که در آنجا درباره اسم خود می‏نویسد که فامیل من نیمی فارسی و نیمی عربی است ؛ نهرو یعنی آب نهر. ضمناً نمی‏توان از هندشناسان ایران گفت و ذکر خیری از داریوش شایگان نکرد که اثر ارزشمندی در دو جلد درباره ادیان و مکتب‏های فلسفی هند دارد.

 

از زمانی که دایره المعارف نویسی در ایران رواج گرفت، یعنی از چهار دهه پیش، نام دکتر مجتبایی در بین اعضای هیأت علمی یا نویسندگان مقالات، یا ویراستاران عالی‏رتبه دیده می شود و این جنبه‏ای است که در سال‏های اخیر به جنبه‏های دیگر علمی ایشان افزوده شده است. بخشی از آثار ایشان به صورت مقالات و گفتگوها و سخنرانی‌هاست که خوشبختانه اخیراً در دو – سه مجلد گردآوری شده‏اند و آخرین آنها کتاب گفتارهایی در تاریخ و فرهنگ است مشتمل بر مقالات استاد در دایره المعارف بزرگ اسلامی که در هفته گذشته رونمایی شد.

 

بدین ترتیب است که می‏توان به جنبه‏های دانشنامه‏ای وجود ایشان پی برد. با این همه باید اذعان کرد که دکتر مجتبایی مانند برخی استادان هم طبقه خود بسیار کمتر از آنچه که می‏داند می‏نویسد و کمتر در مجامع ظاهر می‏شود و سخن می‏گوید. این سال‏ها آلودگی آب و هوای تهران، ایشان را به خارج از تهران گریزانده است. اما در مجموع در میان معاصرین کمتر می‏توان شخصیتی چون ایشان یافت که در فردوسی‏شناسی، حافظ‏شناسی، تصوف و حتی شعر و ادب معاصر نظرات بدیع داشته باشد. خود او تراز فاخری از فرهنگ ایرانی در قرن اخیر است و می‏گویند در میان محققان داخل و خارج، آثار و نوشته‏های او از جمله مهم‏ترین مآخذ به شمار می‏آیند. از ویژگی‏های دکتر مجتبایی، شاگرد پروری اوست و نشانه آشکار آن اعطای جایزه مجتبایی است که از کیسه فتوت خود برای تشویق دانشجویان برای تدوین بهترین پایان‏نامه در زمینه‏های مربوط به فرهنگ ایران و ادبیات فارسی اختصاص داده است. دکتر مجتبایی در ماه رمضان سال جاری به واسطه یک عمر پژوهش و تلاش فروتنانه و اخلاق مدار، جایزه اخلاق و نیایش را از دست آقای خاتمی دریافت کرد و آقای خاتمی خطاب به دکتر مجتبایی گفت من شاگرد غیابی شما هستم.

منبع: روزنامه اطلاعات

اخبار مرتبط :

ارسال نظر
نام :
ایمیل :
ارسال نظر
نظرات کاربران
میزان اهمیت
ایمیل
توضیحات
ثبت گزارش

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما