آهنگ زبان و وزن شعر / سید مسعود رضوی - سوم
|۱۰:۲۵,۱۳۹۸/۴/۱۷| بازدید : 126 بار

 

3ـ اشکال سوم در تعلیق فهم آهنگ و اوزان بر اساس بنیان‌های زبانی و تعطیل و توقف بسیاری از امکانات و ظرفیت‌های موسیقایی در شعر و زبان پارسی است. عارفی در باب شعر از رقص لغات یا سماع کلمات (یا به قول حضرات حرکات موزون) سخن گفته و نظامی و عطار و سرحلقه حکمت و اشعار ما، یعنی حکیم فردوسی، شعر را سخن الهام یافته و منظوم و والاترین کیفیت بیان معرفی می‌کردند. حصر و انحصار آموزه‌های عروض سنّتی، برای زبانی ظریف و بانشاط و آسان (در بیان و گفتار و نوشتار و ساختار)، به کلیت علوم ادبی و «شعرشناختِ» پارسی لطمه وارد کرد.

 

۴ـ اما مهمترین مشکل عروض، در دوران جدید و پسامشروطیت چهره خود را نشان داد. اولا موجب جدل و جدالی تند و بیهوده میان سنّتیان و متجدّدان شد. دوم اینکه درک ما را از عناصر شکلی شعر در انحصار تعریف سنّتی، یعنی عروض و قافیه (و اجزای آنها) قرار داد و توازن و تقطیع و آهنگ‌های متنوع در شعر پارسی را مقهور مباحث و اصطلاحاتی کرد که به جای زایندگی، فقط پژمردگی و فرسودگی ایجاد می‌کرد.

 

بسیاری از مباحث ادیبان و شعرشناسان سنتی و مدافعه پرشور آنان از وزن‌ها و عروض قدیم، اساسا وجهی نداشت، به‌ویژه در مواجهه با شعر نیمایی و چهار نماینده درخشان این گونه (نیما، اخوان، فروغ و سهراب سپهری) که در سرمشق تحول نوگرایانه و نواندیشانه‌ای که در پیش گرفتند، مبانی و اصول بنیادین شعر کلاسیک و سرمایه‌های آهنگین ادب پارسی آسیبی ندید. درواقع در دیوان این شاعران نوگرا، اصول ذاتی شعر از نظر قدما به دقت ملحوظ و محفوظ ماند. آنان نه وزن را از شعر کنار نهادند و نه در تخییل و تصویر و ابداعات عاطفی و شاعرانه، دست کمی از شعرای بزرگ گذشته داشتند. تنها در مورد قافیه ابتکارهایی به خرج دادند که اساسا مجاز بود؛ زیرا بنا به حکم و تعاریف بزرگترین محقق و فیلسوف دوره اسلامی و صاحب مهمترین کتاب در عروض و بنیان های شعر پارسی، یعنی«معیارالاشعار» خواجه نصیرالدین توسی، «قافیه» از لوازم ذاتی شعر نیست و بنا بر همین حکم نیز، شعرا مقید بدان نبوده‌اند. البته روشن است که کاملا مختار هم نیست؛ بدین معنا که به‌کلی مبادرت به حذف آن نماید یا جایگزین موسیقایی همپایه برای آن در نظر نگیرد. در واقع به دلیل نقش مهم قافیه و ردیف در شکل‌گیری وزن و موسیقی شعر پارسی، نمی‌توان آن را یکسره حذف کرد و نادیده گرفت. مگر آنکه با جابجایی یا قراردادن عنصری هم ارز و موثر، کارکرد و تأثیر آن را جایگزین نماییم.

 

اختیارات شاعری، آشفتگی و اوزان نامطبوع

۱۶ـ باری، این گونه بود که نقدالشعر و پژوهش نظم و تئوری ادبیات در موارد متعددی به اشکال بر می‌خورد و تناقض در مبانی موجب مشکلاتی می‌شد که تعریف‌پذیر نبود و تحریف‌پذیری و توجیه‌گری را جایگزین علوم و احکام دقیق و مستدل در ادبیات می‌کرد؛ مثلا آنکه عروضیان و دیگر ادب پژوهان و استادان بلاغت، هر کجا به مشکل و تناقضی برمی‌خوردند یا مانع غیر قابل حل و معضل دشواری می‌یافتند، بلافاصله آستین ابداع را به خیال خود بالا زده و شاهد مثالی خلق می‌کردند. خلق‌الساعه شعری می‌سرودند یا نظمی به هم می‌بافتند و برای آن عنوانی هم قرار می‌دادند تا از تعرض پرسش و تعقیب اشکال هم دور بمانند! نمونه دیگر و مهمتر، سرفصلی به نام «اختیارات شاعری» بود که رافع هر اشکال و دافع هر سؤال محسوب می‌شد.نکته‌ای که گفته شد، تلقی ما از دانش ادبی، در سرچشمه علومی چون ادبیات، برخلاف ارسطو و حکمای غرب، براساس معرفت و تعریف دقیقی از وجود و ماهیت، جوهر و عرض، یا هستی و چیستی پدیده‌ها شکل نگرفت. به جای آن، تعلیل و توجیه آنچه در دسترس بود و یا اجماع مختصری در توافق با آن وجود داشت، کافی بود تا بدان وجاهتی بخشیده و نظریه یا چیزی شبیه بدان نیز تحریر و تألیف شود. به عبارت دیگر هر کار و اثر، هر شیوه و طریقت، هر سخن و نظم و شعری که از قلم شعرای کهن و نامدار تراویده یا بیان شده بود، خود به خود واجد چنان اعتباری هم دانسته می‌شد که عنوانی برایش جعل یا صادر شود. در چندین سرشاخه عروض و بدیع و معانی و بیان، عنوانی برای آن یافته و سر و شکلی تحت عنوان یک قاعده مخصوص بدان عطا می‌شد. این کار البته چندان آسان و خالی از فواید نبود. فی‌نفسه صعب و قابل تحسین بود؛ زیرا نتایج مفیدی هم داشت، اما در بیشتر موارد موجب اتلاف وقت و کژفهمی می‌شد و مقلدان و متفنّنان را دچار گمراهی می‌کرد.

 

توالی فاسد این تفنّن و تمهیدات اندک نبود. این ادب‌دانان و بلاغیون و ناقدان که غالبا دانشورانی باهوش و نکته‌سنج هم بودند، گرفتار سخن بزرگان می‌شدند و هر کجا به مشکلی بر می‌خوردند که دیگر هیچ توجیهی را برنمی‌تافتند و هیچ تعریفی را نمی‌پذیرفتند، به دو قاعد بی‌قاعدگی در می‌آمیختند: یکی «اختیارات شاعری»‌ بود و دیگری جعل عنوان نامطبوع یا صفاتی چون غریب و نادر و شاذ و امثال ذلک…، نتیج این سیر و طریقتِ ناموزون، سیطر کمیّت و صدور نظم های بارِد و نابهنجار بود که جای را بر استعدادهای بزرگ و عواطفِ طبیعی و ابداعات اصیل تنگ می کرد. شگفت آنکه گاه به کارگیری قافیه و ردیف‌های غریب، یا طبع‌آزمایی در این اوزان و بحور نامطبوع،‌ نشان‌دهند قدرت ناظم و چیرگی وی بر صنعت شاعری دانسته می‌شد و گویی آنچه مطبوع و موزون طبایع است، نمی‌تواند بیانگر قوت ناظم و قدرت شاعر تلقی شود. درست به مانند طرز سخن برخی ادبای سنتی یا طور غریبِ نگارش متکلفانه و استعمال لغات قلمبه و مهجور، از آن جهت که برای کم دانشان نشانه فزونی علم و اوستادی بوده است! حال آنکه به‌سادگی می‌شود پرده از تناقض برداشت، که اگر «نامطبوع» است چرا باید قاعده‌ای در علوم بلاغت یا زایده‌ای برای ادب و صناعت قلمداد شود. ایرج میرزا از این قواعد و جدلها و شیوه‌ها،‌ به ستوه آمده و سرود:

انقلاب ادبی محکم شد

فارسی با عربی توأم شد

می‌کنم قافیه‌ها را پس و پیش

تا شوم نابغه دوره خویش

 

و نیز این بیت از لاادری:

به پیشکش برای تو آورده‌ام کمی اشعار

به هیچ باغ نخواهی دید بی‌شک چنین اثمار

 

منابع عروضی معاصر

۱۷ـ اگر بخواهیم کتاب‌های معاصر را در باب علم عروض فهرست کنیم، نسبت به دیگر شاخه‌های ادب پژوهی، فراوان نیست. این امر به دلیل دشواری آموزش و فهم و به خاطرسپاری شاخه‌ها و اسامی و تقسیمات، و نیز تقطیع هجاها و حروف و مصوت‌ها بوده است. به هر حال چند اثر متقدم که شهرتی داشته و در دوران متأخر قاجاریه نوشته و چاپ شده است، یکی کتاب «بحورالالحان» اثر فرصت‌الدوله شیرازی است که ابتدا در سال ۱۳۳۲ق در بمبئی چاپ شد و سپس به کوشش علی‌زرین قلم در سال ۱۳۴۵ در تهران باز نشر گردید.

 

«رساله در فن عروض» نیز تقریرات ادیب ثانی، میرزا محمدتقی ادیب نیشابوری است که نسخه خطی آن مورد استفاده زنده‌یاد استاد ابوالحسن نجفی نیز بوده است. اگر از این آثار بگذریم، در دوره اخیر استادان دکتر مهدی حمیدی شیرازی و دکتر پرویز ناتل خانلری، که خود شاعرانی ابداعگر و چیره‌دست بودند، تألیفات و تحقیقات مهم و جالبی درباره عروض پارسی منتشر کرده‌اند. همچنین استاد مسعود فرزاد که تلاش و پژوهش زیادی در وزن‌های شعر پارسی و اوزان شاعران نامدار ایران به چاپ رساند. در این فرصت، نگاهی کوتاه به این آثار و پژوهش‌ها می‌افکنیم و به اجمال مهمترین کتب و پژوهش‌های مربوط به اوزان شعر و علم عروض را در دوره اخیر معرفی می‌نماییم. بسیاری از کتب عروضی، البته در هند و پاکستان (شبه‌قاره) و افغانستان و ماوراءالنهر چاپ شده که تفاوت‌هایی به دلیل شیوه سماع و استماع و موسیقی و طرز ادای کلمات دارند؛ اما در مجموع تداوم سنّت عروض کلاسیک و همان وزن شعر تازی است. ابداع و تفاوت نیست و نکت فوق‌العاده‌ای هم نمی‌توان در آنها یافت. «عروض سیفی»، تألیف شده در سال ۸۹۶ق ‌که هانری بلوخمان تصحیحش کرده و در آمستردام هلند چاپ شده، یکی از این آثار است که اولین ‌بار در سال ۱۸۷۲م در کلکته انتشار یافت. چند اثر دیگر در همین حوزه برون‌مرزی:

ـ مفتاح الغموض در قافیه و عروض، کابل ۱۳۴۷ق.

ـ زبده‌العروض، اثر احمدحسین خان‌صاحب (سالک)، چاپ سنگی، کانپور، بی‌تاریخ.

ـ عروض فارسی ـ تاجیکی، شاه‌اسلام محمدویچ (شاه محمداف)، تاشکند ۱۹۷۰م. این اثر به زبان ازبکی درباره عروض پارسی نوشته و چاپ شده است.

ـ شجره‌العروض، مظفرعلی‌ السیر، چاپ سنگی، کانپور، ۱۹۱۵م.

منابع کهن و منابع موثق نوین

 

منابع کهن

۱۸ـ تحقیق و تألیف درباره عروض و وزن شعر همواره ادامه داشته است. برای تتمیم و تکمیل بحث باید گفت مهمترین کتب کهن و کلاسیک درباره شعر پارسی در قرون متقدم و میانه، که غالبا مرجع استناد و محل رجوع و در واقع منشأ تمام قواعد و اصطلاحات این علم بوده، شاید چهار کتاب معروف، از چهار تن از ادب‌شناسان زبده بوده باشد که عبارتند از:

۱ـ حدایق‌السحر فی دقایق‌الشعر، اثر رشیدالدین وطواط؛

۲ـ ترجمان البلاغه، محمد عمر رادویانی؛

۳ـ معیار الاشعار، خواجه نصیرالدین توسی؛ و

۴ـ المعجم فی‌ معاییر اشعارالعجم، اثر شمس قیس رازی.

 

این چهار کتاب زبده، معروف و مهم در دوران ما با تصحیح انتقادی و دیباچه و توضیحات خوب و مفید بارها چاپ و نشر شده است؛ اما اگر به دوره معاصر نظر بیفکنیم، چند شخصیت درخشان و صاحب آثار ارزشمند در عرصه عروض بیشتر خودنمایی می‌کنند: مهدی حمیدی شیرازی، مسعود فرزاد، پرویز ناتل خانلری، تقی وحیدیان کامیار، سیروس شمیسا، مهدی اخوان ثالث و استاد محمدرضا شفیعی کدکنی.

 

در زمینه موسیقی شعر و به صورت ویژه در موضوع ارتباط وزن و موسیقی، کتاب «موسیقی شعر» اثر دکتر شفیعی کدکنی اهمیت وافر و ویژه‌ای دارد. مباحث نوین ادبی درباره موسیقی وزن و قافیه و ردیف و حروف و اشکال متنوع آن بحثهای عالی دارد؛ اما در باب ربط موسیقی سنتی (ردیفی و دستگاهی، و موسیقی محلی و مقامی) با شعر و اوزان آن، باید در آثار استاد یگانه موسیقی، علی‌نقی وزیری و کتابههای حسینعلی ملاح جستجو کرد. از جمله دو مقاله استاد وزیری به نامهای: «اصلاح قواعد عروض و ترسیم بحور متداول عروضی با اوزان موسیقی آنها و راه پیدایش تازه» و نیز مقاله‌ای به نام «متمم عروض» که همگی در «مجله مهر» در سالهای ۱۳۱۶ و ۱۳۱۷خ به چاپ رسیده است. حسینعلی ملاح کتاب معروف و مهمی نیز به نام «موسیقی و شعر» دارد و در سنوات دورتر در مجله موسیقی سال ۱۳۴۶، مقاله محکم و مفیدی تألیف کرده است به نام: «پیوند موسیقی و کلام».

 

از جمله مقالات قابل توجه درباره عروض هم، یکی مقاله‌ای است با عنوان «یک قاعده شعری» اثر استاد جلال‌الدین همایی (مجله مهر ۱۳۱۲)، دیگری مقاله «سماع وزن» نوشته استاد مظاهر مصفا، که در راهنمای کتاب ۱۳۵۴ به چاپ رسید. مقاله «چند نکته درباره پایه و افاعیل در عروض سنتی» به قلم محمد فشارکی در مجله دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه فردوسی مشهد (۱۳۷۲) چاپ شده است.

 

یک کتاب نادر و کم‌شناخته با حواشی و تعلیقات مرحوم محمدحسن ادیب هروی خراسانی نیز در سال ۱۳۳۷خ به همت انتشارات اقبال چاپ شد به نام «عروض همایون» که در مدارس و دبیرستان در رشتهههای ادبی و مباحث وزن‌شناسی مدتی کاربرد و خواننده داشت و محل رجوع بود. استاد نامدار ادب فارسی، زنده‌یاد سعید نفیسی نیز در مجله دانشنامه، به تاریخ آبان ۱۳۲۶، مقاله جالبی با عنوان «وزن شاهنامه فردوسی» به چاپ رسانده است. کتابی هم در سال ۱۳۶۸خ از مولانا وحیدی در «مجموعه رسایل فارسی»، به همت انتشارات آستان قدس رضوی به چاپ رسیده به اسم «مختصر وحیدی در عروض»، که باید در زمره آثار اولیه اما تکراری دوره معاصر فهرست شود.

 

دکتر تقی وحیدیان کامیار، صاحب تحقیقات و افاضاتی درباره وزن شعر بود و آثار مهم وی عبارتند از: «وزن شعر فارسی مأخوذ از وزن شعر عرب نیست»، منتشر شده در «مجموعه مقالات هشتمین کنگره تحقیقات ایرانی» ۲۵۳۷ شاهنشاهی (۱۳۵۷خ)، و دیگری «بررسی وزن شعر عامیانه فارسی»، تهران، انتشارات آگاه ۱۳۵۷ خورشیدی.

 

از فرزاد تا خانلری

۱۹ـ از دیگر دانشورانی که به عروض پرداخت و سعی کرد اوزان شعر پارسی را طبقه‌بندی و منظم کند، مرحوم مسعود فرزاد بود. فرزاد که در طبقه‌بندی وزنهای شعر دچار مشکل شده بود، کوشش و پژوهشی را برای دوباره‌سازی و دوباره‌یابی یا استخراج ارکان عروضی برای ایجاد تقسیمات مناسب در اوزان شعر پارسی آغاز کرد؛ اما به رغم زحمات و تحقیقات فراوان، توفیق چندانی نیافت؛ زیرا روش او بیش از آنکه بر مبانی علمی استوار شود، یعنی از یک سو قابل تشخیص باشد و از سوی دیگر قابل تأیید و آزمون، بر پایه ذوق و درک شخصی استوار شده بود. کارها و نوشته‌های فرزاد بارها نقل و نقد شده، ولی البته گامی رو به جلو بود و در آثار عروض‌شناسان دوره‌های اخیر مورد استفاده قرار گرفت.

 

برخی از مقالات و تحقیقات مسعود فرزاد درباره عروض مولوی و رودکی، در مجله «خرد و کوشش» (سال ۱۳۴۹) منتشر شد. در سال ۱۳۵۰ مقاله‌ای با عنوان «عروض حافظ» در مجله دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران به چاپ رساند و سرانجام تألیف نظری و تاریخی وی با عنوان «مجموعه اوزان شعر فارسی» نیز ابتدا در خرد و کوشش به سال ۱۳۵۴ چاپ شد.

 

تحقیقات جالب زنده‌یاد مهدی اخوان ثالث در مقالات و آثار وی پراکنده است؛ اما ابداعات و نکته‌سنجی و پیشنهادهای او و پیشوای شعر نو، نیما یوشیج در مقالات و نامه‌های گوناگون، در حقیقت سنگ بنای بازنگری نواندیشانه و تجدد وزن و علم اوزان نوین در شعر فارسی به حساب می‌آید.

 

حال آنکه واپسین مدافع پرشور شعر سنتی و عروض کلاسیک که خود ادیبی ماهر، استادی برجسته و شاعری پرشور بود، دکتر مهدی حمیدی شیرازی بود و دو کتاب «شعر فارسی و کالبدهای پولادین آن» و «عروض حمیدی» (چاپ انتشارات پیروز، تهران ۱۳۴۲)، در زمره بهترین کتاب‌های درسی و منابع تحقیق معاصر درباب وزن شعر پارسی بوده و هست. مصطفی مقربی در مجله راهنمای کتاب، دی و بهمن سال ۱۳۴۲، معرفی و نقد جالبی درباره این آثار نوشته است.

 

سرانجام باید به آثار دقیق و عالمانه ادیب یگانه و شخصیت بزرگ ادبیات و فرهنگ ایران در عصر حاضر اشاره کرد که دو اثر بسیار ممتاز درباره وزن شعر پارسی، تنها گوشه‌ای از میراث عظیم و بی‌جایگزین او بوده است. زنده‌یاد استاد دکتر پرویز ناتل خانلری، نویسنده مقالات متعدد درباره وزن شعر و ادبیات تطبیقی و جمال‌شناسی و مؤلف دو کتاب مهم ذیل:

ـ تحقیق و انتقادی در عروض فارسی، دانشگاه تهران ۱۳۲۷٫

ـ وزن شعر فارسی، دانشگاه تهران ۱۳۳۷ (و چاپ مجدد با تصحیح و اضافات و افاضات فراوان در بنیاد فرهنگ ایران، تهران).

 

تتبعات ابوالحسن نجفی

۲۰ـ استاد، مترجم و محقق فقید ابوالحسن نجفی، در جامعه فرهنگی و در میان کتابخوانان ایرانی، شناخته‌شده و بسیار خوشنام است. ترجمه‌های او را از آثار ادبی، فلسفی و به ویژه رمان‌های فرانسویان، باید جداگانه مورد بحث قرار داد و معرفی کرد. برخی از آنها دهها بار چاپ شده و شمارگان زیادش گاهی تعجب علاقه‌مندان به کتاب‌های ادبی و ادبیات داستانی را برانگیخته است. او بهترین و دقیق‌ترین برگردان آثار بزرگان فرانسوی را به پارسی‌ عرضه کرد و از این جهت، اثر مهمی بر شیوه و شگردهای رمان و قصه‌نویسی معاصر ایران برجای نهاد. از جمله نمایشنامه‌های «گوشه‌نشینان آلتونا» و «شیطان و خدا»، اثر ژان پل سارتر، و دو کتاب نظری «ادبیات چیست؟» و «درباره نمایش» را از همان فیلسوف و نویسنده نامدار ترجمه کرد که هنوز اعتبارشان را از دست نداده‌اند. وی آثاری از رومن گاری، آلبر کامو، آندره مالرو، روبر مرل، آنتون دوسنت اگزوپری، تیری مونیه، روژه مارتن دوگار، هنری پیر، آرتور آداموف، کریستیان دوشفور، ژیل پرو و دیگر بزرگان فرانسه را ترجمه کرد و بی‌هیچ اغراقی می‌توان گفت که برخی از این ترجمه‌ها را باید بازآفرینی در ادب پارسی و جزو سرمایه‌های معاصر قلمداد کرد؛ به‌ویژه کتاب دشوار «ضد خاطرات» به قلم آندره مالرو و رمان مفصل «خانواده تیبو» اثر روژه مارتن دوگار که از حیث تفصیل و پیچیدگی، جزو آثار برتر ادبیات مدرن فرانسه محسوب می‌شود. قدرت نگارش و سبک والای قلم نجفی سبب شده این آثار در زبان پارسی نیز در تراز و سیاقی عالی و کم‌نظیر بازآفرینی و بازنوشته شده است.

 

اما اگر از سایه ترجمه بر آثار قلمی ابوالحسن نجفی بگذریم، دیگر کارهایش را باید در محیط زبان، ادب، شعر و فرهنگ ایرانی، بااهمیت قلمداد کنیم. هرچند به گمان من، نثرهایی همچون برگردان پارسی «ضد خاطرات» را نباید صرفاً ترجمه قلمداد کرد، واقعا نثر فاخر ادبی و گاه چنان موجز، حیرت‌انگیز و بدیع است که نمی‌توان نمونه‌ای مشابه برایش پیدا کرد. ضد خاطرات از آن دسته کتاب‌هایی است که به بخت مساعد ایرانیان، با چرخش قلمی درخشان، به دست نجفی بازآفرینی شده؛ اثری استعلایی در ذهن و ضمیر خواننده باقی می‌گذارد و موجب غنای ذهنی و هنری و پالایش فکری و معنوی در خوانندگان نکته‌سنج خواهد شد. امری که قدرت شگرف واژگان را در ضمن آثار ادبی نشان می‌دهد و به ما گوشزد می‌کند که تنها ادبیات و هنر است که رابط میان خرد ناب و اخلاقیات بی‌پیرایه و بنیادین تواند بود.

 

شیلر، شاعر برجسته آلمانی در کتابی به نام «نامه‌هایی در تربیت زیباشناسی انسان» در این باره به تفصیل سخن گفته و بر اساس نقدهای سه‌گانه کانت (سنجش خرد ناب یا نقادی عقل محض، سنجش خرد کاربردی یا نقد عقل عملی و زیباشناسی و هنر)، تفسیر جالبی عرضه کرده است. او فرزانگی و استعلای هویت انسانی، یا «تمامت» و «وحدت» شخصیت فرد را هدف زندگی عقلی و معنوی می‌داند؛ اما دستیابی به چنین کمالی را مستلزم حیات عقلی و اخلاقی توامان در وجود انسان می‌داند. در اینجا یک پرسش فلسفی پیدا می‌شود که باید پاسخی برایش یافت: به‌راستی فاصله میان خرد ناب (عقل محض) با اخلاق، یا عقل عملی چگونه باید طی شود؟ درّه‌ای عمیق در این میانه وجود دارد که تنها یک پل می‌تواند آنها را به هم وصل نماید و تعامل استعلایی را در آن هویدا کند و وحدت یا تمامت انسانی را برقرار سازد.

 

خوشبختانه هم نقدهای کانت و هم کتاب شیلر به زبان پارسی ترجمه شده و «نامه‌هایی در تربیت زیباشناختی انسان» به قلم شیوای استاد دکتر محمود عبادیان منتشر شده است. هم کانت در مقام بزرگترین فیلسوف آلمان، و هم شیلر ـ مفسّر و ادیب آلمانی ـ از انسان معاصر می‌خواهند که به این استعلا و کمال هویت، و این وحدت شخصیت در فلسفه و اخلاق اهتمام نماید و با بهره‌گیری از جنبه‌های عالی زیباشناختی در وجود انسان، هنر والا و اصیل را وجه تمایز چنین بلوغ فکری و استعلایی قلمداد کند و به «تمامت» یا «فرزانگی» در لباس انسانیت نایل شود؛ به زبان و عبارت کانتی: «جرأت کن فرزانه شوی!»

ادبیات راستین از چنین منزلی آغاز می‌شود و به چنان منزلتی دست می‌یابد. به همین دلیل، امروزه هدف ادبیات و ارزش آثار ادبی، تنها در پر کردن اوقات فراغت و حظّ و لذت از آن خلاصه نمی‌شود. ادبیات در تمام شکلها و گونه‌ها، و در تمام سطوح و بهره‌ها، یک ضرورت و نیاز متعالی است که تربیت و آرمان‌های برترین افراد را در طبقات گوناگون انسانی بر عهده دارد. ادبیات در حلقه‌ای پیوسته از هنرها، مرتبه و منزلتی بی‌همتا دارد و ادراک معنوی و گشایش‌های بی‌پایان در دریای تخیّلات انسانی را به شایستگی نمایندگی می‌نماید.

شادروان ابوالحسن نجفی معتقد بود که عمر انسان در پیوند با ادبیات، بیهوده و تباه نخواهد شد و به عبارتی که به تفصیل در اثر سارتر به نام «ادبیات چیست؟» مورد بحث قرار گرفته، ضمانت ادبیات برای به ثمر رسیدن و فایده‌مند بودن زندگی انسان، عهدی کافی است. ادبیات ضامن تعالی، زیست انسانی و انسانی زیستن است.

 

زندگینامه و محیط تحقیق

۲۱ـ ابوالحسن نجفی، متولد ۷ تیر ۱۳۰۸ در شهر نجف و متوفای ۲ بهمن ۱۳۹۴ در تهران، زبان‌شناس و مترجم و ادب‌پژوه معاصر ایران و عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادب پارسی بود. آثارش در حوزه‌های مختلف، به‌ویژه ترجمه، ویرایش و بهکرد انتخاب لغات و نوشتار معاصر، دارای اهمیت بود و مدتی هم مدیریت و دبیری مجله «ادبیات تطبیقی» را برعهده داشت؛ اما آثارش در طبقه‌بندی و وصف و تعاریف امروزین و نقد نظرات نیاکان درباره وزنهای شعر پارسی، در زمره مهمترین و دقیق‌ترین کارها بوده و از برخی جهات نوآورانه و بی‌سابقه است. او خود پیش‌بینی کرده بود که اگر در آینده، آثارش اهمیتی داشته و ارجاعات بدان لازم افتد، عمدتاً مربوط به همین حوزه، یعنی تفحص و تحقیق در وزن شعر پارسی است. اجمالی از زندگی او بر اساس دانشنامه‌های موجود در دسترس چنین است:

او تنها فرزند بازمانده خانواده‌ای بود که در سال ۱۳۰۸ در شهر نجف متولد شد. پدرش مانند بسیاری از طلاب و فضلا و اهل علم در آن دوران، راهی عتبات عالیات شده و به درجه اجتهاد در علوم حوزوی رسیده بود. برادرش فضل‌الله نجفی، افسر ارتش بود و در وقایع پیرامون مشروطیت در واقعه معروف به «قیام افسران خراسان» که در تابستان ۱۳۲۴ رخ داد، همراه با رهبر گروه سرگرد اسکندانی، وارد جنگی نابرابر شد و جانش را از دست داد. ابوالحسن بعداً در ایران به ادبیات علاقه‌مند شد و برای ادامه تحصیل به دانشکده ادبیات دانشگاه تهران راه یافت تا در رشته زبان فرانسه متخصص شود.

منبع: روزنامه اطلاعات

اخبار مرتبط :

ارسال نظر
نام :
ایمیل :
ارسال نظر
نظرات کاربران
میزان اهمیت
ایمیل
توضیحات
ثبت گزارش

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما