سندِ تقدیر ناصرالدین شاه قاجار از میرزا عیسی خان وزیر
|۱۴:۵,۱۳۹۸/۳/۲۵| بازدید : 219 بار

 

منصور رشیدی، علی قنبریان

مقدمه: همواره انسان‌های خیراندیش در طول تاریخ بوده‌اند. انسان‌هایی که به مردم خدمت می‌کردند و مردم را دوست داشتند. سعیشان در برآورده‌کردن نیازهای قشر کم‌درآمد جامعه بوده است. برای خدمت به مردم با هزینۀ شخصی خویش، اماکنی همچون آب‌انبار، بیمارستان، مسجد، و حوزۀ علمیه احداث کرده و آن‌ها را وقف بر مردم کرده‌اند تا با گذر زمان این اماکن و منافع آن دست نااهلان نیفتد و جامعه همواره از آن‌ها استفادۀ مادی و معنوی ببرد.

از جملۀ چنین انسان‌هایی می‌توان از خاندان انتظام‌وزیری نام برد. خاندانی که در دورۀ قاجار و پهلوی منشأ خیرات و برکات بودند و هنوز هم جامعه از موقوفاتی که از آن‌ها برجای مانده است، بهره‌مند است. در نوشتار حاضر، به معرفی کوتاه افراد سرشناس این خاندان (میرزا موسی وزیر تفرشی، میرزا عیسی خان وزیر، سیدعبداللّه خان انتظام‌السلطنه، سیدمحمد انتظام‌السلطنه (بینشعلی)، سیدعبداللّه انتظام‌وزیری، سیدنصراللّه انتظام‌وزیری) خواهیم پرداخت و سپس مروری می‌کنیم بر سندی از ناصرالدین شاه قاجار، که در تقدیر از میررزا عیسی خان وزیر (یکی از افراد سرشناس این خاندان) است.

 

1. افراد سرشناس خاندان وزیری

1.1. میرزا موسی وزیر تفرشی

میرزا موسى مستوفى تفرشى متولد سال 1198 قمری3 پسر میرزا ابوالقاسم و پدر میرزا عیسى وزیر و سیدعبدالله خان انتظام‌السلطنه بود. در سال 1263 قمری که ناصرالدین میرزا، ولیعهد، به حکمرانى آذربایجان تعیین مى‏شود، میرزا موسى سمت مستوفى کل، پیشکار دارایى، را بر عهده مى‏گیرد. میرزا موسى در مجلسى که از علما و رجال براى مناظره و مباحثه با سیدعلى‌محمد باب در حضور ولیعهد در همین سال تشکیل مى‏شود نیز حضور داشته است.

در سال 1264 قمری که ناصرالدین میرزا پادشاه و میرزا تقى خان صدراعظم شد، اسکندر میرزا، پسر ششم عباس میرزا نایب‌السلطنه، به وزارت و پیشکارى میرزا موسى به حکومت قزوین منصوب گردید. 4 در سال 1269 قمری که ناصرالدین شاه قصد مسافرت به خارج از تهران براى تفریح و گردش‌هاى طولانى داشت و معین‏الدین میرزاى ولیعهد، کودک شیرخواره را، در تهران گذاشت، میرزا موسى را به وزارت (معاونت) حکومت تهران منصوب کرد. از این تاریخ به بعد بود که میرزا موسى معروف به وزیر شد. 5 میرزا موسی در سال 1277 قمری، بعداز مدتی وقفه، دوباره به وزارت تهران منصوب شد.

میرزا موسی وزیر به‌خاطر خدماتی که انجام داده بود، از طرف شاه قاجار مورد تکریم قرار می‌گرفت. محمدحسن خان اعتمادالسلطنه، از مورخین و نویسندگان عصر قاجار می‌نویسد:

«در شعبان‌المعظم سنۀ 1296، موکب همایون شهریارى6 ادام‌اللّه‌ملکه همچنان در ییلاق لار و فیروزکوه مى‏باشد. جناب میرزا موسى‏ وزیرلشکر به اعطاى نشان و حمایل از درجۀ امیرتومانى سرافراز آمد.‏» 7

میرزا موسى وزیر در شب نوزدهم محرم 8 سال 1282 قمری در سن 84 سالگى درگذشت9 و در قسمت شرقی صحن حضرت امام حسین× در مقبرۀ وسیع و مجللی که خودش در زمان حیات خویش بنا کرده بود، مدفون شد. 10

ناصرالدین شاه قاجار در سفر به عتبات عالیات عراق، مقبرۀ میرزا موسی وزیر را دیده و در سفرنامۀ خویش آن را چنین توصیف می‌کند:

روز جمعه هشتم [ماه رمضان‏] ناهار را منزل خوردیم. چهار به غروب مانده زیارت رفتیم. سر راه زیاد شلوغ بود. ما رسیدیم به صحن مقدس. زیارت کردیم، نماز کردیم‏، دعا کردیم. ان‌شاءاللّه مستجاب است. بعد رواق حضرت را گشتم، خراب است. ان‌شاءاللّه باید تعمیر شود. فرش، قالى، و نمد [است‏]. گنبد مطهر بد است. باید ان‌شاءاللّه نو بشود. بعد رفتم دور حجرات صحن را گشتم، شیخ عبدالحسین مرحوم با پول ما تعمیر کرده است. خوب ساخته است. اما ازاره‏11هاى کاشى باید سنگ بشود، ان‌شاءاللّه. رطوبت زیاد است. ازاره‏ها ریخته. مقبرۀ خود شیخ هم در یکى از حجرات است. مقبرۀ میرزا موسى‏ وزیر تهران در ایوانى است بزرگ در سمت حجرات رو به جنوب. شمعدان و چراغ [و] مستحفظ [و] قارى داشت. 12

برخی از خدمات میرزا موسی:

الف) مسجد:

مسجد به نام میرزا موسی و مربوط به دورۀ قاجار است. در تهران، خیابان ناصرخسرو، کوچۀ پلۀ نوروزخان واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۵ مهر ۱۳۸۳ با شمارهٔ ثبت ۱۱۱۹۸ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است. 13 

ب) کاروان‌سرای میرزا موسی وزیر در قزوین.

پ) آب‌انبار:

از آثار خیریۀ آن مرحوم آب‏انبار بزرگى است به نام آب‏انبار میرزا موسى در آخر خیابان سیروس جنب امامزاده سیداسماعیل.‏ 14

هم‌اکنون (سال 1397 شمسی)، یک آب‌خوری در بازار تهران، سبزه‌میدان وجود دارد و بالای آن روی کاشی آبی‌رنگی، از سوی ادارۀ اوقاف و امور خیریه نوشته شده است: «موقوفۀ آب‌انبار میرزا موسی وزیر».

 

2.1. میرزا عیسی خان وزیر

میرزا عیسى‏ تفرشى‏ معروف به وزیر، فرزند میرزا موسی وزیر تفرشی و برادر سیدعبداللّه خان انتظام‌السلطنه است. وی شوهرخواهر میرزا یوسف مستوفى‌الممالک (صدراعظم ناصرالدین شاه) بود. هرچند میرزا عیسى پس از فوت پدرش به‌عنوان نایب‌الحکومه تهران (وزارت تهران و پیشکارى حکومت)، تعیین شد، اما در ماه ذی‌حجۀ سال 1283 قمرى که ناصرالدین شاه عازم خراسان شد، در غیاب خود کارها را اساساً به میرزا یوسف آشتیانى مستوفى‌الممالک واگذار نمود و بنا به صواب‏دید و پیشنهاد وى، میرزا عیسى رسماً به سمت ریاست خالصجات و وزارت و پیشکارى کامران‌میرزا نایب‌السلطنه (حاکم تهران کودک دوازده‌ساله)، منصوب شد و از این تاریخ است که میرزا عیسى معروف به وزیر شده است.

وسعت دادن شهر تهران و احداث خندق برای جلوگیری از سیل، به‌دست باکفایت میرزا عیسی خان وزیر صورت گرفت. محمدحسن خان اعتمادالسلطنه می‌نویسد:

«سنۀ هزار و دویست و هشتاد و چهار عزم ملوکانه بر وسعت شهر تهران تعلق یافت لهذا مقرر فرمودند که شهر تهران را از سمت دروازۀ شمیران یک‌هزار و هشتصد ذرع و از سه جانب دیگر از هر طرف یک‌هزار ذرع وسعت دهند و کفالت این امر را به عهدۀ جناب آقاى مستوفى‌الممالک و میرزا عیسى،‏ وزیرِ دارالخلافه موکول فرمودند و نیز مقرر شد که خندقى حفر کنند که رفع عبور مردمان از خارج دروازه بشود و شهر از آفت سیل محفوظ ماند. روز یکشنبه یازدهم شعبان در بیرون شهر شروع به این کار شد. اعلی‌حضرت شهریارى بدواً کلنگى به زمین زدند و بعد سایرین شروع به حفر خندق کردند و میرزا عیسى‏ وزیر متعهد شد که سه‌ساله حفر خندق تمام شود. دور این شهر سه فرسخ و نیم شد و دوازده دروازه به دور او ساخته آمد و میرزا عیسى متقبل شد که او درین خدمت مجاهده کند و پاره‏اى از اراضى بایره که داخل در محاط شهر جدید می‌افتد از او باشد و هنوز بعضى اراضى متعلق به میرزا عیسى هست.» 15

میرزا عیسى همانند پدرش خدمات بسیاری انجام داد و مورد تشویق شاه قاجار بود. در کتاب «مرآة البلدان» آمده:

«میرزا عیسى‏ وزیر دارالخلافه به اعطاى یک قطعه نشان تمثال همایون سرافراز آمد.» 16

در سال 1310 قمری وبا تهران را فراگرفت و تعداد بسیاری در هر روز جان خود را از دست می‌دادند. میرزا عیسی وزیر مقید بود که اجساد با آداب کامل اسلامی (غسل و کفن) دفن شوند و تعداد زیاد مردگان مانع از این عمل نشد و خودش شخصاً نظارت می‌کرد تا تخلفی صورت نگیرد. میرزا عیسی جانش را در این راه فدا کرد و بر اثر وبا، در 22 صفر سال 1310 قمرى درگذشت.

بناى مسجدی در خیابان شاهپور تهران (وحدت اسلامی) زیر چهار راه حسن‌آباد و نیز بیمارستان وزیرى در خیابان ولى‌عصر، زیر چهار راه جمهورى، از ثلث دارایى میرزا عیسى وزیر ساخته شده است. میرزا عیسى وزیر در زاویۀ شمال‌غربى مسجد خیابان شاهپور مدفون است. 17

3.1. سیدعبداللّه خان انتظام‌السلطنه

میرزا سیدعبداللّه خان برادر میرزا عیسى وزیر و پدر میرزا سیدمحمدخان انتظام‏السلطنه‏ (بینشعلی) و جد آقایان سیدعبداللّه و سیدنصراللّه انتظام‌وزیری در خدمت ادارۀ نظمیۀ زمان ناصرالدین شاه بود. در 6 رجب 1309 به‏جاى کنت دومونفرت وزیر نظمیه شد و لقب انتظام‏‌السلطنه‏ گرفت و در اواسط ذی‌حجۀ همان سال درگذشت. 18

ممتحن‏الدوله در خاطرات خویش دربارۀ خصوصیات اخلاقی وی چنین آورده است:

«مرحوم سیدعبداللّه بسیار بسیار آدم خوش‏منظر و خوش‏فطرت و فرنگى‏مآب بود و خدمت به نوع زیاد مى‏کرد. همین آقا سید، به طراحى و نقشه‏کشى بنده، عمارت و باغى در خارج دروازۀ قزوین در سر قنات مرحوم میرزا سیدموسى وزیر، بساخت و غالب اوقات با هم محشور بودیم و رفت و آمد داشتیم.» 19

شخصیتی در دورۀ قاجار با نام عبدالله خان ناظم‏‌السلطنه‏ است. لازم است که با سیدعبداللّه خان انتظام‌السلطنه خلط و اشتباه نشود. ناظم‏‌السلطنه پسر علاءالدوله و پدر حبیب‌اللّه خان موقرالسلطنه در اوایل سلطنت ناصرالدین شاه سردستۀ غلامان شاهى بود و کشیک‏خانه به او واگذار شد. وى با برادرش احمد خان علاءالدوله رقابت داشت. وى در 1302 شمسی درگذشت. 20

 

4.1. سیدمحمد انتظام‌السلطنه (بینشعلی)

سیدمحمد انتظام‌السلطنه (بینشعلی) در یازدهم رجب 1286 قمری برابر با بیست و پنجم مهر ماه 1248 شمسی به دنیا آمد. نام طریقتی‌اش بینشعلی بود. در دارالفنون زبان فرانسه و فنون نظامی را آموخت. سمت ریاست نظمیه را بر عهده داشت. انتظام‌السلطنه در دوران ریاست ظهیرالدوله بر انجمن اخوت، نایب رئیس بود و پس از فوت ظهیرالدوله، به ریاست انجمن برگزیده شد... وی از جمله متملکین بزرگ شهر تهران بود. باغ او در امیریه بیش از پنجاه‌هزار متر مربع وسعت داشت. 21

ظهیرالدوله در اجازه‌ای که به سیدمحمد انتظام‌السلطنه داده است، چنین نوشته:

جناب برادر باجان‌برابر، آقاى میرزا سیدمحمدخان انتظام‌السلطنه که متصف و متخلق به صفات و اخلاق تصوف و درویشى هستند از طرف فقیر مأمور و مجازند که گم‏گشتگان وادى حیرت را به صراط مستقیم طریقت هدایت و به اخلاق پسندیده و اصول ستّۀ تصوّف دلالت نموده و دستگیرى و قبول پیمان فرمایند. التماس دعا دارد. صفا على [- مُهر]. 22

همسر سیدمحمد انتظام‌السلطنه، خورشید خانم غفاری است. فرخ خان امین‌الدوله (میرزا ابوطالب غفاری) فرزند میرزا محمدمهدی غفاری کاشی است. فرخ خان سه پسر داشت. یکی از آن‌ها محمدحسین خان است که با دخترعمویش ازدواج کرد. خورشید خانم فرزند آن‌هاست. کمال‌الملک نیز از خاندان غفاری است.

ثمرۀ ازدواج سیدمحمد انتظام‌السلطنه و خورشیدلقا خانم چهار فرزند شد با نام‌های: فرخ‌لقا خانم؛ سیدعبداللّه انتظام‌وزیری؛ سیدنصراللّه انتظام‌وزیری؛ زهراسلطان خانم. 23

سرانجام سیدمحمد انتظام‌السلطنه پس از عمری تلاش و کوشش و خدمت به خلق، در  بیست و هشتم رمضان 1349 قمری برابر با بیست و هشتم بهمن ماه 1309 شمسی از دنیا رفت و در جوار مقبرۀ عموی خویش، میرزا عیسی خان وزیر، به خاک سپرده شد.  

 

5.1. سیدعبداللّه انتظام‌وزیری

سیدعبداللّه انتظام‌وزیری در ششم فروردین 1274در یکی از خانواده‌های سرشناس قاجار متولد شد. وی فرزند سیدمحمد انتظام‌السلطنه بود. بعداز اتمام دوران دبیرستان و تحصیلات عالی وارد دنیای سیاست شد و توانست به سرعت مدارج دیپلماتیک را طی کند. سیدعبداللّه انتظام‌وزیری از دیپلمات‌های باسابقۀ وزارت امور خارجه بود. 24 وی سال‌ها مشاغل حساس سیاسی و کنسولی و سفارت ایران در کشورهای مختلف و ریاست ادارات مختلف وزارت امورخارجه و مأموریت‌های سیاسی در آلمان و آمریکا را به عهده داشت. 25 همچنین مدتی رئیس دانشکدۀ فلسفۀ دانشگاه تهران بود.

در سال 1330 شمسی وزیر امور خارجۀ کابینۀ حسین علاء بود. سپس نایب نخست‌وزیری را بر عهده داشت و نمایندۀ ایران در سازمان‌های بین‌المللی بود. انتظام‌وزیری در تاریخ 20 جولای 1953 (29 تیر 1332) جزء هیئت کارشناسان حل اختلاف و انعقاد قرارداد کنسرسیوم انتخاب شد.  وی در سال 1336 در دوران نخست‌وزیری حسین علاء، به سمت رئیس هیئت‌مدیره و مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران منصوب شد26 و تا سال 1342 در این سمت بود. انتظام‌وزیری در مدت تصدی ریاست شرکت ملی نفت، از مشاوران نزدیک شاه و وزیرِ دربارِ وقت، حسین علاء بود.

انتظام‌وزیری در دوران تصدی به علت اینکه در جریان وقایعی که به بازداشت امام خمینی& و قیام خونین 15 خرداد 1342 انجامید، به اتفاق علاء و چندتن دیگر از رجال سیاسی آن روز مانند سردار فاخر حکمت نزد شاه رفت و عواقب سیاست علم را در برابر روحانیت گوشزد کرد و بالاخره نتوانست آن طوری که باید و شاید منافع صاحبان قدرت را حفظ کند. روز پنج‌شنبه دوم آبان 1342 از ریاست هیئت‌مدیره و مدیریت عامل شرکت ملی نفت ایران استعفا کرد. سیدعبداللّه انتظام‌وزیری پس از کناره‌گیری از مدیریت عاملی شرکت ملی نفت ایران به‌عنوان نائب نخست‌وزیر و وزیر مشاور وارد کابینۀ حسین علاء شد. وی پس از سقوط دکتر مصدق سمت وزارت امور خارجه را در کابینۀ سرلشکر زاهدی به عهده گرفت. بنابر تصویب هیئت وزیران در تاریخ 17/01/1347 سیدعبداللّه انتظام‌وزیری عضو هیئت عالی برنامه شد.

وی در سال 1357 در بحبوحۀ اعتصابات کارکنان صنعت نفت برای مدت کوتاهی، بار دیگر مدیریت عامل و ریاست هیئت مدیرۀ شرکت ملی نفت ایران را به عهده گرفت. مدیران و کارکنان سطح بالای شرکت نفت، انتظام‌وزیری را پذیرا شدند، ولی کارگران اعتصابی شرکت نفت در آستانۀ پیروزی انقلاب، حاضر به ترک اعتصاب و بازگشت از راه رفته نبودند. سیدعبداللّه انتظام‌وزیری با پیروزی انقلاب بار دیگر خانه‌نشین شد. 27

وی کتاب «سرنوشت بشر» نوشتۀ پیرلکنت دونوئی و نوشته‌های دیگر را ترجمه کرد. سیدعبداللّه انتظام‌وزیری در شعر و ادب مطالعه داشت و از نوشته‌های او می‌توان به سلسله مقالات «نظری تازه به تصوف و عرفان» با امضای لاادری اشاره کرد. نشریۀ عهد ترقی از جمله آثار اوست. 28

آقای س وحیدنیا (رئیس انتشارات وحید) در مقدمۀ کتاب «مبانی سرنوشت یا ادراک ماورای حواس» دربارۀ ایشان گوید:

«مترجم کتاب، زنده‌نام سیدعبداللّه انتظام‌وزیری از متفکران زمان ما بود. وی مردی زبان‌دان، عارف، شاعر، اهل مطالعه و فکر، و صاحب اندیشه بود. کتاب «سرنوشت بشر» را سالیان پیش ترجمه کرد و «نظری تازه به تصوف و عرفان» را نیز نوشت که تحت نام «لاادری» در مجلۀ وحید چاپ و بعداً به‌صورت کتاب در دسترس علاقه‌مندان گذاشته شد. «مبانی سرنوشت یا ادراک ماورای حواس» نیز از آثار آن شادروان است که یک سال پیش از رحلت آن را ترجمه و آماده ساخته و برای چاپ و نشر به این ارادتمند سپرده بود و اکنون برای شادی روح آن مرحوم و تسلای خاطر همسر داغدیده‌اش (فرح انصاری) و یاران وفادارش به زیور طبع آراسته می‌شود.» 29

سیدعبداللّه انتظام‌وزیری از سیدنصراللّه بزرگ‌تر بود و پدرشان (سیدمحمد) سیدعبداللّه را وصی خود قرار داد.

متولی موقوفات میرزا موسی وزیر تفرشی و میرزا عیسی خان وزیر، سیدمحمد انتظام‌السلطنه (بینشعلی) و بعداز وی سیدعبداللّه انتظام‌وزیری و هم‌اکنون سیدمحمد (فرزند سیدعبداللّه) است.

در یکی از اسناد چنین آمده است:

«براساس رأی شمارۀ 1738 مورخ 29/10/1335 ادارۀ کل تحقیق اوقاف و نامۀ شمارۀ 9589 مورخ 24/04/1336 شمسی تصدی موقوفۀ میرزا عیسی وزیر به آقای عبداللّه انتظام واگذار شد.»

سیدعبداللّه از نیکوکاران روزگار بود و در دستگیری و نوازش مستمندان و فقیران، به جد خویش، حضرت علی× تمسک کرده بود؛ به‌طوری‌که برای برخی از درماندگان مقرری تعیین کرده بود که به‌صورت ماهیانه مبالغی به آن‌ها بدون هیچ‌گونه منتی هدیه می‌کرد. سیدعبداللّه با آنکه آباء و اجدادش از بزرگان و وزارای مملکت بوده و خودش نیز به مدارج بالای اجتماعی و شغلی رسیده بود، ذره‌ای غرور و تکبر در وجودش نبود؛ به‌گونه‌ای که پس از استعفا از ریاست شرکت نفت، کارگاه آهنگری احداث کرد و شخصاً به کودکان بی‌بضاعت و فقیر، صنعت آهنگری آموزش می‌داد.

فرزند سیدعبداللّه با نام سیدمحمد است. سیدعبداللّه انتظام‌السلطنه در دوم فروردین 1362 وفات کرد و در شهر ری آرامگاه ابن‌بابویه آرمید. همسر وی (فرح‌علیا زند انصاری) نیز از خیرین بود و برای ایتام، جزامیان، نابینایان، و مستمندانِ کهریزک، مبالغی مصرف و اهدا می‌کرد.

 

6.1. سیدنصراللّه انتظام‌وزیری

سیدنصراللّه انتظام‌وزیری در 1278 شمسی در تهران متولد شد. وی برادر کوچک‌تر سیدعبداللّه انتظام‌وزیری است. تحصیلات خود را در مدرسۀ حقوق و سپس علوم سیاسی دانشگاه تهران گذراند و تحصیلات تکمیلی را در پاریس ادامه داد. وی کار خود را با وزارت امور خارجه آغاز کرد. در اواخر سلطنت رضا شاه به تهران فراخوانده شد و به سمت ریاست تشریفات دربار منصوب شد. 30 وی سال‌ها سفیر و کاردار ایران در کشورهای اروپایی مانند فرانسه بود. 31 با سقوط رضا شاه به سرعت مدارج ترقی را طی کرد. در سال 1321 وزیر بهداری کابینۀ قوام و به ترتیب وزارت‌های پست و تلگراف، راه و امور خارجه را عهده‌دار بود. در سال 1329 با 32 رأی از مجموع 54 رأی به ریاست مجمع عمومی سازمان ملل متحد رسید. 32 سپس در سال 1331 نمایندۀ دائمی ایران در سازمان ملل و سفیر ایران در آمریکا شد. از آن پس سال‌ها در سازمان‌های بین‌المللی نمایندۀ ایران بود. وی دارای نشان درجۀ اول همایون بود. 33

انتظام‌وزیری پس از پیروزی انقلاب اسلامی بازداشت شد و پس از چندی به دلیل بیماری آزاد شد. وی در 29/9/1359 شمسی در 81 سالگی درگذشت 34 و در قطعۀ 7 ردیف 139 شمارۀ 24 بهشت زهرا÷ به خاک سپرده شد. 

2. سندِ تقدیر ناصرالدین شاه قاجار

سند تقدیر ناصرالدین شاه، بابت خدمات و تلاش‌های میرزا عیسی خان وزیر است. در انتهای سند، تاریخ «فی‌شهر صفرالمظفر سنۀ ۱۳10» درج شده است. با توجه به اینکه در کتب تاریخ، وفات میرزا عیسی 22 صفر 1310 قمری35 ذکر شده، دانسته می‌شود که تقدیر ناصرالدین شاه بین 22 صفر تا 30 صفر 1310 قمری انجام شده است. در بخشی از سند چنین آمده است:

«از آنجا که بر ذمّت همت ملوکانه فرض و متحتم فرموده‌ایم که هریک از چاکران دربار معدلت‌مدار که عمر خود را صرف خدمت دولت نموده و به رحمت ایزدی پیوندند، پاس حقوق آن‌ها را در حق اعقاب و بازماندگان منظور فرماییم که اسباب امیدواری عموم خدمتگزاران بوده با کمال دقّت مشغول خدمت باشند. من‌جمله مرحوم میرزا عیسی وزیر که تمام عمر خود را در راه خدمت دولت صرف کرد و به پایان رسانید. برای پاس خدمات آن مرحوم هشتصد تومان بعداز رسوم از مواجب مرحوم وزیر، در حق نتیجة الوزراء العظام جناب فخامت‌نصاب میرزا سیدمحمدخان انتظام‌السلطنه وزیر نظمیه، پسر مرحوم انتظام‌السلطنه برادرزادۀ آن مرحوم مرحمت فرمودیم.»

از فراز فوق چهار نکتۀ مهم تاریخی به‌دست می‌آید:

الف) یکی آنکه سیدمحمدخان انتظام‌السلطنه (برادرزادۀ میرزا عیسی خان وزیر)، وزارت نظمیه را بر عهده داشته است.

ب) دیگر آنکه، از سیدمحمدخان با عنوان نتیجة الوزراء العظام نام برده شده است که دلالت دارد بر اینکه اجداد بالاتر (از پدربزرگ) سیدمحمدخان نیز از وزرا بوده‌اند.

پ) نامی از سیدعبداللّه خان انتظام‌السلطنه (برادر میرزا عیسی خان وزیر) برده نشده است بلکه از فرزند سیدعبداللّه یعنی سیدمحمدخان، تقدیر شده است. علت آن است که سیدعبداللّه خان در ذی‌حجۀ سال 1309 قمری و قبل‌از عیسی خان درگذشته است. 36

ت) نامی ازفرزندان عیسی خان وزیر به میان نیامده است. زیرا همان‌طور که کتاب‌های تاریخ گواهی می‌دهند، میرزا عیسی خان فرزندی نداشته است.

در سند از همشیره‌های میرزا عیسی خان وزیر (خدیجه سلطان خانم و حاجیه مروارید خانم) و همچنین عیال ایشان (بی‌بی) نام برده شده است و برای آن‌ها از طرف ناصرالدین شاه قاجار مبالغی در نظر گرفته شده است.

سندِ نفیس و یگانۀ تقدیر ناصرالدین شاه قاجار از خدمات میرزا عیسی خان وزیر، دارای مهر سلطنتی و امضای ناصرالدین شاه است. این سند نزد آقای منصور رشیدی، مسئول مقبرۀ میرزا عیسی خان وزیر، نگه‌داری می‌شد و در تاریخ 01/11/1397 شمسی توسط ایشان به کتابخانه، موزه، و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی اهدا شد و با شمارۀ سند 233 و بازیابی 1010 در دفتر اسناد کتابخانۀ مجلس شورای اسلامی ثبت گردید.

یادداشت‌ها

 1. پژوهشگر تاریخ و سرپرست مقبرۀ میرزا عیسی خان وزیر/  Mansoorrashidi2017@gmail.com.

2. دانشجوی دکتری دانشگاه تهران و سندپژوه/ ghanbarian.howzeh@yahoo.com.

3 . مهدی بامداد، شرح حال رجال ایران، ج4، ص164ـ165.

4. مهدی بامداد، شرح حال رجال ایران، ج4، ص164؛ به نقل از: حسین مدرسى طباطبایى، برگى از تاریخ قزوین، ص96.

5. حسین شهیدى، سرگذشت تهران، ص408.

6. مقصود «ناصرالدین شاه» است. زیرا سال کشته شدن وی، 1313 قمری (12 اردیبهشت 1275) است. با توجه به حکومت 48 سالۀ وی، در 1296 قمری وی دوران پادشاهی را می‌گذرانده است.

7. محمدحسن خان اعتمادالسلطنه، مرآة البلدان، ج‏4، ص2392.

8. همان، ج‏3، ص1484.

9. حسین شهیدى، سرگذشت تهران، ص409؛ محمدحسن خان اعتمادالسلطنه، تاریخ منتظم ناصرى، ج‏3، ص1873.

10. کریم اصفهانیان، مجموعۀ اسناد و مدارک فرخ خان امین‌الدوله مربوط به سال‌های 1274ـ 1275، ج3، ص391.

11. اصل: حضاره.

12. ناصرالدین شاه قاجار، شهریار جاده‏ها، ص115ـ116.

13. yon.ir/VwXbX.

14. مهدی بامداد، شرح حال رجال ایران، ج4، ص164.

15. محمدحسن خان اعتمادالسلطنه، صدرالتواریخ، ص285.

16. محمدحسن خان اعتمادالسلطنه، مرآة البلدان، ج‏3، ص1564.

17. حسین شهیدى، سرگذشت تهران، ص485.

18. محمدحسن خان اعتمادالسلطنه، چهل سال تاریخ ایران، ج‏2، ص685.

19. حسین‌قلى خان شقاقى، خاطرات ممتحن‏الدوله، ص241.

20. محمدحسن خان اعتمادالسلطنه، چهل سال تاریخ ایران، ج‏2، ص518.

21. داریوش شهبازی، روایتی از تهران قدیم، ج1، ص198.

22. على‌بن‌محمدناصر ظهیرالدوله، سفرنامۀ ظهیرالدوله، ص35.

23. حسن غفاری و فرخ غفاری، خاندان غفاری کاشان، ص27.

24. عباس طرفی (عبداللّه‌پور)، مدیران صنعت نفت ایران، ص972ـ973.

25. حسن غفاری و فرخ غفاری، خاندان غفاری کاشان، ص29.

26. سیدعبداللّه انتظام‌وزیری بعداز سهام‌السلطان بیات، کرسی ریاست هیئت مدیره را به‌دست آورد.

عباس طرفی (عبداللّه‌پور)، مدیران صنعت نفت ایران، ص880.

وی 2 مرتبه رئیس هیئت مدیره و مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران شد. مرتبۀ اول از 1336 شمسی تا دوم آبان‌ ماه 1342 و مرتبۀ دوم از آذر ماه 1357 تا 22 بهمن 1357. در زمان ریاست ایشان، امیرعباس هویدا رئیس کل امور اداری بود.

27. عباس طرفی (عبداللّه‌پور)، مدیران صنعت نفت ایران، ص971ـ973.

28. غلامرضا سحاب، سالنامۀ تفرش، ص113.

29. آرتور کوستلر، مبانی سرنوشت یا ادراک ماورای حواس، ص7. (پیش‌گفتار س وحیدنیا)

30. رئیس تشریفات سلطنتی.

31. حسن غفاری و فرخ غفاری، خاندان غفاری کاشان، ص29.

32. در دورۀ پنجم.

33. همان، ص29.

34. غلامرضا سحاب، سالنامۀ تفرش، ص113.

35. حسین شهیدى، سرگذشت تهران، ص485.

36. محمدحسن خان اعتمادالسلطنه، چهل سال تاریخ ایران، ج‏2، ص685.

 

منابع و مآخذ

1.         اصفهانیان، کریم، 1350، مجموعۀ اسناد و مدارک فرخ خان امین‌الدوله، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، قسمت سوم، مربوط به سال‌های 1274ـ 1275.

2.         اعتمادالسلطنه، محمدحسن خان، 1367ش، تاریخ منتظم ناصرى‏، محقق و مصحّح: محمداسماعیل رضوانى‏، تهران، ناشر: دنیاى کتاب، چ اول.‏

3.         ____________________، 1374، چهل سال تاریخ ایران‏، محقق و مصحّح: ایرج افشار، تهران، ناشر: اساطیر، چ دوم‏.

4.         ___________________‏، 1367ش‏، مرآةالبلدان، محقق و مصحّح: عبدالحسین نوایى و هاشم‏ محدث، تهران، ناشر: دانشگاه تهران‏، چ اول‏.

5.         __________________، 1357ش، صدرالتواریخ‏، محقق و مصحّح: محمد مشیرى‏، تهران، ناشر: روزبهان‏، چ دوم.

6.         بامداد، مهدی، 1371، شرح حال رجال ایران، تهران، نشر زوار.

7.         پایگاه اطلاع‌رسانی: https://fa.wikipedia.org.

8.         سحاب، غلامرضا، سالنامۀ تفرش، 1393، سال شانزدهم، دنیای جغرافیای سحاب، چ اول.

9.         شقاقى، حسین‌قلى خان، 1353ش، خاطرات ممتحن‏الدوله‏‏، تهران‏، ناشر: امیرکبیر، چ اول.

10.       شهبازی، داریوش، 1397، روایتی از تهران قدیم، ج1، تهران، انتشارات سایه‌بان هنر، چ اول.

11.       شهیدى، حسین، 1383ش، سرگذشت تهران‏، تهران، ناشر: راه مانا، چ اول.

12.       طرفی (عبداللّه‌پور)، عباس، 1375ش، مدیران صنعت نفت ایران، تهران، انتشارات ساران، چ اول.

13.       ظهیرالدوله، على‌بن‌محمدناصر، 1371ش‏، سفرنامۀ ظهیرالدوله، محقق و مصحّح: محمداسماعیل رضوانى، ‏ تهران، ناشر: مستوفی‏، چ اول.

14.       غفاری، حسن و غفاری، فرخ، 1353، خاندان غفاری کاشان، با مقدمۀ ابراهیم غفاری، تهران، انتشارات فرهنگ ایران زمین.

15.       کوستلر، آرتور، 1363، مبانی سرنوشت یا ادراک ماورای حواس، مترجم: سیدعبداللّه انتظام‌وزیری، تهران، انتشارات وحید، چ اول.

16.       مدرسى طباطبایى، حسین‏، 1361ش، برگى از تاریخ قزوین، قم، ناشر: کتابخانۀ حضرت آیت‌اللّه العظمی مرعشی نجفی&، چ اول‏.

17.       ناصرالدین شاه قاجار، 1372ش، شهریار جاده‏ها، محقق و مصحّح: محمدرضا عباسى و پرویز بدیعى‏، تهران‏، انتشارات سازمان اسناد ملى ایران‏.

 

اخبار مرتبط :

ارسال نظر
نام :
ایمیل :
ارسال نظر
نظرات کاربران
میزان اهمیت
ایمیل
توضیحات
ثبت گزارش

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما