وقتی که "عقل" از پس مشکلات برنمی آید! / سید یحیی یثربی
|۷:۵۱,۱۳۹۸/۲/۱۶| بازدید : 155 بار

 

من با دکارت موافقم که «عقل» در میان انسان‌ها عادلانه تقسیم شده است، به گونه‌ای که هیچ‌کس از سهم خود ناراضی نیست. اما مشکل جایی است که انسان‌ها تصمیم می‌گیرند عقل خود را به کار ببرند. منظور از این مقدمه این است که مشکل عقلانیت را در جامعه، بویژه در میان متفکران توضیح دهم.

دین ما یک دین عقلانی است و دانش و فلسفه نیز بر پایه عقل استوار است. اگر در دیگر جوامع اسلامی با عقلانیت از نظر مواضع کلامی موافقت نمی‌شود، در جامعه ما از نظر کلامی و فلسفی بر ارج و اعتبار عقل تأکید می‌شود. اینک جای این پرسش است که چرا عقلانیت، گره کار دیگران را گشوده، ولی برای ما کارآیی نداشته است؟

به نظر من، مشکل اصلی ما در اینجا است که عقلانیت ما به گونه‌ای است که باید بی‌اثر باشد. جامعه فکری ما خود را در زمره عقل گرایان می‌شمارد، ولی با مشکلی روبه‌رو است که عقلانیتش را بی‌اثر می‌کند! برای روشن شدن مطلب باید به نکته ظریفی توجه داشت و آن اینکه عقلانیت بر دو قسم است؛ فعال و منفعل! متفکران ما توجه ندارند که عقلانیت آنان از نوع عقلانیت منفعل است، در نتیجه دارای تأثیر لازم نیست. اما این دو قسم عقلانیت چیست؟

الف - عقلانیت فعال: در چنین عقلانیتی، انسان خرد خود را به کار انداخته، با عقل و اندیشه خود به نتیجه‌ای می‌رسد. این عقلانیت، دور از تعصب بوده و فعال و اثرگذار است. چنین عقلانیتی طبعاً به نقد هم می‌پردازد، زیرا نگاه دور از تعصب با نقد چندان فاصله‌ای ندارد، می‌تواند برخی از مطالب را بپذیرد و برخی را که از توجیه درستی برخوردار نیستند، نپذیرد.

ب - عقلانیت منفعل: حالتی از عقل‌گرایی است که در آن انسان خود را طرفدار عقل و عقلانیت می‌داند و مدام از عقل دم می‌زند، اما درعمل عقل خود را به کار نمی‌برد. بلکه، عقل او به ابزاری تبدیل می‌شود که عوامل مختلف، این ابزار را به کار می‌گیرند! به عبارت دیگر، عقل کار می‌کند، اما برای دیگران، به فرمان دیگران و با دست و پای دیگران! عقل به جای آنکه خود تصمیم بگیرد و فرمان حرکت بدهد، از عوامل دیگر فرمان می‌برد و تسلیم آنان می‌شود.

مشکل جامعه ما آن است که گرفتار عقلانیت منفعل شده است و تنها راه برای رهایی از این نوع عقلانیت این است که:

 برای فعال کردن عقل خود، صادقانه بکوشیم. هرکدام از ما بر آن کوشد که خرد خود را به کار اندازد و از قیومیت پیشینیان بیرون آید و به قول کانت «جرأت اندیشیدن» داشته باشد.

به دیگران فرصت بدهیم. خواه بتوانیم عقل خود را فعال کنیم یا نه، وظیفه خود بدانیم که مانع فعالیت عقلانی دیگران نشویم و کسانی را که به خود جرأت اندیشیدن می‌دهند، تحقیر یا تکفیر نکنیم.

 تا می‌توانیم از نقد استقبال کنیم و با بهانه‌های گوناگون، نقد را نامشروع و برخلاف ادب و ارزش ندانیم. زیرا، نقد، عقل انسان را به فعالیت وامی‌دارد. بنابراین باید به نقد فرصت داد و نیز از نقد آن نقد دریغ نورزید تا با برخورد عقاید و افکار، جامعه‌مان عقل خود را از حالت انفعال رها سازد.

منبع: روزنامه ایران

برچسب ها :


اخبار مرتبط :

ارسال نظر
نام :
ایمیل :
ارسال نظر
نظرات کاربران
میزان اهمیت
ایمیل
توضیحات
ثبت گزارش

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما