برچسب : مرگ

گونه‌شناسی منشاء مرگ در اساطیر جهان | ۹:۴۳,۱۳۹۸/۱۱/۱۴|

اسطوره‌ها که به نحوی حکایتِ ورود عناصر مینوی (خیر یا شرّ) به ساحت انسانی هستند، مضامین متفاوتی را به تصویر می‌کشند و سخنان بسیاری را می‌توان از آن‌ها استنباط کرد. در این میان، اسطوره‌هایی وجود دارد که به منشاء اموری همچون منشاء جهان، منشاء انسان، منشاء داروها، منشاء گیاهان و منشاء حیوانات و... می‌پردازند، مرگ نیز بخشی از این سنخ را به خود اختصاص می‌دهد.

نشست «آیا مرگ ممکن است؟ نگاهی به نقد لویناس بر هایدگر» برگزار شد | ۱۲:۵۷,۱۳۹۷/۷/۱۰|

به همت گروه دین و فرهنگ غرب معاصر پژوهشکده غرب‌شناسی و علم‌پژوهی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی نشست «آیا مرگ ممکن است؟ نگاهی به نقد لویناس برهایدگر» دوشنبه 9 مهر با سخنرانی آیدین کیخایی در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی برگزار شد.

چهار عنصر اساسی درک انسان از مرگ در طول تاریخ کدام است؟ | ۱۳:۴۷,۱۳۹۷/۷/۱|

کتاب «تاریخ اجتماعی مردن» نوشته‌ آلن کِلِهیر بنا دارد بر مبنای بررسی جامعی از اسناد علوم انسانی و بالینی درباره‌ مرگ انسان، به شناسایی و توصیف الگوهای مردن در سراسر تاریخ بشر برسد.

پدر و مرگ: آفرینندگان هستی آدمی / علی پژوهنده | ۱۳:۱۲,۱۳۹۷/۵/۲۴|

سخن از مرگ سخن از مواجهه با بخشی از وجودمان است که از ما پنهان است تا آن گاه که هستی ما به خطر افتد. سخن از مرگ سخن از سوم شخص تحلیل[۱]است. مرگ در روانکاوی در جایگاه چهارچوب درمان می‌نشیند. اختتام یک جلسه، اختتام درمان، اختتام یک فاز درمان، مردن از سوژه قبلی و زیستن در سوژه تازه متولد شده همه و همه نمادی از مرگ هستند برای بیمار.

نقش اعداد در آیین های گذر ایرانی / لیلا احمدی | ۱۲:۲۳,۱۳۹۶/۸/۳۰|

اگر کمی دقیق تر به محیط پیرامون خود نگاه کنیم به حضور انکار ناپذیر و پررنگ اعداد در زندگی روزمره، آینن ها، و اعتقادات خود بر می خوریم. شمار را می توان در تمامی جنبه های زندگی ایرانیان اعم از زندگی روستایی یا حتیشهری یافت. برخی از این اعداد پیوندی دیرینه با باورهای ما دارند و ریشه شناسی آنها ما را با دلایل مقبولیت و رواج آنها آشنا می سازد.

مرگ به مثابه تشرف(نوزایی)؛ (نگرش اسطوره ای به آیین های مرگ در حوزه تمدنی هلیل رود) | ۱۱:۴۰,۱۳۹۶/۸/۲۹|

آیین های مرتبط با مرگ در فرهنگ های گوناگون، صرفاً نوعی مراسم کلیشه ای نیست، بلکه حاوی مضامین و نمادهای مذهبی و اساطیری ای است که نشان دهندۀ گفتمان های حاکم بر آن فرهنگ است. آیین های مرگ، اگرچه در حوزه تمدنی هلیل رود، مانند سایر نقاط ایران، تحت تأثیر گفتمان مذهبی- اسلامی شکل گرفته، امّا در ضمن این آیین ها، باورها و رسومی وجود دارد که در عین اشتراک با فرهنگ های دیگر، نشانگر نوعی اعتقادات اساطیری است که تحلیل آنها می تواند وجوه گوناگون عقیدتی- فرهنگی مرگ را به تصویر کشد.

هر بند گسسته شد مگر بند اجل / دکتر قاسم کاکایی | ۱۲:۰,۱۳۹۶/۴/۲۱|

مرگ عبارت از آن است که بین انسان و خواست‌ها و علائقش حائلی پدید آید. این مرگ، عین «وارستگی» است. اسقاط این اضافات و بریده شدن این تعلقات، نامش «مرگ» است. همان مرگ اختیاری که میسر نمی‌شود جز با «عشق».

خوانشی زیباشناسانه از مرگ در شاهنامه فردوسی (مرگ سیاوش) / رویا سید الشهدایی | ۱۱:۱۹,۱۳۹۶/۴/۱۰|

این مقاله بر آن است تا با بررسی زیبا شناسانه مرگ یکی از شخصیتهای حماسه فردوسی، گوشه ای از قابلیت پویایی و تأویل این اثر را به تصویر بکشد. بنیاد اسطوره‌ای- تاریخی متون حماسی در ظاهر، آنان را به سوی تفسیر ناپذیری سوق می‌دهد حالی که بافت داستانهای شاهنامه به گونه‌ای است که متن را کاملاً تاویلی می‌نماید.

سکولارشدنِ مرگ / هاجر قربانی | ۹:۲۹,۱۳۹۵/۵/۲|

اگرچه مرگ و مردن در فرهنگِ غربی به لحاظِ تاریخی به شدت متأثر از فرهنگ مسیحیت بوده است، امّا امروزه شاهدِ آنیم که اکثرِ این جوامع سکولار شده‌اند. باید در نظر داشته باشیم که نقطۀ مرجعیتِ مرگ در این فرهنگ‌ها دیگر خدا نیست بلکه انسان است. به عبارتی مرگ به مثابه پایانِ زندگیِ فردی انسان به جای زندگیِ در بهشت دیده شده است. این نوشتار، در دو قسمت، به تأثیر سکولارشدن در جوامع غربی بخصوص انگلستان و سپس آمریکا خواهد پرداخت و نشان خواهد که این تغییر ماهیت چگونه بر نگرش مرگِ افراد و شیوۀ عزاداری و برگزاری مناسکِ مرگ تأثیرگذار بوده است. در روشِ پژوهشی‌ای که والتر در اینجا ارائه داده معتقد است که پیش از پرداختن به مسألۀ سکولارشدنِ مرگ و مردن بهتر است ابتدا به نظریاتِ اجتماعیِ «سکولار» پرداخته شود.

مرگ: سودیا زیان؟ / ادوارد زالتا - ترجمه علی اخلاقی | ۱۰:۱,۱۳۹۵/۴/۲۷|

مقاله حاضر می‌کوشد به پرسش‌های ذیل درباره مرگ پاسخ دهد: نخست، مرگ از چه چیز تشکیل شده است؟ پرواضح است که افراد با پایان یافتن حیاتشان می‌‌میرند؛ اما معلوم نیست که پایان حیات شخص از چه چیزی تشکیل شده است. دوم آنکه به چه معنا مرگ یا حوادث پس از مرگ به ما زیان می‌‌رساند؟ سوم آنکه موارد موافق و مخالف نظریه زیان (این مدعا که مرگ می‌‌تواند به فردی که می‌‌میرد زیان برساند) و نظریه زیانِ پس از مرگ (که طبق آن، حوادثی که پس از مرگ شخص اتفاق می‌‌افتد، می‌‌تواند به او زیان برساند) چیست؟ و سرانجام آنکه آیا می‌‌توان زیان مرگ را کاهش داد؟

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما