برچسب : محمد-استعلامی

مرجعی جامع درباره تصوف و عرفان و ادب صوفیانه ایران | ۶:۵۸,۱۳۹۸/۹/۱۷|

کتاب دو جلدی «فرهنگ‌نامه تصوف و عرفان: مباحث، اعلام، اصطلاحات و تعبیرات» تلاشی است از سوی یکی از شاخص‌ترین محققان حوزه عرفان و تصوف، برای هر چه ساده‌تر کردن مواجهه با مخاطبان با متون باقی مانده از این سنت ستبر فرهنگ ایرانی و اسلامی.

جوانمردی و فتوت / دکتر محمد استعلامی – بخش سوم و پایانی | ۸:۱۰,۱۳۹۸/۹/۱۳|

مراسم کمربستن یا شَدّ پس از چهل روز خدمت در تکیه یا لنگر جوانمردان صورت می‌گیرد و در آن، فرزند باید آب نمکی را که بسیار شور است، بنوشد و توجیه نوشیدن آب نمک هم این است که شوری ضد گوارایی است و سالک راه جوانمردان باید نشان دهد که برای تحمل بار مجاهدت، توانایی و بردباری دارد و نیز حق نمک و محبت پیر و یاران را همیشه خواهد شناخت.

جوانمردی و فتوت / دکتر محمد استعلامی - بخش دوم | ۸:۲۶,۱۳۹۸/۹/۱۰|

از منابع قدیم که بگذریم، در مقدمة مهران افشاری بر مجموعة فتوت‌نامه‌ها و رسائل خاکساریه، خلاصة آنچه جوانمردان در رساله‌های خود آورده‌اند فراهم شده، که باز نقل تمام آن بیرون از گنجایش این مقاله است؛ اما خطوط اصلی آن خلاصه را می‌توان بازگفت که جوانمردی شامل نامجویی، شکیبایی در برابر آزار دیگران، پاکدامنی، انصاف دادن و حرف حق را تصدیق کردن، نیکوکاری و خوش‌خُلقی و خوش‌رفتاری و مهرورزی، فداکاری برای دیگران و از خودگذشتگی و ایثار و دادن حق خود به دیگری، بخشندگی و سخاوت، میهمان‌نوازی بی‌تکلف که میهمان را شرمنده نکند، نادیده‌گرفتن خطای دیگران، وفاداری و وفای به عهد و پیمان، رازداری و نیز اینکه فقر راز حق است و راز حق را بر زبان نباید آورد

جوانمردی و فتوت / دکتر محمد استعلامی - بخش اول | ۱۰:۶,۱۳۹۸/۹/۲|

جوانمرد در لغت به معنای بخشنده، بلندنظر، باگذشت و فداکار است، و در ترجمه واژه‌های عربی جواد و سخی و کریم و فتی به کار رفته؛ اما از قرن چهارم و پنجم هجری در تاریخ اجتماعی ایران، جوانمرد و جمع آن جوانمردان، به گروه خاصی اطلاق شده است که پایبند آدابی و مسئولیت‌هایی هستند و در زندگی دیگران و خاصه طبقة محروم جامعه تأثیر مثبت دارند و شهرت دیگر آنها «فتیان» و «اصحاب فتوّت» است.

قلندریّات و قلندریان / دکتر محمد استعلامی | ۹:۵,۱۳۹۷/۳/۲|

در این نوشته جان کلام این است که آنچه در شعر فارسی به «قلندریّات» شهرت یافته، دور از آن بی‌بند و باری است که از قرن هفتم هجری در حواشی آیین قلندری ثبت شده. نهادن این عنوان هم بر شماری از سروده‌های سنائی غزنوی و فرید‌الدین عطار از روی مسامحه نبوده است؛ اما در دالان تاریک تاریخ اجتماعی ایران باید به روزگار سنائی غزنوی نگاه کنیم و ببینیم در آن روزگار به چه کسی قلندرر قلندری می‌گفته‌اند؟

خاقانی و شهری پر از بن‌بست / دکتر محمد استعلامی - بخش سوم و پایانی | ۸:۴۷,۱۳۹۴/۲/۲۸|

خاقانی شعر گذشتگان را هم خوانده است و خوب می‌داند که پیش از او رودکی و شهید بلخی و فرخی سیستانی و بسیاری دیگر، در ادب فارسی جلوه‌ای به‌سزا داشته‌اند. در ادب عرب نیز لبید بن ربیعه و بحتری در چنان پایة بلندی بوده‌اند که با کمتر کسی قیاس آنها ممکن بوده است؛ اما خاقانی خود را از همة آنها برتر می‌گوید (قصیدة ۱۱:۲۸ و قصیدة ۱۰۱:۱۲۵ و ۱۰۲). با عنصری بیش از همة شاعران پیشین مقابله دارد و در همین مجموعة قصاید، گاه عنصری راوی شعر او می‌شود (قصیدة ۲۳:۴۵) و گاه خاقانی او را همراه با امیرمعزی و سنائی به آزمایش در برابر قدرت شاعری خود می‌خواند (قصیدة ۱۰۶:۱۱۷) همان سنائی که خاقانی در نوجوانی آرزو داشته است که «بدل» او باشد.

شهری پر از بن‌بست / دکتر محمد استعلامی - بخش دوم | ۹:۵۷,۱۳۹۴/۲/۲۷|

فرستادن ستایش‌نامه به خوارزم و طبرستان و عراق، سفرهای بی‌سرانجام خراسان و ری و اصفهان و نخستین سفر حجاز، دری به روی خاقانی نمی‌گشاید. جمال‌الدین اصفهانی ـ وزیر سخن‌شناس موصل ـ خاقانی را ارج می‌نهد و صله گرانبها به او می‌دهد. به روایتی نه چندان معتبر، در دیدار با خلیفه عباسی، المقتفی لامرالله یک شغل دیوانی به خاقانی پیشنهاد می‌کند و او نمی‌پذیرد(دیوان ص۸۸۶رفروزانفر ص۶۲۹ و ۶۳۰). باز به روایت خود خاقانی، خواص مکه قصیدة کعبه او را به آب زر می‌نویسند؛ اما اگر همه این روایات را دور از هرگونه اغراق بدانیم و به تمامی باور کنیم، باز خاقانی را در بن‌بستی می‌بینیم که در نخستین سفر مکه، جز بازگشت به شروان راهی ندارد و با این بازگشت، نومیدی و ناسازگاری او بیشتر می‌شود.

شهری پر از بن‌بست / دکتر محمد استعلامی - بخش اول | ۹:۱۹,۱۳۹۴/۲/۲۳|

تاریخ هزار و صد سالة شعر و ادب فارسی، مانند شاهراهی است که در کنار آن چشم‌اندازهای زیبای ذوق و آفرینش هنری از یک سو به جویباران زلال محبت و عشق می‌پیوندد، و از سوی دیگر به کوهساران فرهنگی کهن تکیه دارد که سخن گفتن از آن، ذخیرة ذهنی بی‌کران می‌خواهد و در مشاهدة آن قله‌های بلند، مسافر باید فرود آید و تأمل کند و بپرسد و بیاموزد؛ آنچه پیشتر آموخته است، به همة پرسشهای او پاسخ نمی‌‌دهد. گاه نیز در گوشه‌‌ای از آن چشم‌اندازهای زیبا یا بر سینة آن کوهساران، صاحبدلی دلسوخته از زمین و زمان گله دارد و از سیلات ناکامیهای خود، بر «پلی از آبگینه» نمی‌تواند بگذرد

شرح دکتر استعلامی، تذکره الاولیاء را به کتابی خواندنی بدل کرد | ۱۱:۳۱,۱۳۹۳/۷/۲۶|

شب محمد استعلامی صد و هفتاد و دومین شب از شب های مجله بخارا بود که سه شنبه 22 مهر 1393 در کانون زبان فارسی موقوفات افشار برگزار شد. آنچه در پی می آید گزیده ای از سخنرانی دکتر علیقلی بختیاری و سپس دکتر سیروس علی نژاد در این مراسم است.

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما