برچسب : لئو-اشتراوس

فلسفه علیه سیاست / مهدی شکری - مترجم: مینا قاجارگر | ۱۰:۵۵,۱۳۹۸/۹/۴|

در این پژوهش می‌کوشیم دو نکته را در نظریۀ سیاسی اشتراوس بررسی کنیم. نکتۀ نخست رابطۀ میان سیاست و فلسفه است و نکتۀ دوم رویکرد تحلیلی به تأکید اشتراوس بر فلسفۀ رمزی.[۱] استدلال ما در اینجا آن است که بی‌اخلاقی‌ای[۲] که اشتراوس از آن برای احتجاج برضد فلسفه و جدا کردن عقلانیت از سیاست بهره می‌جوید، نهایتاً موجب انتقاد به رویکرد خود او خواهد شد. استدلال او به‌نحو اجتناب‌ناپذیری محکوم به خودویرانگری است. سپس می‌کوشیم رویکرد رمزی او را از دیدگاهی سیاسی فهم کنیم.

تفسیری فلسفی از مفهوم پدرسالاری در تاریخ ایران در مصاحبه با سیاوش جمادی- بخش پنجم | ۱۴:۵,۱۳۹۷/۷/۱۷|

متن زیر مصاحبه مفصل با سیاوش جمادی است که به دلیل حجم بسیار زیاد آن بخش اندکی از آن در نشریه فرهنگ امروز منتشر شده است. سیاوش جمادی در این مصاحبه مفصل از فلسفه سخن گفت و از تاریخ. از ایران سخن گفت و از جهان. از سنت سخن گفت و از مدرنیته. از مردم سخن گفت و از حاکمان و اینکه چگونه ایرانیان با مشروطه نیم بند تلاش کردند با الگوپذیری از غرب از سرنوشت تاریخی خود فاصله بگیرند. او همچنین از چرایی ناکامی ما برای ایجاد آنچه که در غرب دموکراسی نامیده می شود سخن گفت. آنچه که این مصاحبه را مهم جلوه می دهد تلفیق تاریخ و فلسفه در رسیدن به یک پاسخ مطلوب است. مطلب زیر بخش پنجم این مصاحبه است.

گذار از اسطورۀ حی‌بن‌یقظان به رابینسون کروزوئه / علی خالندی | ۹:۳۴,۱۳۹۶/۱۲/۵|

یکی از تمثیل‌های مورد علاقۀ لئو اشتراوس، مقایسۀ «حی‌بن‌یقظان» اثر ابن‌طفیل با «رابینسون کروزوئه» اثر دانیل دفو است. اشتراوس در قالب این تمثیل، دو جهان‌بینی قرون‌وسطا و مدرن را با یکدیگر مقایسه می‌کند. به‌زعم اشتراوس لایت موتیف[۱] هر دو اثر پیش‌گفته، چگونگی مواجهۀ فرد تک‌افتاده با جهان، بدون همیاری جامعه و تمدن و با اتکای صرف به نیروی انسانی است.

جایگاه وحی در منظومۀ فکری لئو اشتراوس- بخش دوم | ۱۰:۱۵,۱۳۹۶/۷/۳۰|

اشتراوس (هم در آثار نخستینش دربارۀ عقلانیت یهودی قرون‌وسطایی و هم در آثار متأخرش در آمریکا) استدلال می‎کند که فقط وحی -و نه فلسفه- می‎تواند پایۀ یک اخلاق جهان‎شمول را بنا نهد. مطمئناً این اخلاق جهان‎شمول بر پایۀ ایمان -و نه شناخت یقینی- است؛ بااین‌وجود، چنین چیزی ضعفی اخلاقی را در جایگاه فلسفی برجسته می‎کند.

جایگاه وحی در منظومۀ فکری لئو اشتراوس – بخش اول | ۹:۵۵,۱۳۹۶/۷/۲۶|

اشتراوس آنچه را که دیدگاه خاص مسیحی نسبت به وحی می‎داند قویاً به نقد می‎کشد، آن‎ هم نه به‌منظور طرد یک ‎بار برای همیشۀ وحی از بحث عقلانی، بلکه به‌منظور بیان اینکه بیماری‎های فکری مدرنیته تا حد زیادی پیامد میراث الهیات مسیحی‎اند. بر پایۀ دریافت اسلامی -به‌مثابه دریافتی خلاف دریافت مسیحی- از فلسفۀ سیاسی کلاسیک بود که اشتراوس به نحو چشمگیری به بازاندیشی در معنای فلسفه، وحی و سیاست پرداخت.

اشتراوس و روش شناسى فهم فلسفه سیاسى اسلامى / محسن رضوانی | ۹:۲,۱۳۹۵/۷/۲۷|

لئو اشتراوس (1899- 1973) از جمله مهمترین فیلسوفان سیاسى قرن بیستم است که فلسفه سیاسى او از جامعیت خاصى برخوردار بوده و همه دورانهاى تاریخى کلاسیک، میانه و مدرن را در بر گرفته است. آراء و اندیشه‏هاى وى در فلسفه سیاسى، همواره براى علاقه‏مندان به این رشته جذاب و خواندنى بوده است. اشتراوس شرق شناسى است که هنوز اندیشه‏هاى بدیع او در زمینه فلسفه سیاسى اسلامى براى محققان این عرصه ناشناخته مانده است. مقاله حاضر اولین نوشتارى است که در صدد است بخشى از اندیشه وى را در باب «روش شناسى فهم فلسفه سیاسى اسلامى» ارائه نماید.

نقاد تاریخ فلسفه سیاسی | ۸:۳۱,۱۳۹۵/۷/۲۷|

18 اکتبر 1973 مردی چشم از جهان فرو بست که او را به‌عنوان یکی از مهم‌ترین مورخان فلسفه سیاسی می‌شناسند. اشتراوس فیلسوفی بود که از قضا در زمانه‌ای به دنیا آمد که سنت فلسفی آلمان در جهان حرف اول را می‌زد. او سال 1899 در هسه آلمان زاده شد و در دانشگاه‌های هامبورگ و فرایبورگ فلسفه خواند. در سال‌های 1932 تا 1934 در فرانسه و انگلستان با کمک مالی موسسه راکفلر در علوم اجتماعی پژوهش کرد. در سال 1938 به آمریکا رفت و در مدرسه جدید پژوهش اجتماعی نیویورک به تدریس پرداخت. از سال 1949 تا 1968 استاد علوم سیاسی دانشگاه شیکاگو بود

فلسفه سیاسی لئو اشتراوس در گفت‌وگو با شروین مقیمی | ۸:۲۱,۱۳۹۴/۱۲/۱۱|

لئو اشتراوس از آن دست فیلسوفانی است که در تاریخ اندیشه و فلسفه مغرب زمین جایگاه ویژه‌ای دارد. از یک سو او را به‌عنوان یک فیلسوف شناخته‌اند و از سوی دیگر بحق می‌توان اشتراوس را مورخ فلسفه سیاسی نامید.

فلسفه سیاسی و «لئو اشتراوس» / سعید توکلی‌پارسان | ۱۰:۴۳,۱۳۹۳/۴/۱۶|

لئو اشتراوس (1973-1899)، فیلسوف یهودی‌تبار و آلمانی‌الاصل آمریکایی، را چهره مرکزی در احیای تحقیق در فلسفه سیاسی دانسته‌اند.1 در مدرنیته، به‌نظر اشتراوس، ایدئولوژی جایگزین فلسفه سیاسی شده: «استحاله فلسفه به ایدئولوژی روشن‌تر از همه در این واقعیت خود را آشکار می‌کند که، هم در تحقیق و هم در آموزش، فلسفه سیاسی جایش را به تاریخ فلسفه سیاسی داده... [که] به این معناست که به جای دکترینی که مدعی حقیقی‌بودن است، به برشماری و برداشت اشتباهاتی کم‌و‌بیش درخشان پرداخته شود.» 2 فلسفه سیاسی اما چیست؟ آیا درک این معنا در زمانه چیرگی ایدئولوژی امکان‌پذیر است؟ دلیلی بر امتناع این امر وجود ندارد، و اغراق نیست اگر بگوییم کارهای اشتراوس، از جمله تالیف 15عنوان کتاب و نوشتن بیش از 80مقاله، معطوف به این هدف بوده است.

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما