برچسب : سیاوش

«هورقلیا» در نزد سهروردی / بابک عالیخانی | ۱۰:۱۹,۱۳۹۸/۶/۳۱|

سهروردی تنها در دو موضع از آثار خود، از «هورقلیا» سخن گفته است: یک بار در کتاب المشارع و المطارحات، و بار دیگر در کتاب حکمةالاشراق؛ در کتاب اول، هورقلیا به عنوان یک عالَم (عالم اشباح مجرده و مثل معلقه) و در کتاب دوم، به عنوان یک مدینۀ مثالی قلمداد شده است.

بازخوانی یک داستان شاهنامه، سیاوش در آتش | ۱۳:۲۳,۱۳۹۸/۲/۲۵|

بیست و پنجم اردیبهشت روز گرامیداشت یاد فردوسی (329 تا 416 ه. ق)، شاعر حماسه‌ سرای ایرانی و سراینده شاهنامه همچنین روز زبان فارسی است. داستان سیاوش و آنچه در عمری کوتاه بر او می گذرد، غم انگیزترین داستان شاهنامه با اشارات و اسطوره های فراوان است. شاهنامه در بیش از 50 هزار بیت در بحر متقارب سروده شده و از بلندترین منظومه های ادبی جهانی به شمار می آید. این اثر به سه بخش اسطوره ای (از روزگار کیومرث تا پادشاهی فریدون) پهلوانی (از خیزش کاوه آهنگر تا مرگ رستم) و تاریخی (پادشاهی بهمن و پیدایش اسکندر تا فتح ایران) تقسیم می شود.

سیاوش، مسیح (ع) و کیخسرو (مقایسه ای تطبیقی) / سجاد آیدنلو | ۱۳:۳۰,۱۳۹۷/۱۱/۱۴|

در متون تاریخی و ادبی معتبر، که بسیاری از پیامبران سامی با شهریاران و یلان تاریخ ملی پهلوان ایران معاصر یا همسان پنداشته شده اند، نام حضرت عیسی(ع) در میان پیامبران مورد مقایسه و اختلاط دیده نمی شود و این با توجه به درآمیختگی سرگذشت و شخصیت مسیح(ع) با عناصر و بنمایه ای گوناگون داستانی (اساطیری، حماسی و عامیانه)- که طبعا زمینه مناسبی را برای این معاصرت یا یکسان انگاری یاد شده فراهم می آورد- تا حدودی سزاوار تامل و پرسش است

سیاوش، شخصیّتی آیینی و رازناک در شاهنامه / فیروز فاضلی _ ابراهیم کنعانی | ۱۴:۴۹,۱۳۹۷/۷/۲۵|

اسطوره سیاوش، با در نظر گرفتن جز به جزء ساخت مایه های آن، یکی از اصلی ترین و محوری‌ترین بخش ها در زنجیره اسطوره ای ایرانی است. این اسطوره یکی از پشتوانه های ساختاری شاهنامه به شمار می‌آید؛ به طوری که بیشتر داستان های پیش از این، در بُن مایه با آن یگانه اند و نقش زمینه ساز آن را دارند. سیاوش دارنده والاترین شخصّیت انسانی در اساطیر ایرانی؛ بویژه در شاهنامه است.

بررسی و تبیین ارتباطات انسانی در شکل گیری تراژدی سیاوش | ۱۲:۲۳,۱۳۹۶/۱۱/۸|

ارتباطات گسترده در شاهنامه ایجاب می کند از وجوه گوناگون به آن نگاه کنیم. تراژدی با توجه به تعریف آن که مرگ انسان ایده آل و نیک و مثبت داستان است که از به روزی به تیره روزی می افتد، این سوال را در ذهن می آورد که ارتباطات انسانی چگونه پیش می رود که مرگ این انسان را موجب می شود. از آن جایی که در سرزمین آرمانی ایران ارتباطات بر مبنای خرد شکل می گیرد پس چگونه است که تراژدی ها بوقوع می پیوندند.

نگاهی روان‌کاوانـــــــه به اسطوره‌ سیاوخـــش / سید حسین مجتهدی | ۱۲:۳۸,۱۳۹۶/۱۰/۵|

نخستین اشاره فروید[۱] به تبیین نظری پیرامون اسطوره[۲]، در نامه‌ای به ویلهلم فلیس[۳] به تاریخ ۱۲/۱۲/ ۱۸۹۷، مطرح می‌شود، که از اسطوره‌های درون روانی سخن می‌گوید. " ادراک درونی ناآشکار خود دستگاه روانی" به ایلوزیونی[۴] می‌انجامد که "طبیعتا" به بیرون برون فکنده می‌شود و باز نمود درون روان انسان می‌گردد

سیاوش در تاریخ داستانی ایران (پس از اسلام) | ۱۳:۵۶,۱۳۹۶/۵/۲۵|

این مقاله درباره یکی از مهمترین و محوری ترین شخصیتهای شاهنامه- سیاوش- است. داستان اندوهناک سرگذشت سیاوش بخش مهمی از شاهنامه را به خود اختصاص داده به گونه ای که تاثیر آن بر حوادث و داستانهای بعدی شاهنامه انکار نشدنی است.

بررسی آتش در داستان سیاوش، ایران و هند / پریسا ابراهیمی تالکانی | ۱۰:۳۱,۱۳۹۶/۵/۱۰|

درگذشته هنگامی‌که می‌خواستند بی‌گناه را از گناهکار شناسایی کنند، آن شخص باید از میان آتشِ داور عبور می‌کرد و اگر به سلامت بیرون می‌آمد نشانه‌ی بی‌گناهی و پاکی بود. در استوره‌ی ایرانیان، گذر از آتش، در داستان سیاوش دیده می‌شود که برای تهمتی بود که نامادریش سودابه به او زد، و در کنار آیین‌هایی که با آتش برگزار می‌شود، آیین خودسوزی و مرگ با آتش نیز دیده می‌شود که دو دیدگاه برای آن وجوددارد، یکی جنبه‌ی الهی و عرفانی و دیگری خودسوزی و مرگ.

خوانشی زیباشناسانه از مرگ در شاهنامه فردوسی (مرگ سیاوش) / رویا سید الشهدایی | ۱۱:۱۹,۱۳۹۶/۴/۱۰|

این مقاله بر آن است تا با بررسی زیبا شناسانه مرگ یکی از شخصیتهای حماسه فردوسی، گوشه ای از قابلیت پویایی و تأویل این اثر را به تصویر بکشد. بنیاد اسطوره‌ای- تاریخی متون حماسی در ظاهر، آنان را به سوی تفسیر ناپذیری سوق می‌دهد حالی که بافت داستانهای شاهنامه به گونه‌ای است که متن را کاملاً تاویلی می‌نماید.

«هورقلیا» در نزد سهروردی / بابک عالیخانی | ۸:۵۹,۱۳۹۵/۱۱/۹|

سهروردی تنها در دو موضع از آثار خود، از «هورقلیا» سخن گفته است: یک بار در کتاب المشارع والمطارحات، و بار دیگر در کتاب حکمة الاشراق؛ در کتاب اول، هورقلیا به عنوان یک عالَم (عالم اشباح مجرّده و مُثُل معلّقه) و در کتاب دوم، به عنوان یک مدینهٴ مثالی قلمداد شده است.

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما