برچسب : زهره-روحی

با سردار سپه ؛ از اشتیاق تا ناامیدی / زهره روحی – بخش پنجم | ۱۰:۳۸,۱۳۹۷/۱۱/۱۵|

برخی از مدارک نشان از این دارد که طراح کودتای سوم اسفند 1299 انگلیسها بودند . بهار نقل می کند که مستشار سفارت انگلیس یعنی مستر اسمارت ، بارها در مورد «چگونگی ایجاد حکومت مقتدر در ایران » با وی سخن گفته بود ( 49 ). کودتایی که طرحش را انگلیس ها ریختند و توسط سید ضیاء طباطبایی و رضا خان عملی گردید.

با سردار سپه ؛ از اشتیاق تا ناامیدی / زهره روحی - قسمت چهارم | ۱۰:۵۸,۱۳۹۷/۱۱/۱|

اما اینگونه رخ نداد چرا که اسباب و امکانات چنین آرزوهایی فراهم نبود. به این دلیل مهم که بعد از فروپاشی قاجار، چنانچه گفته ایم، گروههایی در عرصه قدرت حضور یافتند که گرچه در سرنگونی قاجار و پیروزیِ نهضت مشروطه با یکدیگر همکاری داشتند، اما پس از پیروزی نهضت ، به دلیل تمامیت خواهی، رشته همکاری و اتحاد با سایر طبقات اجتماعی را قطع و تنها از منافع خود و هم قشری های خود حمایت کردند. که در نتیجه آنها را به رقابت بسیار شدیدی با یکدیگر وامیداشت که هر روزه عرصه این رقابت تنگ تر و شدیدتر و خشن تر می‌شد.

با سردار سپه ؛ از اشتیاق تا ناامیدی / زهره روحی - بخش سوم | ۸:۲,۱۳۹۷/۱۰/۱۹|

در واقع قرارداد 1919، یکی از چالش برانگیزترین قراردادها در عصر مشروطه بود . بدین معنی که برای همه ایرانیان منفور نبود . و باعث بحث و جدل در مواضع اعضاء حزب دموکرات می‌شود و اختلاف نظرهایی به وجود می‌آید؛ و اختلافات تا جایی پیش می‌رود که منجر به شکاف بین اعضای حزب می‌شود. گروهی به حمایت از قرارداد 1919 انگلیس و گروهی دیگر در مخالفت با آن نظر می‌دهند.

با سردار سپه ؛ از اشتیاق تا ناامیدی / زهره روحی – بخش دوم | ۱۰:۳,۱۳۹۷/۱۰/۱۶|

باری، گاهی این نزاعِ «اجتماعی و طبقاتی»، بین این دو جریانِ قدرت طلب، چنان به افراط آلوده می‌شد که از سوی سکولارها، کار به بغض و کینه و دین ستیزیِ علنی، منتهی می‌شد (14 ) ؛ که در لحظاتی از این دست ، کاملا فراموش میشد در زمان شکل گیری جنبش مشروطه ، بخشی از سرمایه اجتماعی در به حرکت آوردن توده ها، از سوی روحانیان مترقی و آزادی خواه بوده است

با سردار سپه ؛ از اشتیاق تا نا امیدی / زهره روحی (قسمت اول) | ۹:۵۷,۱۳۹۷/۹/۱۹|

«روشنفکران جوان ما به آسانی قادر به فهم دوره پادشاهی رضا شاه نبوده و بنابراین شاید نتوانند در این باره داوری کنند ،(...) چون جوانتر از آن هستند که اوضاع پر آشوب و هرج و مرجی را که منجر به ظهور مستبدی مانند رضا شاه شده بود ، به یاد آورند» ( 1 ) ، این سخنی است که احمد کسروی ( حقوق دان و تاریخ نویس) در سال 1321، یعنی یک سال پس از استعفای اجباری «رضا شاه» ، ـ در جریان محاکمه افسران امنیتیِ وابسته به حکومت خودکامه و استبدادی رضا پهلوی ـ ، به زبان آورد.

مشروطه و رویارویی با اصلاحات در اصفهان و تهران در دوران قاجار- بخش هفتم و پایانی | ۱۲:۹,۱۳۹۷/۹/۶|

چنانچه دیده می‌شود، صرف نظر از هوشیاری هایی که از سوی آزادیخواهان و اصلاح طلبان در دور اول مبارزات (در زمان مظفرالدین شاه) وجود داشته ، در مرحله بعدی، یعنی از زمان استبداد صغیر تا شکست محمد علی شاه و تشکیل مجلس دوم، به لحاظ فضای اجتماعی و سیاسی، تفاوتهای بارزی در اصفهان و تهران وجود دارد: در اصفهان، این حکومت مرکزی (ناصرالملک، در مقام نایب السلطنه) است که گویی به شیوه قاجاری و تیول داری، به تقسیم غنائم می‌پردازد و اصفهان را نخست به صمصام السلطنه «می بخشد!»؛ که مردم اصفهان معترض این انتصاب می‌شوند.

مشروطه و رویارویی با اصلاحات در اصفهان و تهران در دوران قاجار – بخش ششم | ۱۱:۳۸,۱۳۹۷/۸/۶|

در اینجا دو مسئله مهم وجود دارد که خبر از پیچیدگی و در عین حال ، تفاوت طلاب شهر تهران با طلاب صاحب نفوذِ شهر اصفهان می دهد. طلاب مشروعه خواه تهرانی فی المثل کسی همچون شیخ فضل الله نوری ، قبل از حرکت ارتجاعیِ پیوستنش به نیروهای مخالف مشروطه ، در ابتدا روحانی مبارزی بود که هم معترض نفوذ بیگانگان در ایران بود و هم مشروطه خواهی بود که تنها تفاوتش با سید محمد طباطبایی در این بود که مشروطیت را تحت نفوذ دین می خواست

مشروطه و رویارویی با اصلاحات در اصفهان و تهران در دوران قاجار– بخش پنجم | ۱۲:۱۱,۱۳۹۷/۷/۱۸|

منظور آنکه تنش اجتماعی و فرهنگی شهر تهران از حیث نزاع مدنی بین نیروهای سکولار از یک سو و مشروعه طلبان از سوی دیگر، به جایی رسیده بود که فردی همچون احتشام السلطنه که به طور کلی به اعتدال گرایش داشت، (26 ) ، با لحن تند و گزنده ای می گوید: « [ما] حرفی بزرگتر داریم و آن این است که حقیقتاً اصلاح طلبان کیان اند ... دست به دست هم داده کاری از پیش ببریم ... ولی باید بدانید اگر موفقیتی حاصل گردد فقط به دست اشخاص صحیحِ با اطلاع ممکن است ، وگرنه به دست چهار نفر معمّمِ از همه جا بی خبر چه طرفی بسته می شود»

مشروطه و رویارویی با اصلاحات در اصفهان و تهران در دوران قاجار- بخش چهارم | ۹:۳۱,۱۳۹۷/۷/۱۱|

و بدین ترتیب، شهرِ اصفهان ، چند سال بعد از تهران و اینبار از راهی دیگر ، یعنی هنگامی که به دلیل ورودش در موقعیت صنعتی، به اعتراضات کارگری تهران (و شهرهای دیگر) می پیوندد، به هستیِ اجتماعی مدرن راه می‌یابد: مسیری در چارچوب مناسباتِ اجتماعی برخاسته از صنعتی شدن کار و ساختار مبارزات اجتماعی و سیاسیِ تشکلات کارگری ؛ که اوج آنرا می توان در تجربیات دهه ی 20 (شمسی) مردم این شهر دید.

مشروطه و رویارویی با اصلاحات در اصفهان و تهران در دوران قاجار – بخش سوم | ۱۱:۵۳,۱۳۹۷/۶/۳۱|

سخن از مناسبات و روابطِ اجتماعیِ کار به شیوه جدیدی است که تا قبل از آن به شیوه سنتی انجام و مدیریت می شد و تعیین کننده درک خود، دیگری و جهان اجتماعی می‌شد. اما اکنون، تماماً گسسته است و جایگزین آن ، روابط جدیدی است که تولید کننده درک فرهنگیِ دیگرگونه ای از «خود ، دیگری، کار و شهر» می‌شود.

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما