داستان زنبیل باف مشاهده نسخه

در حال حاضر تنها صفحات ابتدا و انتهای نسخه قابل نمایش است.

از ناشناسی که نام خود را در منظومه نیاورده است. مثنوی ست در 118 بیت، داستان جوان زیبای زنبیل‌باف تنگدستی، که با از دست دادن سرمایۀ خود، از دام زن هوسباز می‌گریزد و دست تهی به خانه برمی‌گردد و در برابر زاری فرزندان، خداوند نان فرزندانش را از «تنور» بدون خمیر تأمین می‌کند. 
آغاز:   
بشنــو ای صـاحبدل پـرهیزکـار
داستــان و سـرگذشت روزگـار
داستانـی بشنـو ای صـاحب یقین
کز شنیدن تازه گردد عقل و دین

 

خرید فایل اسکن

اشتراک گذاری:

مشخصات

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: