صفحه اصلی / مقالات / آفریقا 9 /

فهرست مطالب

آفریقا 9


نویسنده (ها) :
آخرین بروز رسانی : یکشنبه 17 شهریور 1398 تاریخچه مقاله

در این هنگام نیروهای انگلیسی مستقیماً وارد جنگ شدند و از سوی عراق و اردن خاوری بر نجد تاختند و چندین شکست بر وهابیان وارد آوردند. در گردهمایی «عُقَیْر» که در جمادی‌الاول 1341 ق / دسامبر 1922 م برپا شد، بریتانیا ابن سعود را واداشت که برای مشخص شدن مرزهای شمال باختری نجد پیمانی ببندد. بر پایۀ این پیمان، بخشی از سرزمین نجد به دست عراق و کویت افتاد و میان عراق و نجد؛ و نجد و کویت، دو منطقۀ «بی‌طرف» پدید آمد. این پیمان همچنین ساختن مراکز پاسداری و نظامی و استحکامات را در گرداگرد چاههای آب این منطقه ممنوع شمرد. در عوض، انگلستان فرمانروایی ابن سعود را بر نجد، شمر و جوف به رسمیت شناخت و وی ناگزیر شد که از حکومت عسیر چشم بپوشد.
در 1342 ق / 1923 م پس از آنکه ابن سعود گردهمایی کویت را که به ابتکار انگلستان و برای کم‌توان کردن دولت نجد برپا داشته بود، مردود شمرد، انگلستان مواد پیمان 1333 ق / 1915 م را شکست و از ارسال کمک مالی به ابن سعود شانه خالی کرد. این ‌کار موجب شد که ابن سعود از التزامهایش نسبت به انگلستان رها شود و برای تحقق طرح دیرین خود یعنی یکپارچه‌سازی سرزمینهای شبه‌جزیره بیش از پیش بکوشد (تاریخ معاصر، 1 / 262).
در 1342 ق / 1924 م که خلافت عثمانی برافتاد شریف حسین با خام‌اندیشی، و شاید به پشتیبانی انگلستان، خود را خلیفۀ کل مسلمانان خواند (لنچافسکی، 438)، اما انگلستان بیش از این خود را نیازمند حمایت از او نمی‌دید و ابن سعود نیز با اشارۀ «کمیتۀ خلافت اسلامی» هندوستان که زیر نفوذ انگلستان بود، بر او تاخت. به نظر می‌رسد که انگلستان با قطع کمکهای مالی خود به ابن سعود در حقیقت دست او را برای حمله به شریف حسین باز گذاشته بود. آنچه عزم ابن سعود را بر حمله به حجاز استوارتر ساخت، اعلام ممنوعیت ورود حاجیان نجد به مکه از سوی شریف حسین بود. این همه موجب گشت که ابن سعود در ذیقعدۀ 1342 ق / ژوئن 1924 م برای مسلمانان دنیا پیام فرستد و آنها را از به رسمیت شناختن خلافت شریف حسین باز‌دارد.
علمای وهابی و پیران قبایل نجد نیز در همایشی که ابن سعود برپا کرد، قطعنامه‌ای دربارۀ حمله به حجاز گذراندند و او در صفر 1343 ق / سپتامبر 1924 م بر شریف حسین تاخت. وهابیان در آغاز طایف را اشغال کردند و چند روز بعد به دروازه‌های مکه رسیدند (تاریخ معاصر، 1 / 263). «حزب ملی حجاز» بر شریف حسین فشار آورد و او را واداشت تا به سود پسرش علی کناره‌گیری کند. اما علی نیز که تاب پایداری در خود نمی‌دید در ربیع‌الاول 1343 ق / سپتامبر 1924 م مکه را به ابن سعود واگذاشت، و چند ماه بعد مدینه و جده نیز به اشغال ابن سعود درآمد (1344 ق / 1925 م). او در 22 جمادی‌الثانی 1344 ق / 7 ژانویۀ 1926 م به‌عنوان سلطان حجاز و نجد و ملحقات آن بر تخت نشست. یک ماه بعد دولت اتحاد شوروی به‌عنوان نخستین کشور بزرگ، دولت ابن سعود را به رسمیت شناخت و هیأت نمایندگی سیاسی این کشور برای نخستین بار وارد جده شد.
ابن سعود از آن پس متوجه عسیر شد و در ربیع‌الثانی 1345 ق / اکتبر 1926 م اَبها را اشغال کرد و امیرحسن را از عسیر گریزاند و جانشین او را واداشت تا تعهد سپارد که در پیمانهای مخالف وهابیان وارد نشود، اما 4 سال بعد او را نیز از میان برداشت و عسیر را رسماً به خاک خود ملحق کرد.
در این روزگار که انگلستان از پشتیبانی خانوادۀ شریف حسین در مقابل سعودیان شانه خالی کرده بود، برای سیطره بر مناطق میان مدیترانه و خلیج‌فارس و حفظ خطوط ارتباطی خود، طرحی دیگر افکند و کوشید تا خاندان هاشمی را در بخشهای دیگری از مناطق عربی تحت نفوذ خود به حکومت بنشاند. از‌این‌رو با تشکیل کشور اردن و حکومت دادن به امیر عبدالله کوشید تا بخشی از نجد را به قلمرو او بیفزاید. ابن سعود به مخالفت برخاست و انگلستان از بیم عقیم ماندن طرح خود مجبور شد امتیازی برای ابن سعود قائل شود. پس پیمانی در 1345 ق / 1927 م میان انگلستان و ابن سعود به امضا رسید که طی آن انگلستان استقلال کامل و مطلق ابن سعود را به رسمیت می‌شناخت (شوادران، 267) و دست او را برای بیرون راندن علی پسر شریف حسین از حجاز باز می‌گذاشت. ابن سعود در برابر، به تشکیل امیرنشین اردن تن در داد و از دشتی که نجد و سوریه را به یکدیگر می‌پیوندد چشم پوشید و آن را به اردن شرقی واگذاشت. در عقد این پیمان کوششهای جان فیلبی که روابط دوستانه‌ای با ابن سعود داشت و سرانجام عضو شورای خصوصی او شد، نقش مهمی بازی کرد (فیلبی، 421, 422).
در رجب 1345 ق / ژانویۀ 1927 م، پادشاهی رسمی ابن سعود بر حجاز و نجد و مناطق پیوسته به آن اعلام گردید (همو، 439) و در محرم 1346 ق / ژوئیه 1927 م همایشی اسلامی و سراسری در مکه بر‌پا شد و نمایندگان کشورهای اسلامی و عربی قطعنامه‌ای صادر کردند و طی آن عبدالعزیز بن عبدالرحمن، معروف به ابن سعود را حافظ «عتبات مقدسۀ اسلامی» در مکه و مدینه خواندند (تاریخ معاصر، 2 / 264).
ابن سعود پس از آن به اصلاحات داخلی پرداخت: در صفر 1346 ق / اوت 1927 م فرمانی به منظور اصلاح سازمان دادرسی از سوی شاه صادر شد که برپایۀ آن قانونی بدوی سنتی لغو گردید و به جای عادات قبیله‌ای، قضاوت شرعی رواج یافت و به جای شیوخی که از پیشِ خود به داوری می‌پرداختند، قاضیانی از سوی او مأمور دادرسی شدند. در سراسر کشور دادگاههای عادی بَدْوی، و در دو شهر مکه و مدینه، دادگاههای شرعی عالی گشوده شد و در مکه انجمنی برای بررسی کار داوری تشکیل گردید که بالاترین سازمان حقوقی کشور به شمار می‌رفت. اصلاح سازمان دادگستری، نظام قبیله‌ای را به لرزه در آورد و به نیروی دولت مرکزی بسیار افزود. در جمادی‌الاول 1352 ق / سپتامبر 1932 م فرمان یکپارچه کردن سرزمینهای تحت سلطنت شاه صادر گشت و کشور از آن پس به نام «کشور پادشاهی عربستان سعودی» خوانده شد. یکنواخت‌سازی نظام اداری دولت برپایۀ گسترش اختیارات وزیران و مجلس قانونگذاری حجاز که در 1345 ق / 1926 م تأسیس شده بود و نجد و دیگر مناطق را در‌برداشت، با پایه‌گذاری وزارتخانه‌هایی برای دستگاه فرمانروایی انجام گرفت. در 1353 ق / 1934 م منطقۀ حجاز به 14 امیرنشین تقسیم شد که معمولاً یک نجدی بر هر یک از آنها فرمان می‌راند. آنچه فرمانروایی سعودیان را پابرجا کرد، متمرکز شدن همۀ مقامهای عالی دولتی در دست افراد آل سعود بود. فرمانروای نجد پسر نخست شاه یعنی سعود و فرمانروای حجاز، پسر دیگرش فیصل بود.
ابن سعود برای استوار کردن پایه‌های قدرتش بر منطقه‌هایی که اخیراً به قلمرو خود افزوده بود اهمیت بسیار قائل بود. وی انجمنی از شیوخ قبیله‌ها برپا کرد و وادارشان ساخت که زکات را بی‌کم‌وکاست و به هنگام بپردازند و از آیین اسلام ــ نه آیینهای عشیره‌ای ــ پیروی کنند و تأمین امنیت حاجیان را در سرزمینهای خویش تا مکه به گردن گیرند.
برپایۀ درخواست ابن سعود، میان قبیله‌های حجاز پیمانهای آشتی بسته شد. وی 50 تن از بزرگان وهابی را به سوی قبایل حجاز فرستاد تا مردم را به این کیش فراخوانند و از آنها بخواهند که در آبادیها خانه گزینند. این وهابیان، جز در منطقۀ حاصلخیز طایف که 000‘6 تن بیابان‌گرد را سکنی دادند، نتوانستند در جایی دیگر بیابان‌گردان را اسکان دهند. برخی از قبایل بیابان‌گرد مانند قبیله «حرب» به ایستادگی برخاستند و ابن سعود آنها را به شدت سرکوب کرد و گروگانهایی از آنها گرفت. آنگاه در سرزمین ایشان پادگانهایی برپا ساخت و برای تعقیب قبایلی که به عادت دیرین، حاجیان را چپاول می‌کردند، گردانهایی ویژه پدید آورد و مسئولیت رفتار افراد قبایل را به گردن شیوخ آنها انداخت. اما این چیرگیها، موجب بروز مخالفتهایی سخت با ابن سعود شد. از سوی دیگر انگلیسیان در میان قبایل بر ضد سعودیها به تحریک پرداختند و عراق را به زیر پا نهادن پیمان عقیر و ایجاد پاسگاههایی در منطقه بی‌طرف واداشتند. از‌این‌رو بسیاری از علما و «اخوان» وهابی که خواستار جهاد بر ضد عراق بودند، به صف مخالفان ابن‌سعود پیوستند. ابن‌سعود نخست از کوچیدن بیابان‌گردان و «اخوان» وهابی به کشورهای تحت حمایت بریتانیا جلوگیری کرد و در 1345 و 1346 ق / 1927 و 1928 م در شهر ریاض گردهماییهایی از رؤسای «اخوان» و علمای وهابیت برپا ساخت. اعضای این گردهماییها خواستار کاهش مالیاتها، به کار نبردن اتومبیل و تلگراف و دیگر ابزارهای نوین و اعلام جهاد در برابر عراق شدند. ابن سعود با کاهش مالیات موافقت کرد و توانست از راه سخن گفتن قانع کردن و پول پراکندن و بیم دادن، در میان مخالفان شکاف اندازد. لیکن «اخوان» بر مواضع خود پای فشردند و ایستگاه رادیو مکه را ویران کردند. ابن سعود فرمان اعدام گردانندگان آشوب را صادر کرد، ولی ادامۀ ساختمان دو ایستگاه رادیویی در ریاض و حایل متوقف گشت.
زورمندترین دشمن ابن سعود، فیصل ‌الدویش، شیخ بزرگ قبیلۀ مطیر بود که با محمد، برادر و خالد برادرزادۀ ابن سعود همداستان شد. اینان به کمک یکدیگر کوشیدند بر تخت فرمانروایی چیره شوند. فیصل ‌الدویش برای وادار ساختن عراق به جنگ با ابن سعود، مرزهای آن کشور را آماج حملات خود ساخت. ابن سعود برای پیشگیری از این مخالفتها، قبیلۀ مطیر را محاصره کرد و از دادن کمکهای سالانه به ایشان خودداری ورزید. انگلستان که می‌کوشید به آتش این نابسامانیها دامن زند، ظاهراً برای سرکوب یاغیان، در رمضان 1346 ق / فوریۀ 1928 م با هواپیماهای خود و نیروهای ارتش عراق به نجد حمله کرد، اما قبایل طرفدار ابن سعود آماج این حملات واقع شدند. دویش از فرصت سود جست و قبیله‌ها را به جنگ با عراق و انگلستان فراخواند و خود به شمال نجد تاخت. ابن سعود در جمادی‌الاول 1347 ق / اکتبر 1928 م انجمنی از نمایندگان شهرها و آبادیها و قبیله‌ها برپا کرد و پس از آنکه مسئولیت ایجاد پاسگاههای نظامی عراق را در منطقۀ بی‌طرف به گردن دویش انداخت، اعلام داشت که می‌خواهد از حکومت کناره گیرد، اما اعضای انجمن نپذیرفتند و پس از آنکه سوگند وفاداری نسبت به او یاد کردند، وادارش ساختند که در نشستی ویژه، همۀ اختلافهای خود را با دویش حل کند. اما دویش گردن ننهاد و «اخوان» قبیلۀ او بار دیگر به شمال نجد هجوم بردند و به کشتار و چپاول بیابان‌گردان قبایل شمّر، عنیزه و شفیر که هوادار ابن‌سعود بودند، دست گشودند و به غارت کاروانهای بازرگانی راه ریاض و خلیج‌فارس پرداختند. ابن سعود سپاهی به جنگ فرستاد. این سپاه توانست با نبردی خونین آتش آشوب را فرونشاند، و سرکردگان قبیله‌های گردنکش مطیر، عجمان، و عتیبه اعدام شدند، ولی فیصل الدویش را که زخمی شده بود، رها ساختند. با اینهمه نیروی یاغیان برای همیشه سرکوب نشد، زیرا در اواسط 1348 ق / 1929 و 1930 م، موج تازه‌ای از ناآرامیها شمال نجد (از کوهستان شمّر تا خلیج‌فارس) را فراگرفت. دو قبیله عتیبه و مطیر که فیصل‌ الدویش پس از بهبودی رهبری آنها را به دست گرفته بود، به قبیلۀ شورشی عجمان پیوستند و دولتهای کویت و عراق به دویش یاری رساندند. انگلستان نیز برای سرکوب آشوب، به ابن‌سعود جنگ‌افزار فروخت. بدین‌سان پس از پیکاری سخت، شورش فرو نشانده شد و رهبران آن اعدام شدند (همان، 1 / 263- 269).
ابن سعود پس از چیرگی بر مشکلات داخلی، برای ظاهر شدن در صحنۀ سیاست منطقه به ایجاد و تحکیم روابط خارجی با دولتهای عربی و غیر عربی دست زد: دولت انگلستان سرانجام دولت سعودی را به رسمیت شناخت و در جده با ابن سعود پیمان دوستی بست. در 1348 ق / 1929 م با آلمان پیمان دوستی امضاء شد و در 1349 ق / 1930 م با کویت پیمان بازرگانی و رفع اختلافهای مرزی منعقد گردید. شاهزاده فیصل در 1351 ق / 1932 م از اتحاد شوروی دیدار کرد و ابن سعود در 1352 ق / 1933 م با اردن هاشمی پیمان دوستی و حسن همجواری و با ایتالیا پیمان دوستی برقرار ساخت و در 1353 ق / 1934 م پس از پایان نبرد با یمنیها بر سر منطقۀ مرزی عسیر نجران، جیزان و اشغال تهامه، با امام یحیی بدر پیمان دوستی امضا کرد و در 1355 ق / 1936 م روابط خود را با خاندان هاشمی در عراق بهبود بخشید. سپس برای تقویت پیوندهای خود با کشورهای عربی در 1355 ق / 1936 م با مصر پیمان دوستی به امضاء رسانید و با آن کشور پیوند سیاسی برپا کرد.
در سالهای بحران اقتصادی جهان (1929-1933 م) وضع اقتصادی عربستان به‌سبب کاهش حاجیان و خشکسالی سالهای 1350-1351 ق / 1931-1932 م سخت ناهنجار شد. بدهیهای دولت در 1351 ق / 1932 م به 000‘219 لیرۀ استرلینگ رسید و اروپائیان درخواست وام از سوی ابن سعود را رد کردند. در چنین شرایطی کمپانی نفتی «استاندارد اویل» کالیفرنیا، گفت‌وگوهای خود را با ابن سعود پیرامون گرفتن امتیاز نفت در بخش خاوری کشور، در برابر پرداخت وام، آغاز کرد. شرکت یاد شده در 1351 ق / 1932 م توانست در برابر پرداخت 000‘130 دلار وام، امتیاز استخراج نفت از 000‘932 کمـ‍2 را برای 66 سال به دست آورد و برای بهره‌برداری از حوزه‌های نفتی، شرکتی فرعی به نام «شرکت نفت استاندارد عرب ـ کالیفرنیا» بنیاد نهد. این شرکت بجز امتیاز استخراج نفت، امتیاز بیرون آوردن دیگر کانهای گرانبهای عربستان سعودی را در زمینی به مساحت 000‘ 153 کمـ‍2 به دست آورد.
با آغاز جنگ جهانی دوم ابن سعود اعلام بی‌طرفی کرد، ولی ورود امریکا به جنگ و نیاز شدید متفقین به نفت باعث شد که ابن سعود خواه ناخواه به اردوی متفقین گرایش یابد. دولت آمریکا تا آن هنگام به طور مستقیم توجهی به عربستان سعودی نداشت و شرکتهای نفتی به صورت خصوصی با ابن سعود دادوستد می‌کردند و حتی تا 1359 ق / 1940 م دولت آمریکا نمایندۀ سیاسی در دربار ابن سعود نداشت. پس از آغاز جنگ، ابن سعود فشار سنگینی از سوی آلمان و ایتالیا برای متمایل ساختن او به سوی نیروهای محور تحمل کرد. ناوگان ایتالیا که در آبهای دریای سرخ نزدیک اریتره بود، به کرانه‌های عربستان نزدیک می‌شد و گروپا، سفیر آلمان در این کشور، در چاههای نفت خرابکاری می‌کرد. هیتلر در 1360 ق / 1941 م نامه‌ای برای ابن سعود نوشت و او را به نبرد با انگلستان تشویق کرد و نوید داد که وی را به پادشاهی همۀ اعراب خواهد رسانید، ولی سقوط دولت گیلانی در عراق و بیرون رفتن ایتالیاییها از مستعمره‌های افریقایی خود، ابن سعود را واداشت که از کشورهای محور دوری گزیند. او در 1360 ق / 1941 م پیمان دوستی با آلمان را فسخ و گروپا را از کشور اخراج کرد و در صفر / فوریۀ سال بعد ایتالیاییها را بیرون راند، اما چون به علت بروز جنگ و پایین بودن میزان استخراج نفت و کاهش تعداد حاجیان سخت تنگدست شده بود، از امریکا و انگلستان تقاضای وام کرد و یادآور شد که در صورت عدم توجه به درخواست او از استخراج نفت جلوگیری خواهد کرد (لنچافسکی، 446، 447). سرانجام از محل وامی که آمریکا به انگلستان پرداخت، ابن سعود را نیز سهمی رسید و سپس وی بر پایۀ قانون «وام و اجاره» آمریکا، در خلال جنگ 99 میلیون دلار از این کشور وام گرفت. امریکا در جمادی‌الاول 1362 ق / مه 1943 با عربستان سعودی روابط سیاسی برقرار ساخت و در همین سال نام «شرکت نفت استاندارد عرب ـ کالیفرنیا» به «شرکت نفت عرب ـ امریکا» (آرامکو) تبدیل شد و آمریکا برای هدایت عملیات جنگی در این سوی جهان، پایگاهی هوایی در ظهران تأسیس کرد (تاریخ معاصر، 1 / 269-273)، ولی این مطلب برای افشا نشدن نقض بی‌طرفی ابن سعود کاملاً پنهان ماند. این روزگار را در‌حقیقت باید پایان سلطۀ بریتانیا و آغاز نفوذ ایالات متحدۀ آمریکا در عربستان دانست (پترسون، 470).
نزدیکی روزافزون ابن سعود به متفقین، به‌ویژه دیدار او با روزولت در ناو جنگی آمریکا موسوم به کوئیسنی در 1364 ق / 1945 م که موجب سپردن بنادر سعودی در خلیج‌فارس به ناوهای انگلیسی و آمریکایی شد و تعهد روزولت به اینکه آمریکا بدون گفت‌وگوهای زمینه‌ساز با عربها و یهودیان موضع خود را در قبال مسألۀ فلسطین دگرگون نکند، باعث شد که ابن سعود در ربیع‌الاول 1364 ق / مارس 1945 م به آلمان اعلان جنگ دهد (لنچافسکی، 448). در همان سال شماری از افسران ارتش سعودی به رهبری خلبانی به نام عبدالله مندیلی کودتایی بر ضد ابن سعود طرح‌ریزی کردند، ولی ناکام ماندند و پیش از آغاز عملیات دستگیر شدند (عربستان، 113). نخستین اعتصاب کارگران نفت در سازمانهای آرامکو نیز در همین سال رخ داد. کارگران در این اعتصاب خواستار بهبود شرایط کار و افزایش دستمزد بودن، ولی اعتصاب به سرعت سرکوب شد و سازمان‌دهندگان آن دستگیر شدند. با اینهمه اعتصاب‌کنندگان پس از 2 هفته به بخشی از خواستهای خود رسیدند. این پیروزی باعث شد که پیشه‌وران و کارگران شهر هفوف نیز 3 روز دست به اعتصاب زدند و به خواستهای خود دست یافتند (تاریخ معاصر، 1 / 278).
در این میان سعودبن عبدالعزیز، ولیعهد عربستان، در پی گفت‌وگوهای زمینه‌ساز در 1362 ق / 1943 م در قاهره پیرامون همبستگی اعراب، پروتکلها و منشور اتحادیۀ عرب را امضاء کرد. به درخواست او در این سندها بندی دربارۀ تضمین استقلال سوریه و لبنان و پایدار ماندن مرزهای کشورهای عربی گنجانده شد. سپس در 1365 ق / 1964 م ابن سعود نسبت به دعوت ترومن از 000‘100 یهودی برای مهاجرت به سرزمینهای اشغالی اعتراض کرد، سال بعد، رأیِ موافق آمریکا به قطعنامۀ سازمان ملل در 1366 ق / 1947 م دایر بر تجزیۀ فلسطین، روابط این دولت را با ابن سعود تیره‌تر ساخت، ولی منجر به قطع مناسبات نشد. چندی بعد روابط فیمابین رو به گرمی نهاد و در 1367 ق / 1948 م ناوگان آمریکا وارد خلیج‌فارس شد و برای نخستین‌بار مقدمات نظامی آمریکا از عربستان دیدار کردند.
در این وقت که درآمد آل سعود از نفت به 50٪ افزایش یافته و به 250 میلیون دلار در سال رسیده بود، ابن سعود به فعالیتهای عمرانی و اعطای وام به سوریه و تنظیم و اجرای طرح بودجۀ کشور و تأسیس وزارتخانه‌هایی چون آموزش و پرورش، کشاورزی و بازرگانی و ساختن بیمارستانها و مدارس دست زد. وی مقارن فرونشاندن اعتصابات کارگری، پس از 51 سال حکومت و 73 سال زندگی درگذشت.
19. سعود بن عبدالعزیز (حک‍ ‍1372-1384 ق / 1953-1964 م)، معروف به «ملک سعود». وی پس از مرگ پدر رشتۀ کارها را در دست گرفت. برادرش فیصل که خود را برای حکومت شایسته‌تر می‌دانست و این معنی به روشنی از خلال فعالیتهای وی در روزگار ملک سعود، همچون اشغال پستهای حساس کشوری، رهبری مذاکرات سیاسی و اقتصادی با دولتهای بیگانه، و موضع‌گیری در برابر ملک سعود دیده می‌شد، می‌کوشید با ایجاد اصلاحاتی نه تنها محبوبیت، بلکه قدرتی به دست آورد و راه را برای دستیابی به تخت هموار سازد. در صفر 1373 ق / اکتبر 1953 م کابینه‌ای به ریاست شاه برپا شد و فیصل که از پشتیبانی گروه «چپ‌گرای» خانوادۀ درباری موسوم به «شاهزادگان آزاده» به رهبری طلال برادر شاه برخوردار بود، به معاونت نخست‌وزیری و وزارت امور خارجه رسید. در آن ایام که جمال عبدالناصر رهبری جهان عرب را در مقابل رژیم اسرائیل و متحدان او به عهده داشت، ملک سعود از سویی برای رهایی از انزوای سیاسی و از سوی دیگر برای ایستادگی در برابر هاشمیان اردن و عراق که از پشتیبانی انگلستان برخوردار بودند، سیاست دوستی با مصر را در پیش گرفت و پس از امتناع از ورود به پیمان بغداد، در 1375 ق / 1955 م دو پیمان دفاعی جداگانه با مصر و سوریه به امضا رسانید («خاورمیانه و ... »، II / 606) و پیمانی هم با مصر و یمن منعقد کرد (تاریخ معاصر، 1 / 274-281).

صفحه 1 از52

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: