صفحه اصلی / مقالات / آفریقا 9 /

فهرست مطالب

آفریقا 9


نویسنده (ها) :
آخرین بروز رسانی : یکشنبه 17 شهریور 1398 تاریخچه مقاله

2. افغانستان‌

ازبكان‌ ساكن‌ در افغانستان‌ كه‌ غالباً در شمال‌ این‌ كشور زندگی‌ می‌كنند، تقسیمات‌ قبیله‌ای خود را نیز حفظ كرده‌اند. جای‌گیری ازبكان‌ در حوزه‌های‌ علیای‌ آمودریا، ادامۀ روند تاریخی جای‌گیری‌ كوچندگان‌ ازبك‌ در ماوراءالنهر بوده‌ است‌ (نك‍ : عثمانوف‌، 220؛ نیز برای‌ نقشه‌ای‌ از توزیع‌ جغرافیایی‌ آنان‌، نك‍ : آدامِك‌، 5). نویسندگان‌ روسی چون خانیكوف‌ و بایف‌ در سدۀ 19م‌ از آمدن‌ قبایل‌ گوناگون‌ ازبك‌ به‌ شمال‌ افغانستان‌ سخن‌ گفته‌، و این ازبكان‌ را بالغ‌ بر 28 تیره‌ دانسته‌اند (نك‍ : عثمانوف‌، 221؛ نیز نك‍ : تینیشپایف‌، 27؛ دورفر، «ایرانی‌...»، 221).
در سدۀ 13ق‌/ 19م‌ برخی‌ خان‌نشینهای‌ خرد ازبك‌ با مركزیت‌ بلخ‌، كوندوز و جز آن‌ وجود داشت‌ كه‌ در اواخر آن‌ سده‌، در پی‌ توسعۀ نفوذ افغانها برچیده‌ شدند. فشار عبدالرحمان‌ خان‌، امیر افغان‌ بر آن‌ منطقه‌، موجی‌ از مهاجرت‌ به‌ سمت‌ شمال‌ را در میان‌ ازبكان‌ پدید آورد، اما به‌ دنبال‌ توافق‌ میان‌ دولتهای‌ روسیه‌ و انگلستان‌ در بارۀ روشن‌ كردن‌ مرزهای‌ افغانستان‌ در شمال‌، و برخورد قاطع‌ عبدالرحمان‌ خان‌، امیر وقت‌ افغانان‌ با مسألۀ ازبكها ــ كه‌ به‌ آنان‌ به‌ عنوان‌ بخشی‌ از ملت‌ خود، حقوقی‌ برابر با افغانها را پیشنهاد می‌كرد ــ بازماندۀ مردمان‌ ازبك‌ در شمال‌ افغانستان‌ ماندگار شدند (نك‍ : عثمانوف‌، 223-221؛ یاغموروف‌، 105). گفتنی‌ است‌كه‌ در اواخر سدۀ 19م‌، نیز جمعیتی‌ در حدود 500‘2 خانوار از مهاجران‌ ازبك‌ سمرقند و فرغانه‌ در نواحی‌ كابل‌ سكنى‌ گزیده‌ بوده‌اند (نك‍ : عثمانوف‌، 221؛ نیز توجه‌ شود به‌ نام‌ جغرافیایی‌ «چاه‌ ازبك‌» در غرب‌ افغانستان‌ در نزدیكی‌ هرات‌: آدامك‌، 69). علاوه‌ بر ازبكانی‌ كه‌ دیرزمانی‌ است‌ در افغانستان‌ بومی‌ شده‌اند و «ازبكان محلی‌» شناخته‌ می‌شوند، مهاجرانی‌ نیز در گذشته‌ای‌ نزدیك‌، بدین سرزمین‌ درآمده‌اند كه‌ «ازبكان‌ مهاجر» خوانده‌ می‌شوند (همو، 224).
ازبكان‌ همواره‌ در تاریخ‌ سیاسی‌ افغانستان‌ نقشی‌ مهم‌ داشته‌اند و در جریان‌ جنگهای‌ داخلی‌ اخیر آن‌ كشور نیز، عنصر قومی‌ ازبك‌ عاملی‌ بسیار مؤثر بوده‌ است‌. برآوردهای‌ آماری‌ از جمعیت‌ ازبك در افغانستان‌، اختلافی‌ فاحش‌ با یكدیگر دارند، چنانكه‌ در منابع‌ مختلف‌ محلی‌، منابع‌ شوروی‌، منابع‌ تركی‌ و منابع‌ غربی‌ ارقامی میان‌ 1 تا 3 میلیون‌ نفر به‌ دست‌ داده‌ شده‌ است‌ (نك‍ : همو، 224-223؛ آكینر، 286؛ سانلیور، 201-203). برخی‌ از صاحب‌نظران‌ در بحث از نقش‌ مهاجرتهای‌ اخیر در دگرگونی‌ بافت‌ قومی‌ افغانستان، بر پایۀ برآوردهای‌ جمعیتی‌، برآنند كه‌ نسبت‌ جمعیتی‌ ازبكان به‌ دیگر گروههای‌ قومی‌ در این‌ كشور در سالهای‌ اخیر افزایش‌ قابل‌ ملاحظه‌ای‌ یافته‌است‌ (نك‍ : همو، 208). 

3. تركستان چین‌

گروههایی از مردم‌ ازبك‌ در ناحیۀ خودگردان‌ سین‌كیانگ‌ ـ اویغور در شمال‌ غربی‌ چین‌ روزگار می‌گذرانند كه‌ در اغلب‌ شهرستانهای‌ آن‌ ناحیۀ خودگردان‌ پراكنده‌اند، اما بیش‌ از نیمی‌ از آنان‌ در 6 شهر بزرگ‌، یا نسبتاً بزرگ‌ ارومچی‌، كاشغر، كُلجا (ای‌ نینگ‌)، تاچین‌، شاتسه‌ و یهچین‌ زندگی‌ می‌كنند (نینگ‌، 87). 
پیشینۀ حضور عناصر قومی ازبك‌ در این‌ منطقه‌ به‌ اوایل‌ عصر شیبانیان‌ می‌رسد. حیدر دوغلات‌ در «تاریخ‌ رشیدی‌» (ص‌ 67) به‌ حضور گروهی‌ از ازبكان‌ در نواحی‌ ختن‌ اشاره‌ كرده‌ است‌. گفتار وامبری‌ در سدۀ 19م‌ بر پایۀ شنیده‌های‌ نه‌ چندان‌ دقیق‌ خود از تركستان‌ چین‌، از حضور ازبكانی‌ در یارقند و آن‌ نواحی‌ حكایت‌ دارد كه‌ خود را با ازبكان‌ خوقند و خیوه‌ خویشاوند می‌شمرده‌اند (سیاحت‌، 440، قس‌: 493-494). همچنین‌ قپچاقها و اویشونهایی‌ كه‌ در سدۀ 19م‌ در نواحی‌ كاشغر به‌ كوچندگی‌ روزگار می‌گذرانیدند (نك‍ : همان‌، 489؛ تینیشپایف‌، 27) و در قومیتهای‌ تركستان‌ مستحیل‌ شده‌اند، دور نیست‌ كه‌ همچون‌ ساكنان‌ درۀ فرغانه‌، به‌ تشكل‌ ازبكان‌ پیوسته‌ باشند. 
گفتنی‌ است كه‌ در عصر خاندان‌ یوآن‌ و مینگ‌ در چین‌، مسیر تجاری‌ میان‌ سمرقند و چین‌ كه‌ از تركستان‌ شرقی‌ گذر می‌كرد، رونقی‌ فراوان یافت‌ و در خلال‌ سدۀ 19م‌ شمار ازبكان‌ ماوراءالنهری‌ كه‌ در اطراف‌ این‌ مسیر تجاری‌، در تركستان‌ شرقی‌ مسكن‌ می‌گزیدند، روی‌ به‌ افزایش‌ داشت‌. در دهه‌های‌ 7 و 8 از سدۀ یادشده‌ تا دهۀ 4 از سدۀ 20 م‌، موج‌ مهاجرت‌ ازبكان‌ ماوراءالنهری‌ به‌ تركستان‌ شرقی‌ ادامه‌ یافت‌. در پی‌ تحولات‌ اساسی‌ در چین‌، از 1949م‌ نام‌ قومیِ ازبك‌ به‌ عنوان‌ نامی‌ واحد بر مهاجران‌ ماوراءالنهری‌ از سوی‌ دولت‌ چین‌ رسمیت‌ یافت‌ (نك‍ : نینگ‌، 88). 
برپایۀ آمار رسمی‌ چین‌، در 1982م‌ شمار ازبكان‌ در این‌ سرزمین‌ در حدود 400‘12 نفر بوده‌ است‌ (همو، 87)، اما در منابع‌ غیررسمی‌، گاه‌ جمعیت‌ آنان‌ را بالغ‌ بر 15 تا 18 هزار تن‌ دانسته‌اند (نك‍ : آكینر، 286).

مآخذ

ابن‌اثیر، الكامل‌؛ ابن‌ بطوطه‌، محمد، رحلة، بیروت‌، 1384ق‌/ 1964م‌؛ ابن‌ عربشاه‌، احمد، عجائب‌ المقدور، قاهره‌، 1305ق‌؛ ابن‌ فضل‌الله‌ عمری‌، احمد، مسالك‌ الابصار، چ‌ تصویری‌، فرانكفورت‌، 1408ق‌/ 1988م‌؛ ابن‌فضلان‌، احمد، رسالة، به‌ كوشش‌ سامی‌ دهان‌، دمشق‌، 1379ق‌/ 1959م‌؛ ابن‌ فقیه‌ همدانی‌، احمد، البلدان‌، به‌ كوشش‌ دخویه‌، لیدن‌، 1885م‌؛ ابن‌ فوطی‌، عبدالرزاق‌، تلخیص‌ مجمع‌ الآداب‌، به‌ كوشش‌ مصطفى‌ جواد، دمشق‌، 1963م‌؛ ابن‌ نقطه‌، محمد، التقیید، حیدرآباد دكن‌، 1403ق‌/ 1983م‌؛ ابوطاهر سمرقندی‌، سمریه‌، به‌ كوشش‌ ایرج‌ افشار، تهران‌، 1343ش‌؛ ابوالغازی‌ بهادرخان‌، شجرة ترك‌، به‌ كوشش‌ دمزون‌، سنت‌پترزبورگ‌، 1871م‌؛ استرابادی‌، محمد مهدی‌، درة نادره‌، به‌ كوشش‌ جعفر شهیدی‌، تهران‌، 1366ش‌؛ اسفزاری‌، محمد، روضات‌ الجنات‌، به‌ كوشش‌ محمد كاظم‌ امام‌، تهران‌، 1338ش‌؛ اسناد و مكاتبات‌ تاریخی‌ ایران‌، به‌ كوشش‌ عبدالحسین‌ نوایی‌، تهران‌، 1341ش‌؛ اولیاچلبی‌، سیاحت‌ نامه‌، استانبول‌، 1314ق‌؛ بخاری‌، سلیمان‌، لغت‌ چغتای‌ و تركی‌ عثمانی‌، استانبول‌، 1298ق‌؛ بلاذری‌، احمد، فتوح‌البلدان‌، به‌ كوشش‌ رضوان‌ محمد رضوان‌، قاهره‌، 1398ق‌/ 1978م‌؛ بناكتی‌، داوود، تاریخ‌ (روضة اولی‌ الالباب)، به‌ كوشش‌ جعفر شعار، تهران‌، 1348ش‌؛ پاشینو، پ‌.، سفرنامۀ تركستان‌، ترجمۀ مادروس‌ داود خانف‌، به‌ كوشش‌ جمشید كیان‌فر، تهران‌، 1372ش‌؛ تزوكات‌ تیموری‌، تحریر ابوطالب‌ حسینی‌، به‌ كوشش‌ دیوی‌ و وایت‌، آكسفرد، 1783م‌؛ جوینی‌، عطاملك‌، تاریخ‌ جهانگشای‌، به‌ كوشش‌ محمد قزوینی‌، لیدن‌، 1329ق‌/ 1911م‌؛ حافظ ابرو، عبدالله‌، ذیل‌ جامع‌ التواریخ‌، به‌ كوشش‌ خانبابا بیانی‌، تهران‌، 1350ش‌؛ همو، زبده‌ التواریخ‌، به‌ كوشش‌ كمال‌ حاج‌ سیدجوادی‌، تهران‌، 1372ش‌؛ حدود العالم‌، به‌ كوشش‌ منوچهر ستوده‌، تهران‌، 1340ش‌؛ حمدالله‌ مستوفی‌، تاریخ‌ گزیده‌، به‌ كوشش عبدالحسین‌ نوایی‌، تهران‌، 1362ش‌؛ دزنو، كاترینو، «سفرنامه‌»، سفرنامه‌های ونیزیان‌ در ایران‌، ترجمۀ منوچهر امیری‌، تهران‌، 1349ش‌؛ دلاواله‌، پیترو، سفرنامه‌، به‌ كوشش‌ شعاع‌الدین‌ شفا، تهران‌، 1348ش‌؛ راوندی‌، محمد، راحةالصدور، به‌ كوشش‌ محمد اقبال‌، تهران‌، 1333ش‌؛ رشیدالدین‌ فضل‌الله‌، جامع‌ التواریخ‌، به‌ كوشش‌ محمد روشن‌ و مصطفى‌ موسوی‌، تهران‌، 1373ش‌؛ روملو، حسن‌، احسن‌ التواریخ‌، به‌ كوشش‌ عبدالحسن‌ نوایی‌، تهران‌، 1357ش‌؛ سانلیور، پیر، «نقشۀ جدید قومی‌ افغانستان‌»، ترجمۀابوالحسن‌سروقدمقدم‌، افغانستان‌، اقوام‌ كوچ‌نشینی‌، مشهد،1372ش‌/ 1993م‌؛ شرف‌الدین‌ علی‌ یزدی‌، ظفرنامه‌، به‌ كوشش‌ عصام‌الدین‌ اورونبایف‌، تاشكند، 1972م‌؛ صفدی‌، خلیل‌، الوافی‌ بالوفیات‌، به‌ كوشش‌ محمد یوسف‌ نجم‌، بیروت‌، 1401ق‌/ 1981م‌؛ عبدالقادر قرشی‌، الجواهر المضیئة، حیدرآباد دكن‌، 1332ق‌؛ عبدالله‌ بن‌ حمزه‌، الشافی‌، صنعا/ بیروت‌، 1406ق‌/ 1986م‌؛ فرامكین‌، گ‌.، باستان‌شناسی‌ در آسیای‌ مركزی‌، ترجمۀ صادق‌ ملك‌ شهمیرزادی‌، تهران‌، 1372ش‌؛ فضل‌الله‌ بن‌ روزبهان‌، مهمان‌نامۀ بخارا، به‌ كوشش‌ منوچهر ستوده‌، تهران‌، 1355ش‌؛ قزوینی‌، محمد، یادداشتها، به‌ كوشش‌ ایرج‌ افشار، تهران‌، 1363ش‌؛ كاشانی‌، عبدالله‌، تاریخ‌ اولجایتو، به‌ كوشش‌ مهین‌ همبلی‌، تهران‌، 1348ش‌؛ كاشغری‌، محمود، دیوان‌ لغات‌ الترك‌، استانبول‌، 1333ق‌؛ كستنكو، آ. ف‌.، «طوایف‌ آسیای مركزی‌»، ترجمۀ مادروس‌، یادیار، تهران‌، 1373ش‌؛ كلاویخو، سفرنامه‌، ترجمۀ مسعود رجب‌ نیا، تهران‌، 1337ش‌؛ محمد بن‌ نجیب‌ بكران‌، جهان‌ نامه‌، به‌ كوشش‌ محمدامین‌ ریاحی‌، تهران‌، 1342ش‌؛ محمد كاظم‌، عالم‌ آرای‌ نادری‌، به‌ كوشش‌ محمد امین‌ ریاحی‌، تهران‌، 1364ش‌؛ محمود بن‌ امیرولی‌، «بحرالاسرار» (نك‍ : مل‍ ، بارتولد، «مراسم‌...»)؛ مرعشی‌،ظهیرالدین‌، تاریخ‌ گیلان‌ و دیلمستان‌، به‌ كوشش‌ منوچهر ستوده‌، تهران‌، 1364ش‌؛ مسعودی‌، علی‌، التنبیه‌ و الاشراف‌، قاهره‌، 1357ق‌؛ مقدسی‌، محمد، احسن‌ التقاسیم‌، به‌ كوشش‌ دخویه‌، لیدن‌، 1906م‌؛ منتخب‌ التواریخ‌ معینی‌، منسوب‌ به‌ معین‌الدین‌ نطنزی‌، به‌ كوشش‌ ژان‌ اوبن‌، تهران‌، 1336ش‌؛ میرخواند، محمد، روضة الصفا، تهران‌، 1339ش‌؛ نسوی‌، محمد، سیرة السلطان‌ جلال‌الدین‌، به‌ كوشش حافظ احمد حمدی‌، قاهره‌، 1953م‌؛ نظام‌الدین‌ شامی‌، ظفرنامه‌، تهران‌، 1363ش‌؛ نینگ‌، چو، القومیات‌ المسلمة فی‌ الصین‌، ترجمۀ وجیه‌ هوا دی‌ چینگ‌، پكن‌، 1988م‌؛ وامبری‌، آ.، تاریخ‌ بخاری‌، ترجمۀ احمد محمود ساداتی‌، قاهره‌، شركة الاعلانات‌ الشرقیه‌؛ همو، سیاحت‌ درویشی‌ دروغین‌، ترجمۀ فتحعلی‌ خواجه‌نوریان‌، تهران‌، 1365ش‌؛ وزبه‌ك‌ الببه‌سی‌، تركستان‌، 1918م‌؛ همام‌، «تاجیكها»، مجلۀ مطالعات‌ آسیای‌ مركزی‌ و قفقاز، تهران‌، 1371ش‌، س‌ 1، شم‍ 1؛ نیز: 

Adamec, L.W., Herat and Northwestern Afghanistan, Graz, 1975; Ahmedov, B., Üzbek ulusi, Tashkent, 1992; Akiner, Sh., Islamic Peoples of the Soviet Union, London, 1986; Arat, R.R., «Türk sivelerinin tasnifi», Türkiyat mecmuası, Istanbul,1953,vol.X;Bābur, Muhammad, Bābur-Nāma, tr. A.S.Beveridge, New Delhi, 1970; Bakhrushin, S.V. et al., Istoriya narodov Uzbekistana, Tashkent, 1947, vol.II; Barthold, V.V., «O prepodavanii tuzemnykh narechiĮ v Samarkande», «Eshch M o slove sart», «Tseremonial pri dvore uzbekskikh khanov», Raboty po otdel'nym problemam istorii Sredneĭ Azii, Moscow, 1964, vol. II(2); Baskakov, N.A., «K voprosu o klassifikatsii tyurkskikh yazykov», Izvestiya Akademii Nauk SSSR, Literatura i yazyk, 1952, vol. XI (2); Benzing, J., «Die uzbekische und neu-uigurische Literatur», Philologiae turcicae fundamenta, Wiesbaden, 1965; Brandenstein, W. and M. Mayrhofer, Handbuch des Altpersischen, Wiesbaden, 1964; Dadabaev, Kh. et al., Problemy leksiki_starouzbekskogo yazyka, Tashkent, 1990; Daniyarov, Kh. D., «Ob etapakh formirovaniya starouzbekskogo pis'menno-literaturnogo yazyka», Sovetskaya tyurkologiya, 1976, vol. VI; Deny, J., «Langues turques...», Les langues du monde, Paris, 1952, vol. I; Doerfer, G., «Irano-altaistica», Current Trends in Linguistics, The Hague/ Paris, 1970, vol. VI; id, Türkische und mongolische Elemente, Wiesbaden, 1965; Dughlát, Muhammad Haidar, Tarikh-i-Rashidi, tr. E.D. Ross, Patna, 1973; Eckmann, J., «Die tschaghataische Literatur», Philologiae turcicae fundamenta, Wiesbaden, 1965; GAS; Gulyamov, Kh., Uzbeksko-tadzhikskie yazykovye svyazi, Tashkent, 1983; Gumilev, L.N., Drevnie Tyurki, Moscow, 1967; Howorth, H.H., History of the Mongols, London, 1880; Iskakova, Z.E., «Tyurksko-indiĮskie yazykovye svyazi», Izvestiya Natsionalnoĭ Akademîi Nauk Respubliki Kazakhstan, Almaty, 1993; İstanbul'un fethinden önce yazılmis tarihî takvimler, ed. O.Turan, Ankara, 1984; Kamolov, F.K., »O nekotorykh voprosakh uzbekskoĮ orfografii«, Voprosy uzbekskogo_yazykovedeniya, Tashkent, 1954; Karmysheva, B. Kh., »Uzbekis«, BSE3, vol. XXVI; Kononov, Andrei N., Grammatika sovremennogo uzbekskogo literaturnogo yazyka, Moscow/ Leningrad, 1960; Kuçkartayev, I., «Latin harflı alfabenin özbekçeye uygunlanması üzerine», Türk dünyas o , 1993, vol.I(3); Malov, S.E., Eniseĭ skaya pis'mennost' Tyurkov, Moscow/ Leningrad, 1952; Mei- cun, Lin, «Tocharian People», Significance of Silk Roads in the History of Human Civilisation, Senri Ethnological Studies, Osaka, 1992; Menges, K.H., «The DraviĐo-altaic Relationship», Proceedings of the 26th International Congress of Orientalists, New Delhi, 1968, vol.II; Muminov, I.M. et al., Istoriya Uzbekskoĭ SSR, Tashkent, 1974; Nadzhip, E.N., «O srednevekovykh literaturnykh traditsiyakh», Sovetskaya tyurkologiya, 1970, vol.I; Oshanin, L.V., «Etnogenez tadzhikov po dannym sravnitel'noĭ antropologii tyurkskikh i iranskikh narodov Sredneı Azii», Trudy, Akademiya NaukTadzhiskoı SSR, Stalinabad, 1954; Pavet de Courteille,M., Dictionnaire turk-oriental Paris, 1870; Qashqari, Makhmud, Tubï bïr turkï tïlï (Diuani lughat it-turk), ed. K.Beketaev and A. Ibatov, Almaty, 1993; Qaydarov, A. and M.Orazov, Turkitanugha kïrïspe, Almaty, 1992; Rasulev, I., «Nekotorye voprosy uzbekskoĮ nauchno-tekhnicheskoı terminologii», Voprosy... (vide: Kamolov); Ré pertoire chronologique d'é pigraphie arabe, ed. E. Combe et al., Cairo, 1943-1944; Reshetov, V.V., «Sostoyanie i zadachi uzbekskoı dialektologii», Voprosy... (vide: Kamolov); Shăkărïm Qūdaiberdïīūly, Turïk, qyrqyz-qazaq hăm khandar shezhïresï, Almaty, 1991; Shcherbak, A.M., Grammatika starouzbekskogo yazyka, Moscow/ Leningrad, 1962; id, notes on Oguz-nāme, Moscow, 1959; Sobranie vostochnykh rukopiseĭ Akademii Nauk Uzbekskoĭ SSR, ed. A.A. Semenov et al., Tashkent, vol.VI,1963, vol. XI, 1987; Spuler, B., Die goldene Horde, Wiesbaden, 1965; Stroeva, L.V., «Bor'ba kochevoĮ i osedloĭ znati v ChagataĮskom gosudarstve...», Pamyati Akademika I.Yu. Krachkovskogo, Leningrad, 1958; Sümer , F . , Oğuzlar , Ankara, 1972; Thomsen, V., «Dr. M.A. Stein's Manuscripts in Turkish Runic Script», JRAS, 1912; Titma, M . and N. B. Tuma , Migration in the Former Soviet Union, Köln, 1992; Togan, Z.V., Umumî Türk tarihi, Istanbul, 1981; Tolstov, S.P., «La Chorasmie antique», ed. R. Ghirshman, Artibus asiae, 1953, vol. XVI; Tynyshpaev, M., Materialy k istorii kirgiz-kazakskogo naroda, Tashkent, 1925; Usmanov, A., «Nekotorye svedeniya ob Uzbekakh Afganistana», Central Asiatic Journal, 1975, vol. XIX; Vambery, A., «Die Sarten und ihre Sprache», ZDMG, 1890, vol.XLIV; id, «Eine legendäre Geschichte Timurs», ZDMG, 1896, vol.LI; Whitaker's Almanack, London, 1995; Yagmurov, A., «Turkmeny Afganistana», Turkmeny zarubezhnogo vostoka, Ashkhabad, 1993; Yakubovskiĭ, A.Yu., Istoriya narodov Uzbekistana, Tashkent, 1950, vol.I. 
احمد پاكتچی

صفحه 1 از52

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: