صفحه اصلی / مقالات / آفریقا 9 /

فهرست مطالب

آفریقا 9


نویسنده (ها) :
آخرین بروز رسانی : یکشنبه 17 شهریور 1398 تاریخچه مقاله

موضوع دیگر، درخواستهای مكرر سفارتهای روس و انگلیس دربارۀ صرف‌نظر كردن از تنبیه مجرمان بود كه امیر این را نیز به شدت رد كرد و آن درخواستها را مداخله در امور ایران دانست («مكاتبات حاج میرزا آقاسی، 51). این معنی با اخذ تابعیت ایرانیان از سفارت انگلیس مرتبط بود كه به طور خاص در پناهندگی برخی افراد و اعضای خاندانهای مشهور («اسناد و فرامین ... »، a365؛ «رسالۀ بهاءالملك ... »، 194، 197- 199؛ «خلاصۀ نوشتجات»، 96، b130؛ «مكاتبات صدراعظم امیركبیر»، 52) و حمایت انگلیسیان از كسانی كه مطرود امیر بودند (آدمیت، همان، 261؛ «مكاتبات حاج میرزا آقاسی»، b42، a-b63؛ «خلاصۀ نوشتجات»، a122، b124؛ «مكاتبات صدراعظم امیركبیر»، b115)، جلوه‌گر شد. نیز از آنجا كه سفارت انگلیس با اعطای تحت الحمایگی به مجرمان مختلف (آدمیت، همان، 534-535) عملاً حاكمیت ملی ایران را نقض می‌كرد (نیز نک‍ : «خلاصۀ نوشتجات»، b124)، امیر دستور داد رفت‌وآمد ایرانیان را به سفارت انگلیس زیر نظر گیرند (آدمیت، همان، 536-537؛ «مكاتبات صدراعظم امیركبیر»، a104). مهم‌ترین عامل درگیری سیاسی سفارت مذكور با دولت ایران، مسألۀ ارامنۀ تبریز بود كه پس از مرگ محمدشاه، به دلایلی نامعلوم امور سرپرستی آنان به كنسول انگلیس سپرده شده بود. در این وقت امیر كلیۀ احكام صادره از جلوس ناصرالدین شاه در تبریز تا ورود او به تهران را لغو كرد و سپس به دولت انگلستان نیز اطلاع داده شد كه امور ارامنه منحصراً در اختیار دولت ایران است (آدمیت، همان، 540-541؛ «مكاتبات حاج میرزا آقاسی»، b75) و پس از كشمكشهایی سرانجام امیر توانست از مداخلۀ سفارتهای بیگانه در امور اتباع ایران و اقلیتهای دینی جلوگیری کند (F.O.60/ 152؛ «مکاتبات صدراعظم از 19 شوال»، a5، b6). 

روابط با روسیه

عصر صدارت امیر صحنۀ برخورد دو دولت ایران و روسیه بر سر مسائل اقتصادی و مرزی بود. نخستین برخورد بر سر امتیاز شیلات ایران ایجاد شد. امیر بدون توجه به آنک‍ه روسیه در عصر محمدشاه طی قراردادی آن را به اجاره گرفته است و به استناد آن به مداخله در امور شیلات ایران می‌پرداخت، آن را به بازرگانی ایرانی واگذاشت و دولت روسیه كاری از پیش نبرد (تیموری، 288). موضوع دیگر، مخالفت شدید امیر با محافظت انبار تجارتخانۀ روسیه در استراباد توسط نیروی نظامی روس، و نیز ایجاد بیمارستانی توسط روسها در سواحل شمالی ایران بود. این انبار پس از تجدید ساختمان رسماً به دولت روسیه به اجاره داده شد (همو، 267- 268؛ آدمیت، همان، 475). دولت روس در هر دو مورد به اعتراض برخاست، ولی امیر، صدراعظم روسیه را قانع كرد كه این كارها به سود هیچ یك از دو دولت نیست («خلاصۀ نوشتجات»، b46، b47؛ تیموری، 269-273؛ F.O.60/ 145). 
اوج درگیری میان روس و دولت ایران بر سر مسألۀ آشوراده رخ داد. روسها آنجا را در 1258 ق/ 1842م تصرف كرده بودند و امیر می‌كوشید دست آنها را قطع كند. در این میان، مهدی قلی میرزا حاكم مازندران، كنسول روسیه را به جانبداری از اشرار متهم كرد (آدمیت، همان، 494-495) و گروهی از تركمانان یموت به قوای روسیه در آشوراده حمله كردند و عده‌ای را به قتل رساندند؛ روسها نیز مجدداً قوایی در آنجا پیاده كردند و از امیر خواستند تا حاكم مازندران را عزل كند (وثوق زمانی، 37-40؛ اسنادی ... ، 159-161). نزاع بالا گرفت و امیر به مقابله برخاست، ولی سرانجام برای جلوگیری از گسترش نزاع كه انگلیسیان هم در شعله‌ور كردن آن بی‌تأثیر نبودند، به اجبار به درخواست روسیه گردن نهاد (آدمیت، همان، 503؛ آناركولوا، 118-119؛ «خلاصۀ نوشتجات»، 52). افزون بر اینها، مسائل دیگری نیز روابط ایران و روسیه را در این دوره به تیرگی می‌كشانید («مكاتبات صدراعظم امیركبیر ... »، a70؛ اسناد مكمل، 12/ 246؛ «خلاصۀ نوشتجات»، a46، b48). 

روابط با فرانسه

زمینۀ روابط ایران با فرانسه در دورۀ صدارت امیر، به تلاش برای اجرای معاهدۀ محرمانۀ 1263 ق/ 1847 م در عصر محمدشاه بازمی‌گردد كه طی آن به اتباع فرانسه اجازه داده شده بود كه در ایران به تجارت بپردازند، ولی اجرای معاهدۀ مذكور به دلایلی از جمله ایجاد موانع از سوی دولتهای روس و انگلیس به تعویق افتاده بود. در این وقت كنت دو سارتیژ نمایندۀ سیاسی فرانسه به تكاپو افتاد (آدمیت، امیركبیر، 553- 554، 556؛ آناركولوا، 115؛ «خلاصۀ نوشتجات»، a157)، اما اقدامات نسنجیدۀ او، و اعلام جمهوریت در فرانسه و مسألۀ اتباع مسیحی كاتولیك در ایران، امیر را در وضع نامطلوبی قرار داد و مكاتبات به جایی نرسید، تا سرانجام كنت كه مواضعش در این باره مبهم و متناقض می‌نمود، به رغم خواست امیر، ایران را ترك كرد (همان، b156، a160؛ «نامه‌ها و فرامین»، b15، a16؛ «اصل نامه‌ها ... »، b6، b57، b61، b64، b66، b70؛ اقبال آشتیانی، «ورقی چند ... »، 14-15) و روابط سیاسی دو كشور قطع شد (همان، 10- 18؛ همو، میرزا تقی خان، 307- 309؛ آناركولوا، b11). 

روابط با امرای آسیای مركزی

یكی از دل مشغولیهای دولت امیر در مرزهای شرقی، وجود قبایل تركمن و تعدیهای ایشان به خاك ایران و مردم بود. این شرارتها امرای خوارزم و بخارا را نیز كه راه ارتباط خود را با كشورهای اسلامی در خطر می‌دیدند، نگران می‌كرد. از این رو، نیروهای ایران و امرای خوارزم و بخارا بارها به تركمانان هجوم بردند. در این جنگها عده‌ای از ایرانیان اسیر شدند و تركمانان آنها را به خوارزمیان فروختند. چون امیر تصمیم به سركوب تركمانان گرفت، امیر خوارزم سفیری به دربار ایران گسیل كرد و از طرف امیر نیز رضا قلی خان هدایت برای رهانیدن اسرای ایرانی و مطلع كردن خان خیوه از تحریكات توسعه‌طلبانۀ روسیه، رهسپار خوارزم شد («مكاتبات اسناد»، 24؛ سارلی، 55؛ مستوفی، 1/ 68؛ «مكاتبات و نامه‌ها ... »، a86؛ وقایع اتفاقیه، 1/ 17؛ آدمیت، همان، 603-604). بعضی معتقدند كه هدایت مأموریت داشت تا زمینۀ یك اقدام نظامی برای بیرون راندن روسها از تاشكند و سمرقند را فراهم سازد (مكی، زندگانی ... ، 264؛ نیز نک‍ : هدایت، سفارت‌نامه ... ، جم‍‌ ). دربارۀ بخارا تحرك كمتری نشان داده شد؛ اگرچه بخاراییان در ورود و عبور از ایران و حتى رفت‌وآمد مأمورینشان به سمت عثمانی از ایران با ممانعتی روبه‌رو نمی‌شدند («مكاتبات و نامه‌ها»، b57؛ گزیدۀ اسناد ... ، 1/ 272). به طوركلی سیاست امیر در جلب و جذب بخارا و خوارزم به سبب مخالفت سرسختانۀ روسیه با نزدیكی ایران و آسیای مركزی، و نیز به سبب عزل امیر مقارن بازگشت هدایت از سفر خوارزم، موفقیت‌آمیز نبود («نامه‌ها و گزارشها ... »، b18). 

روابط با عثمانی

محور اصلی روابط ایران با عثمانی در عصر صدارت امیر، تفسیر و اجرای مفاد عهدنامۀ ارزروم دربارۀ خطوط مرزی بود كه توسط میرزا تقی خان، پیش از صدارتش، منعقد شده بود. در اوایل صدارت امیر، میرزا جعفرخان مشیرالدوله برای تعیین خطوط مرزی به بغداد گسیل شد، اما عثمانیان كه دولت ایران را مشغول سركوب فتنۀ سالار می‌دیدند، به ناگاه نواحی قطور و خوی را تصرف كردند (واتسن، 378). مأمور ایران نیز به دستور امیر از شركت در كمیسیون خودداری كرد، ولی با فشار و قول روسیه و انگلستان مبنی بر رفع اشغال، كمیسیون تشكیل شد. با اینهمه، مذاكرات به سبب ادعای ارضی عثمانی بر خرمشهر و مخالفت شدید امیر با این معنی، به بن بست كشیده شد (آدمیت، امیركبیر، 142-154؛ مشیری، 140؛ «خلاصۀ نوشتجات»، b48؛ «مكاتبات سفرا ... »، b69، a70؛ «گزارشهای میرزا تقی خان»، جم‍ ؛ نیز نک‍ : گزیدۀ اسناد، 1/ جم‍‌ ). با آنک‍ه امیر تا مدتی به فشارهای انگلستان برای ادامۀ مذاكرات وقعی نگذاشت، ولی سرانجام به سبب وقایع آشوراده، مجبور شد مشیرالدوله را به مذاكرات بازگرداند («خلاصۀ نوشتجات»، b128، a149، a150؛ اسناد قدیمۀ سال 1256-1262ق؛ «مكاتبات صدراعظم امیركبیر»، b76، b78، b82، a93، a94؛ نیز نک‍ : «مكاتبات صدراعظم از 19 شوال»، b4). 

روابط با دول دیگر

فكر ایجاد روابط سیاسی با آمریكا از مدتها قبل از صدارت امیر، كم و بیش وجود داشت (نک‍ : فیودوركورف، 161)، اما امیر آن را تحقق بخشید تا معادلۀ قدرت را در خلیج فارس كه به سود انگلستان بود، بر هم زند. بدین مناسبت در ذیحجۀ 1267/ اكتبر 1851 میان دو كشور عهدنامۀ دوستی و كشتیرانی در آبهای طرفین منعقد شد و مقرر گردید كه دولت آمریكا در تهران، تبریز و بوشهر كنسولگری تأسیس كند (رضازادۀ ملك، 89-90؛ آدمیت، همان، 574). سنای آمریكا نیز این قرارداد را به «معاهدات كاملة الوداد» تبدیل و تصویب كرد و آمادگی خود را برای مبادلۀ عهدنامه به دولت ایران اعلام داشت، ولی در این میان امیركبیر معزول شد و جانشینان او تمایلی به این كار نشان ندادند. آمریكاییان معتقد بودند كه انگلستان مانع اصلی برای برقراری روابط میان دو دولت است (یسلسون، 57- 58). 
علاوه بر آمریكا، امیر كوشید با پروس، اتریش و بلژیك نیز رابطه برقرار سازد (F.O.60/ 160) ولی انگلیسیان كه به‌ویژه حضور اتریش را با منافع خود ناسازگار می‌دیدند، در راه ایجاد رابطۀ سیاسی ایران با آن كشور مانع تراشی می‌كردند (F.O.60/ 174) دربارۀ فكر رابطه با بلژیك اطلاعات موجود منحصر است به قراردادی میان دو كشور كه وزیر مختار فرانسه از آن یاد كرده است («اصل نامه‌ها»، b70). 

اصلاحات و اقدامات امیر

امیر اصلاحات داخلی را با امور نظامی كه ضامن حاكمیت ملی و تمامیت ارضی كشور بود و او خود در امر نظام تجربه‌ای طولانی داشت، آغاز كرد (لورنتس، 87). او نخست صندوقی برای تأمین مواجب و نیازهای مالی نظامیان ایجاد كرد تا نظامی‌گری به صورت شغلی مستقل درآید (آدمیت، اندیشه، 440-441). سپس به تدوین قانون سربازگیری و طبقه‌بندی رسته‌ها و درجات و تجدید سازمان نظامی پرداخت (مخبر همایون، 132؛ قائم مقامی، 71؛ معتمدی، 107؛ لورنتس، 94) و اخذ «سیورسات» از رعیت را ممنوع كرد (محمود، 2/ 606؛ وقایع اتفاقیه، 1/ 13). این قوانین تحت عنوان «نظام ناصری» تدوین و طبع شد (دهقان، 148؛ نامه‌های امیركبیر، 142؛ وقایع اتفاقیه، 1/ 75). او همچنین به تأسیس كارخانه‌هایی برای ساخت ملزومات نظامی و تسلیحات ساده، و متحدالشكل گردانیدن لباس نظامیان دست زد (معتضد، 293؛ آدمیت، امیركبیر، 299). در زمینۀ تسلیحات، علاوه بر آنک‍ه به رغم اعتراض شدید دولت روسیه، تجار و رعایای ایران را به خرید اسلحه از روسیه ترغیب می‌كرد («مكاتبات صدراعظم از 24 شوال»، a9؛ «خلاصۀ نوشتجات»، a45؛ اسناد مكمل، 12/ 264) و از برخی تجار انگلیسی نیز اسلحه می‌خرید («رسالۀ بهاءالملك»، a45؛ «مكاتبات سفر»، b11)، مایل بود از كشورهایی چون بلژیك نیز سلاح بخرد و مستشارانی از كشوری بیطرف برای ارتش استخدام كند («مكاتبات صدراعظم از 19 شوال»، a20). 
در زمینۀ اقتصادی، امیر طرفدار گسترش تجارت و كشاورزی، و در عین حال توسعۀ صنایع ملی بود. بدین سبب به ساخت و توسعۀ بازارهای تهران و تبریز ــ سرای امیر ــ و گسترش شبكۀ راهها همت گماشت (آدمیت، اندیشه، 298؛ واتسن، 394). از سوی دیگر افزایش حقوق گمركی واردات، موجب ترغیب و توجه تجار ایرانی به صادرات شد ( تاریخ اقتصادی ... ، 121؛ نیز نک‍ : انتنر، جدول 1، ضمائم)؛ چنانک‍ه در 1267 ق/ 1851 م صادرات ایران بر وارداتش پیشی گرفت و تقریباً به 3 میلیون لیرۀ انگلیسی رسید و پس از ایجاد نمایشگاهی از كالاهای ایرانی در تهران، انگلستان از امیركبیر خواست تا چنین نمایشگاهی نیز در لندن برپا سازد ( تاریخ اقتصادی، 201-204؛ لورنتس، 91؛ «مكاتبات حاج میرزا آقاسی»، a125). 
از دیگر اصلاحات امیر كه ارتباط مستقیم با تجارت دارد، ایجاد امنیت در راهها و نظارت بر عبور و مرور و صدور تذكرۀ عبور، ایجاد قراول‌خانه و چاپارخانه در حدود شهرها، مساحی و نقشه‌برداری تهران و دیگر مناطق و راههای كشور را باید ذكر كرد (اعتمادالسلطنه، مرآة، 2/ 1050؛ گوبینو، «میرزاتقی خان امیر»، 32؛ نیز نک‍ : ستوده، «كاروانسراها»، 855). امیر همچنین معادن را تا 5 سال از مالیات معاف كرد و برای امور معادن مسئولی برگزید. وی با علاقۀ تمام به حمایت از صاحبان حرفه و تولیدكنندگان پرداخت. گروهی را برای فراگیری صنایع به روسیه و عثمانی فرستاد و برای خرید ماشین آلات صنعتی از اتریش اقداماتی انجام داد و كارخانجات محدودی در كشور دایر كرد (لورنتس، همانجا؛ معتضد، 290؛ نایبیان، 126؛ محبوبی، 565؛ مستوفی، 1/ 75؛ نیز نک‍ : وقایع اتفاقیه، 1/ 7، 99). 
در زمینۀ مالیه نیز امیر دست به اصلاحاتی بنیادی زد. در پرداخت بدهیهای عقب افتاده تدبیری اندیشید و اسناد و حواله‌های دولتی را اعتبار داد (یكتایی، 146؛ مستوفی، 1/ 68). منافع اخذ مالیات و ورود آن به خزانۀ دولت را سامان بخشید و در عین حال مالیاتهای اجحاف‌آمیز بر طبقات ضعیف را ملغى ساخت (صادقی، 15؛ بروگش، 1/ 268). از سوءاستفادۀ منشیان و مستوفیان جلوگیری كرد و دستور داد تا كتابهایی مشتمل بر قوانین گردآوری مالیات و شرح وظایف مأموران مالیاتی، مبتنی بر مقررات مالی فرانسه تدوین كنند (نک‍ : امیر معزی، 283؛ یكتایی، 148) و با این تنظیمات مالیاتهای عقب افتاده را از اشخاص متنفذ وصول كرد (مستوفی، 1/ 70-72). برخی مكاتبات امیر حاكی از صرف اوقات و دقت بسیار در امور مالیه از سوی اوست و این امر را مایۀ انتظام امور می‌دانست ( نامه‌های امیركبیر، 117، 120). وی همچنین مستمری درباریان را كاهش داد و از این طریق به اجرای برخی طرحهای عمرانی توفیق یافت و همین امر از عوامل دشمنی و توطئه برضد او شد (ورجاوند، 115؛ مجلسی، 63-64). 
در مسائل فرهنگی، برجسته‌ترین كار امیر، زمینه‌سازی تأسیس دارالفنون برای تربیت علمی و فنی جوانان براساس اصول و علوم جدید اروپایی بود. چه، وی اعتقاد داشت كه انتقال محیط علمی اروپا به ایران،بهتر از فرستادن محصل به خارج از كشور است. وی پس از كسب موافقت شاه در اواخر 1266 ق/ 1850 م، میرزا رضا مهندس را مأمور تدوین نقشۀ ساختمانی در شمال شرقی ارك تهران كرد و سپس بنای آن را به محمدتقی خان معمارباشی سپرد و بهرام میرزا حاكم تهران مأمور نظارت بر اجرای آن شد (فووریه، 13؛ اقبال یغمایی،144-145). خود امیر نیز از نظارت بر امور آن خودداری نداشت ( نامه‌های امیركبیر، 70). در نیمۀ دوم 1267 ق ظاهراً بخشی از مدرسه كه اختصاص به تعالیم نظامی داشت، به طور آزمایشی شروع به كار كرد (همان، 195)، اگرچه افتتاح رسمی مدرسه 13 روز پس از مرگ امیر اتفاق افتاد. 
انتشار روزنامۀ وقایع اتفاقیه نیز از دیگر اصلاحات فرهنگی امیر به شمار می‌رود (رایت، انگلیسیها ... ، 195؛ نیز نک‍ : «مكاتبات صدراعظم امیركبیر»، b79). شیل معتقد است كه سر مقاله‌های این روزنامه به قلم خود امیر بوده است (ص 157). 
از دیگر اصلاحات فرهنگی و اجتماعی امیر، دستور ترجمۀ كتب اروپایی، ایجاد چاپخانه، تدوین قانون نامه‌ای برای پزشكان و امتحان از آنها، ترویج آبله‌كوبی و بنیان نخستین بیمارستان دولتی را می‌توان نام برد (ورجاوند، 115-116). 
ایجاد امنیت، دیوانخانه و دارالشرع برای استقرار عدالت از دیگر امور مورد توجه خاص امیر بود. او برای آگاهی از رفتار حاكمان شهرها، كسانی را مخفیانه برمی‌گماشت و با گزارش آنها به توبیخ یا تشویق حاكمان می‌پرداخت (نک‍ : بهادر، 199). با آنک‍ه امیر در اوایل كار كوشید خود به داوری در امور مهم بپردازد (فلور، 1/ 147)، ولی سپس شیخ عبدالحسین تهرانی را به ریاست محكمۀ شرع به عنوان عالی‌ترین مرجع قضا منصوب كرد. دعاوی حقوقی پس از طرح در دیوانخانه به محكمۀ شرع می‌رفت و احكام صادره برای اجرا به دیوانخانه ارجاع می‌شد و در واقع تلفیق شایان توجهی میان قوانین عرفی و شرعی به عمل می‌آمد (الگار، 208- 209؛ شیل، 117؛ قس: الگار، 203). امیر بر آزادی دینی اقلیتها تأكید می‌كرد و به امور قضایی آنان نیز در همین دیوانخانه رسیدگی می‌شد («مكاتبات حاج میرزا آقاسی»، a35؛ فلور، 1/ 148). 
سرانجام، امیر به عنوان آغازگر اصلاحات عمیق و معتقد به مشاركت عمومی در این كار، با انتشار اعلامیه‌ای از صاحب‌نظران خواست كه نظریات خود را دربارۀ اصلاحات امور كشوری و لشكری اعلام كنند. رسالۀ قانون قزوینی نیز در پاسخ به همین درخواست نگاشته شد (نک‍ : قزوینی، 34-35). با اینهمه، مطابق بعضی اسناد، سخت‌گیری امیر نسبت به دیگران كه گاه آنان را از بیان حقیقت بازمی‌داشت و نیز عزل جمعی از رجال و كارگزاران، و در عین حال تسامح بی‌اندازه‌اش نسبت به بعضی از بستگان خود، كسانی را واداشت كه او را به «بی‌اعتدالی» منسوب كنند ( اسناد مكمل، 100/ 110؛ «مكاتبات سفارت ... »، b7؛ «دستورالعملها ... »، b127) و به همین سبب دربارۀ اصلاحات و رفتارهای سیاسی امیر نظریات متفاوت و متضادی ابراز شده است (مثلاً نک‍ : وامقی، 699؛ محمود، 2/ 606). 
 

صفحه 1 از52

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: