صفحه اصلی / مقالات / آفریقا 9 /

فهرست مطالب

آفریقا 9


نویسنده (ها) :
آخرین بروز رسانی : یکشنبه 17 شهریور 1398 تاریخچه مقاله

پس از مرگ صلاح‌ الدین و پدید آمدن اختلاف میان جانشینان وی منطقه به ضعفی شدید دچار شد و صلیبیان توانستند همۀ منطقه‌ها از جمله جبل عامل را که مسلمانان از ایشان باز پس گرفته بودند، از نو به تصرف درآورند، تا اینکه نیرویی جدید به نام ممالیک در جهان اسلام به مرکزیت مصر روی کار آمد. در این زمان افزون بر صلیبیان، خطر حملۀ مغولان نیز پدید آمده بود و این سلسله در 26 رمضان 658 ق/ 3 سپتامبر 1260م در جنگ عین جالوت و با یکپارچه کردن مصر و شام و شکست دادن مغولان توانستند جنگ با صلیبیان را در سراسر شام دنبال کنند (همو، 60-61).
پس از روی کار آمدن ملک ظاهر بیبرس اول (حک‍ 658-676 ق) و انتقال مرکز خلافت از بغداد به مصر و پیروزی مملوکان بر مغولان در عین جالوت، عملیات نظامی بر ضد صلیبیان با ویران‌سازی کلیسای ناصره در 660 ق/ 1262م به وسیلۀ نیروهای بیبرس آغاز گردید. او پس از محاصرۀ قیساریه و گرفتن آن شهر در 663 ق/ 1265م، به عملیات فتح ادامه داد و با پیشروی در شمال، ارسوف را تصرف کرد و سپس به حیفا و عثلیت که از مراکز مهم تجمع صلیبی بودند، حمله برد و آنجاها را غارت کرد (همو، 63).
ملک ظاهر بیبرس سپس تصمیم به آزادسازی صفد گرفت، اما پیش از محاصرۀ آنجا مجموعه‌ای از سپاه خود را به عملیاتی اکتشافی به منطقۀ شقیف فرستاد. هدف بیبرس از این کار برگرداندن نظر فرنگیان از قصد حقیقی خود بود تا فرصت بیابد نقشۀ اشغال صفد را پیاده کند. او 4 بار پشت سر هم بدانجا حمله کرد تا اینکه در تابستان 664 ق/ 1266م صفد به دستش افتاد و از آنجا آهنگ آزادسازی کامل منطقۀ جبل عامل کرد و در همان سال به قلعه‌های تبنین و هونین جبل عامل رفت که در اختیار فرنگیان بودند؛ پس آنها را به تصرف درآورد و هر دو را به طور کامل چنان ویران ساخت که هیچ اثری از آنها به جا نماند. پس از آن آهنگ قلعۀ شقیف کرد و در 666 ق/ 1268م آنجا را نیز به تصرف درآورد (ابن شداد، 1/ 152-153؛ مقریزی، 1/ 549-550، 565-566؛ طراونه، 52؛ بنوت، 64).
با افتادن قلعۀ شقیف به دست مسلمانان و پاک‌سازی آن منطقه، به حضور صلیبیان در بخش داخلی جبل عامل خاتمه داده شد، اما نوار ساحلی همچنان در دست صلیبیان باقی مانده بود تا اینکه پس از فتح طرابلس در بهار 688 ق/ 1289م به دست مسلمانان افتاد. در 690 ق/ 1291م مسلمانان به عکا هجوم بردند؛ در ضمن محاصرۀ عکا ملک اشرف خلیل قسمتی از نیروهای خود را برای حفاظت راهها به منطقۀ ساحلی صور فرستاد و چون اهالی از لشکر سلطان امان خواستند، بدیشان امان دادند و ایشان هم شهر را تسلیم کردند و در پی آن شهر صیدا، آن‌گاه بیروت و سرانجام حیفا و عثلیت نیز تسلیم شدند و مسلمانان با این پیروزیها به حضور صلیبیان که مدت دو سده بر منطقه چیرگی داشتند، پایان دادند و پس از آن در زیر حکومت مملوکان تا فتح عثمانی، در تاریخ منطقۀ جبل عامل صفحۀ تازه‌ای گشوده شد (طراونه، 61، 63، 64؛ بنوت، 66). در دورۀ مملوکان جبل عامل به 4 ولایت تابع مملکت صفد تقسیم گردید که عبارت بودند از: 1. ولایت تبنین و هونین به انضمام 32 روستا، 2. ولایت صور به انضمام 27 روستا، 3. ولایت شقیف به انضمام 34 روستا، و 4. ولایت اقلیم به انضمام 12 روستا. ولایت شقیف بزرگ‌ترین ولایت در مملکت صفد به شمار می‌رفت (همو، 66-67).
در 691 ق/ 1292م سلطان خلیل اشرف به منطقۀ کسروان در استان کنونی جبل لبنان حمله کرد و در طی 3 حملۀ سراسر قتل و غارت میان سالهای 701-705ق/ 1302-1305م، آنجا را به دست نابودی سپرد و سکنه‌ای را که از دم تیغش جان سالم به در برده بودند، از آنجا بیرون راند. مردمی که به جبل عامل پناه بردند و در منطقۀ شمالی جزین اقامت گزیدند، با اهالی به زندگی پرداختند و از همان‌جا بود که نهضت مقاومت جدید جبل عامل پس از مدتی شکل گرفت (همو، 70). با روی کار آمدن دستۀ جدیدی از مملوکان در مصر، اختلاف میان مملوکان بحری و برجی بالا گرفت و در 784ق/ 1382م سلسلۀ مملوکان برجی چرکسی به رهبری ظاهر برقوق به حکومت دست یافتند و در منطقه جزین جبل عامل همجوشی کسروانیان و عاملیان شکل جدیدی از همبستگی یافت و از این راه، برای مقابله با هرگونه حملۀ جدیدی آمادگی یافتند و نهضت مقاومت ملی ـ اسلامی در میانشان شکل گرفت (همانجا).
از ابتدای سدۀ 8 ق/ 14م وسالهای بعد در جبل عامل چهره‌هایی علمی و دینی همچون شیخ طحّان بن صالح عاملی و شیخ صالح بن مشرف عاملی ظهور کردند که هدفشان اصلاح همۀ منطقۀ جبل عامل بود. با آغاز سدۀ 9ق/ 15م مکتبهای دینی رو به ظهور نهادند که مهم‌تر از همه مکتب جزین بود. این مکتب را شمس‌ الدین محمد بن مکی جزینی، معروف به شهید اول (734-776ق/ 1333-1384م)، پیشوای نهضت عاملیان و مؤسس حرکت انقلابی در آن سرزمین پی افکند (همو، 71).
با از میان رفتن حمله‌های صلیبی به سرزمین شام و حکومت مملوکان بر منطقۀ جبل عامل، نظام اقتصادی و اجتماعی جدیدی در منطقـه رو بـه رشد نهـاد کـه از آن بـه نظام ارباب ـ رعیتی تعبیر می‌شود. این نظام در حقیقت نوعی تیول‌داری بود که دولت مملوکی خود قدرت اصلی محسوب می‌شد. دولت هر منطقه را به عنوان تیول به اربابانی محلی واگذار می‌کرد و آنان بر زمینهای کشاورزی و کشاورزان حکومت می‌کردند و به دولت مالیات می‌دادند و درصورت لزوم سپاهیان خود را در اختیار دولت می‌گذاردند (همو، 74).
پس از شهادت پیشوای نهضت مقاومت اسلامی جبل عامل، شهید اول، یک خانواده از اربابان محلی منطقه موسوم به آل بشاره به صحنه درآمدند که منطقۀ جنوبی جبل عامل را هدف سیطرۀ خود گردانیدند. آنان صور را مرکز توسعۀ نفوذ خود به سوی زمینهای زراعی غنی آن منطقه قرار دادند. در 842 ق/ 1439م ابن بشاره به عمران صور پرداخت و با دایر کردن بازارهایی در آنجا خلقی انبوه را بدانجا انتقال داد و در استوارسازی استحکامات این شهر کوشید (امین، خطط، 132-133). آنان در رویدادهای جبل عامل به‌ویژه، در پیکار میان ناصر فرج بن برقوق و امیران مملکت صفد، در کنار نایب الحکومۀ دمشق، امیر شیخ محمودی در حمله به صفد در807 ق/ 1405م قرار گرفتند. امیر احمد بن بشاره که همراه نافرمانان در حمله شرکت یافته بود، فرماندهی ایشان را برعهده داشت و فرصت مناسبی برای غارت و یغماگری به دست آورد (همان، 133؛ بنوت، 76).
خاندان بشاره در 810 ق/ 1408م نیز در کنار ناصر فرج، در جنگـی که میان نایب الحکومـۀ صفد، امیر بکتمر شلق و نایب‌ الحکومۀ جدید دمشق، امیر نوروز در گرفت، شرکت کردند و در 811 ق قدرت خود را در جبل گسترش دادند و ساکنان منطقۀ شمالی آن را غارت کردند و گروهی از ایشان را کشتند. همچنین سپاهی را که برای جلوگیری از اعمال آنان اعزام شده بود، کشتار کردند و با بهره‌گیری از آشفتگی و هرج و مرج منطقه، بر مردم سخت گرفتند (مقریزی، 4/ 67، 72).
در این روزگار، گه‌گاه چهره‌هایی تازه از این خاندان ظهور می‌کردند که در منطقه آوازه در می‌افکندند. یکی از ایشان حسن بن بشاره بود که به درجه‌ای از نیرومندی و نفوذ رسید که نه‌تنها در مملکت صفد، بلکه در تمام سرزمین شام بر شیوخ عشایر تقدم یافت (همو، 4/ 627).
با افزایش نفوذ خاندان بشاره در منطقۀ جبل عامل، حمله‌‌های مکرری از سوی سلطان مملوکی و پیشوایان عشیرگان منطقه به سوی آنان آغاز شد و سخت‌ترین آنها، حملۀ پیشوای بقاع، ناصر الدین محمد بن حنش در 909ق/ 1503م با کمک نایب ‌الحکومه‌های منطقه به منظور تسلط بر جبل عامل بود. ابن حنش با سپاه 5 هزار نفری با ایشان به پیکار پرداخت و با وجود اینکه عبد الساتر بن بشاره به مقابلۀ با او رفت و از سپاهیان ابن‌ حنش حدود 200 نفری را به قتل رسانید، اما این خاندان زمین‌دار چنان شکستی خورد که پس از آن دیگر در هیچ مأخذ گفت‌وگویی از کاری که از ایشان سر زده باشد، وجود ندارد (بنوت، 78).
چون در این دوره، جبل عامل در زیر سلطۀ حکومت مملوکی و در هرج و مرج ملوک طوایفی و اوضاع آشفتۀ ناشی از شورشها و جنبشها به سر می‌برد و همۀ درها به روی جنبشهای اصلاح‌‌طلبانه‌ای که شهید اول براساس اندیشۀ سیاسی و فقاهتی اسلامی در منطقه پی افکنده بود، بسته شده بود، اندیشمندان اصلاح طلب و عالمان دینی جبل عامل، به بیرون از جبل نظر دوختند، بدین امید که بتوانند آن اندیشه را در نقاط دیگری از جهان اسلام شکوفا سازند. از آنجا که در ایران سلسلۀ صفویه با تکیه بر اندیشۀ سیاسی اسلامی شیعه تازه روی کار آمده بود، ایران بهترین کشوری بود که نظر ایشان را به خود جلب کرد (همانجا). شیخ نورالدین علی بن عبد العالی کَرَکی عاملی، معروف به محقق کرکی (868-941ق/ 1464-1534م) از جملۀ عالمان دینی بود که به ایران مهاجرت کرد و مقام شیخ‌ الاسلامی یافت (همانجا).

جبل عامل در عهد عثمانیان

دولت عثمانی در 922ق/ 1516م به حکومت مملوکان بر شام خاتمه داد. سپس در عهد سلطان سلیم به مصر لشکر کشید و با سلطان تومان بای مملوکی در نزدیکی قاهره جنگید. در 923ق سلطان سلیم فاتحانه به قاهره درآمد و سلسلۀ مملوکی آنجا را برانداخت. عثمانیان همان تقسیم‌بندیهای اداری مملوکان را نگه داشتند و در نتیجه همان نظام ارباب و رعیتی پیشین محفوظ ماند. در جبل عامل هم که در دورۀ مملوکان چندین خاندان اربابی همچون: خاندان بشاره، شکر، علی‌صغیر، سرزمین را میان خود قسمت کرده بودند، با فتح عثمانی دو خاندان اربابی تازه به دوران رسیده نیز در صحنه آشکار شدند: آل صعب، حاکمان شقیف؛ و آل منکر، حاکمان اقلیم التفاح. در نتیجه، شکل حکومت اربابی در منطقۀ جبل عامل بدین‌گونه شد: هر خانوادۀ اربابی در اراضی تحت حاکمیت خود از استقلال اداری برخوردار بود و ارباب حاکم در ادارۀ قلمرو خویش آزادی عمل داشت و از اراضی خود محافظت می‌کرد. هیچ قدرت مافوقی در منطقه وجود نداشت و قدرت دولت تنها، قدرتی اسمی بود که در حق مالیات‌گیری و جمع‌آوری باج و خراجهای تعیین‌شده بر طبق شرایط خلاصه می‌شد، بی‌ آنکه حق مداخله در امور داخلی سرزمین را داشته باشد. هر حاکمی ارتش خاص خود را داشت تا از ایالت خود به دفاع بپردازد و هرگاه از سوی دشمنی از بیرون تهدید می‌شد، ایالتهای دیگر به کمک و یاری‌اش برمی‌خاستند. بدین‌ترتیب، خود ارباب حاکم در محل، به عنوان نمایندۀ دولت عثمانی به شمار می‌رفت و نیازی نبود که دولت کارمندانی استخدام کند و به منطقه بفرستد (همو، 83-84).
یکی از عالمان دینی برجسته در این دوره که نقشی بنیادین در پیشبرد اندیشۀ فقاهتی و علوم داشت علامه زین ‌الدین علی بن احمد، معروف به شهید ثانی بود. او در 13 شوال 911ق/ 1505م در جباع، از توابع التفاح متولد شد و در نزد پدر پس از حفظ قرآن به تحصیل پرداخت. سپس به مدرسۀ مشهور میس الجبل، و پس از آن به کرک نوح رفت و به تحصیل خود ادامه داد. او پس از سفر به دمشق و مصر و گزاردن حج به زادگاهش جبل عامل بازگشت (همو، 85).
شخصیت برجستۀ دیگر جبل عامل در این دوره علامه حسین بن عبد الصمد بود که در پی نامساعد شدن جبل برای اشاعۀ اندیشه‌هایش، به بحرین کوچید و در آنجا تا پایان عمر به تدریس پرداخت. شخصیت دینی و سیاسی دیگر این دوره، فرزند همین شیخ حسین، شیخ محمد بن حسین بن عبد الصمد، مشهور به بهاء الدین عاملی (شیخ بهایی) است که در 953ق/ 1546م در بعلبک ولادت یافت و سپس همراه پدرش به سوی ایران روان شد و در قزوین اقامت گزید. او پس از تحصیل نزد پدر و دیگر بزرگان علم و طی 30 سال گشت و گذار علمی در مشرق، به اصفهان رفت و در آنجا ریاست عالمان دینی را برعهده گرفت تا در 1030ق/ 1621م در همان‌جا درگذشت (بعلبکی، 176).
گسترش‌ نظام اربابی پیشین جبل عامل در دورۀ حکومت عثمانی و پیدایش چهره‌هایی جدید از اربابان درگیریهای خونینی را میان اربابان بومی و اربابان جدید از یک سو، و تودۀ مردم با ایشان از سوی دیگر موجب شد. این وضع از زمان امیر فخر الدین معنی دوم تا رفتن جزّار از منطقه ادامه داشت، و جبل عامل زمانی که به اقطاع خاندان مَعن، و بعد از ایشان به قلمرو شهابیان درآمد، اوضاع بدتری یافت و از ابتدای سدۀ 11ق/ 17م تا پایان سدۀ 12ق/ 18م هدف مبارزات مردم رهایی از ستم امیران آل معن، و پس از ایشان امیران شهابی بود که کاری جز گردآوری هرچه بیشتر مالیات و تضمینشان برای دولت عثمانی نداشتند (بنوت، 89-90).
جبل عامل از 1017ق/ 1608م جزو قلمرو اقطاعی دولت عثمانی به امیر فخر الدین مَعنی درآمد و او قلمرو خود را از شمال طرابلس تا جنوب صفد گسترش داد و اربابان بومی را در جنگهایی متعدد از پا درآورد؛ نیز برای حفظ موقعیت خود، از وضعیت جغرافیای انسانی و طبیعی جبل عامل حداکثر استفاده را کرد و دژها و باروهای پراکنده در هر سوی منطقه را استوار ساخت (همو، 91).
امیران معنی در این دوره به رفتارهای تجاوزگرانه برضد عاملیان ادامه دادند و همین امر، عاملیان را وا داشت تا برای دفاع از حقوق خود در برابر هر نیروی مهاجم جدید آماده شدند. پیشوایان عشیرگان بنی عامله نیز بیش از پیش مصمم به قیام شدند و دست در دست یکدیگر نهادند. با از میان رفتن امیر فخر الدیـن در منطقه سخت‌ترین درگیریها میان دو حزب کهن، از میان یمنیان، آل علم الدین و از میان قیسیان، آل معن رخ داد و سخت‌تر از همه، جنگی بود که در شهر عاملی انصار هنگامی روی داد که امیر علی علم‌ الدین با پشتیبانی والی دمشق زمام امور جبل عامل را به دست گرفت و با امیر ملحم بن یونس به چندین جنگ خونین پرداخت. امیر ملحم از اهالی انصار به انتقام جانب‌داری از دشمنان یمنی‌اش به کشتاری وحشت‌بار دست یازید و 500‘1 تن از ایشان را به قتل آورد (بنوت، 93-95).
در نتیجۀ این پیکارها و کشت و کشتارها که میان ملاکان منطقه زیر نظر دولت عثمانی رخ می‌داد، دولت به راحتی توانست در 1071ق/ 1660م ایالت صیدا را در امتداد نهر الکلب از شمال تا جبل عامل در جنوب تأسیس کند که شامل سنجقهای صیدا، بیروت، عکا، جبل عامل و بلاد صفد و الجلیل می‌شد و علی پاشا کبرلی را به حکومت آن ایالت گماشت. مردم از پرداخت مالیات به معنیان خودداری کردند و از این‌رو، امیر احمد معنی در 1077ق/ 1666م به پیکار با ایشان پرداخت و در نبطیه، مرکز حکومت آل صعب با ایشان جنگید و از ایشان شکست سختی خورد. آن‌گاه والی صیدا بدانجا تاخت تا مالیات را بگیرد، اما او هم با شکست مواجه گردید و مردم او را به عین المزراب در صیدا راندند. این پیروزی موقعیت آل صعب را در منطقه بالا برد (همو، 95-96) و در تمامی مدت حکومت معنیان وضع بدین‌گونه بود تا اینکه امیر احمد در 1108ق/ 1697م درگذشت و حکومت معنیان بر جبل عامل پایان یافت (همانجا).
با سقوط حکومت معنیان امیر بشیر شهابی در شوف زمام امور را به دست گرفت و دولت شهابیان را روی کار آورد که با همان روشها و نظامهای سیاسی پیشین اربابی به حکومت ادامه دادند و در همان آغاز حکومت ایشان، یکی از اربابان جبل عامل به نام مشرف بن علی صغیر به طور مستقیم به مخالفت با امیر بشیر شهابی و حامیان وی پرداخت و از اطاعت ارسلان پاشا سر باز زد و گروهی از عالمان دربارش را گرفت و به قتل رساند (ضاهر، 52-53؛ بنوت، 96-97).
مشرف در پی این حادثه بر بالای وادی عاشور در کنارۀ صور منزل گزید و در جهت غربی آن مسجد بزرگی ساخت که اکنون ویران شده است. والی عثمانی صیدا از امیر بشیر اول، امیرِ شوف، خواست شیخ مشرف را در قرارگاهش در مُزَیرِعه یا مزرعۀ مشرف از آبادیهای بلاد بشاره تعقیب کند. امیربشیر با لشکری 8 هزار نفره بدانجا شتافت و شیخ مشرف را غافل‌گیر کرد. آن‌گاه بسیاری از کسانش را کشت و خود او را نزد والی برد. والی قلمرو صفد به پاداش این خدمت تا المعاملتین را بر اقطاع امیر بشیر افزود، اما در پی این رویداد که به تحکیم موقعیت شهابیان انجامید، درگیریهایی پی در پی میان ایشان و عاملیان آغاز گردید (امین، اعیان...، 10/ 125؛ بنوت، 97).
با درگذشت بشیر یکم شهابی، والی صیدا سیاست خود را در جهت خشنودسازی عاملیان تغییر داد و ایالتهای صفد و بلاد بشاره، شومر، تفّاح و شقیف را به طور مستقیم از حکومت شوف جدا ساخت و حکومت صفد و عکا را به ظاهر عمر زیدانی بخشید، حکومت اقلیمهای شومر و تفاح را به آل منکر داد و حکومت اقلیم شقیف را به آل صعب وا گذارد (ضاهر، 226). امیرحیدر شهابی که در این هنگام بر سر کار آمده بود، از این تحولات ناراضی بود؛ از این‌ رو، تصمیم گرفت با 12 هزار سپاهی به جبل عامل حمله کند. آل علی صغیر با هم‌پیمانان خود، آل منکر و آل صعب در شهر نبطیه پناه گرفته بودند که امیرحیدر بدانجا تاخت و میانشان جنگی درگرفت که با پیروزی امیر شهابی پایان یافت. او جبل عامل را به تصرف درآورد و کارگزاری، به نام محمود ابوهرموش را به حکومت آنجا گماشت. در نتیجه، حاکمان محلی آل صغیر و هم‌پیمانانشان پراکنده شدند و حکومت جبل عامل را به امیر شهابی واگذاردند (بنوت، 98). 
 

صفحه 1 از52

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: