صفحه اصلی / مقالات / بغداد /

فهرست مطالب

VII. شهرسازی و معماری‌

بغداد در 145ق‌ / 762م‌ به‌ دستور منصور دومین‌ خلیفه عباسی‌ (حکـ 136- 158ق‌ / 753- 775م‌) به‌ عنوان‌ پایتخت‌ بنیاد نهاده‌ شد؛ از این‌ زمان‌ تا تاراج‌و ویرانی‌شهر در حمله هلاكو (ایلخان مغول‌) در 656ق‌ / 1258م‌ - جز در دوره كوتاهی‌ در سده 3ق‌ / 9م‌ - محل‌ اقامت خلفای‌ عباسی‌ بود و به‌ یقین‌ بزرگ‌ترین‌ شهر در سرزمینهای‌ مسلمانان‌ به‌ شمار می‌رفت‌. 
مركز حکومت‌ منصور در آغاز هاشمیه نزدیك‌ كوفه‌ بود. چون‌ راوندیان بر او شوریدند و او از مردم‌ كوفه‌ نیز بر خویشتن‌ ایمن‌ نبود، ماندن در آنجا را صلاح‌ ندید (طبری‌، 7 / 614؛ یعقوبی‌، «البلدان‌»، 237) و بر آن‌ شد تا پایتخت‌ را به‌ محلی‌ كه‌ از نظر امنیتی مناسب‌ باشد، منتقل‌ كند. از این‌رو، پس‌ از بازدیدِ مسیری‌ طولانی در غرب‌ دجله‌، سرزمینی‌ واقع‌ در محل‌ پیوستن‌ دجله‌ و آبراه‌ صراط (منشعب‌ از فرات‌) را برگزید كه‌قریه‌ای‌ با بازاری بزرگ‌ در آنجا قرار داشت‌و دارای‌ امتیازات‌سوق‌ الجیشی‌ بود: از یك‌سو در مواقع‌ اضطرار با ویران‌ كردن‌ پلها از حمله دشمن‌ در امان‌ می‌ماند و از سوی‌ دیگر، آبراه‌ صراط برای‌ حمل‌ و نقل‌ كالا به‌ اندازه كافی‌ عمیق‌ بود، و ساكنان‌ شهر می‌توانستند از هر دو شبكه دجله‌ و فرات‌ بهره‌ گیرند. افزون‌ بر این‌، شهر از هر سو با راههای‌ اصلی خشكی و نیز جاده‌های‌ زیارتی‌ مرتبط بود. بدین‌سان‌، شهر جدید كانون‌ سیاسی‌، نظامی‌ و اقتصادی‌ نظام‌ تازه‌ بنیان‌ یافته عباسی‌ شد (یعقوبی‌، همان‌، 234؛ طبری‌، 7 / 614- 615؛ مقدسی‌، 119-120؛ دینوری‌، 383؛ لسترنج‌، .(7 
براساس‌ یافته‌های‌ باستان‌ شناختی‌ این‌ شهر در نزدیكی‌ سكونت‌گاههای‌ كهن‌ بین‌النهرین‌ قرار گرفته‌ است‌ كه‌ قدمت‌ آنها تا هزاره 3ق‌م‌ می‌رسد و بر پایه فهرستهای‌ جغرافیایی‌ آشوری‌ آنجا نامی‌ همانند «بغداد» داشته‌ است‌. با اینکه‌ منصور شهر جدید را «مدینةالسلام‌» نامید، اما نام‌ كهن‌ بغداد رواج‌ بیشتری‌ داشت‌ و مدینةالسلام‌ بیشتر نام‌ رسمی‌ شهر بود، چنانکه‌ این‌ عنوان‌ روی‌ سكه‌های‌ عباسی‌ آمده‌ است‌ (همو،10؛ «فرهنگ‌...»،.(51

بنای‌ بغداد

برای‌ برپایی‌ پایتخت‌ جدید مهندسان‌، معماران‌ و مساحان‌ فراخوانده‌ شدند، نقشه‌ای‌ به‌ شكل‌ 3دایره متحدالمركز - كه‌ قطر دایرهبیرونی‌ آن‌ حدود 930‘2 متر بود - طراحی‌ شد (نکـ: تصویر1) 


كه‌ در دوره اسلامی‌ تازگی داشت‌ (یعقوبی‌، همان‌، 238؛ لسترنج‌، 18)؛ چنین‌ طرحی‌ در شهرسازی‌ پیش‌ از اسلام‌ این‌ منطقه‌ از سده‌ها پیش‌ نزد ایرانیان‌ شناخته‌ شده‌ بود. اشكانیان‌ طرح‌ دایره‌ای‌ را برای‌ پایتخت‌ خود، تیسفون‌ برگزیده‌ بودند كه‌ پس‌ از آن‌ پایتخت‌ ساسانیان‌ شد. شهر هترا (حضر)، و مركز بزرگ‌ مذهبی‌ شیز (تخت‌ سلیمان‌ كنونی‌) نیز با طرح‌ مدور ساخته‌ شده‌ بودند. دو شهر ساسانی‌ گور (فیروزآباد) و دارابگرد نیز شهرهایی‌ مدور، و دارای‌ 4دروازۀ اصلی‌ بودند (گیرشمن‌، 36) كه‌ می‌توانستند نمونه‌های‌ روشنی‌ برای‌ شهر مدور منصور باشند. 
با گرد آمدن‌ 100 هزار صنعتگر و كارگر طی‌ 5سال‌ هسته مركزی‌ بغداد به‌ صورت‌ یك‌ شهر مدور شكل‌ گرفت‌ (یعقوبی‌، همانجا؛ طبری‌، 7 / 618). شهر جدید عاری‌ از مكانهای‌ عمومی‌ و فضاهای‌ سبز بود و ظاهری‌ همانندِ «امصارِ» آغازین‌ عرب‌ داشت‌ (علی‌، .(93 اركان‌ اصلی‌ شهر را استحکامات‌، دروازه‌ها، نواحی‌ مسكونی‌، و كاخ‌ و مسجد تشكیل‌ می‌دادند: 

استحکامات‌

بارو و درون‌ باره‌ای‌ متحدالمركز ساخته‌ شده‌ از خشتهای بزرگ‌ با ملات‌گل‌، و دسته‌های‌ نی‌ كه‌ در فاصله ردیفهای‌ خشت‌ به‌ جای‌ چوب‌ در بنای‌ آن‌ به‌ كار رفته‌ بود، شهر را در بر می‌گرفت‌. بر باروی‌ بیرونی‌ كنگره‌ها قرار داشت‌ و درون‌ باره‌ به‌ فاصلۀ 100 اَرَش‌ (ذراع‌) از باروی‌ بیرونی‌ و بلندتر از آن‌ بود و برجهایی‌ بر گرداگرد آن‌ و كنگره‌های‌ مدور در بالای‌ آن‌ قرار داشتند. بارۀ مدورمیانی نیز پیرامون‌ منطقه مركزی را محصور می‌كرد. بر پیرامون‌ بارو، باراندازی‌ محکـم‌ و مرتفع از آجر و ساروج‌ ساخته‌ شده‌ بود كه‌ خندق‌ در پشت‌ آن‌ قرار داشت‌ و آب‌ نهری‌ كه‌ از رود كَرْخایا سرچشمه‌ می‌گرفت‌، در آن‌ جاری‌ بود؛ جاده‌های‌ اصلی‌ نیز در آن‌ سوی‌ خندق‌ واقع‌ بودند (یعقوبی‌، همانجا؛ طبری‌، 7 / 651-652؛ لسترنج‌، همانجا). 

دروازه‌ها

4 دروازه‌ با فاصله‌های‌ یكسان‌ از بارو و درون‌ باره‌ به‌ شهر راه‌ می‌یافت‌ و شهر به‌ 4 بخش‌ همسان‌ تقسیم‌ می‌شد. در 3 طرف‌، بین هر دو دروازه‌ 28 برج‌ قرار داشت‌؛ اما میان‌ دروازه‌های‌ كوفه‌ و بصره‌ 29 برج‌ بود. هر دروازه‌ نام‌ شهری‌ را كه‌ رو به‌ آن‌ گشوده‌ می‌شد، گرفته‌ بود: دروازه شمال‌ خاوری‌ دروازۀ خراسان‌، شمال‌ باختری‌ دروازه شام‌، جنوب‌ خاوری‌ دروازۀ كوفه‌، و جنوب‌ باختری‌ دروازه بصره‌ نامیده‌ می‌شد. هر دروازهۀ دهلیزی‌ با كف‌ سنگ‌فرش‌ داشت‌. طاقهایی‌ ساخته‌ شده‌ از آجر و گچ‌، با پنجره‌های‌ رومی‌ تعبیه‌ شده‌ در آنها - كه‌ نور داخل‌ را تأمین‌ می‌كردند - بر فراز دهلیزها بود. دو در آهنی‌ با شكوه‌ در دو سوی دهلیزها بسته‌ می‌شد. بر فراز هر دروازه‌، بالای‌ باروی‌ بیرونی‌ گنبدی‌ بزرگ‌ و زرنگار با حجره‌های‌ در پیرامون‌ آن‌ بنا شده‌ بود كه‌ بر هر آنچه‌ به‌شهر می‌رسید، مشرف‌ بود. دسترسی‌ به گنبدها از طریق‌طاقهایی‌ گنبدی‌ بود كه‌ یكی‌ بالای‌ دیگری‌ ساخته‌ شده‌ بودند. درون‌ طاقها دیده‌بانان‌ و نگهبانان‌ مستقر بودند و در بالای‌ آنها راهی‌ بود كه‌ به‌ گنبدها می‌رسید (خطیب‌، 1 / 72؛ یعقوبی‌، همان‌، 238-239؛ طبری‌، 7 / 651- 652؛ یاقوت‌، 1 / 682). از 4 دروازۀ شهر 4 خیابان‌ پهن‌ با طاق‌نماهای‌ با شكوه‌ از آجر و گچ‌ به‌ داخل‌ شهر كشیده‌ شده‌ بود (ابن‌ رسته‌، 108). 

نواحی مسکونی درون بارو

منصور سرپرستی‌ ساخت‌ و ساز هر یك‌ از نواحی‌ 4گانۀ شهر را به‌ سرداری‌ سپرد. كویها در میان‌ خیابانهای‌ بین‌ هر دو دروازه‌ قرار داشتند، هر كوی‌ از دو سو درهای محکـمی‌ داشت و هیچ‌یك از آنها به‌ بارۀ میانی‌ نمی‌پیوستند، زیرا بر گرداگرد بارۀ منطقۀ شاه‌نشین‌ فاصله‌ای‌ وجود داشت‌. طول طاقهای‌ بزرگ‌ از آغاز تا گذرگاه‌ میان‌ طاقهای‌ بزرگ‌ و كوچك‌ 100 ذراع‌ بود. در هر كوی‌ بزرگان‌ و فرماندهان‌ و كسانی‌ كه‌ در امور مهم‌ به‌ آنان‌ نیاز بود، اقامت‌ داشتند. هر كوی‌ به‌ نام‌ ساكنان‌ آن‌، یا ساختمان‌ عمده‌ای‌ كه‌ در آن‌ واقع‌ بود، نامیده‌ می‌شد. از جمله كوی مطبق‌ در بخش‌ جنوب‌ خاوری‌ نام‌ خود را از زندان‌ بزرگ‌ مطبق كه‌ با بنای‌ محکـم‌ و باره‌ای‌ استوار در آن‌ جای داشت‌، اخذ كرده‌ بود. هر یك‌ از نواحی‌ 4گانه‌ بازاری‌ برای‌ خود داشتند. در پیرامون‌ میدان‌ بزرگ‌ خانه‌های‌ فرزندان‌ كوچك‌ خلیفه‌، غلامان‌ و خدمتگزاران‌ نزدیك‌ او، بیت‌المال‌، اسلحه‌ خانه‌، دیوانها، و آشپزخانه عمومی‌ قرار داشت‌ (خطیب‌، 1 / 76؛ یعقوبی‌، همان‌، 240؛ طبری‌، 7 / 651؛ یاقوت‌، 1 / 684؛ نکـ: لسنر، 110، تصویر.(2 نهرهایی‌ كه‌ از رود كرخایا منشعب‌ می‌شد، در كولهایی‌ كه‌ از بالا و پایین‌ با ساروج‌ و آجر استوار شده‌ بود، تا داخل‌ شهر جریان‌ داشت‌ و آب‌ شهر را تأمین‌ می‌كرد. تنظیم‌ آب‌ به‌ گونه‌ای‌ بود كه‌ در تابستان‌ و زمستان‌ در بیشتر كویهای‌ بزرگ‌ جاری‌ بود (یعقوبی‌، «البلدان‌»، 250؛ یاقوت‌، همانجا). 

كاخ

بنای‌ كاخ‌ كه‌ درِ ورودی‌ آن «باب‌ الذهب‌» خوانده‌ می‌شد، در میان‌ دایرۀ مركزی‌ شهر قرار داشت‌ و مسجد جامع‌ در كنار آن‌ ساخته‌ شده‌ بود. جز سرای‌ نگهبانان‌، و ساختمانی‌ با آجر و گچ‌ برای‌ فرمانده‌ گارد، ساخت‌ و ساز دیگری‌ در میدان‌ مركزی‌ نبود (یعقوبی‌، همان‌، 240؛ یاقوت‌، همانجا). 
بنای‌ مربع‌ شكل‌ كاخ‌ منصور به‌ اندازه 400×400 ذراع‌، و 4 ضلع آن‌ روبه‌روی‌ 4 دروازه شهر واقع‌ بود. در میان‌ ضلع‌ شمال‌ شرقی ایوانی با سقف‌ هلالی‌ - همانند هترا، تیسفون‌، فیروزآباد و... - با پهنای‌ 20 ذراع و عمق‌ 30 ذراع‌ قرار داشت‌. در پشت‌ این‌ ایوان‌ اتاق بزرگ‌ مربع‌ شكلی‌ به‌ ابعاد 20×20 ذراع‌ واقع‌ گردیده‌، و اتاقی‌ دیگر با همین‌ ابعاد و پوشش‌ گنبدی‌ در بالای‌ آن‌ بنا شده‌ بود كه به‌ نام‌ گنبد خضرا شهرت داشت‌. بخشهای‌ انتقالی‌ مربع‌ به‌ دایره‌ در ساخت‌ این‌ گنبد بی‌تردید تحت تأثیر شیوه سكنجهای‌ ایرانی‌ بوده‌ است‌. بر فراز گنبد مجسمه سواری‌ نیزه‌ به‌ دست‌ نصب‌ شده‌ بوده‌ كه‌ ظاهراً با وزش‌ باد می‌چرخیده‌ است‌. این‌ گنبد همچون‌ تاج‌ بغداد، و نشان‌ ویژه شهر بود كه‌ از هر سو دیده‌ می‌شد. گنبد خضرا در اثر صاعقه‌ای‌ در 329ق‌ / 941م‌ فرو ریخت‌ و بنای‌ كاخ در 330ق‌ ویران‌ شد (خطیب‌، 1 / 73؛ مسعودی‌، 3 / 300؛ هرتسفلد، 134 ؛ كرسول‌، .(II / 30-31

مسجد جامع

جامع‌ منصور در كنار كاخ‌ قرار داشت‌ و نقشه نخستین آن‌ مربع‌ شكل‌ به‌ ابعاد 200×200 ذراع‌، و سازه اصلی‌ آن‌ از خشت‌ و ملات گل‌ بود. سقف‌ مسطح‌ مسجد بر ستونهای‌ چوبی‌ استوار بود. جز چند ستون‌ نزدیك‌ مناره‌ كه‌ از چوب‌ یكپارچه‌ بودند، دیگر ستونها متشكل‌ از دو تیر یا بیشتر بودند كه‌ با چفت‌ و بست آهنی‌ در بالا به‌ هم‌ متصل‌ می‌شدند؛ تمامی‌ ستونها نیز سر ستونی‌ مدور داشتند. 
مسجد تا 192ق‌ / 808م‌ به‌ شكل‌ نخستین‌ بر پا بود، در این‌ سال‌ هارون‌الرشید آن‌ را ویران‌ ساخت‌ و مسجدی‌ با مصالح‌ آجر و گچ‌ جای‌گزین‌ آن كرد. كتیبه‌ای‌ حاوی‌ نام‌ بانی‌، مهندسان‌ و استادان‌ معمار و تاریخ‌ بنا بر دیوار خارجی‌ مسجد مقابل‌ دروازه خراسان‌ نصب بوده‌ است‌. این‌ مسجد در سده‌های‌ بعد صحن‌ عتیق‌ نامیده‌ شد. از آنجا كه‌ فضای‌ مسجد برای‌ نمازگزاران‌ كافی‌ نبود، در 260 یا 261ق‌ محل دیوان‌ قدیم‌ منصور به‌ آن‌ الحاق شد و سرانجام‌، معتضد قصر منصور را به‌ جامع‌ افزود و با گشودن‌ 17 طاق‌ در دیوارِ میان‌ قصر و جامع‌ دو بنا به هم‌ راه‌ یافتند (13 طاق‌ به‌صحن‌ مسجد و 4 طاق‌ به‌رواقها باز می‌شد). ابن‌رسته‌ این‌ مسجد را با ستونهایی از چوب‌ ساج‌ و با سقفی‌ از همان‌ چوب‌ كه‌ با لاجورد رنگ‌آمیزی‌ شده‌، وصف‌ كرده‌ است‌ (ص‌ 109). در 303ق‌ / 916م‌ منارۀ جامع‌ در اثر سرایت‌ آتش‌سوزی گسترده‌ای‌ كه‌ در بازار نجارها رخ‌ داد، در آتش‌ سوخت‌ (خطیب‌، 1 / 107- 108؛ ابن‌جوزی‌، 6 / 130؛ لسترنج‌، 35 ,34؛ هرتسفلد، 144-134؛ كرسول‌، .(II / 31-35 تنها اثری‌ كه‌ احتمالاً از این‌ مسجد برجا مانده‌، محرابی‌ از سنگ‌ مرمر است‌ كه‌ پیش‌ از این‌ در مسجد الخاصكی‌ قرار داشته‌، و اكنون‌ در موزه عرب‌ بغداد است‌ (هرتسفلد، .(139-144

ناحیه مسکونی بیرون باور

محله‌های‌ بیرون‌ بارو نیز در 4 بخش‌ قرار می‌گرفت‌ و سرپرستی‌ ساخت‌ هر بخش‌ را یك‌ مهندس‌ عهده‌دار بود. در هر محله‌ فضایی برای خانه‌های مسكونی‌ اختصاص داشت‌ و زمینهایی‌ نیز برای‌ دكانها و بازارها در نظر گرفته شده‌ بود. پهنای‌ گذرها در حدود یك‌ سوم‌ عرض‌ خیابانها بود. در هر محله‌ كوچه‌ها، گذرهای‌ باز و بن‌بست و بازارها وجود داشت و تمامی محله‌ها دارای‌ دكانها، مسجدها، حمامها و باغها و بستانها بودند (یعقوبی‌، همان‌، 241-242). 
پس از چندی‌ خلیفه‌ منصور بنا بر ملاحظات‌ امنیتی‌ بازارهای‌ محلات درون‌ باره‌ را به‌ ناحیه كرخ‌ در بیرون‌ بارو منتقل‌ كرد. از بازار بزرگ كرخ‌ كه‌ برای‌ هر صنفی‌ و نیز هر نوع‌ كالایی‌ بازارهایی جداگانه‌ داشته‌، و در آن‌ بازارها رسته‌ها، دكانها و میدانها واقع‌ بوده‌، سخن رفته‌ است‌ (خطیب‌، 1 / 79-80؛ یعقوبی‌، همان‌، 246؛ طبری‌، 7 / 653). در 158ق‌ / 775م‌ كاخ‌ مشهورِ خلد بیرون دروازه خراسان‌، كنار دجله‌ برای‌ منصور ساخته‌ شد (خطیب‌، همانجا). 
نهری‌ به‌ نام‌ دُجیل‌ كه‌ از دجله‌ سرچشمه‌ می‌گرفت‌، آب‌ كرخ‌ را تأمین‌ می‌كرد و نهرالدجاج‌ از آن‌ منشعب‌ می‌شد. همچنین‌ كشتیهای‌ حامل‌ انواع‌ كالا از شام‌ و مصر وارد نهر عیسی‌ كه‌ منشعب‌ از میانه فرات‌ بود می‌شدند و تا دهانه‌ای‌ كه‌ بازارها و دكانهای‌ بازرگانان‌ در اطراف‌ آن‌ بود، پیش‌ می‌رفتند. آب‌ این‌ نهرها خوشگوار، و شُرب‌ اهالی‌ شهر از آنها بود (یعقوبی‌، همان‌، 250). 
منصور پس‌ از اعطای‌ زمینهای‌ بخش‌ باختری‌، در بخش‌ خاوری‌ دجله‌ نیز همانند آن‌ سوی‌ رود قطعه‌ زمینهایی‌ به‌ برادران‌ و فرماندهان‌ خود داد (همان‌، 251) و در محلی‌ كه‌ رُصافه‌ نامیده‌ می‌شد، لشگرگاهی‌ با بارو و خندق‌ برای‌ پسر و جانشینش‌ مهدی‌ بنا نهاد. مهدی‌ نیز كاخ‌ خود را در آنجا در كنار مسجد جامع‌ پی‌ افكند و «نهر مهدی‌» را از نهروان‌ منشعب‌، و در رصافه‌ جاری‌ ساخت‌. او هنگامی‌ كه‌ به‌ قدرت‌ رسید (حکـ 158-169ق‌ / 775- 785م‌) در كاخ‌ رصافه‌ اقامت‌ گزید و دارالخلافه‌ به‌ كرانه خاوری‌ منتقل‌ شد (همانجا؛ خطیب‌، 1 / 82 -83؛ اصطخری‌، 84). 
بغدادِ خاوری‌ شامل‌ 3 محله‌ واقع‌ در كرانۀ دجله‌ بود كه‌ - از انتهای‌ پل‌ بالا به‌ سوی‌ پایین‌ - در كنار دو خمیدگی‌ دجله‌ قرار داشتند و محله‌های‌ شمالی‌ نامیده‌ می‌شدند: رصافه‌، شماسیه‌ و مُخرّم‌ (نکـ: تصویر 2). خمیدگی‌ نخست‌ از باب‌ الجسر در مقابل‌ شماسیه‌ آغاز می‌شد و تا باب‌ الطاق‌ ادامه‌ می‌یافت‌ و خمیدگی‌ دوم‌ از باب‌ الطاق‌ شروع‌، و به‌ پل‌ پایین‌ (پل‌ اوّل‌) در مقابل‌ مخرم‌ منتهی‌ می‌شد (نکـ: لسترنج‌، 169، نیز نقشۀ .(3
آبرسانی‌ در این‌ بخش‌ از طریق‌ آبراههایی‌ بود كه‌ تمامی‌ آنها انشعابهای‌ غیر مستقیمی‌ از آبراه‌ بزرگ‌ نهروان‌ بودند. دو آبراه «خالص‌» و «نهربین‌» از نهروان‌ جدا شده‌، به‌ سوی‌ باختر جریان‌ می‌یافتند. شاخه‌های‌ منشعب‌ از خالص‌ به‌ محله‌های‌ رصافه‌ و شماسیه‌ آب‌ می‌رساندند و حومه‌های‌ جنوبی‌ با شاخه‌های‌ نهربین‌ آبیاری‌ می‌شد. محله مخرم‌ و كاخهای‌ جنوب‌ خاوری‌ را نیز نهر موسی‌ (منشعب‌ از نهربین‌) و شاخه‌های‌ آن‌ آبیاری‌ می‌كردند (همو، .(174-176
میانگین‌ پهنای‌ دجله‌ در بغداد حدود 90 متر بود، و هیچ‌ پلی‌ با سازه بنایی‌ بر آن‌ بسته‌ نبود. تنها پلهایی‌ كه‌ بر روی‌ رود بسته‌ شده‌ بودند، متشكل‌ از قایقهایی‌ بودند كه‌ با زنجیر به‌ هم‌ متصل‌ می‌شدند. نخستین‌ پل‌ (پل‌ میانی‌ یا پل‌ اصلی‌) در تقاطع‌ جاده بزرگ‌ شرقی‌ در شهر مدور منصور واقع‌ بود، در انتهای‌ باختری‌ آن‌ كاخ‌ خلد، و در خاور آن‌ باب‌ الطاق‌ قرار داشت‌ كه‌ مستقیماً به‌ خیابان‌ بزرگ‌ بازار در بغداد خاوری‌ در محله رصافه‌ گشوده‌ می‌شد (همو، .(177-178 پل‌ دوم‌ (پل‌ بالا) محله شماسیه‌ را - كه‌ در خاور آن‌ قرار داشت‌ - به‌ جاده بزرگی‌ كه‌ پس‌ از گذشتن‌ از محله حربیه‌ از دروازه شام‌ از شهر مدور دور می‌شد، می‌پیوست‌. این‌ پل‌ شامل‌ 22 قایق‌ بود كه‌ در دوره مستعین‌ به‌ آتش‌ كشیده‌ شد و كاملاً ویران‌ گشت‌ (همو، .(178 سومین پل‌ پایین‌تر از باب‌ الطاق‌ قرار داشت‌. در خاور آن‌ محله مخرم‌ و در باختر آن‌ دروازه شعیر واقع‌ بود كه‌ باید پایین‌تر از باغهای‌ خلد بوده‌ باشد. این‌ پل‌ را پل‌ اول‌، یا پل‌ جدید نیز نامیده‌اند. علاوه‌ بر این‌ پلها، پل‌ چهارم‌ را خلیفه‌ امین‌ به‌ نام «جسران‌» برقرار كرد كه‌ در دو ردیف‌، و بسیار پایین‌تر از پل‌ سوم‌ بود؛ این‌ پل‌ را زَنْدَوَرْد نیز نامیده‌اند (همو، 179؛ یعقوبی‌، «البلدان‌»، 245؛ خطیب‌، 1 / 116). 
بازار بزرگ‌ این بخش بغداد به‌ نام «عطش‌» در محلۀ رصافه‌ قرار داشت‌؛ دیگر بازار خضیر بود كه‌ كالاهای‌ زبده چین‌ در آن‌ داد و ستد می‌شد؛ سدیگر بازار یحیی‌ بن‌ ولید بود كه‌ تا دروازه بغداد و شماسیه‌ امتداد می‌یافت‌؛ سرانجام‌ بازار بزرگ‌ دیگری‌ در محله مخرم‌ بود كه‌ بر سر پل‌ قرار داشت‌ (یعقوبی‌، همان‌، 252-253). بزرگان‌ و اشراف برای‌ سكنی گزیدن‌ در بخش‌ خاوری‌ پیش‌دستی‌ می‌كردند و كاخها و سراها در این‌ بخش‌ بر پا كردند (همان‌، 251، 253). 

چون‌ خلافت به‌ هارون‌الرشید (حکـ 170-193ق‌ / 786-809م‌) رسید، در اتمام‌ دارالخلافه‌ و عمارات‌ آنجا همت‌ گماشت‌؛ چنانکه‌ در زمان او این‌ بخش‌ به‌ طول‌ 4 فرسنگ‌ و پهنای‌ یك‌ونیم‌ فرسنگ‌ گسترش‌ یافت‌ (حمدالله‌، 33). بغداد پس‌ از هارون‌الرشید تا ویرانی آن‌ در حمله مغول‌ طی‌ 463سال‌ در اثر جنگها، كشمكشهای‌ سیاسی‌ و مذهبی‌، چیرگی‌ بیگانگان‌ بر آن‌ و بلایای‌ طبیعی‌ راه‌ پر نشیب‌ و فرازی‌ را پیمود و پس‌ از هر حادثه‌ چهره آن‌ دگرگون‌ شد (نکـ: دنبالۀ مقاله‌). 
 با آغاز خلافت‌ امین‌ (حکـ 193- 198ق‌ / 809- 814م‌) و اختلاف‌ با برادرش مأمون‌ بر سر قدرت‌، بغداد دچار جنگ‌ شهری‌ فرسایشی‌ شد، بسیاری از خانه‌ها تخریب‌، و محله‌ها ویران‌ گردید، به كاخها آسیب جدی‌ وارد آمد و عظمت‌ شهر از میان‌ رفت‌ (یعقوبی‌، تاریخ‌، 2 / 454-457؛ مسعودی‌، 2 / 411- 418). مأمون ‌(حکـ 198- 218ق‌ / 814 -833م‌) كاخ‌ جعفری‌ را - كه‌ در كرانه خاوری‌ قرار داشت‌ و جعفر برمكی‌ به‌ وی‌ هدیه‌ داده‌ بود - توسعه‌ داد و میدان‌ اسب‌ دوانی و چوگان‌ و نیز باغ‌ وحشی‌ در آن‌ برپا كرد؛ دروازه‌ای‌ به‌ سوی خاور گشود و از نهرمعلی‌ در آن‌ آب‌ جاری‌ ساخت‌؛ خانه‌هایی‌ نیز در نزدیكی‌ كاخ‌ برای‌ نزدیكان‌ و خدمتگزارانش‌ بنا نهاد و تمامی مجموعه «مأمونیه‌» نام‌ گرفت‌. او خود در كاخ‌ خلد (در كرانه باختری‌) اقامت‌ گزید و مأمونیه‌ را به‌ حسن‌ سهل‌ واگذاشت‌ كه از آن پس كاخ‌ حسنی‌ نامیده‌ شد (یاقوت‌، 1 / 808). 
چون خلافت به معتصم‌ رسید (حکـ 218-227ق‌ / 833 -842م‌) و سربازان ترك‌ وی‌ با بغدادیان‌ به‌ ستیز برخاستند ، او از بیم‌ شورش‌ در 220ق‌ / 835م‌ همراه‌ با سربازانش بغداد را ترك كرد و مركز حکومتی مشابهی‌ در سامره‌ برپا ساخت‌ (یعقوبی‌، همان‌، 2 / 163-164؛ طبری‌، 9 / 17- 18). اشراف‌ و فرماندهان‌ و بزرگان‌ نیز بغداد را ترك كردند، اما بغداد ویران‌ نشد و بازارهای‌ آن‌ كاستی‌ نیافت‌ (یعقوبی‌، «البلدان‌»، 26). 
زمانی كه‌ خلیفه‌ مستعین‌ (حکـ 248-252ق‌ / 862 -866م‌) پس‌ از نیم‌ سده‌ به‌ بغداد بازگشت‌، شهر بار دیگر از یاغیگریها آسیب‌ دید. شورشیان‌ دو پل‌ شهر را به‌ آتش‌ كشیدند، دكانهایی‌ كه‌ در اطراف‌ آنها بود، نیز در آتش‌ سوخت‌. در این‌ دوره‌ به‌ ضرورت‌ دفاعی‌ استحکامات‌ بخش‌ خاوری‌ تقویت‌ شد، باروی‌ خاوری‌ از شماسیه‌ تا سه‌شنبه‌ بازار امتداد یافت‌، بر هر یك‌ از درهای‌ خاوری‌ و باختری‌ بغداد ساباطی‌ بنا گردید، خانه‌ها و دكانها و باغهای‌ بیرون‌ حصار شرقی‌ ویران شد و حصار توسعه‌ یافت‌ و در سوی‌ باختری‌ ضمن استواركردن‌ بارو، خندقی‌ پیرامون‌ آن‌ حفر شد (طبری‌، 9 / 287- 288). 
خلیفه‌ معتضد (حکـ 279-289ق‌ / 892 -902م‌) به‌ گسترش‌ كاخ‌ حسنی‌ پرداخت‌، بارویی‌ بر گرداگرد آن‌ كشید، خانه‌هایی‌ در محوطه آن‌ بنا نهاد، زمینی‌ از بیابان‌ كنار كاخ‌ را به‌ آن‌ افزود و میدانی‌ به‌ جای‌ میدان‌ پیشین‌ - كه‌ با تغییرات‌ اخیر درون‌ بنا واقع‌ شده‌ بود - احداث‌ كرد و آنجا را دارالخلافه‌ قرار داد و سیاه‌ چالها و زندانها در آن ساخت‌ (خطیب‌، 1 / 109). وی‌ سپس‌ به‌ بنای‌ كاخ‌ تاج‌ پرداخت‌ كه‌ در زمان‌ جانشینش‌، مكتفی‌ (حکـ 289- 295ق‌ / 902- 908م‌) به‌ انجام‌ رسید. او همچنین‌ كاخ‌ ثریا را در فاصله دو میلی‌ آن‌ بنیاد كرد و با راهروی‌ زیرزمینی‌ دو كاخ‌ را به‌ هم‌ ارتباط داد. كاخ‌ تاج‌ بنایی‌ بود با نقشۀ 5 ضلعی‌ بر صفه‌ای‌ كه‌ هر ضلع آن‌ بر 10 ستون‌ 5 ذراعی‌ استوار بود. در برپایی‌ این‌ كاخ‌ از مصالح‌ كاخهای «كامل‌» و «سفید» در شهر تیسفون‌ استفاده‌ شد. به‌ دستور خلیفه‌ این دو كاخ‌ را ویران‌ كردند و از آجرهای‌ كنگره‌ها و دیوارهای آنها پایه‌های‌ كاخ‌ تاج‌ را برآوردند. كاخ‌ راهروی‌ در پیرامون‌ داشت‌ كه‌ ساختمانهایی‌، ازجمله «قبة الحمار» بر گرداگرد بود (یاقوت‌، 1 / 808 - 809). 
مكتفی‌ به‌ كاخ‌ تاج‌ تالارها و قبه‌ها افزود و باراندازی‌ در كنار دجله‌ احداث‌ كرد (خطیب‌، 1 / 99؛ ابن‌ جوزی‌، 5 / 144). در دوره مقتدر (حکـ 295-320ق‌ / 908-932م‌) بناهای‌ متعددی‌ به‌ كاخ‌ تاج‌ افزوده‌ شد و باغ‌ وحشی‌ بین‌ كاخهای‌ تاج‌ و ثریا دایر گردید. مشهورترین‌ ساخته‌های‌ مقتدر «دارالشجره‌» با درختانی‌ سمین‌ و پرندگان‌ سیمین‌ و زرین‌ بود كه‌ در آن‌ بركه‌ها با قایقهای‌ زرین‌ شناور وجود داشت‌ و مجسمه‌های‌ سوارانی‌ كه‌ در تعقیب‌ یكدیگر می‌نمودند، برپا بود (خطیب‌، 1 / 100- 103). 
با ضعف خلافت عباسی در سدۀ 4ق‌ / 10م‌ بغداد دچار هرج‌ و مرج‌ شدید شد. در این‌ زمان‌ احمد بن‌ بویه‌ (معزالدوله‌) بدون‌ جنگ بر بغداد غلبه‌ یافت‌ و خلفای‌ عباسی‌ كه‌ شأن‌ پیشین‌ را نداشتند، دست‌ نشانده‌ شدند. از مهم‌ترین‌ اقدامات شاهان‌ بویی‌ در بغداد یكی‌ احداث‌ بیمارستان‌ عضدی‌ در خاور این‌ شهر بود؛ دیگر بازسازی‌ بارانداز دجله‌ و سدیگر تعمیر و تعویض‌ پل‌ مركزی‌ دجله‌ كه‌ از آغاز باریك‌ بود و اینک خراب‌ شده‌ بود. همچنین‌ معزالدوله‌ كاخی‌ در محله مخرم‌ بر پاساخته‌ بود كه‌ عضدالدوله‌ به‌ تعمیر آن‌ پرداخت‌، باغهای‌ وسیعی‌ به آن‌ افزود، از نهر خالص‌ در آنجا آب‌ جاری‌ ساخت‌ و آن‌ را دارالاماره‌ و اقامتگاه‌ رسمی‌ بوییان‌ قرار داد (خطیب‌، 1 / 105-106؛ ابن‌جوزی‌، 7 / 77- 78، 114). در سدۀ 4ق‌ بغداد دچار اختلافات‌ شدید فرقه‌ای‌ گردید و در این‌ میان‌ باب‌ الطاق‌ به‌ آتش‌ كشیده‌ شد و درگیریهای‌ محله كرخ‌ به‌ سوختن‌ شماری‌ از مردم‌ و دكانها و... انجامید (همو، 6 / 60، 363، 390). 
مقدسی‌ در این‌ سده‌ شهر مدور را ویران‌، اما بازار كرخ‌ را پر رونق‌ دیده‌، و قطیعۀ ربیع‌ را پرجمعیت‌ترین‌ بخش‌ بغداد باختری‌ دانسته‌ است‌. او از باب‌ الطاق‌ و دارالامیرِ بویی‌ و نیز بیمارستان‌ عضدی‌ در بخش‌ خاوری‌ یاد می‌كند و این‌ بخش‌ را بهتر می‌داند، اما از ویرانی‌، فساد و جهل‌ وحشت‌ كرده‌ است‌ (ص‌ 119-120). 
پس‌ از بوییان‌، سلجوقیان‌ ایران‌ بر بغداد مسلط شدند و در 447ق‌ / 1055م‌ به‌ نام‌ طغرل‌ در این‌ شهر خطبه‌ خوانده‌ شد. خواجه‌ نظام‌الملك‌ وزیر نامدار ایرانی‌ مشهورترین‌ مدرسه نظامیه‌ (ه‍ م‌) را در بغداد ساخت‌. 

 


ابن‌جبیر كه‌ در 578ق‌ / 1182م‌ در بغداد اقامت‌ داشته‌، بر آن‌ است كه‌ شهر بیشترِ آبادانی‌ گذشته خود را از دست‌ داده‌، و ویرانی‌ در بخش‌ باختری فراگیر شده‌ است‌. او از محله‌های كرخ‌، باب‌ البصره‌، و محله شارع‌ یاد می‌كند كه‌ هر یك‌ در جای‌ خود شهری‌ هستند. با آنکه‌ بخش‌ خاوری‌ را ویرانه‌ می‌بیند، می‌نویسد: هنوز این‌ بخش‌ دارای‌ 17 محله‌ است‌ كه‌ هر یك‌ شهری‌ مستقل‌ به‌شمار می‌آیند؛ هر محله‌ دارای‌ 2 یا 3 گرمابه عمومی‌ است‌ و 8 محله‌ مسجد جامع‌ دارند، دجله‌ دو پل‌ - یكی‌ نزدیك‌ كاخ‌ خلیفه‌ و دیگری‌ بالا دست‌ آن‌ - دارد (ص‌ 200-201). 
اصطخری‌ می‌نویسد: شهر 3 مسجد آدینه‌ دارد . او از كوشكها و بناهای‌ خلفای‌ عباسی‌ در جنوب‌ بخش‌ شرقی‌ یاد می‌كند و تنها از یك‌ پل‌ نام‌ می‌برد (ص‌ 84، 85). 
از اواخر دورۀ عباسیان‌ بناهایی‌ معدود بازمانده‌ است‌. سرآمد آنها مدرسه مستنصریه‌ است‌ كه‌ بانی‌ آن‌ مستنصر خلیفه عباسی‌ آن‌ را به‌ همچشمی‌ با مدرسه نظامیه‌ بنا كرد. او این‌ مدرسه‌ را برای‌ آموزش‌ 4 مذهب‌ اهل‌ سنت‌ بنا نهاد و تسهیلاتی‌ نیز برای‌ آموزش‌ قرآن‌ و حدیث‌ در نظر گرفت‌. هر یك‌ از مذاهب‌ 4 گانه‌ فضای‌ ویژه‌ای‌ برای‌ عبادت‌ داشتند. نقشه بنا مستطیل‌ كشیده‌ای‌ به‌ طول‌ حدود 105متر و پهنای‌ 44متر در یك‌ سو، و 49 متر در سوی‌ دیگر است‌. این‌ بنا نشانگر اوج‌ تكامل‌ معماری‌ استادانه‌ و فنی‌ به‌شمار می‌رود و بر مبنای‌ نظام‌ پیچیدۀ تناسبات‌ و واحدهای‌ پیمون‌ ساخته‌ شده‌ است‌. بنای‌ مدرسه‌ آجری‌، و متشكل‌ از 8 گروه‌ حجره قرینه‌ (در دو طبقه‌) پیرامون‌ صحن‌، و آكنده‌ از هماهنگی‌ كامل و ضرب‌آهنگ باشكوه‌ نماهای حیاط مبتنی بر محاسبات‌ پیچیده ریاضی‌ است‌. استفاده‌ از قوسهای‌ تیزه‌دارِ قاب‌ شده‌ به‌ عنوان‌ پیمون‌ برای‌ نماهای‌ حیاط از نظر بصری‌ آشكارترین‌ بیان‌ تقارن‌ محسوب‌ می‌شود. در بنا فضای‌ لازم‌ برای‌ كاركنان‌ و حدود 300 طالب‌ علم‌ در دو طبقه‌ پیش‌بینی‌ شده‌ است‌. مدرسه‌ دارای‌ كتابخانه‌، آشپزخانه‌، حمام‌ و بیمارستان‌ نیز بوده‌ است‌ (هیلنبراند، 223-220؛ «معماری‌...»، .(247-248
بنایی دیگر معروف‌ به «كاخ‌ عباسی‌» - احتمالاً مدرسۀ بشیریه‌ - متعلق به‌ سال‌ 653ق‌ / 1255م‌ است‌ كه‌ باتوجه‌ به‌ جزئیات‌ آن‌ به‌ نظر می‌رسد كار معمار مدرسۀ مستنصریه‌ باشد. مهم‌ترین‌ ویژگی‌ بنا تنظیم‌ ورودی و دالانهای‌ متوالی‌ بسیار رفیع‌ و تنگ‌ طاق‌ پوش‌ و نظام‌ ظریف تهویه آنهاست‌. حجره‌ها آراسته‌ به‌ اسلیمیهای‌ گچ‌بری‌ بسیار ظریف است‌. راهروِ بنا - از لحاظ طاق‌بندی‌ بدیع‌ و پیشرفته‌، ظرافت‌ تزیینات‌، گچ‌بری‌ هندسی‌ و منبت‌كاری‌ - اوج‌ معماری اواخر دوران‌ عباسی‌ به‌شمار می‌آید (هیلنبراند، .(223-224

آرامگاه‌ ستی‌ زبیده‌ دارای‌ نقشۀ 8ضلعی‌ با گنبد مقرنس‌ مخروطی است‌. سطح‌ داخلی‌ بنای‌ آرامگاه‌ بازتاب‌ طرح‌ خارجی‌ است‌. اهمیت‌ این‌ بنا در ساختمان‌ گنبد آن‌ است‌ كه‌ از 8 ضلعی‌ به‌ یك 16 ضلعی منتقل‌ شده‌، و نمای خارجی آن شامل‌ حجمهای‌ برجسته‌ و فرو رفته‌ است‌. ضلعهای‌ خارجی‌ بنا هر یك‌ با دو طاق‌نما آراسته‌ شده‌ است‌ («معماری‌»، .(247 سرانجام‌، باید از دروازۀ «طلسم‌» (618ق‌ / 1221م‌) یاد كرد كه‌ در دیوار خاوری‌ شهر جای داشت و در ساختمان آن آجر و قوسی‌ از سنگ‌ به‌ سبك سوری‌ استفاده‌ شده‌ بود. بر فراز طاق‌ نقش‌ برجسته‌ای‌ به‌ عنوان‌ خلیفه‌ وجود داشت‌ كه‌ دو اژدها را به‌ چنگ گرفته‌ بود (طلسمی كه‌ دروازه‌ و شهر را حفظ می‌كرد). این دروازه‌ در 1335ق‌ / 1917م‌ طی‌ جنگ‌ جهانی‌ اول‌ تخریب شد (هرتسفلد، .(154-155
هلاكو ایلخان‌ مغول‌ در 656ق‌ / 1258م‌ به‌ بغداد حمله‌ كرد، مردم‌ قتل‌ عام‌ شدند و شهر ویران‌ گردید و در آتش‌ سوخت‌ و با قتل مستعصم‌ (حکـ 640-656ق‌ / 1242-1258م‌) حکومت‌ عباسیان‌ در بغداد به‌ پایان رسید. مغولان‌ پس‌ از چیرگی‌ بر شهر به‌ بازسازی‌ و مرمت‌ ویرانیها پرداختند (رشیدالدین‌، 2 / 1013- 1018). 
پس از حکـمرانان‌ مغول‌ بغداد به‌ تسخیر جلایریان‌ درآمد و بار دیگر مركز فرهنگ و هنر شد. چشم‌گیرترین‌ بناهای‌ پس‌ از عباسیان‌ مدرسه‌ و كاروان‌سرای‌ مرجانیه‌ است‌ كه‌ به‌ ترتیب‌ مربوط به‌ سالهای‌ 758ق‌ / 1357م‌ و 760ق‌ / 1359م‌ هستند. مدرسه مرجانیه‌ مجموعه‌ای‌ دو طبقه‌ شامل‌ مدرسه‌، مسجد و یك‌ آرامگاه‌ است‌. تركیب‌ این‌ 3 در یك‌ مجموعه‌ در عراق‌ غیرمعمول‌ بوده‌، در حالی‌كه‌ در مصر بسیار سابقه‌ داشته‌ است‌. با اینکه‌ بخشی‌ از بنا در 1327ش‌ / 1948م‌ ویران‌ شده‌، اما با داشتن‌ ورودی‌ یادمانی‌ سلجوقی‌ گونۀ سرشار از تزیین‌ بسیار چشم‌گیر است‌. كتیبه‌ای‌ با رقم «احمدشاه‌ نقاش‌، معروف‌ به‌ زرین‌ قلم‌» بر سر در قابل‌ اعتناست‌. ورودی‌ با دو پشت‌ بند نیم‌دایره تزیینی‌ برافراشته‌ شده‌ كه‌ پشت‌ بند سمت‌ چپ‌ مناره‌ را شكل‌ داده‌ است‌. آرامگاه‌ در مقابل‌ ورودی‌ بوده‌ كه‌ امروزه‌ ویران‌ شده‌ است‌. اتاق‌ ساده مربع‌ شكل‌ با پوشش‌ گنبد خیاره‌ای‌ - كه‌ در عراق‌ نادر است‌ - با 3 ردیف‌ مقرنس‌ تزیین‌ شده‌، و گنبدِ نسبتاً نوك‌ تیز با گریوی‌ بلند و نیم‌ ستونهای‌ تزیینی‌، با آجرهای‌ دو رنگ‌ به‌ شیوه هزارباف‌ آراسته‌ شده‌ است‌. شبستان‌ با 3 ورودی‌ در مقابل‌ ایوان‌ قرار دارد و با قوسهای‌ عرضی‌ به‌ 3 بخش‌ تقسیم‌ شده‌ كه‌ هر بخش‌ گنبد پوش‌ است («معماری‌»،.(248این‌ ویژگی‌ سه‌ گنبدی‌ شبستان‌ پیوندهای‌ قوسی‌ سوری‌ را نمایش‌ می‌دهد. 
كاروان‌سرا یا خان‌ مرجان‌ با هدف‌ وقف‌ برای‌ مدرسه‌ بنا شده‌ است‌. این‌ بنا سازۀ دو طبقۀ مستطیل‌ شكلی‌ است‌ با تالار طاقدار طویل‌ با ارتفاع‌ 14متر، با یك‌ حوض‌ در میان‌. ورودی‌ آن‌ همانند ورودی‌ مدرسه مرجانیه‌ است‌ و دكانهایی‌ در دو سوی‌ آن‌ قرار دارد. تالار طاقدار بنا دارای‌ 8 قوس‌ با فواصل‌ یكسان‌ است‌، جز دهانۀ میانی‌ كه‌ پهن‌تر است‌. نقشۀ طاق‌بندی‌ و سیستم‌ روشنایی‌ این‌ خان‌ در معماری‌ اسلامی‌ یگانه‌ است‌ (همانجا). 
بغداد در 803ق‌ / 1401م‌ بار دیگر به‌ دست‌ تیمور ویران‌ گشت‌ و ساكنانش‌ قتل‌ عام‌ شدند. پس‌ از دوره‌ای‌ ركود در 813ق‌ / 1410م‌ تركمانان‌ قره‌قویونلو، و در پی‌ آنان‌ آق‌قویونلوها بر آن‌ تسلط یافتند. از سدۀ 10ق‌ / 16م‌ تا 1335ق‌ / 1917م‌ - جز در فاصله زمانی‌ كوتاهی‌ كه‌ حاكمان‌ بغداد صفویان‌ ایرانی‌ بودند - این‌ شهر تحت‌ سیطره دولت‌ عثمانی‌ بود (اسكندربیك‌، 1 / 34- 35). 
تاورنیه‌ در سدۀ 11ق‌ / 17م‌ بغداد را شهری‌ با حصاری‌ از آجر تقریباً دایره‌ وار، با برجهایی‌ بزرگ‌ به‌ شكل‌ دژهای‌ كوچك‌، و خندقی‌ بر گرد آن‌ وصف‌ كرده‌ است‌. وی‌ به‌ 4 دروازه شهر و پلی‌ 33 چشمه‌ بر رود دجله‌ كه‌ به‌ دروازه شهر در این‌ سمت‌ متصل‌ است‌، اشاره‌ می‌كند (ص 220). پرتر نیز در سدۀ 13ق‌ / 19م‌ از یك‌ پل‌ 33 چشمۀ رو به‌ ویرانی‌ سخن‌ می‌گوید. وی‌ از بغدادِ كهن‌ در حومۀ شهر جدید (در كرانه خاوری‌ آن‌) یاد می‌كند و می‌نویسد: بغداد جدید با خیابانهای‌ متعدد و مغازه‌هایی‌ در طول‌ آنها حصار و برج‌ و بارویی‌ مستحکـم‌ و دروازه‌هایی‌ استوار دارد و در دشت‌ آن سوی‌ حصارِ جدید آثار بناها و پشته‌های‌ بی‌شماری‌ كه‌ ویرانه‌ها را محصور كرده‌اند، به‌ چشم‌ می‌خورد. بر سطح‌ پشته‌ها تكه‌های‌ آجر و كاشی‌ و نخاله‌ها پراكنده‌ است‌ كه‌ شكوه‌ كاخهای‌ گذشته‌ را به‌ یاد می‌آورد (ص‌ .(II / 255
در همان‌ سده‌ باكینگم‌ نیز شرح‌ مفصلی‌ از بغداد به‌ دست‌ می‌دهد: شهر در دشتی‌ هموار در شمال‌ خاوری‌ دجله‌ واقع‌ شده‌ است‌. دیواری كه‌ آن‌ را محصور كرده‌، و در دوره‌های مختلف‌ مرمت‌ شده‌، آجری است و برجهایی‌ مدور بزرگ‌ در زاویه‌های‌ اصلی‌ آن‌، و برجهایی‌ كوچك‌تر با فاصله‌های‌ كم‌ از یكدیگر در حد فاصل‌ برجهای‌ بزرگ‌ قرار دارند. شهر دارای‌ 3 دروازه‌ در جنوب‌ خاوری‌، شمال‌ خاوری‌ و شمال‌ باختری‌ است‌. گرداگرد دیوار خندقی‌ عمیق‌ و خشك بدون‌ سازه معماری‌ قرار دارد. كتیبه‌ای‌ حاوی‌ نام‌ بانی‌ دیوار «خلیفه‌ ناصر» و تاریخ‌ 618ق‌ / 1221م‌ بر شمالی‌ترین‌ برج‌ نصب‌ شده‌ است‌ (ص‌ .(372-373 
باكینگم‌ می‌افزاید: خیابانهای‌ شهر باریك‌ و بدون‌ سنگ‌فرش‌، و عموماً در دو سوی‌ آنها دیوارهای‌ بدون‌ پنجره‌ است‌. «سرای‌» یا «كاخ‌ پاشا» عمارت‌ بزرگی‌ در شمال‌ باختری‌ شهر، و نزدیك‌ دجله‌، و كهن‌ترین‌ مسجد شهر «جامع‌ سوق‌ الغزل‌» است‌. شهر بازارهای‌ متعددی‌ دارد كه‌ غالباً از خیابان‌ مستقیم‌ پهنی‌ تشكیل‌ یافته‌اند. بهترین‌ آنها طاقی‌ از آجر دارد، اما غالب‌ بازارها دارای‌ سقف‌ مسطح‌ تیرپوش‌ هستند. خانه‌ها شامل‌ اتاقهایی‌ پیرامون‌ یك‌ حیاط داخلی‌، و سردابهایی‌ برای‌ اقامت‌ در روزهای گرم‌ تابستان‌اند. سر در ورودی‌ خانه‌ها گرد یا مسطح‌، و دارای‌ تزیینات‌ آجری‌ است‌ (ص‌ 379-380 .(374,

مآخذ

ابن‌جبیر، محمد، رحلة، بیروت‌، 1384ق‌/1964م‌؛ ابن‌جوزی‌، المنتظم‌، حیدرآباد دكن‌، 1357ق‌؛ ابن‌ رسته‌، احمد، الاعلاق‌ النفیسة، به‌ كوشش‌ دخویه‌، لیدن‌، 1891م‌؛ اسكندر بیك‌ منشی‌، عالم‌ آرای‌ عباسی‌، تهران‌، 1350ش‌؛ اصطخری‌، مسالك‌ الممالك‌، به‌ كوشش‌ دخویه‌، لیدن‌، 1927م‌؛ تاورنیه‌، ژان‌ باتیست‌، سفرنامه‌، ترجمه ابوتراب‌ نوری‌، به‌ كوشش‌ حمید شیرانی‌، اصفهان‌، 1363ش‌؛ حمدالله‌ مستوفی‌، نزهة القلوب‌، به‌ كوشش‌ لسترنج‌، تهران‌، 1362ش‌؛ خطیب‌ بغدادی‌، تاریخ‌ بغداد، بیروت‌، 1985م‌؛ دینوری‌، احمد، الاخبار الطوال‌، بغداد، 1959م‌؛ رشیدالدین‌ فضل‌الله‌، جامع‌ التواریخ‌، به‌ كوشش‌ محمد روشن‌ و مصطفی‌ موسوی‌، تهران‌، 1373ش‌؛ طبری‌، تاریخ‌؛ گیرشمن‌، رمان‌، هنرایران‌ در دوران‌ پارتی‌ و ساسانی‌، ترجمه بهرام‌ فره‌وشی‌، تهران‌، 1350ش‌؛ مسعودی‌، علی‌، مروج‌ الذهب‌، به‌ كوشش‌ محمد محیی‌الدین‌ عبدالحمید، بیروت‌، دارالفكر؛ مقدسی‌، محمد، احسن‌ التقاسیم‌، به‌ كوشش‌ دخویه‌، لیدن‌، 1906م‌؛ یاقوت‌، معجم‌ البلدان‌، بیروت‌، 1956م‌؛ یعقوبی‌، احمد، «البلدان‌»، همراه‌ الاعلاق‌ النفیسة (نکـ: همـ، ابن‌ رسته‌)؛ همو، تاریخ‌، بیروت‌، 1375ق‌/1956م‌؛ نیز:

EL-Ali, S. A., «The Foundation of Baghdad» , The Islamic City, Oxford, 1970; Architecture of the Islamic World, ed. G. Michell, London, 1987; Buckingham, J. S., Travels in Mesopotamia, London, 1827; Creswell, K. A. C., Early Muslim Architecture, New York, 1979; The Dictionary of Art, London/New York, 1997; Herzfeld, E. and F. Sarre, Archaologische Reise im Euphrat-und Tigris-Gebiet, Berlin, 1920; Hillenbrand, R., Islamic Architecture, Edinburgh, 1994; Lassner, J., «The Caliph's Personal Domain» , The Islamic City, ed. A. H. Hourani and S. M. Stern, Oxford, 1970; Le Strange, G., Baghdad During the Abbasid Caliphate, Oxford, 1983, Porter, R. K., Travels in Georgia, Persia, Armenia, Ancient Babylonia, London, 1822. فاطمه‌ كریمی

صفحه 1 از15

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: