صفحه اصلی / مقالات / بغداد /

فهرست مطالب

از نخستین‌ جنگ‌ جهانی‌ تا فروپاشی‌ نظام‌ پادشاهی‌ در عراق‌

همراه‌ با رویدادهای‌ بین‌المللی‌ آغاز سدۀ 20م‌ كه‌ مهم‌ترین‌ آنها طرح‌ بریتانیا برای‌ محدود ساختن‌ قدرت‌، و آن‌گاه‌ تجزیۀ متصرفات‌ دو امپراتوری‌ بزرگ‌ اتریش‌ و عثمانی‌ در اروپا و آسیا بود، تحول‌ در اوضاع‌ خاورمیانه‌، به‌ ویژه‌ بین‌النهرین‌ توجه‌ خاص‌ این‌ دولت‌ را به‌ خود جلب‌ كرد. پیش‌ از نخستین‌ جنگ‌ جهانی‌، بغداد یكی‌ از 3 ولایت‌ بزرگ‌ بین‌النهرین‌ در قلمرو خلافت‌ عثمانی‌، میان‌ دو ولایت‌ بصره‌ و موصل‌، به‌ شمار می‌رفت‌. در فاصلۀ آغاز جنگ‌ و تسخیر تدریجی‌ بین‌النهرین‌ از جنوب‌ به‌ شمال‌ به‌ دست‌ نیروهای‌ انگلیسی‌ تا تأسیس‌ دولتهای‌ عربی‌ پدید آمده‌ از تجزیۀ امپراتوری عثمانی‌، بغداد اهمیت‌ و مركزیت‌ خاص‌ یافت‌ و سرانجام‌، با تأسیس‌ كشور جدید عراق‌ به‌ پایتختی‌ آن‌ كشور برگزیده‌ شد. 
در دهۀ آغازین‌ سدۀ 20م‌، تحولات‌ مهم‌ اجتماعی‌ و سیاسی‌ در درون‌ قلمرو خلافت‌ عثمانی‌ پدید آمد. نهال‌ اندیشه‌های‌ انقلابی‌ به‌ بار نشست‌ و سرانجام‌ با انقلاب‌ 1326ق‌ / 1908م‌، حزب‌ سیاسی «تركهای‌ جوان‌» به‌ قدرت‌ رسید. در این‌ زمان‌ اندیشه استقلال‌طلبانه‌، كم‌ و بیش‌ در همۀ متصرفات‌ عثمانی‌، از جمله‌ در سرزمینهای عربی‌ نفوذ و گسترش‌ یافت‌. در 1912م‌ بصره‌ و بغداد، ظاهراً به‌ پیروی‌ از قاهره‌، به‌ خود مختاری‌ داخلی‌ در دل‌ خلافت‌ عثمانی‌ گرایش‌ نشان‌ دادند (نکـ: لانگریگ‌، 44 ,42-41؛ فاروك‌ اسلاگلِت‌،.(7 آرمانهای‌ تركهای‌ جوان‌ و جمعیت‌ اتحاد و ترقی‌ (هـ م‌) كه‌ پیش‌ از آغاز نخستین‌ جنگ‌ جهانی‌ قدرتی‌ در دولت‌ عثمانی‌ یافته‌ بودند، سرانجام‌ جز به‌ نجات‌ و زنده‌ نگه‌داشتن‌ امپراتوری‌ عثمانی‌ نظری‌ نداشتند و خواستار وفاداری‌ همۀ عناصر غیرترك به‌ آرمان‌ دولت‌ واحد عثمانی‌ بودند. ملیت‌گرایی‌ عربی‌ كه‌ در یك‌ دوره‌ با اسلام‌گرایی‌ و غالباً با بیگانه‌ستیزی‌ همراه‌ بود، واكنشی‌ در برابر همین‌ انحصارطلبی‌ عناصر سیاسی‌ ترك‌ به‌شمار می‌رود. این‌ پدیدۀ ملیت‌گرایی‌ در عراق‌ با رشد قابل‌ توجه‌ نشریه‌های‌ گوناگون‌ در خلال سالهای ‌1328-1332ق‌ / 1910-1914م‌، نمودار گردید (لانگریگ‌، .(42-44 در این‌ مرحله‌ بغداد مركز همۀ اندیشه‌ها و فعالیت‌ گروههای‌ سیاسی‌ عراق‌ شده‌ بود. در 1913م‌ آشكارا حركتهای‌ ضدتركی‌ ظاهر شد و در تابستان‌ همان‌ سال‌ والی‌ عثمانی‌ بغداد 4 تن‌ از ملیت‌گرایان‌ شناخته‌ شده‌ را دستگیر كرد (همو، .(45, 46
از سوی‌ دیگر دولت‌ بریتانیا به‌ دقت‌ مراقب‌ اوضاع‌ عراق‌ بود. چه‌، تا پیش‌ از آغاز جنگ‌ جهانی‌ اول‌، كنسولها و نمایندگان‌ سیاسی‌ این‌ دولت‌ در همۀ سطوح‌ و زمینه‌های‌ زندگی‌ منطقه‌ دست‌ داشتند (نکـ: همو،67؛ برد وود،7)؛ زیرا نه‌تنها عراق‌ گذرگاه‌ اروپا - عثمانی‌ به‌ هند و خلیج‌ فارس‌ به‌ شمار می‌رفت‌، بلكه‌ اكتشاف‌ نفت‌ در ایران‌ و سرزمینهای‌ عربی‌ زیرسلطه عثمانی‌، دولت‌ بریتانیا را كه‌ در آن‌ زمان‌ بزرگ‌ترین‌ قدرت‌ استعماری‌ به‌شمار می‌رفت‌، از دست‌اندازی‌ دیگر رقیبان‌اروپایی‌ بدین‌ منابع‌ عظیم‌ ثروت‌، به‌ اندیشه‌ و هراس‌ می‌انداخت‌. تشكیل‌ اتحادیه دولتهای‌ محور (آلمان‌، اتریش‌ و عثمانی‌) در 1914م‌، بهانۀ لازم‌ را به‌ دولت‌ بریتانیا داد تا برای‌ دفاع‌ از منافع‌ خود در منطقه‌، عراق‌ را تسخیر كند (فاروك‌ اسلاگلت‌،8-7 ؛نیز نکـ: لاورنس‌، .(24, 26
در پی چنین‌ ملاحظاتی‌، ارتش‌ هندی‌ انگلستان‌ در نوامبر 1914 بندر فاو را گرفت‌ و چون‌ با مقاومتی‌ روبه‌رو نشد، به‌ پیشروی‌ ادامه داد و بصره‌ عملاً سقوط كرد. بعداً كه‌ عثمانیان‌ دست‌ به‌ حمله متقابل‌ زدند، دولت‌ بریتانیا كه‌ در اندیشۀ تصرف‌ بغداد بود، جبهۀ عراق‌ را از فرمانداری‌ كل‌ هندوستان‌ جدا كرد و مستقیماً زیرنظر لندن‌ قرار داد (فاروك‌ اسلاگلت‌، 9؛ بردوود، .(277 پیشروی‌ نیروهای‌ بریتانیا به‌ سوی‌ بغداد پس‌ از فتح‌ بصره‌ تا فتح‌ كامل‌ بغداد نزدیك‌ به‌ 4 سال‌ طول‌ كشید. دست‌ كم‌ تا 1915م‌ كه‌ جبهۀ عراق‌ به‌ لندن‌ واگذار شد، هنوز نقشۀ حمله‌ به‌ بغداد قطعی‌ نشده‌ بود. تماسهای‌ سِرپرسی‌ كاكس‌، مأمور سیاسی‌ عالی‌رتبۀ بریتانیا در مناطق‌ غربی‌ هندوستان‌ - افغانستان‌، ایران‌ و عراق‌ - با نایب‌السلطنۀ هند و تحلیلهای‌ سیاسی‌ بریتانیا از اوضاع‌، با توجه‌ به‌ نفوذ آلمان‌ در منطقه‌ و خطر اشغال‌ بغداد و عراق‌ به‌ وسیله روسیه‌، سرانجام‌ به‌ قطعی‌ شدن‌ تصمیم‌ حمله‌ به‌ بغداد انجامید. بی‌شك‌ یكی‌ از علل‌ تأخیر در اتخاذ این‌ تصمیم‌ از سوی‌ بریتانیا، یافتن‌ شریك‌ سیاسی‌ - نظامی‌ اروپایی‌ بود. این‌ مانع‌ با معاهدۀ مخفیانۀ انگلیس‌ - فرانسه‌ كه‌ به‌ معاهدۀ سایكس‌ - پیكو شهرت‌ یافت‌، برطرف شد. براساس‌ این‌ پیمان‌، عراق‌ و فلسطین‌ به‌ انگلستان‌، و سوریه‌ و لبنان‌ به‌ فرانسه‌ تعلق‌ می‌گرفت‌. ژنرال‌ استانلی‌ مود به‌ عنوان‌ فرمانده‌ كل‌ نیروهای‌ انگلیسی‌ تعیین‌ شد و فرمان‌ پیشروی‌ صادر كرد (بزاز، 70-71، 73؛ حسنی‌، 242). 
عثمانیان‌ تا 1916م‌ نتوانستند واكنش‌ مؤثری‌ در برابر انگلیسیها نشان‌ دهند؛ اما در همین‌ سال‌، در كوت‌، نزدیك‌ العماره‌، میان‌ راه‌ بصره‌ - بغداد، با گرفتن‌ 13 هزار اسیر ضربه‌های‌ مؤثری‌ به‌ نیروهای‌ بریتانیا وارد آوردند، چنانکه‌ انگلیسیها تقریباً از فتح‌ بغداد ناامید شدند (عزاوی‌، 7 / 301-302). در همین‌ زمان‌ عثمانیها در برابر جنبشهای‌ داخلی‌ دست‌ به‌ خشونت‌ زدند. كمیتۀ آزاد و انجمنهای‌ مذهبی‌ اقلیتهای‌ بغداد را تعطیل‌ كردند و حکم‌ جهاد گرفتند و به‌ سربازگیری‌ اجباری‌ پرداختند. در كوت‌ نیز، عراقیهای‌ طرفدار بریتانیا را مجازات‌، و برخی‌ را اعدام‌ كردند. در شهرهای‌ مذهبی‌ هم‌ كه‌ شورشهایی‌ پدید آمد و به‌ پیروزی‌ رسید، تركها با حمله‌های‌ گسترده‌، بسیاری‌ از سران‌ آنان‌ را نیز اعدام‌ كردند (نکـ: لانگریگ‌،85,87 (84,
اندكی‌ بعد انگلیسیها تجدید نیرو كردند و دوباره‌ به‌ مقابله‌ با سپاه‌ عثمانی‌ پرداختند و سرانجام‌ در 17 جمادی‌ الاول‌ 1335ق‌ / 11 مارس‌ 1917م‌ بغداد را گشودند. سقوط بغداد در واقع‌ در حکم‌ شكست قطعی‌ امپراتوری‌ عثمانی‌ در سرزمینهای‌ عربی‌ بود (همو، 90-89؛ عزاوی‌، 7 / 302، 305). نیروهای‌ انگلیسی‌ در این‌ شهر در یك اعلامیۀ رسمی‌ اظهار كردند كه‌ هدف‌ آنان «آزادسازی‌ ملتهای‌ زیرنفوذ عثمانی‌ و آلمان‌ است‌، نه‌ گسترش‌ متصرفات‌ خود» (حسنی‌، 16). در حالی‌ كه‌ در لندن‌ بر سر شكل‌ حکومت‌ آینده‌ بحث‌ درگرفته‌ بود، شهرهای‌ عراق‌ در سراسر سال‌ 1919م‌ كانون‌ حركتهای‌ تند سیاسی‌ مخالف‌ اشغال‌ بیگانگان‌ شدند (ویلسن‌، 15، 34). سرانجام‌ در همان‌ سال‌، اعلامیۀ نهایی‌ لندن‌ توسط سر پرسی‌ كاكس‌، دایر بر قیمومت‌ انگلستان‌ بر عراق‌، با هدف‌ تأسیس‌ حکومتی‌ عربی‌، مستقل‌ و متعلق‌ به‌ همه اقوام‌ عراقی‌ كه‌ نسبت‌ به‌ بریتانیا وفادار باشند، منتشر شد (همو، 74- 75). 
در بغداد بسیاری‌ از سرشناسان‌ و پیشوایان‌ دینی‌ و مذهبی‌ انجمن‌ كردند و خواستار حکومتی‌ عربی‌ بدون‌ حمایت‌ دولتهای‌ اروپایی شدند. روحانیت‌ شیعه‌ نیز به‌ جایز نبودن‌ تسلط غیرمسلمان بر مسلمان‌ فتوا داد (حسنی‌، 34- 35، 38). مخالفتهای‌ آن‌ سال‌ و سال‌ بعد به‌ انقلابی‌ فراگیر و خشونت‌آمیز تبدیل‌ شد. به‌ دستور چرچیل‌، وزیر جنگ‌ وقت‌ بریتانیا نیروهای‌ انگلیسی‌ انقلاب‌ را كه‌ 5 ماه‌ طول‌ كشید، به‌ شدت‌ سركوب‌، و برخی‌ از سران‌ آن‌ را تبعید كردند (همو، 38، 190؛ نیز نکـ: ویلسن‌، 138، جم‍ ، كه‌ خود فرماندار كل‌ وقت‌ عراق‌ بود). پس‌ از این‌ واقعه‌، بریتانیاییها روش‌ سیاسی‌ را بر خشونت‌ نظامی‌ ترجیح‌ دادند و سر پرسی‌ كاكس‌ را از تهران‌ برای‌ خواباندن‌ امواج‌ این‌ شورش‌ فراخواندند (نکـ: ورد، 289). او بار دیگر قیمومت‌ بریتانیا بر عراق‌ را با تعابیری‌ نرم‌تر عنوان‌ كرد و بر كرسی‌ نشاند. با این‌همه‌، اندیشۀ عراق‌ مستقل‌ از همان‌ دم‌ روندی‌ رو به‌ رشد یافت (حسنی‌، 203). قیمومت‌ انگلیس‌ بر عراق‌ كه‌ در 1920م‌ رسمیت‌ یافت‌، تا 1311ش‌ / 1932م‌ كه‌ این‌ كشور عضو جامعۀ ملل‌ گردید، پا بر جا بود (الیت‌،5 .(4,
پس‌ از پایان‌ جنگ‌، تعیین‌ حدود عراق‌ به‌ مهم‌ترین‌ مسأله‌ میان‌ انگلستان‌ و تركیه (جانشین‌ خلافت‌ عثمانی‌) تبدیل‌ شد و سرانجام‌ دولت‌ عراق‌ متشكل‌ از ولایات‌ موصل‌، بغداد و بصره‌ تأسیس‌ گردید (همو، 5؛ برد وود، 114؛ لانگریگ‌، .(92سرپرسی‌ كاكس‌، نمایندۀ وقت‌ بریتانیا در عراق‌، با توجه‌ به‌ احوال‌ سیاسی‌، به‌ سرعت‌ گروهی‌ شبیه‌ به‌ مجمع‌ وزیران‌ از عراقیها تشكیل‌ داد. با این‌همه‌، به‌رغم‌ بهبود نسبی‌ اوضاع‌، حس‌ تنفر از حضور نیروهای‌ خارجی‌ در حال‌ افزایش‌ بود (الیت‌،6؛ لانگریگ‌،.(107چه‌، انقلاب‌ اخیر - كه‌ نخستین‌ حركت‌ فراگیر مردم‌ عراق‌ برای‌ كسب‌ هویت‌ اجتماعی‌ و سیاسی‌ به‌ شمار می‌رفت‌ - نشان‌ داد كه‌ اداره عراق‌ به‌ سبك‌ هند ممكن‌ نیست‌، پس‌ به‌ پیشنهاد چرچیل‌، وزیر مستعمرات‌ حکومت‌ مستقیم‌ بریتانیا بر عراق‌ به‌ حکومتی‌ غیرمستقیم‌ تبدیل‌ شد؛ یعنی‌ قرار شد تشكیلات‌ كشوری‌ و اداری‌ كاملاً در دست‌ عراقیها باشد، ولی‌ زیرنظر مشاوران‌ انگلیسی‌ كار كنند. گزینه مرجح‌ برای‌ شكل‌ حکومت‌، نظام‌ پادشاهی‌ تشخیص‌ داده‌ شد و سرانجام‌ فیصل‌، پسر شریف‌ حسین‌ از خاندان‌ هاشمی‌ در مرداد 1300 / اوت‌ 1921 به‌ عنوان‌ پادشاه‌ بر تخت‌ نشست (فاروك‌ اسلاگلت‌، 12-10 ؛ ورد، 301-302)، سپس‌ در یك‌ همه‌پرسی‌ مقام‌ وی‌ رسمیت‌ یافت (لانگریگ‌،.(133
ملك‌ فیصل‌ در مارس‌ 1924 نخستین‌ مجلس‌ قانون‌گذاری‌ عراق‌ را در بغداد افتتاح‌ كرد و بعدها مجلس‌ سنا نیز به‌ آن‌ افزوده‌ شد (نکـ: كوك‌،.(307-308كوشش‌ فیصل‌ در دورۀ 12 سالۀ سلطنت‌، مقصور بر آن‌ بود كه‌ میان‌ هواخواهان‌ انگلستان‌ و طرفداران‌ استقلال‌ كامل‌ و بی‌قید و شرط عراق‌ تعادل‌ برقرار كند. در زمان‌ او معاهده‌های‌ گوناگونی‌ با دولت‌ بریتانیا بسته‌ شد. در 1307ش‌ / 1928م‌ مسائلی‌ چون‌ استقلال‌، قیمومت‌، قدرت‌ و وظایف‌ كابینه‌، وجود مشاوران‌ انگلیسی‌ و جز آنها موضوع‌ طنز در نشریات‌ بود. كابینه‌ها پی‌ در پی‌ تغییر می‌كرد، اما قدرت‌ سیاسی‌ میان‌ معدود سیاستمداران‌ موجود دست‌ به‌ دست‌ می‌گشت‌. تنها تغییر مشهود در كشور، تقویت‌ و پیشرفت‌ تدریجی‌ ارتش‌ بود. فیصل‌ در 1312ش‌ / 1933م‌ بر اثر سكته قلبی‌ در سویس‌ - كه‌ برای‌ استراحت‌ بدانجا رفته‌ بود - درگذشت‌ و در بغداد به‌ خاك‌ سپرده‌ شد (فاروك‌ اسلاگلت‌، 15,12؛ ورد، 302؛ لانگریگ‌، 182 .(140, 180,شاید افسردگی‌ ناشی‌ از سركوب‌ و كشتار شدید و بیجای‌ آسوریها در تشدید بیماری‌ قلبی‌ او بی‌تأثیر نبوده‌ باشد (نکـ: همو،.(236-237
پس‌ از فیصل‌، پسرش‌ ملك‌ غازی‌ پادشاه‌ شد. دوران‌ سلطنت‌ او دورۀ رشد نظامیگری‌ در عراق‌ به‌شمار می‌آید (ورد، 303). در 1315ش‌ / 1936م‌، در نزاع‌ میان‌ یاسین‌ هاشمی‌ نخست‌ وزیر - كه‌ در 18 ماه‌ حکومت‌ تقریباً عرصه‌ را بر ملك‌ غازی‌ تنگ‌ كرده‌ بود - و ژنرال‌ بكر صدقی‌، بغداد بمباران‌ شد و توسط نظامیان‌ طرفدار صدقی‌ تصرف‌ گردید. ملك‌ غازی‌ از این‌ كودتا به‌ نفع‌ خود سود جست‌ و گریبان‌ از چنگ‌ یاسین‌ هاشمی‌ رها ساخت‌. به‌ دنبال‌ آن‌ حکـمت‌ سلیمان‌ با حمایت‌ نظامیان‌ دولت‌ جدیدی‌ تشكیل‌ داد و دست‌ به‌ تندروی‌ و تبعید سیاستمداران‌ طرفدار انگلیس‌ زد؛ اما در 1937م‌ بكر صدقی‌ به‌ قتل‌ رسید و اوضاع‌ به‌ حال‌ سابق‌ درآمد ( عراق‌...، 45-44؛ مار،71؛ لانگریگ‌، .(249-250 در دورۀ بكر صدقی‌ تمایل‌ دولت‌ به‌ آلمان‌، چكسلواكی‌ و ایتالیا برای‌ دریافت‌ اسلحه‌ای‌ كه‌ بریتانیا در دادن‌ آن‌ به‌ ارتش‌ عراق‌ قائل‌ به‌ محدودیت‌ بود، نقطۀ عطفی‌ مهم‌ در رابطه انگلیس‌ و عراق‌ به‌ شمار می‌آید (همو،.(253
با به‌ قدرت‌ رسیدن‌ نوری‌ سعید و گروه‌ طرفداران‌ انگلیس‌، بغداد دچار دسته‌بندی‌ بزرگ‌ سیاسی‌ شد: در یك‌ سو نوری‌ سعید و طه‌ هاشمی (ژنرال‌)، و در سوی‌ دیگر ملك‌ غازی‌ و گروهی‌ از افسران‌ قرار داشتند. یك‌ بار نیز كوشش‌ ملك‌ غازی‌ در برانداختن‌ نوری‌ سعید، با پیش‌دستی‌ او، به‌ كمك‌ انگلیسها نقش‌ بر آب‌ شد (الیت‌،.(13
پس‌ از كشته‌ شدن‌ ملك‌غازی‌ در حادثه اتومبیل‌رانی‌ در 1318ش‌ / 1939م (ورد، همانجا؛ مار،77)، پسر او فیصل‌ دوم‌ كه‌ خردسال‌ بود، به‌ پادشاهی‌ رسید و امیرعبدالاله‌ پسر خالۀ ملك‌ غازی‌ به‌ نیابت‌ سلطنت‌ برگزیده‌ شد (لانگریگ‌، .(276در همان‌ سال‌ نوری‌ سعید كه‌ دولت‌ جدید را تشكیل‌ داده‌ بود، به‌ طرف‌ بریتانیا گرایش‌ بیشتری‌ یافت‌ و دست‌ آلمانیها را از سیاست‌ بغداد كوتاه‌ ساخت (همو،.(277 با این‌همه‌، تغییر و تحولهای‌ صحنۀ سیاست‌ بین‌المللی‌ انعكاسی‌ كاملاً مستقیم‌ در بغداد داشت‌. پیشرفت‌ آلمان‌ در اوایل‌ جنگ‌ جهانی‌ دوم‌ موقعیت‌ انگلیسیها را تضعیف‌ كرد. بغداد در 1940م‌ به‌ سوی‌ آلمان‌ و دولتهای‌ محور متمایل‌ شد و نوری‌ سعید و دیگر سیاستمداران‌ طرفدار انگلیس‌ دیگر بر اوضاع‌ تسلط نداشتند. رشید عالی‌ گیلانی‌، رئیس‌ دولت‌ جدید با امیر عبدالاله‌ نایب‌السلطنه‌ كه‌ آشكارا دوستدار انگلیس‌ بود (نکـ: ورد، 305) به‌ نزاع‌ برخاست‌. در اینجا گروه‌ افسران‌ مشهور به‌ مربع‌ طلایی‌ كه‌ اختیار ارتش‌ را در دست‌ داشتند، مداخله‌ كردند. بغداد حالت‌ فوق‌العاده‌ یافت‌ و سیاستمداران‌ طرفدار انگلیس‌ گریختند. نایب‌السلطنه‌ به‌ كمك‌ انگلیسها از عراق‌ خارج‌ شد و افسران‌ مسلط بر بغداد با اعلام‌ حکومت‌ ملی‌، نایب‌السلطنۀ دیگری‌ برگزیدند و به‌ آلمانها نزدیك‌ شدند (نک‍ : لانگریگ‌، 288-281؛ عراق‌،.(45دولت‌ بریتانیا كه‌ از دست‌ رفتن‌ بغداد را مقدمه حضور آلمان‌ در منطقه‌ و خلیج‌ فارس‌ می‌دانست‌، به‌ ناچار بار دیگر در تابستان‌ 1320ش‌ / 1941م‌ به‌ عراق‌ لشكر كشید (الیت‌، .(14 اعضای‌ دولت‌ رشید عالی‌ گیلانی‌ و افسران‌ طرفدار آلمان‌ گریختند و امیر عبدالاله‌ به‌ بغداد بازگشت (لانگریگ‌،.(295-296 نوری‌ سعید كه‌ از 1941 تا 1944م‌ نخست‌ وزیری‌ را در دست‌ داشت‌، به‌ دولتهای‌ متحد اعلام‌ جنگ‌ داد ( عراق‌،.(46
در 1326ش‌ / 1947م‌ بغداد در اوج‌ ناآرامی‌ بود. پیمان‌ جدید انگلیس‌ بغداد، مردم‌ و احزاب‌ را برای‌ تحقق‌ خواستهای‌ سیاسی‌ و اجتماعی‌ خود یكپارچه‌ به‌ حركت‌ درآورد (فاروك‌ اسلاگلت‌، .(40 امیر عبدالاله‌ تا 1949م‌ چندان‌ توجهی‌ به‌ این‌ حركتها نداشت‌، درحالی‌كه‌ مشكلات‌ یكی‌ پس‌ از دیگری‌ به‌ ویژه‌ از 1948م‌ تشدید می‌شد. سرانجام‌، اختلاف‌ امیر عبدالاله‌ و نوری‌ سعید باعث‌ شد كه‌ انگلیس‌ از عبدالاله‌ برید و یكسره‌ بر نوری‌ سعید تكیه‌ كرد ( عراق‌،.(47
ناتوانی‌ دولتها در ادارۀ امور عراق‌، دولت‌ بریتانیا را در 1330ش‌ / 1951م‌ به‌ این‌ نتیجه‌ رساند كه‌ باید اصلاحاتی‌ در عراق‌ صورت‌ گیرد (الیت‌،.(157از این‌ تاریخ‌ تا پایان‌ دورۀ سلطنت‌، رژیم‌ عراق‌ یكپارچه‌ زیر سلطه‌ و حمایت‌ انگلیس‌ و آمریكا قرار داشت‌، درحالی‌كه‌ هیچ‌ كدام‌ هرگز نتوانستند چهارچوب‌ سیاسی‌ - اقتصادی‌ مشخصی‌ برای‌ عراق‌ تعیین‌ كنند (همو،.(158-159
از كودتای‌ بكر صدقی‌ تا سقوط پادشاهی‌ در 1337ش‌ / 1958م‌، بغداد شاهد چندین‌ كودتا و شبه‌ كودتا بود. حوادث‌ سال‌ 1953م‌ پیام‌ بسیار روشنی‌ برای‌ دولتهای‌ محافظه‌كار در بر داشت‌: ضرورت‌ ایجاد تغییرات‌ اساسی‌ و دادن‌ امتیازاتی‌ به‌ مخالفان‌ سیاسی‌. با اینکه‌ حضور پادشاه‌ جوان‌ در صحنه سیاسی‌ عراق‌ می‌توانست‌ نمونه تازه‌تر و مقبول‌تری‌ از حکومت‌ ارائه‌ كند، امیر عبدالاله‌ نایب‌ السلطنه‌ به‌ هیچ‌ روی‌ خیال‌ كناره‌گیری‌ نداشت‌ و باز هم‌ محافظه‌كاران‌ بر سر قدرت‌ باقی‌ ماندند (مار،113؛ فاروك‌ اسلاگلت‌، .(43در این‌ هنگام‌ آمریكا هم‌ در كنار انگلیس‌ وارد سیاست‌ عراق‌ شده‌ بود. قرارداد معروف‌ به «پیمان‌ بغداد» در 1955-1956م‌، یعنی‌ اجرای‌ طرح‌ آمریكا برای‌ جلوگیری‌ از نفوذ اتحاد جماهیر شوروی‌ - كه‌ پس‌ از تخلیه كامل‌ بین‌النهرین‌ از نیروهای‌ انگلیسی‌، خطر آن‌ احساس‌ می‌شد - صدای‌ اعتراض‌ و مخالفت‌ عربهای‌ مترقی‌، خاصه‌ عبدالناصر را بلند كرد و بغداد شاهد تظاهرات‌ و اعتراضات‌ وسیعی‌شد. از آن‌سوی‌ حمله مشترك انگلیس‌، فرانسه‌ و اسرائیل‌ به‌ شبه‌ جزیره سینا، یكباره‌ مخالفان‌ دولت‌ عراق‌ را به‌ حركت‌ واداشت (زیرینگ‌،312,31 ؛ فاروك‌ اسلاگلت‌، 44؛ عراق‌، و ملیت‌گرایی‌ عربی‌ متأثر از عبدالناصر به‌ شدت‌ در ارتش‌، به‌ ویژه‌ در میان‌ افسران‌ جوان‌تر نفوذ یافت (فاروك‌ اسلاگلت‌، نیز عراق‌، همانجاها). 
در 1957م‌ حزب‌ تازه‌ تأسیس‌ بعث‌ در عراق‌ به‌ دیگر احزاب‌ مخالف‌ دولت‌ پیوست (فاروك‌ اسلاگلت‌،.(45در ژوئیۀ 1958 عبدالكریم‌ قاسم‌ به‌ همراهی‌ عبدالسلام‌ عارف‌، از افسران‌ ارتش‌ دست‌ به‌ كودتا زدند و بغداد را تصرف‌ كردند (عراق‌، همانجا؛ بردوود، .(264 قصر سلطنتی‌ الرحاب‌ به‌ دست‌ كودتاگران‌ افتاد و امیر عبدالاله‌ همراه‌ ملك‌ فیصل‌ دوم‌ كشته‌ شد. به‌ این‌ ترتیب‌ رژیم‌ سلطنتی‌ عراق‌ منقرض‌ گردید و حکومت‌ جدید برپایۀ برنامۀ حزب‌ سوسیالیستی‌ بعث‌ عراق‌ تشكیل‌ گردید (همو، 268-266 ؛ عراق‌، همانجا؛ مار،157-155 ؛ فاروك‌ اسلاگلت‌،49 .(45,
پژوهشگران‌ یكی‌ از عوامل‌ بروز این‌ كودتا و سقوط سلطنت‌ را، انعقاد پیمان‌ بغداد دانسته‌اند كه‌ خود موجب‌ ظهور مشكلات‌ متعدد در منطقه‌ برای‌ رژیمهایی‌ كه‌ به‌ آن‌ پیوسته‌ بودند، شد (نکـ: زیرینگ‌، .(314 همچنین‌ هم‌بستگی‌ و تأثیرپذیری‌ از ملیت‌گرایی‌ عربی‌ را كه‌ از آن‌ به «صدای‌ اعراب‌» تعبیر شده‌ است‌، بیش‌ از نقش‌ روشنفكران‌ و احزاب‌ در ایجاد زمینه مناسب‌ برای‌ پذیرش‌ رژیم‌ جدید برشمرده‌اند (نکـ: الیت‌،.(167

مآخذ 

بزاز، عبدالرحمان‌، العراق‌ من‌ الاحتلال‌ الی‌ الاستقلال‌، بغداد، 1967م‌؛ حسنی‌، عبدالرزاق‌، الثورة العراقیة الكبری‌، صیدا، 1385ق‌/1965م‌؛ عزاوی‌، عباس‌، تاریخ‌ العراق‌ بین‌ احتلالین‌، بغداد، 1375ق‌/1955م‌؛ ورد، باقر امین‌، بغداد، خلفاؤها...، بغداد، دارالتربیه‌؛ ویلسن‌، آرنلد، الثورة العراقیة، ترجمۀ جعفر خیاط، بیروت‌، 1971م‌؛ نیز:

Birdwood, Nuri as-Said, London, 1959; Coke, R., Baghdad, the City of Peace, London, 1935; Elliot, M., Independent Iraq, London, 1996; Farouk-Sluglett, M. and P. Sluglett, Iraq Since 1958, London, 1987; Iraq, a Country Study, ed. H. Ch. Metz, Washington, 1990; Lawrence, T.E., Seven Pillars of Wisdom, London, 1926; Longrigg, S. H., Iraq, 1900 to 1950, Beirut, 1968; Marr, Ph., The Modern History of Iraq, London, 1985; Ziring, L., The Middle East Political Dictionary, Oxford, 1984.

منوچهر پزشك‌

 

صفحه 1 از15

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: