صفحه اصلی / مقالات / اصفهان /

فهرست مطالب

همانجا). علاوه بر اینها، بنابر گفتۀ كمپفر، شهر اصفهان در این دوره دارای یك بیمارستان، بیش از 100 مسجد و مدرسه و شمار بسیاری حمام و مسافرخانه بود كه هر یك از آنها از لحاظ معماری، زیبا و هنرمندانه به شمار می‌آمد (ص 191).
مسجد شاه (مسجد امام فعلی) یا مسجد جامع عباسی (اصفهانی، 62) را ازلحاظ عظمت بنا و معماری و كثرت تزیینات، زیباترین مسجدی دانسته‌اند كه تا به حال در ایران ساخته شده است (پوپ، III / 1185-1188). بنای این مسجد در 1020 ق به فرمان شاه عباس اول شروع شد و در 1025 ق ساختمان سردر و تزیینات كاشی‌كاری آن به پایان رسید (هنرفر، همان، 427).
در ضلع شرقی میدان نقش جهان، مسجد شیخ لطف الله قرار دارد كه آن را نیز از آثار برجستۀ معماری ایران به شمار آورده‌اند. پیش از برپایی این مسجد، در محل آن مسجد دیگری وجود داشته است (پوپ، III / 1189؛ قس: طهرانی، 100). این مسجد با كاشی‌كاریهای معرق داخل و خارج گنبد و نیز كتیبه‌های عالی كه برخی از آنها به خط علیرضای تبریزی عباسی است، زیبایی و ظرافت كم نظیری دارد (هنرفر، همان، 401).
از بناهای دیگر اطراف میدان، عمارت عالی قاپوست. این كاخ از بناهای شاه عباس اول است كه در ربع اول سدۀ 11 ق ساخته شده است (همان، 416) و آن را علی‌قاپو، الله‌قاپو، الاقاپی (كمپفر، 205)، اعلاقاپو (ملك المورخین، 80)، علی قاپی (ندیم الملك، 162) و عالی‌قاپو (كارری، 78؛ طهرانی، 103) خوانده‌اند. این كاخ را همانند باب عالی عثمانی به معنای «دروازۀ بزرگ» دانسته‌اند (پوپ، III / 1193).
در ضلع شمالی میدان نقش جهان، مقابل مسجد شاه، سر در قیصریه و بازار قرار دارد كه در 1029 ق ساخته شده است (همانجا). هنرفر تاریخ احداث بازار و سردر را 1014 ق دانسته است (همان، 465-466). در سردر یاد شده هنوز هم تزیینات نقاشی دیوارها و سقف مقرنس آن قابل مشاهده است. نقاشی روی دیوارها كه تصاویری از جنگهای شاه عباس اول با ازبكان بوده (نك‍ : شاردن، 7 / 130)، تا اوایل سدۀ حاضر وجود داشته است (طهرانی، همانجا؛ قس: هنرفر، همان، 465). نقاشیهای جبهۀ غربی سر در، معرف شكارگاه شاه عباس است كه به قلم رضا عباسی است (همانجا). كاشی‌كاری جبهۀ فوقانی سر در قیصریه نمایشگر برج قوس است و چون مورخان بنای شهر اصفهان را در این برج می‌دانسته‌اند (همانجا؛ قس: حمدالله، نزهة، 48)، استادان كاشی‌كار دورۀ صفوی این نقش را به صورت نیمه انسانی در حال تیراندازی و نیمه ببری كه دمش به صورت اژدهاست، نمایش داده‌اند (هنرفر، همانجا؛ قس: شاردن، 8 / 129-130).
در دورۀ صفویه در طرفین جلوخان سردر قیصریه عمارتی به نام نقاره‌خانه وجود داشته كه تا اواخر دورۀ قاجار باقی بوده است (هنرفر، همانجا؛ شاردن، 7 / 111-112؛ كرزن، II / 27-28). اصفهانی بازار قیصریه را از نظر استحكام و زیبایی در تمام ایران بی‌نظیر می‌داند (ص 33-34). این بازار محل اجتماع فروشندگان انواع قلمكار و بافتنیهای دستی اصفهان است و در قسمت وسط آن، چهار سوی زیبایی از دورۀ شاه عباس وجود دارد كه مهم‌ترین و زیباترین چهارسوهای اصفهان است (هنرفر، همانجا).
به دستور شاه عباس اول از محل دروازه دولت تا دامنۀ كوه صفه، خیابان طویل و عریض مشجری احداث شد كه گردشگاه خانوادۀ سلطنتی، درباریان و اهالی شهر بود (همان، 479-480) و چون قبلاً در آن محل 4 باغ به نامهای باغ فلارن، باغ احمد سیاه، باغ بكر و باغ كاران در امتداد یكدیگر واقع شده بودند، این خیابان به چهارباغ معروف شد ( لغت نامه).
خیابان چهار باغ در اصل به دو قسمت تقسیم می‌شود: چهار باغ عباسی یا چهار باغ كهنه و چهار باغ علیا (چهار باغ بالا). چهار باغ كهنه تا سی و سه پل امتداد دارد و از آنجا چهار باغ بالاست كه طرح آن از شاه عباس اول است، اما بعد از او ساخته‌اند. چهار باغ بالا طویل‌تر از چهارباغ كهنه است و به باغ عباس‌آباد در نزدیكی كوه صفه ختم می‌شده است (اصفهانی، 40-42). زیبایی این خیابان را به سبب چنارهای دو سوی آن و نهری كه از وسط آن می‌گذشته، دانسته‌اند (كمپفر، 195). به گفتۀ كمپفر در كنار نهر یاد شده، قهوه‌خانه‌ها و میهمانخانه‌هایی وجود داشته است كه در آنها شاعران و نقالان و هنرمندان به سرگرم كردن مردم می‌پرداخته‌اند (همانجا). طول خیابان چهار باغ با احتساب طول پل الله وردیخان، جمعاً بالغ بر 310‘4 گام بوده است (همو، 196).
در اطراف خیابان چهارباغ و زاینده‌رود 30 باغ وجود داشته است (همو، 196) كه تاورنیه تمامی آنها را متعلق به شاه می‌داند (ص 394). باغهای مشهور چهارباغ عبارت بوده‌اند از: باغ تخت (40 جریب)، باغ كاج، چهار باغ (30 جریب)، باغ باباامیر، باغ توپخانه، باغ نسترن، باغ چهل ستون (70 جریب)، باغ بلبل یا باغ هشت بهشت (85 جریب)، باغ فتح‌آباد (60 جریب)، باغ گلدسته (30 جریب)، باغ طاووسخانه و باغ پهلوان حسین (هنرفر، گنجینه، 486-487). این باغها هر یك دارای عمارات و قصرهای كوچك زیبایی بوده‌اند (كمپفر، همانجا).
از دیگر باغهای مشهور اصفهان در دورۀ صفویه باغ هزار جریب است كه مربع شكل بوده، و بیش از 1300×1300 گام مساحت داشته است (همو، 215). 4 كبوتر خانه در 4 گوشۀ این باغ بوده است (كمپفر، 217) كه امروزه تنها یكی از آنها پا برجاست. از این باغ كه در دورۀ صفویه به باغ عباس‌آباد معروف بوده، و نیز از قصری كه در وسط آن قرار داشته، هیچ گونه اثر قابل توجهی باقی نمانده است (هنرفر، همان، 489).
در حاشیۀ شرقی خیابان هاتف و در قدیمی‌ترین قسمت شهر اصفهان، مجموعه‌ای نفیس از معماری و تزیینات دوره‌های سلجوقی و صفوی دیده می‌شود كه به امام‌زاده اسماعیل شهرت دارد. این مجموعه شامل یك مسجد بسیار قدیمی به نام مسجد شعیا و مقبرۀ امام‌زاده اسماعیل و رواق و سر در و صحن آن است كه یك گنبد بزرگ آجری زیبا از نوع گنبدهای چهارسوهای اصفهان برفراز سر در آن قرار دارد (همان، 521). امام‌زاده اسماعیل را از اولاد امام موسى كاظم (ع) دانسته‌اند (ملك المورخین، 31-32). درِ این امام‌زاده از فولاد و طلاكوب است كه در اصفهان نظیر ندارد ( لغت‌نامه).
از مهم‌ترین آثار دورۀ شاه عباس دوم كاخ چهل ستون است كه ویژۀ پذیراییهای رسمی بوده، و تاریخ اتمام بنای آن 1057 ق است (هنرفر، همان، 557). این كاخ در باغی به همین نام ساخته شده، و معماری و تزیینات آن تركیبی از معماری ایرانی، چینی و غربی است (اصفهانی، 34-35؛ قس: ندیم الملك، 158). كاخ چهل ستون دارای 20 ستون است كه هر یك از آنها از تنۀ یك چنار كه بر روی آن قشر نازكی از تختۀ رنگ شده قرار گرفته، ساخته شده است. این ستونها در گذشته به آینه و شیشه‌های رنگی مزین بوده است (هنرفر، همان، 558- 559). ظاهراً انعكاس تصویر این 20 ستون در آب استخر مقابل آن سبب شده است تا این عمارت را چهل ستون بنامند (ملك المورخین، 26-27؛ كرزن، II / 32؛ قس: هنرفر، همانجا).
مساحت این كاخ را 75×48 گام و ارتفاع آن را حدود 25 متر دانسته‌اند (ملك المورخین، 43؛ قس: كمپفر، 206؛ هنرفر، اصفهان، 126). استخر مقابل این كاخ 110 متر طول و 16 متر عرض دارد كه دارای فواره‌های سنگی بوده، و مجسمه‌های 4 شیر ــ منسوب به دورۀ ساسانی ــ در 4 گوشۀ آن قرار داشته است (همو، گنجینه، 559-560؛ قس: كیهان، 2 / 417؛ لغت‌نامه). سقف كاخ از شیروانی، و سقف شاه‌نشین آن از آینه و مزین به طلا بوده است (ملك المورخین، همانجا). تمامی دیوارهای این كاخ مزین به آینه‌های بزرگ و شیشه‌های رنگی و نقاشیهای زیباست و درها و پنجره‌ها تماماً منبت و خاتم‌كاری است (هنرفر، همان، 559). ضمن تعمیراتی در 1335 ش، 3 اتاق نقاشی شده از زیر گچ بیرون آمد كه از آثار رضا عباسی بودند (همان، 562).
كاخ چهل ستون یك بار در 1118 ق دچار حریق شد و در دوره‌های بعدی نیز خرابیهایی به آن وارد آمد ( لغت‌نامه). این كاخ در دورۀ قاجار «دارالحكومه» بوده، و اتاقهای اطراف آن ادارات دولتی به شمار می‌رفته است (ملك المورخین، 26، 42).
علاوه بر كاخها و عمارات دورۀ صفوی، قصرها و عماراتی نیز در دو طرف زاینده‌رود و حد فاصل بین دو پل جویی (جوبی) و پل خواجو قرار داشته‌اند كه از میان رفته‌اند. بسیاری از این عمارات در باغ وسیع سعادت‌آباد ساخته شده بود كه معروف‌ترین آنها عمارت هفت دست، آینه‌خانه و عمارت نمكدان بوده است (هنرفر، همان، 576).
عمارت آینه‌خانه یا عمارت آینۀ سعادت‌آباد (اصفهانی، 44-45) واقع در ساحل جنوبی زاینده‌رود، شامل تالاری عالی و 18 ستون مزین به آینه‌كاری بوده است (هنرفر، همانجا). پوپ شمار ستونهای این كاخ را 16 (III / 1197) و دیولافوا آنها را 12 ستون نوشته است (ص 318). این عمارت را شبیه كاخ چهل ستون دانسته‌اند (پوپ، همانجا).
عمارت هفت دست در اصل شامل 7 ساختمان بوده است كه در اواخر دورۀ قاجار تنها یكی از آنها باقی مانده بود (قس: اصفهانی، 44). این كاخ به عمارت آینه‌خانه متصل بوده، و دورتادور آن اتاقهایی تو در تو وجود داشته كه به گچ‌بریهای زراندود و میناكاری مزین بوده است. كف قصر و ازاره‌های آن از سنگ مرمر شفاف بوده، و حوضهایی از سنگ مرمر و سنگ سماق داشته است (هنرفر، همان، 578). این كاخ را نیز شبیه كاخ چهل ستون دانسته‌اند (پوپ، همانجا).
به فاصلۀ 150 متری جنوب عمارت آینه‌خانه، عمارت نمكدان به شكل دایره بر روی زمین مرتفعی بنا شده بود. این عمارت به صورت 8 ضلعی در 3 طبقه ساخته شده بود كه از طبقۀ بالایی آن، منظرۀ زاینده‌رود دیده می‌شده است (هنرفر، همان، 580).
كاخ هشت بهشت به صورت كاخی كوچك در وسط باغی موسوم به باغ بلبل در 1080 ق و دورۀ سلطنت شاه سلیمان ساخته شد. این كاخ را در نوع خود از كاخهای بی‌نظیر دورۀ صفوی دانسته‌اند (همان، 622؛ قس: شاردن، 7 / 326). كاخ هشت بهشت دارای سنگهای مرمر و كاشی‌كاریهای فراوان منقش به اشكال متنـاسب انواع جـانوران و پرندگان بوده است (نك‍ : همو، 7 / 326- 328؛ كمپفر، 214). این كاخ و باغ آن تا اواخر دورۀ قاجار باقی بوده است (اصفهانی، 35)، اما در حال حاضر جز یك عمارت، اثری از آن باقی نیست ( لغت‌نامه).
مدرسۀ چهار باغ یا مدرسۀ سلطانی و كاروانسرای مادرشاه و نیز بازارچۀ بلند از بناهای معروف دورۀ شاه سلطان حسین در اصفهان است (هنرفر، همان، 660).
سایر آثار این دوره عبارتند از: مسجد حكیم مربوط به 1073 ق، مدرسۀ جلالیه ساخته شده در 1114 ق، مدرسۀ مریم بیگم مربوط به 1115 ق كه از میان رفته است، مدرسۀ نیم‌آورد، مدرسۀ شمس‌آباد مربوط به 1125 ق، مسجد علیقلی آقا مربوط به 1122 ق (همان، 612، 660، 662، 683، 684) و بسیاری آثار دیگر كه هر كدام در نوع خود دارای ارزشهای هنری و معماری است.
در دورۀ قاجار دگرگونیهایی در بناها و عمارات شهر اصفهان به وجود آمد. از یك سو، محمدحسین صدر اصفهانی، حاكم اصفهان در دورۀ فتحعلی شاه، تعمیراتی در مساجد و مدارس و تكایای اصفهان به عمل آورد و آثاری بنا نهاد كه برخی از آنها تا به امروز پابرجاست كه از آن میان، 3 مدرسۀ مشهور به صدر ــ یكی در بازار بزرگ، دیگری در محلۀ پای قلعه و سومی در خیابان چهار باغ خواجو ــ و نیز خیابان چهار باغ نو (چهار باغ صدر) كه نقشۀ آن از خیابان چهار باغ صفوی الگوبرداری شده، درخور ذكر است (همان، 743-744؛ قس: ندیم‌الملك، 159-162)؛ از سوی دیگر، در حكومت تقریباً 30 سالۀ ظل السلطان پسر ناصرالدین شاه در اصفهان عمارتها و كاخهای بسیاری نابود شد (همو، 160) كه كیهان بیش از 30 تا از آنها ازجمله هشت بهشت، نقش جهان و هفت دست را نام برده است (2 / 419).
در دورۀ قاجار، در اصفهان 400 مسجد از دوره‌های مختلف وجود داشته است (اصفهانی، 60). برخی از مساجدی كه در این دوره بنا شدند، عبارتند از: مسجد حاجی میرزا محمد صادق مربوط به 1242 ق، مسجد سید كه بهترین نمونه برای بررسی كاشی‌كاری دورۀ قاجار به حساب آمده است، مسجد حاج محمد جعفر واقع در بازار، مسجد صفا در محلۀ شهشهان مربوط به 1290 ق، مسجد رحیم خان، مسجد ركن‌الملك، مسجد آقا میرزا محمد هاشم در محلۀ چهارسو، مسجد آقامیرزا محمد باقر چهار سوقی و مسجد رضوان (هنرفر، همان، 761، 764، 789، 793، 796، 805، 822، 825، 837).
شهر اصفهان دارای چند كلیساست كه قدیمی‌ترین آنها كلیسای هاكوپ است كه تاریخ بنای آن به 1014 ق / 1605 م باز می‌گردد و در حال حاضر در گوشۀ شمال غربی صحن فعلی كلیسای مریم قرار دارد (همان، 508). كلیسای گئورگ یا كلیسای غریب نیز كه در محلۀ میدان كوچك واقع است، از كلیساهای قدیمی محلۀ جلفای اصفهان به شمار می‌آید. در یكی از بناهای ضمیمۀ این كلیسا 13 قطعه از سنگهای كلیسای قدیمی ارمنستان (اوچ كلیسا) وجود دارد و به همین سبب، این كلیسا در نزد ارامنۀ اصفهان اهمیت خاصی یافته است (همانجا)؛ دیگر كلیسای مریم است كه به‌سبب گسترش كلیسای هاكوپ ایجاد شده، و از كلیسای معروف وانك قدیمی‌تر است. تاریخ شروع بنای این كلیسا به سال 1018 ق / 1610 م باز می‌گردد (طهرانی، 146؛ هنرفر، همان، 510-511). در مجاورت این كلیسا، كلیسای دیگری به نام بید خم یا بیت لحم قرار دارد كه معماری و تزیینات طلا كاری گنبد آن بسیار جالب و تماشایی است و تاریخ بنای آن 1036 ق / 1627 م است (همان، 511-512).
مهم‌ترین كلیسای جلفای اصفهان از لحاظ معماری و تزیینات و نقاشی، كلیسای سن سور یا كلیسای وانك است كه در محل كلیسای قدیمی‌تری كه در 1605 م بنا شده بود، ساخته شده است. این كلیسا را آمِنا پِركیچ (به معنای نجات دهنده) نیز می‌نامند (همان، 514).

 

مآخذ

آمارنامۀ استان اصفهان (1366 ش)، سازمان برنامه و بودجۀ استان اصفهان، تهران، 1367 ش؛ آمارنامۀ استان اصفهان (1373 ش)، سازمان برنامه و بودجۀ استان اصفهان، تهران، 1375 ش؛ آمارنامۀ كشاورزی (1365 ش)، وزارت كشاورزی، تهران، نشریۀ شم‍ 293 / 66؛ آمارنامۀ كشاورزی (1367 ش)، وزارت كشاورزی، تهران؛ آوی، حسین، ترجمه و تحریر محاسن اصفهان مافروخی، به كوشش عباس اقبال، تهران، 1328 ش؛ ابن اثیر، الكامل؛ ابن بطوطه، سفرنامه، ترجمۀ محمدعلی موحد، تهران، 1361 ش؛ ابن بلخی، فارس‌نامه، به كوشش علینقی بهروزی، شیراز، 1343 ش؛ ابن حوقل، محمد، صورة الارض، ترجمۀ جعفر شعار، تهران، 1345 ش؛ ابن‌خردادبه، عبیدالله، المسالك و الممالك، لیدن، 1889 م؛ ابن رسته، احمد، الاعلاق النفیسة، ترجمۀ حسین قره‌چانلو، تهران، 1365 ش؛ ابن فقیه، احمد، مختصر البلدان، ترجمۀ ح. مسعود، تهران، 1349 ش؛ ابوالفدا، تقویم البلدان، ترجمۀ عبدالحمید آیتی، تهران، 1349 ش؛ ابونعیم اصفهانی، احمد، ذكر اخبار اصبهان، لیدن، 1931 م؛ استرابادی، مهدی، جهانگشای نادری، به كوشش عبدالله انوار، تهران، 1341 ش؛ اسكندر بیك منشی، عالم آرای عباسی، تهران، 1350 ش؛ اصطخری، ابراهیم، مسالك و ممالك، ترجمۀ كهن فارسی، به كوشش ایرج افشار، تهران، 1347 ش؛ اصفهانی، محمد مهدی، نصف جهان فی تعریف الاصفهان، به كوشش منوچهر ستوده، تهران، 1340 ش؛ اعتماد السلطنه، محمد حسن، تطبیق لغات جغرافیایی قدیم و جدید ایران، به كوشش هاشم محدث، تهران، 1363 ش؛ همو، مرآت البلدان، به كوشش پرتو نوری علاء و محمدعلی سپانلو، تهران، 1364 ش؛ اقبال آشتیانی، عباس، تاریخ مفصل ایران، تهران، 1356 ش؛ انصاری دمشقی، محمد، نخبة الدهر، ترجمۀ حمید طبیبیان، تهران، 1357 ش؛ بدیعی، ربیع، جغرافیای مفصل ایران، تهران، 1367 ش؛ بكران، محمد، جهان نامه، به كوشش محمدامین ریاحی، تهران، 1342 ش؛ بلاذری، احمد، فتوح البلدان، ترجمۀ آذرتاش آذرنوش، تهران، 1346 ش؛ بهرامی، تقی، جغرافیای كشاورزی ایران، تهران، 1333 ش؛ بیرونی، ابوریحان، آثار الباقیه، ترجمۀ اكبر دانا سرشت، تهران، 1363 ش؛ پاپلی یزدی، محمدحسین، فرهنگ آبادیها و مكانهای مذهبی كشور، مشهد، 1367 ش؛ پتروف، جغرافیای طبیعی ایران، ترجمۀ حسین گل گلاب، تهران، 1334 ش؛ پری، جان ر.، كریم خان زند، ترجمۀ علی محمد ساكی، تهران، 1365 ش؛ پولاك، یاكوب ادوارد، سفرنامه ( ایران و ایرانیان)، ترجمۀ كیكاووس جهانداری، تهران، 1350 ش؛ تاورنیه، ژان باتیست، سفرنامه، ترجمۀ ابوتراب نوری، تهران، 1336 ش؛ تحویلدار، حسین، جغرافیای اصفهان، به كوشش منوچهر ستوده، تهران، 1342 ش؛ جابری انصاری، حسن، تاریخ اصفهان و ری و همۀ جهان، اصفهان، 1322 ش؛ جغرافیای كامل ایران، وزارت آموزش و پرورش، تهران، 1366 ش؛ جكسن، ا. و. و.، سفرنامه ( ایران در گذشته و حال)، ترجمۀ منوچهر امیری و فریدون بدره‌ای، تهران، 1352 ش؛ جناب، علی، الاصفهان، اصفهان، 1371 ش؛ جواهر كلام، علی، زنده رود یا جغرافیای تاریخی اصفهان و جلفا، تهران، 1348 ش؛ حدود العالم، به كوشش منوچهر ستوده، تهران، 1362 ش؛ حمدالله مستوفی، تاریخ گزیده، به كوشش عبدالحسین نوایی، تهران، 1362 ش؛ همو، نزهة القلوب، به كوشش گ. لسترنج، تهران، 1362 ش؛ حمزۀ اصفهانی، تاریخ پیامبران و شاهان، ترجمۀ جعفر شعار، تهران، 1367 ش؛ خواندمیر، غیاث‌الدین، حبیب السیر، تهران، 1333 ش؛ دایرة المعارف فارسی؛ دهگان، ابراهیم، گزارش‌نامه یا فقه اللغۀ اسامی امكنه، اراك، 1342 ش؛ دیاكونوف، ایگور، تاریخ ماد، ترجمۀ كریم كشاورز، تهران، 1345 ش؛ دیاكونوف، میخائیل، تاریخ ایران باستان، ترجمۀ روحی ارباب، تهران، 1346 ش؛ دیولافوا، ژ. ر.، سفرنامه، ترجمۀ فره‌وشی، تهران، 1361 ش؛ رزاقی، ابراهیم، اقتصاد ایران، تهران، 1367 ش؛ رزم‌آرا، علی، جغرافیای نظامی ایران (اصفهان و بختیاری)، تهران، 1325 ش؛ رستم‌الحكما، محمدهاشم، رستم التواریخ، تهران، 1348 ش؛ رشیدالدین فضل الله، تاریخ مبارك غازانی، به كوشش كارل یان، لندن، 1940 م؛ رفیعی مهرآبادی، ابوالقاسم، آثار ملی اصفهان، تهران، 1352 ش؛ ساسان، عبدالحسین، اقتصاد جابه‌جاگری و پژوهشی در راههای استان اصفهان، تهران، 1364 ش؛ سالنامۀ آماری كشور (1361 ش)، مركز آمار ایران، تهران، 1362 ش؛ سرشماری عمومی نفوس و مسكن (1355 ش)، استان اصفهان، مركز آمار ایران، تهران، 1359 ش؛ سرشماری عمومی نفوس و مسكن (1365 ش)، نتایج تفصیلی، استان اصفهان، مركز آمار ایران، تهران، 1368 ش؛ همان، شهرستان اصفهان؛ سیرو، ماكسیم، راههای باستانی ناحیۀ اصفهان و بناهای وابسته به آن، ترجمۀ مهدی مشایخی، تهران، 1357 ش؛ شاردن، ژان، سیاحت‌نامه، ترجمۀ محمد عباسی، تهران، 1345 ش؛ شفقی، سیروس، جغرافیای اصفهان، بخش نخست، اصفهان، 1353 ش؛ «شهرستانهای ایرانشهر»، مجموعۀ نوشته‌های پراكندۀ صادق هدایت، تهران، 1334 ش؛ شیروانی، زین‌العابدین، ریاض السیاحة، به كوشش اصغر حامد، تهران، 1339 ش؛ طبری، تاریخ؛ طلا مینایی، علی اصغر، تحلیلی از ویژگیهای منطقه‌ای در ایران، تهران، 1353 ش؛ طهرانی، جلال‌الدین، گاهنامۀ 1312، تهران، 1351-1352 ق؛ عبدالمؤمن، صفی‌الدین، مراصد الاطلاع، بیروت، 1373 ق / 1954 م؛ عطایی، منصور، «گزارش اقتصادی دربارۀ زراعتهای استان دهم»، تحقیقات اقتصادی، 1343 ش، شم‍ 9-10؛ فاموری، جلال و م. ل. دیوان، خاكهای ایران، تهران، 1358 ش؛ فرهنگ جغرافیایی ایران، سازمان جغرافیایی كشور، 1355 ش؛ فلاندن، اوژن، سفرنامه، ترجمۀ حسین نورصادقی، تهران، 1356 ش؛ فن دریابل، ژ. ت.، ایترپرسیكوم، ترجمۀ محمود تفضلی، تهران، 1351 ش؛ قدوسی، محمدحسین، نادرنامه، مشهد، 1339 ش؛ قزوینی، زكریا، آثار البلاد و اخبار العباد، بیروت، 1960 م؛ قمی، حسن، تاریخ قم، ترجمۀ حسن بن علی قمی، به كوشش جلال‌الدین طهرانی، تهران 1353 ق؛ كارری، ج.، سفرنامه، ترجمۀ عباس نخجوانی و عبدالعلی كارنگ، تبریز، 1348 ش؛ كارنامه و خلاصۀ گزارش فعالیتهای یك سالۀ 1366، وزارت كشاورزی، تهران، 1367 ش؛ كرزن، ج. ن.، ایران و قضیۀ ایران، ترجمۀ غ. وحید مازندرانی، تهران، 1362 ش؛ كریستن‌سن، آرتور، ایران در زمان ساسانیان، ترجمۀ رشید یاسمی، تهران، 1345 ش؛ كمپفر، انگلبرت، سفرنامه، ترجمۀ كیكاووس جهانداری، تهران، 1360 ش؛ كنتارینی، آمبروزیو، «سفرنامه»، سفرنامه‌های ونیزیان در ایران، ترجمۀ منوچهر امیری، تهران، 1349 ش؛ كولسنیكف، آ. ا.، ایران در آستانۀ یورش تازیان، ترجمۀ م. ر. یحیایی، تهران، 1355 ش؛ كیهان، مسعود، جغرافیای مفصل ایران، تهران، 1310-1311 ش؛ گدار، آندره، آثار ایران، تهران، 1314 ش؛ گزارش مشروح حوزۀ سرشماری اصفهان، وزارت كشور، تهران، 1337 ش؛ گوتشمید، آلفردفن، تاریخ ایران و ممالك همجوار آن، ترجمۀ كیكاووس جهانداری، تهران، 1356 ش؛ لاكهارت، لارنس، انقراض سلسلۀ صفویه و ایام استیلای افاغنه در ایران، ترجمۀ مصطفى قلی عماد، تهران، 1343 ش؛ لغت‌نامۀ دهخدا؛ لمتون، آ. ك. س.، ایران عصر قاجار، ترجمۀ سیمین فصیحی، تهران، 1375 ش؛ ماساهارو، یوشیدا، سفرنامه، ترجمۀ هاشم رجب‌زاده، تهران، 1373 ش؛ مافروخی، مفضل، محاسن اصفهان، به كوشش جلال‌الدین طهرانی، تهران، 1312 ش؛ مبشری، فریدون و رحیم اتحاد، ارزیابی وضع موجود و امكانات توسعۀ منابع آب، تهران، 1351 ش؛ مجمل التواریخ و القصص، به كوشش محمدتقی بهار، تهران، 1318 ش؛ مساجد جامع ایران، مسجد جامع اصفهان، بنیاد فرهنگ و هنر ایران، 1358 ش؛ مسعودی، علی، مروج الذهب، به كوشش محمد محیی‌الدین عبدالحمید، قاهره، 1387 ق / 1967 م؛ «مشخصات فنی و اقتصادی نخستین طرحهای ایجاد صنایع گداز آهن در ایران»، تحقیقات اقتصادی، تهران، 1348 ش، شم‍ 19 و 20؛ مقدسی، محمد، احسن التقاسیم، ترجمۀ علینقی منزوی، تهران، 1361 ش؛ ملك المورخین كاشانی، عبدالحسین، سفرنامۀ اصفهان، نسخۀ عكسی موجود در كتابخانۀ مركز؛ منهاج سراج، عثمان، طبقات ناصری، كلكته، 1864 م؛ ناصر خسرو، سفرنامه، به كوشش نادر وزین‌پور، تهران، 1362 ش؛ ندیم‌الملك، حیدرعلی، «تاریخ مختصر اصفهان»، فرهنگ ایران زمین، تهران، 1332-1353 ش، ج 12؛ نظام‌الدین شامی، ظفرنامه، تهران، 1363 ش؛ نورصادقی، حسین، اصفهان، تهران، 1316 ش؛ هالینگبری، ویلیام، روزنامۀ سفر هیأت سرجان ملكم به دربار ایران، ترجمۀ امیر هوشنگ امینی، تهران، 1363 ش؛ هنرفر، لطف‌الله، اصفهان، تهران، 1356 ش؛ همو، گنجینۀ آثار تاریخی اصفهان، 1344 ش؛ هنوی، ج.، زندگی نادرشاه، ترجمۀ اسماعیل دولتشاهی، تهران، 1365 ش؛ هولتسر، ارنست، ایران در یك صد و سیزده سال پیش، بخش نخست: اصفهان، ترجمۀ محمد عاصمی، تهران، 1355 ش؛ یاقوت، بلدان؛ همو، برگزیدۀ مشترك، ترجمۀ محمد پروین گنابادی، تهران، 1336 ش؛ یعقوبی، احمد، البلدان، ترجمۀ محمد ابراهیم آیتی، تهران، 1356 ش؛ نیز:

 

Arrian, The Campaigns of Alexander, tr. A. de Sélincourt, London, 1978; Bakhtiar, A., «The Royal Bazaar of Isfahan», Iranian Studies, 1974, vol. VII, nos. 1-2; Beaumont, P., The Middle East: A Geographical Study, London, 1976; Blunt, W., Isfahan, Pearl of Persia, London, 1974; Bosworth, C. E., «The Political and Dynastic History of the Iranian World (A. D. 1000-1217)», The Cambridge History of Iran, Cambridge,1968, vol.V; Boyle, J. A., «Dynastic and Political History of the Īl-Khāns», ibid; Curzon, G. N., Persia and the Persian Question, London, 1966; Ehlers, E., Iran, Grundzüge einer geographischen Landeskunde, Darmstadt, 1980; EI2; Fisher, W. B., «Physical Geography», The Cambridge History of Iran, Cambridge, 1968, vol. I; Fragner, B., «Social and Internal Economic Affairs», ibid, 1986, vol. VI; Frye, R. N., The Golden Age of Persia, London, 1977; Geiger,W. and E.Kuhn, Grundriss der iranischen Philologie, Berlin, 1974; Gregorian, V., «Minorities of Isfahan: The Armenian Community of Isfahan 1587-1722», Iranian Studies, 1974, vol. VII, nos. 1-2; Herodotus, The History, tr. H. Cary, London, 1898; Herzfeld, E. E., Iran in the Ancient East, Oxford, 1978; Hillenbrand, R., «Safavid Architecture», The Cambridge History of Iran, Cambridge, 1986, vol. VI ; Lambton , A. K. S.,«The Internal Structure of the Saljuq Empire», ibid, 1968, vol. V; Le Strange, G., The Lands of the Eastern Caliphate, Cambridge, 1930; Lockhart, L., Persian Cities, London, 1960; Marquart, J., Erānšahr, Berlin, 1901; Nyberg, H. S., A Manual of Pahlavi, Wiesbaden, 1974; Pope, A. U., A Survey of Persian Art, London, 1967; Roemer, H. R., «The Safavid Period», The Cambridge History of Iran, Cambridge , 1986, vol. VI; Savory, R., Iran Under the Safavids, Cambridge, 1980; Scharlau, K., «Geomorphology», The Cambridge History of Iran, Cambridge, 1968, vol. I; Schwarz, P., Iran im Mittelalter, Hildesheim, 1969; Shirazi, B., «Isfahan, the Old, Isfahan, the New», Iranian Studies, 1974, vol. VII, nos. 1-2; Soltani-Tirani, M. A., Handwerker und Handwerk in Esfahan, Marburg, 1982; Spooner, B., «City and River in Iran», Iranian Studies, 1974, vol. VII, nos. 1-2; Spuler, B., Iran in früh-islamischer Zeit, Wiesbaden, 1952; Zahedi, M., Explanatory Text of the Esfahan Quadrangle Map 1:25000, Tehran, 1976.
عباس سعیدی

صفحه 1 از12

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: