صفحه اصلی / مقالات / اصفهان /

فهرست مطالب


 در این شهرستان زندگی می کنند كه حدود 4 / 6٪ از آنها در نقاط روستایی، و بقیه در شهر به سر می‌برند ( سرشماری، نتایج، شهرستان اصفهان، 6)

نسبت جمعیت فعال شهرستان به كل جمعیت 3 / 39٪ است كه این نسبت در نقاط شهری 8 / 38٪ و در نقاط روستایی 9 / 42٪ است. از این عده در سطح شهرستان، 6 / 11٪ در بخش كشاورزی، 4 / 42٪ در بخش صنعت، و 13٪ به مشاغل علمی، فنی و تخصصی اشتغال دارند ( سرشماری، نتایج، شهرستان اصفهان، 7).
شهرستان اصفهان كه عمدتاً بر روی رسوبات زاینده‌رود قرار دارد، از گذشتۀ دور به سبب حاصل‌خیزی خاك و فراوانی محصولات كشاورزی شهرت داشته است. به گفتۀ حمدالله مستوفی «هر تخم كه از جای دیگر آنجا برند و زرع كنند، اكثر بهتر از مقام اول بود و در ریع نیز كمتر نباشد ... و غله و صیفی نیكو آید و میوه‌های او به غایت خوب و نازك بود» ( نزهة، 48- 49). ابن رسته پیش از او، ضمن اشاره به مرغوبیت زعفران اصفهان (ص 185)، میوه‌های این شهر را می‌ستاید (ص 184؛ نیز نك‍ : قزوینی، 296).
قسمتی از محصولات كشاورزی ناحیۀ اصفهان به نقاط و سرزمینهای دیگر نیز صادر می‌شده است، چنانكه حمدالله مستوفی می‌نویسد: «میوه‌های او تا هند و روم برند» (همانجا). زمانی پنبه و تنباكو و خشخاش كه در اطراف اصفهان به عمل می‌آمد، از محصولات مهم این ناحیه به شمار می‌رفت (دیولافوا، 280) و قسمتی از این محصولات به خارج از كشور صادر می‌شد. مهم‌ترین محصولات كشاورزی صادراتی این منطقه در دورۀ قاجار عبارت بوده‌اند از پنبه (240 هزار خروار)، تنباكو (20 تا 30 خروار)، تریاك (4 تا 5 هزار صندوق، هر صندوق حدود 70 تا 80 كیلو) و مقادیر زیادی كشمش كه به كشورهای مختلف، به خصوص روسیه و هندوستان صادر می‌شد (هولتسر، 17- 18). در همین دوره گیاهان دارویی و صنعتی دیگری نیز در اصفهان به عمل می‌آمد كه مقداری از آن به خارج از كشور صادر می‌شد. پولاك اصفهان را از مراكز اصلی بارگیری روناس معرفی می‌كند و از كافیشه، پنبه و كتان ا¸ن نیز یاد می‌كند (ص 368-370).
در حال حاضر شهرستان اصفهان كه حاصل‌خیزترین زمینهای كشاورزی استان را داراست، از لحاظ تولید و عرضۀ محصولات كشاورزی جایگاه خاصی در استان و كشور دارد. سطح زیركشت محصولات سالانه (آبی) در این شهرستان برابر 844‘89 هكتار است كه با احتساب 289‘6 هكتار باغهای میوه و 297 هكتار باغهای غیرمثمر، جمعاً به 430‘96 هكتار می‌رسد. محصولات عمدۀ سالانۀ شهرستان اصفهان عبارتند از گندم (188‘51 هكتار)، جو (454‘16 هكتار)، شلتوك (250 هكتار)، حبوبات (116 هكتار)، سبزیجات (174‘ 3 هكتار)، محصولات جالیزی (850‘4 هكتار)، علوفه (700‘11 هكتار) و دانه‌های روغنی (289 هكتار) ( آمارنامۀ كشاورزی، 1367 ش، 77).


شهر اصفهان

موقعیت

شهر اصفهان با °51 و ´38 طول شرقی و °32 و ´38 عرض شمالی (پاپلی، 61) در جلگۀ حاصل از آبرفتهای زاینده‌رود كه از مهم‌ترین حوضه‌های رشته كوههای زاگرس به شمار می‌رود (شارلا، 190) واقع است. این شهر با ارتفاع 573‘1 متر از سطح دریا (پاپلی، همانجا) در قسمت جنوب و غرب توسط كوههای بختیاری، و در قسمت شرق به وسیلۀ حوضه‌های كویر مركزی محصور است (فیشر، 104). شهر اصفهان از طرف شمال به ارتفاعات جعفرآباد، از غرب در امتداد كوههای لاسمیان، از جنوب به كوه صفه و شاهكوه و از مشرق به تپه های پراكندۀ جنوب گَوَرْت و كوههای حمام و سین‌بندی محدود است ( جغرافیا، 1 / 304) و چون در مركز ایران قرار گرفته، به عنوان كانون ارتباطی كشور، پیوسته دارای اهمیتی خاص بوده است (فیشر، همانجا).
پیشینه و شكل‌گیری: شهر اصفهان به سبب شرایط مناسب طبیعی ــ به ویژه برخورداری از زاینده‌رود و رسوبات حاصل از آن ــ از دیرباز از مراكز مهم زیست انسان در ایران بوده است (لسترنج، 203؛ كیهان، 2 / 412-413). احتمال می‌دهند كه در نیمۀ دوم هزارۀ 4 ق‌م، آبادیهای كوچكی در محل فعلی شهر اصفهان و سرتاسر درۀ زاینده‌رود وجود داشته است (شفقی، 168). بیرونی می‌گوید: «تهمورث 231 سال پیش از وقوع آن [توفان] امر كرد تا جایی خوش آب و هوا در كشور او بیابند و جز اصفهان جایی كه سزاوار این دو وصف باشد، نیافتند و آنگاه امر كرد كه علوم را در كتب تجلید كنند و در سالم‌ترین جایهای آن پنهان نمایند» (ص 34-35؛ نیز نك‍ : آوی، 15). حمزۀ اصفهانی به كتابهای بزرگی اشاره می‌كند كه در زمان او از بنای فرو ریخته‌ای به دست آمده بودند كه خواندن آنها ممكن نشد و خط آنها نیز به خطوط ملتهای دیگر شباهتی نداشت (ص 184). یاقوت حموی نیز از یافتن اجسادی كه هزاران سال سالم و بدون تغییر باقی مانده بودند، خبر می‌دهد ( بلدان، 1 / 293). جابری انصاری نیز از یافتن قبوری در زمان معاصر در برخی از محلات شهر اصفهان گزارش می‌دهد كه حاوی مردگانی بوده است كه در خمره‌هایی سفالین به حالت ایستاده قرار داشتند (ص 6). گذشته از اینها، دو معبد مسیحی كه آنها را به زمان خسرو و همسرش مریم رومی مربوط دانسته‌اند (همو، 7)، نشانۀ دیگری از قدمت و نیز تركیب مذهبی شهر اصفهان درگذشته است. از سوی دیگر، ماكسیم سیرو معتقد است، آثار باقی‌مانده از دهكده‌های باستانی كه شهر اصفهان كنونی را تشكیل داده‌اند، در عمق 4 تا 5 متری زیر آبرفتهای دشت اصفهان مدفون است (ص 6، حاشیۀ 1). همو ادعا می‌كند كه طی كاوشهایی در دو نقطه از شهر اصفهان، دیوارهای ستبری از بناهای باستانی را یافته است (همانجا).
اینكه شهر اصفهان در چه زمانی و توسط چه كسی بنیاد نهاده شده، در ابهام تاریخی است. در این باره، معمولاً به داستانهای تاریخی و شخصیتهای افسانه‌ای استناد می‌شود. به عنوان نمونه، نویسندۀ مجمل التواریخ، آبادانی اصفهان را به كیقباد (ص 45)، و برخی دیگر برپایی این شهر را به تهمورث، معروف به دیو بند (اصفهانی، 139؛ خواندمیر، 1 / 178)، اسكندر مقدونی («شهرستانها»، 430؛ ابن فقیه، 97)، فیروز پسر یزدگرد ساسانی (جابری انصاری، 473؛ شوارتس، 589) و جمشید (حمدالله، نزهة، 48) نسبت می‌دهند. بنا بر قول حمزۀ اصفهانی این شهر در روزگار اسكندر به دست معماری به نام جی بن زرادۀ اصفهانی بنا شد (نك‍ : آوی، 16) و فیروز یزدگرد ساسانی باروی آن را تكمیل كرد (حمزه، 53).
آنچه مسلم است اینكه تا سده‌های آغازین دورۀ اسلامی، و به گفتۀ لاكهارت تا سدۀ 4 ق / 10 م (ص 19)، شهری یكپارچه و واحد به نام اصفهان وجود نداشته است. اگرچه نام اصفهان (سپاهان) امروزی همان آسپادانای مذكور توسط بطلمیوس است (نك‍ : همو، 18؛ شاردن، 8 / 128)، اما پیش از آنكه شهر اصفهان بعدی مطرح شود، جی شهر اصلی منطقۀ اصفهان به شمار می‌آمده است، چنانكه ابوریحان بیرونی نیز جی را یكی از شهرهای اصفهان می‌خواند (ص 35).
اصفهان در دورۀ خلفای راشدین و بنی امیه از لحاظ ادارۀ امور زیرنظر حاكمان عراق بود كه هم ایشان معمولاً حاكم اصفهان را تعیین می‌كردند (EI2, IV / 99). بعد از زوال دولت امویان (132 ق) و به هنگام خلافت ابوجعفر منصور اصفهان از نو رو به آبادانی نسبی نهاد و به دنبال آن بسیاری از توانگران عرب رو به این شهر نهادند و در آنجا ساكن شدند (اصفهانی، 171-172). منصور در 152 ق قصر و مسجد جامعی در آنجا بنا نهاد و نیز بارویی به دور آن كشید و شهر گسترش یافت كه در عراق و خراسان آن روزگار، بزرگ‌تر از آن وجود نداشت ( مجمل التواریخ، 523، 525). مافروخی «دیار اصفهان» را پیش از این تاریخ شامل «دیههای پراكنده» و «شهرهای خراب» می‌داند (نك‍ : آوی، 20).
در خلافت هارون الرشید (170-193 ق) خراج اصفهان و قم با هم به بغداد فرستاده می‌شد، اما به سبب خودداری مردم قم از پرداخت بموقع مالیات، به دستور هارون خراج اصفهان از قم جدا شد و از آن پس خراج اصفهان با خراج كرج ابودلف 12 میلیون درهم تعیین گردید (قمی، 31)، اما این رقم در 204 ق ظاهراً به علت قحطی عظیمی كه در 200 و 201 ق در اصفهان روی داد، به 10 میلیون و 500 هزار درهم كاهش یافت (EI2، همانجا).
در اوایل خلافت معتصم (218-227 ق) ظاهراً جنبش خرّم‌دینان و هرج و مرج حاصل از آن كه به اصفهان نیز گسترش یافته بود، فرو نشست (همان، IV / 100) و پیشرفت آبادانی اصفهان از این زمان و در طول خلافت معتصم به اوج خود رسید (اصفهانی، 172). در همین زمان یحیی بن عبدالله بن مالك خزاعی بار دیگر شهر را گسترش داد ( مجمل التواریخ، 524). در 281 ق معتضد، خلیفۀ عباسی، به منطقۀ جبال رفت و عمرو بن عبدالعزیز را به عنوان حاكم اصفهان برگزید (مسعودی، 4 / 245).
در خلافت مقتدر (295-320 ق) احمد بن مسرور یك بار دیگر به گسترش شهر پرداخت، چنانكه در زمان تألیف مجمل التواریخ (در اوایل سدۀ 6 ق) آثار آن هنوز پا برجا بوده است ( مجمل التواریخ، همانجا). در 301 ق سامانیان مدتی كوتاه به اصفهان دست یافتند، اما در 304 ق بار دیگر به دست خلفای عباسی افتاد و احمد صعلوك حاكم آنجا شد كه در خلال حكومت او خراج اصفهان به مقاطعه به وزیر مقتدر داده شد؛ هر چند در 311 ق احمد سر به شورش گذاشت، اما شكست خورد و كشته شد (EI2، همانجا).
اصفهان در سده‌های آغازین دورۀ اسلامی به صورت شهری دوگانه شامل جی و یهودیه با فراز و نشیب زیاد همراه بود، و بنابر نوشتۀ صاحب حدود العالم به عنوان یكی از شهرهای مهم و پر نعمت منطقۀ جبال به شمار می‌رفت (ص 140). ابن حوقل آن را بزرگ‌ترین و پرنعمت‌ترین شهرهای منطقه می‌داند كه از لحاظ ثروت و جمعیت و شكوفایی اقتصادی سرآمد آنها بوده است (ص 106). در همین زمان، شهر اصفهان دارای «خانه‌هایی مجلل و كاخهایی» بوده است كه به زاینده‌رود مشرف بوده، به آن زیبایی خاص می‌بخشیده‌اند (همو، 107). البته پس از فتح اصفهان، جی رونق خود را به تدریج از دست می‌دهد و در عوض، یهودیه با اسكان جمعیت مسلمان در آن، رو به آبادی و وسعت بیشتر می‌گذارد (یاقوت، مشترك، 187). در 317 ق مرداویج بن زیار پس از تصرف ولایت دینور و قرماسین (كرمانشاه) و زبیدیه، اصفهان را تصرف كرد (مسعودی، 4 / 381). او مدتی اصفهان را در دست داشت تا در 323 ق در همانجا توسط غلامان ترك خود در حمام به قتل رسید (همو، 4 / 382-383). تا دهه‌های پایانی سدۀ 4 ق و تا مدتی پس از آن، دو شهر جی و یهودیه را بر روی هم شهر اصفهان می‌خواندند (یعقوبی، 49؛ ابن حوقل، 106؛ یاقوت، بلدان، 1 / 292). اصطخری در این باره به صراحت می‌نویسد: «سپاهان دو شهر است: یكی جهودستان، دیگر شهر سپاهان» (ص 164). اگرچه در این دوره، جی هنوز به عنوان یكی از بهترین رستاقهای اصفهان به شمار می‌رفت و از لحاظ تجارت و ثروت برتر و بهتر از یهودیه بود (ابن حوقل، 111)، با وجود این می‌توان گفت كه از سدۀ 4 ق یهودیه با رشدی سریع‌تر، از جی پیشی می‌گیرد و به شهری بزرگ و آبادان تبدیل می‌شود و با همدان آن روز برابری می‌كند (نك‍ : اصطخری، همانجا).
پس از مرگ مرداویج (323 ق) اصفهان میان پسران بویه دست به دست می‌شد و از همین زمان، آبادی دوبارۀ این شهر مورد توجه قرار گرفت. وشمگیر در 327 ق به بازسازی اصفهان پرداخت، لیكن ركن‌الدوله حسن بن بویه بار دیگر شهر را تصرف كرد و تا 366 ق آن را در دست داشت. در این میان، اصفهان در 343 ق به واسطۀ هجوم لشكر خراسانی توسط بوعلی چغانی غارت شد (EI2، همانجا). می‌توان گفت، در زمان آل بویه و به ویژه در دورۀ حكومت ركن‌الدوله شهر اصفهان رونق تازه‌ای یافت؛ بنای قلعۀ طبرك و كشیدن باروی شهر را به او نسبت داده‌اند (اصفهانی، 174)؛ به گفتۀ حمدالله مستوفی محیط دیواری كه ركن‌الدوله پیرامون اصفهان كشید، 21 هزار گام بود ( نزهة، 48؛ نیز نك‍ : ناصرخسرو، 117).
در 398 ق، علاءالدوله كاكویه از سوی سیده خاتون، مادر مجدالدوله، به حكومت اصفهان منصوب شد. در 420 ق مسعود غزنوی اصفهان را متصرف شد و با گماردن حاكمی بر اصفهان، شهر را ترك كرد، اما اهالی شهر در غیاب سلطان غزنوی سر به شورش برداشتند و حاكم منصوب غزنوی را به قتل رساندند. مسعود بار دیگر به اصفهان بازگشت و به قتل عام اهالی پرداخت. سپس علاءالدوله در قبال پرداخت مبالغی، حكومت اصفهان را بازپس گرفت و به انتظام امور شهر و نواحی پیرامون آن كه به واسطۀ هجوم غزنویان خرابی بسیاری دیده بود، پرداخت (اصفهانی، 174، 175؛ EI2، همانجا). او در 429 ق باروی شهر را از نو بنیاد نهاد (مافروخی، 81؛ اصفهانی، 174) كه آثار آن تا چندین سال قبل در 3 نقطۀ شهر اصفهان باقی بود (شفقی، 205 به بعد).
در 433 ق ابـومنصور فرامـرز ــ پسـر علاءالدوله ــ پس از مرگ پدر، حاكم اصفهان شد. وی از خواندن خطبه به نام طغرل سلجوقی سرباز زد و طغرل در 442 ق به منظور سركوب وی به اصفهان آمد و در 443 ق شهر را متصرف شد. در همین زمان سلطان سلجوقی پایتخت خود را از ری به اصفهان منتقل ساخت (بازورث، EI2, IV / 101; 38). طغرل حدود 12 سال پایان زندگی خود را بیشتر در اصفهان گذراند (لمتون، 222) و مبالغ بسیاری صرف بناهای عمومی و گسترش شهر و پیرامون آن كرد (مافروخی، 101). به گفتۀ ناصرخسرو در همین روزگار اصفهان بازارهای متعددی داشت كه هر یك دارای دروازه‌ای جداگانه بود (همانجا). همو خبر می‌دهد كه هر یك از محله‌ها و كوچه‌های شهر نیز دارای دروازه‌های مستحكم و كاروانسراهای پاكیزه بود و تنها در یك كوچه از كوچه‌های شهر، «پنجاه كاروانسرای نیكو» وجود داشت كه در هر یك از آنها «بیاعان و حجره‌داران بسیار»ی به فعالیت مشغول بودند. وجود بازار مهم صرافان با 200 صراف و نیز كاروانسراهای متعدد و تجار بسیار و تسهیلات لازم برای ورود و خروج كاروانها و كالاهای گوناگون آنگونه كه ناصرخسرو ذكر می‌كند (همانجا)، دلیل محكمی بر جایگاه مهم شهری و بازاری اصفهان در این زمان است. ناصرخسرو ضمناً از بناهای نیكو و مرتفع در شهر و مسجد آدینه‌ای بزرگ در میان آن خبر می‌دهد (همانجا) و سرانجام می‌گوید: «من در همۀ زمین پارسی‌گویان شهری نیكوتر و جامع‌تر و آبادان‌تر از اصفهان ندیدم» (ص 118).
در واقع، از مدتها پیش، یهودیه رو به گسترش بیشتری می‌گذارد، تا جایی كه به‌صورت شهری بزرگ و آباد و پرجمعیت و شهری مهم از لحاظ بازرگانی درمی‌آید (مقدسی، 2 / 579). طی این دوره، شهر جدید را از همدان بزرگ‌تر و از ری آبادتر دانسته‌اند كه به سبب برخورداری از موقعیتی مركزی میان فارس، خوزستان، ری و همدان، محل عبور كاروانهای تجاری بوده است (همو، 2 / 580)؛ ابن حوقل این شهر را باركدۀ فارس، جبال، خراسان و خوزستان معرفی می‌كند (ص 106) و به گفتۀ یاقوت شهرستان (جی) اصفهان به تدریج ویران شد و بخش اندكی از آن برجای ماند و كوی یهودیه آبادان گشت و مسلمانان با آنان در آن جایگاه درآمیختند و آن را گسترش دادند و نام یهودیه بر آن باقی ماند ( مشترك، 187). همو با ذكر این نكته كه جی نام اصفهان كهنه است (همان، 61؛ نیز نك‍ : جابری انصاری، 312)، می‌نویسد: «شهر اصفهان كنونی»، یهودیه است (یاقوت، همان، 187) و جی بعدها «شهرستانه» (شهرستان) نامیده شده است (همان، 61). به این ترتیب، نام اصفهان به عنوان شهر به یهودیه داده می‌شود و جی با نام شهرستان به صورت دهكده‌ای رو به زوال، در كنار شهر جدید برجای می‌ماند (نك‍ : شوارتس، 585-586).
پس از طغرل، الب ارسلان، دومین سلطان سلجوقی نیز اصفهان را به عنوان پایتخت خود حفظ كرد (لمتون، 223) و پسر و جانشین او، ملكشاه (464-485 ق) نیز به اصفهان توجهی خاص داشت (لاكهارت، 21). ملكشاه بناهای متعددی در اصفهان و پیرامون آن برپا داشت. علاوه بر او، خواجه نظام‌الملك، وزیر ملكشاه نیز به اقداماتی در زمینۀ رشد و گسترش شهر، از جمله احداث مدرسۀ نظامیه در محلۀ دردشت اقدام نمود (همو، نیز لمتون، همانجاها). طی این دوره اصفهان دارای عمارتها و كوشكها و باغهای بسیاری بود كه از آن جمله‌اند: باغهای چهارگانه كه هر یك از آنها برابر هزار جریب مساحت داشت (آوی، 26)؛ مهم‌ترین این باغها باغ‌كاران بود كه دو قصر داشت: یكی مشرف بر زاینده‌رود و دیگری به محاذات شهر بود و بین آنها قلعه‌ها و عمارتهای دیگر قرار داشت. محلۀ امروزی خواجوی اصفهان را قسمتی از باغ‌كاران دورۀ ملكشاه دانسته‌اند (هنرفر، گنجینه ... ، 57). از كاخهای اصفهان در این دوره می‌توان از قصر فرقد بر در شهر، قصر هارون، هفت در، قصر خصیب، و نیز قصر عبدویه بركنار زنده رود، قصر كوهان درماربین و مانند آن نام برد (آوی، 29).
در سالهای آخر حكومت ملكشاه، اسماعیلیه به رهبری داعی عبدالملك عطاش و پسرش احمد در اصفهان فعالیت داشتند (ابن اثیر، 10 / 430-434؛ بازورث، 101). با مرگ ملكشاه در 485 ق اصفهان رونق و شكوفایی خود را از دست داد و آنچه سلطان سلجوقی برپا داشته بود، توسط جانشینانش از میان رفت (لمتون، 255؛ جناب، 234). در این زمان، تركان خاتون، همسر ملكشاه پس از آنكه پسر خود، محمد را سلطان خواند، به اصفهان رفت و تمامی خزاین را میان امیران و سردارانش تقسیم نمود (لمتون، همانجا). از سوی دیگر با مرگ او در 487 ق، بركیارق، پسر زبیده خاتون همسر دیگر ملكشاه، به شهر وارد شد و كشاكش میان او و محمد بالا گرفت. این كشمكش چند سال به طول انجامید (EI2, IV / 101). در همین زمان، اسماعیلیه قدرت بیشتری یافتند و شاهدز را تصرف كردند و تا 494 ق مالیات پیرامون شهر و از جمله خان لنجان را گردآوری می‌كردند (ابن اثیر، 10 / 430-431؛ EI2، نیز بازورث، همانجاها). در 495 ق سلطان محمد در ری از بركیارق شكست خورد و به اصفهان گریخت(EI2، همانجا).

صفحه 1 از12

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: