صفحه اصلی / مقالات / دائرة المعارف بزرگ اسلامی / ادبیات عرب / خلف اقطع /

فهرست مطالب

خلف اقطع


نویسنده (ها) :
آخرین بروز رسانی : شنبه 2 آذر 1398 تاریخچه مقاله

خَلَفِ اَقْطَع، ابن خلیفۀ باهلی (د ح 125 ق / 743 م) شاعر اموی معاصر با جریر و فرزدق. در برخی منابع، از او به خلف بن خلیفه یاد شده (جاحظ، البیان ... ، 3 / 358؛ اسامه، 364) و او را مولای قیس بن ثعلبه دانسته‌اند (زرکلی، 2 / 310؛ شاکر، 364).
جاحظ او را در شمار شاعران مولّد در کنار ابان بن عبد‌الحمید و سَلم خاصِر نشانده است (همان، 1 / 50). از آن جهت وی را «اقطع» نامیده‌اند که انگشتان خود را به جرم دزدی از دست داده بود؛ به همین سبب، وی ناچار برای خود انگشتانی از پوست فراهم آورده بود. گویا اتهام دزدی به خانوادۀ وی سابقه داشته است، چه، فرزدق در بیت شعری او را «دزد» و «پسر دزد» و «دزدی که همتا ندارد» خطاب کرده است (همانجا؛ نیز نک‍ : هارون، 1 / 50)، اما او خود، در شعری به عشیرۀ خود می‌بالد و بر این گمان است که بر‌شمردن مفاخر ایشان، او را از پرداختن به کارهای دیگر بی‌نیاز می‌کند (اسامه، 364-365؛ مرزوقی، 4 / 1768، 1775). پدر وی، خلیفه نیز در شعر دستی داشته، و جاحظ دو بیت به او نسبت داده ‌است (همان، 3 / 358).
ابن‌قتیبه نخستین کسی است که شرح حالی از وی آورده، و از او به عنوان شاعری نکته‌سنج یاد کرده است و دو روایت از وی نقل می‌کند: یکی آن هنگام که شاعر در روز «مهرجان» نزد یزید بن عمر بن هبیره، امیر عراق، حضور می‌یابد و یزید هدایایی به وی می‌بخشد؛ شاعر نیز 4 بیت در مدح او می‌سراید و یزید نیز فرمان می‌دهد تا جامی از طلا به او هدیه دهند؛ خلف نیز هدیه‌های امیر را به حاضران می‌بخشد و در دو بیت اندرز می‌دهد که از بخل دوری کنید، زیرا بخشندگی چیزی از متاع دنیا نمی‌کاهد ( الشعر ... ، 448- 449). در روایتی دیگر، خلف از ابان بن ولید می‌خواهد که کنیزی به او هدیه دهد؛ ابان اگرچه قول می‌دهد، اما بر پیمان وفادار نمی‌ماند؛ خلف نیز در 6 بیت زبان به گلایه می‌گشاید؛ این اشعار گلایه‌آمیزِ شاعر ابان را به خنده می‌اندازد؛ آنگاه بی‌درنگ وعدۀ خود را جامۀ عمل می‌پوشاند (همان، 449؛ نیز نک‍ : ابن‌عبد‌ربه، 1 / 251). 
در شعری دیگر، عبدالاعلی بن ابی عثمان او را به چیزی وعده می‌دهد، اما وفا نمی‌کند؛ خلف نیز در 5 بیت او را نکوهش کرده و توصیه می‌کند که هرگاه کمر به انجام کار خیری بستی، آن را با شرّی از خود دور نکن (بلاذری، 4 / 462، 5 / 56). 
ابن‌عبد‌ربه نیز از وی روایتی نقل کرده که جلب نظر می‌کند: در زمان خالد بن عبدالله قسری مردی ادعای نبوت کرد و در معارضه با قرآن سخنانی چند شبیه به آیات سورۀ کوثر آورد. همین امر سبب شد تا خالد فرمان دهد او را گردن زنند. خلف نیز جملاتی آهنگین و خنده‌آور بر سبک و سیاق سورۀ کوثر خطاب به پیامبر دروغین گفت (6 / 153).
از دیگر اشعار باقی‌ماندۀ او می‌توان به قصیده‌ای اشاره کرد که رنگی کاملاً سیاسی دارد و به همین جهت، اعتباری تاریخی کسب کرده ‌است: در 117 ق / 735 م، آن زمان که بر سر ولایت خراسان میان امیران اموی کشاکش برپا شده بود، دو امیر از خلیفه هشام خواستند اجازه دهد حارث بن سریج به هر ولایتی که خود خواست، امارت کند. این اقدام از نظر برخی، از‌جمله خلف نوعی خلع خلافت از شام تلقی می‌شد. به همین مناسبت، خلف قصیده‌ای در 30 بیت سرود و در تأیید خلافت امویان سخت کوشید (طبری، 4 / 159-160). همچنین وی 5 بیت دربارۀ قتل ولید ابن یزید سروده، و خود را در آن دخیل نمایانده است، اما شاعری به نام حسان بن جعدۀ جعفری در دو بیت، ادعاهای وی را دروغ خوانده است (همو، 4 / 251). نیز در حوادث سال 129 ق، طبری از او 6 بیت نقل کرده که در سوگ یکی از امیران اموی به نام داوود ابن حاتم سروده است که در نبردی در ساحل دجیل کشته شد (4 / 304). خلف در یک تک‌بیتی اشاره می‌کند که اگر دوستان علی (ع) را بررسی کنی، در میانشان یک «باهلی» نخواهی یافت (جاحظ، همانجا؛ دربارۀ باهله، نک‍ : ه‍ م).
از خلف اشعار دیگری نیز باقی مانده که در منابع پراکنده است و در لابه‌لای آنها می‌توان گاه کلمات فارسی معمول در آن زمان را یافت؛ مثلاً در دو بیت برخی از بزرگان دربار ابن هبیره را به «فیل» و «زندبیل» (= ژنده‌پیل) تشبیه کرده است (جاحظ، الحیوان، 7 / 81)؛ نیز در بیتی دیگر در وصف مار، ترکیب پیادۀ شطرنج (بیذق الشطرنج) را آورده است (ابوهلال، 2 / 145). 
برخی از اشعار او را مرزوقی (2 / 889-890، 4 / 1768-1775) شرح کرده‌ است. دیگر اشعار وی از این قرار است: دو بیت در هجو ثمـامة بن عبـدالله ابن انس (نک‍ : جاحظ، البرصان ... ، 79)، و یک بیت در استشهاد به آیۀ «سَنَسِمُهُ عَلَی الْخُرْطومِ» (قلم / 68 / 16؛ جاحظ، همان، 296؛ برای دیگر سروده‌‌های وی، نک‍ : همو، الحیوان، 1 / 355؛ ابن‌قتیبه، عیون ... ، 3 / 171-172؛ بصری، 1 / 241-242؛ زمخشری، 3 / 539؛ ابن‌عبد‌ربه، 7 / 151).

مآخذ

به کوشش محمود فردوس عظم، دمشق، 1999 م؛ جاحظ، عمرو، البرصان و العرجان، به کوشش محمد مرسی خولی، بیروت، 1392 ق / 1972 م؛ همو، البیان و التبیین، به کوشش عبدالسلام محمد هارون، قاهره، 1368 ق / 1949 م؛ همو، الحیوان، به کوشش عبدالسلام محمد هارون، قاهره، مکتبة مصطفی البابی الحلبی و اولاده؛ زرکلی، اعلام؛ زمخشری، محمود، ربیع الابرار، به کوشش سلیم نعیمی، بغداد، 1400 ق / 1980 م؛ شاکر، احمد محمد، تعلیقات بر لباب الآداب (نک‍ : هم‍ ، اسامة بن منقذ)؛ طبری، تاریخ، بیروت، 1417 ق / 1997 م؛ قرآن کریم؛ مرزوقی، احمد، شرح دیوان الحماسة، به کوشش احمد امین و عبدالسلام هارون، بیروت، دارالجیل؛ هارون، عبدالسلام محمد، تعلیقات بر البیان و التبیین (نک‍ : هم‍ ، جاحظ).

رضوان مساح
 

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: