صفحه اصلی / مقالات / دانشنامه فرهنگ مردم ایران / منابع فرهنگ مردم ایران / منابع تاریخی / منابع تاریخ ـ جغرافیایی / ارسل، سفرنامه /

فهرست مطالب

ارسل، سفرنامه


نویسنده (ها) :
آخرین بروز رسانی : دوشنبه 7 بهمن 1398 تاریخچه مقاله

اُرْسُل، سَفَرْنامه،  گزارش سفر ارنست ارسل (ز 1858م / 1274ق)، حقوق‌دان و جهانگرد بلژیکی با عنوان سفرنامۀ قفقاز و ایران که در عصر ناصرالدین شاه قاجار به ایران سفرکرده است.
ارسل ازجمله جهانگردانی است که با پیشینۀ مطالعاتی خود دربارۀ ایران و قفقاز، و به انگیزۀ تحقیق و تفحص به ایران سفر کرده، و سعی داشته است تا مشاهدات خود را بی‌کم وکاست روی کاغذ بیاورد. توانایی قابل تأمل نویسنده در شرح فضای اجتماعی و فرهنگی سرزمین ایران و دقت‌نظر او در وصف دیده‌هایش، سفرنامۀ وی را در زمرۀ یکی از بهترین آثار موجود برای تحقیقات مردم‌شناسی دوره‌ای خاص از عصر قاجار، قرار می‌دهد. اگرچه برخی اظهارنظرهای ارسل مثل ترک‌دانستن تالشیها (ص 148) یا وجه تسمیۀ شمیران که آن را شمع ایران (شم ایران) دانسته است (ص 282)، از لحاظ علمی صحیح نیست، اما آگاهیهای موثق و گزارشهای مستند او در این اثر، بیانگر ارزش بارز این کتاب به‌عنوان یک منبع تحقیقاتی است. 
مسیر حرکت ارسل از روسیه به تفلیس و ایروان و باکو و از آنجا به گیلان، قزوین و تهران، سپس بازگشت دوباره به مازندران و در پایان، خروج از ایران بوده است. او افزون‌بر گزارش وقایع سفر و وصف محیطی که در آن قرار می‌گیرد، گاه دربارۀ ویژگیهای فردی یا گروهی مردم ایران، به اظهارنظر می‌پردازد؛ مثلاً درگذر از شهرهای حاشیۀ خزر، ایرانیها را سخت پایبند ادب و نزاکت و حفظ ظاهر معرفی می‌کند (ص 153).
ارسل هوای گیلان را بسیار نامطبوع و مستعد ایجاد انواع بیماری و تبهای گوناگون ‌دانسته، و در تعجب است که چرا اهالی این شهر به آب و هوا و اقلیم سرزمین خود بسیار می‌بالند. او در این زمینه به باورهای مردم گیلان اشاره می‌کند و از قول آنها می‌نویسد: «اگر کسی در بلندترین قلۀ کوههای ما بایستد، وجود او به دو قسمت تقسیم می‌شود؛ آن قسمت از ریش او که رو به جانب ما ست، نمناک و آکنده از عطر گلهای سرزمین سرسبز ما، اما آن نصف دیگر مانند خار و خسک بیابانهای ایران، خشک و گردآلود می‌شود» (ص 159). از ویژگیهای ارسل علاقه به ثبت واژه‌های محلی برای اسامی خاص است؛ به‌عنوان مثال کلماتی مانند خِتام، لانه، تلنبار و کِندوج که در گیلان کاربرد داشته‌اند (ص 163).
ارسل در سفرنامۀ خود به برخی باورهای محلی دربارۀ غذاهای مختلف اشاره می‌کند؛ برای مثال اینکه در گیلان برخلاف تهران، خوردن ماهی مطلوب است، و نان خوراکی ناسالم و مضر به‌شمار می‌رود؛ یا نفرینی که در منطقۀ گیلان با این عبارت «الٰهی نان بخوری و بترکی» رواج داشته است؛ همچنین اشاره به رسم خوردن برنج با روغن زیتون در میان گیلانیها، در حالی‌که مردم سایر نقاط ایران از روغن کنجد استفاده می‌کردند (ص 171).
گاهی مؤلف با توجه به آگاهیهای محلی و مطالعات پیشین خود، دربارۀ خاستگاه قومی، گویش و عادات مردم یک منطقه اظهارنظر کرده است؛ مثلاً منجیلیها را از بازماندگان برزگران کرد، از طایفۀ رشوند، با گویشی مخلوط از ترکی و فارسی معرفی می‌کند (ص 172)، و یا مردم قزوین را به‌جهت اعتقادات مذهبی ایشان به‌ویژه در قبال مسیحیان و نجس و ناپاک دانستن آنها، متعصب‌ترین و مذهبی‌ترین مردم ایران دانسته است، هرچند آنها را بسیار شجاع و مهربان وصف می‌کند (ص 190). عشایر و نوع زندگی آنها نیز مورد توجه مؤلف بوده است (برای نمونه، نک‍ : ص 202، نیز 302-303).
سوزمانیها (کولیها) در مسیر قزوین به تهران، سخت مورد توجه ارسل قرارگرفته‌اند. او به وصف زنان زیبا و بی‌حجاب آنها پرداخته، سپس با شور و شوق به شرح جزئیات مراسم پذیرایی آنها از او و همراهانش که با موسیقی و رقص دختران همراه بوده است، می‌پردازد (ص 203-204).
تهران بیشترین اهمیت را برای ارسل داشته است، زیرا بخش مفصلی را به این شهر، ازجمله معماری، مردم، درباریان و بسیاری مسائل دیگر آن اختصاص داده است. وصفِ خیابانهای اصلی تهران، بازار و به‌ویژه قشرهای مختلف اجتماع از کسبه و افراد متشخص گرفته تا دوره‌گردها، رقاصان یهودی، لوطیها، مارگیرها و عنتربازها در شمار بهترین توصیفهای او ست، به‌طوری‌که با مطالعۀ گزارشهای وی به خوبی می‌توان حال و هـوا و فضای آن روزگار شهر را بازسازی کـرد (نک‍ : ص 214-219). توجه ارسل فقط خاص اماکن شلوغ و پرتردد مثل میدانهای اصلی و بازار نیست، بلکه محله‌ها و کوچه‌های قدیمی خلوت و اصیل‌ را نیز مورد توجه قرار داده، و با دقت وصف کرده است (ص 222-223). شرحی که او از محله‌های فقیر و ساکنان تهی‌دست آن به‌دست می‌دهد، بسیار تکان‌دهنده و انزجار‌آور است (نک‍ : ص 225). وصف گونه‌های متعدد زندگی فرهنگی مردم شهر، در اماکنی چون کوچۀ نقاره‌خانه، کنار توپ مروارید، دکانهای ریز و درشت، و نیز فعالیتهای عمومی در آنها مانند نقالی بـه تفصیل آمده است (نک‍ : ص 226-230).
لوطیها ازجمله اقشاری هستند که ارسل در این سفرنامه‌ به آنها پرداخته است. او می‌نویسد: «لوطی مردی است که شغل معین و ثابتی ندارد مگر تردستی، دلالی، پااندازی، نقالی، سمساری و کارهایی جز آن». مؤلف آنها را کلاهبردارانی ماهر و گاه باج‌بگیر و زورگو، و مشتریان دائمی میخانه‌ها می‌داند. از نظر وی هدف لوطی تنها گذران زندگی براساس خواستۀ دل است. او به‌برخی صفات پسندیدۀ لوطیها همچون جوانمردی، از خودگذشتگی و شهامت نیز اشاره می‌کند (ص 240).
ازجمله مراسمی که مؤلف با دیدۀ انتقاد به آن نگریسته، مراسم قربانی شتر در میدان شهر و رفتارهای صورت‌گرفته طی این مراسم است (ص 272-273). ارسل تحت تأثیر مراسم زورخانه و ورزش پهلوانی و مهارتهای ورزشکاران نیز قرارگرفته است (ص 280).
از دیگر صحنه‌هایی که ارسل وصف می‌کند، تفریح و تفرج مردم در اطراف زیارتگاهها ست که به‌نظر وی از لحاظ تنوع صحنه‌های جالب توجه و مناظر تماشایی، دیدنی است؛ او با تفصیل به شرح رفتار این مردم که آنها را «ایتالیاییهای مشرق زمین» خطاب کرده است، می‌پردازد (نک‍‌ : ص 288).
ارسل بیان می‌کند که در میان مردم دماوند، افسانه‌هایی دربارۀ کـوه مقدس دمـاوند ــ مـادر تمامی کوههای عالم ــ رواج داشت؛ به باور مردم، دیوها گرداگرد این کوه اقامت داشتند و ستارگان 7 صورت فلکی دور آن می‌چرخیدند؛ کشتی نوح (ع) با قلۀ این کوه که سرچشمۀ همۀ آبهای روی زمین است، برخورد کرده است؛ همچنین در دهکدۀ مجاور این کوهستان به مناسبت پیروزی فریدون بر ضحاک، همه‌ساله جشنی باشکوه برگزار می‌شود (ص 296).
ارسل نظر بسیار مثبتی دربارۀ ایرانیان و خصوصیات جسمانی و اخلاقی آنها دارد، هرچند گاه از آنها انتقادهای نسبتاً تندی می‌کند؛ اما در مجموع ایرانیان را ملتی کهن‌سال، پابرجا، پرجاذبه و دارای ریشه‌های مستحکم می‌داند. از نظر او به‌‌رغم تعصبات شدید مذهبی که در میان مردم مسلمان رایج است، ایرانیها بسیار آزاد اندیش و بزرگ‌منش‌اند (ص 318-319). به اعتقاد او، ایرانیها از لحاظ جسمانی در میان تمام ملتهای دنیا، نمونۀ زیبایی واقعی به‌شمار می‌روند و از لحاظ معنوی مردمانی با قوۀ درک و یادگیری بالا و حافظه‌ای فوق‌العاده هستند، اما متأسفانه ثبات رأی ندارند، کمتر درصدد غور و بررسی عمیق برمی‌آیند، از لحاظ روحی و اخلاقی خصوصیات نیاکان خود را به‌طور کامل از دست داده‌اند و برخلاف آموزه‌های کهن مبنی بر راست‌گویی و صداقت، بسیار دروغ‌گو هستند تا حدی که خود به آن اذعان دارند. او ایرانیان امروز را برخلاف اسلافشان، اصلاً شجاع نمی‌داند (نک‍ : ص 305).
ارسل سفر خود را از طریق کوههای قفقاز و از میان اقوام متعدد ساکن در آنجا، به‌سوی سرزمین خود پی می‌گیرد و به سفرنامۀ خود پایان می‌بخشد. این اثر ارزشمند به نثری روان و دقیق توسط علی‌اصغر سعیدی به فارسی برگردانده شده است، هرچند برخی قسمتها از متن کتاب، در ترجمه حذف شده است (برای نمونه، نک‍ : ص 322-330، قس: ص 332).


مآخذ

 ارسل، ا.، سفرنامۀ قفقاز و ایران، ترجمۀ علی‌اصغر سعیدی، تهران، 1382ش؛ نیز:

Orsolle, E., Le Caucase et la Perse, Paris, 1885.

عزت‌الله مسرور


 

 

 

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: