صفحه اصلی / مقالات / دائرة المعارف بزرگ اسلامی / فقه، علوم قرآنی و حدیث / حجر، سوره /

فهرست مطالب

حجر، سوره


نویسنده (ها) :
آخرین بروز رسانی : دوشنبه 4 آذر 1398 تاریخچه مقاله

حِجْر، پانزدهمین سورۀ قرآن کریم در ترتیب مصحف. شمار آیات این سوره به اجماع، 99 است که برخی تیمناً آن را با شمارۀ اسماء‌الحسنى مقایسه کرده‌اند (بقاعی، مصاعد ... ، 2 / 202). این سوره بنا بر روایات مشهور، پنجاه و چهارمین سوره در ترتیب نزول دانسته شده است (نک‍ : ابن‌عاشور، 14 / 6). چرایی نامبری این سوره به «حجر» به سبب یادکرد ترکیب «اصحاب الحجر» در هشتادمین آیۀ آن است که به قوم صالح نبی(ع) و محل سکنای ایشان، یعنی منطقۀ حجر اشاره دارد.
سورۀ حجر مکی دانسته شده، مگر آیات 87، 90 و 91 که نزد برخی مدنی است (طبرسی، 6 / 97؛ رامیار، 670). این سوره با 99 آیه در شمار مجموعۀ سور مثانی قرار دارد که در شمارۀ آیات، کمتر از 100 آیه دارند و پس از «مئون» جای می‌گیرند (ابن‌طاووس، 28؛ قرطبی، 1 / 114؛ فیروزآبادی، 1 / 272؛ رامیار، 595). سورۀ حجر از آن رو که در گروه دارندگان حروف مقطعه جـای دارد، بـا نمونه‌های خود به‌ویژه سوره‌های یونس، هود، یوسف و ابراهیم که با حروف «الر» آغاز گشته، قابل مقایسه است (ابن‌عاشور، 14 / 8)؛ به‌ویژه آنکه در هر 5 نمونه از این سوره‌ها، آیۀ نخستین اشارتی به کتاب و حکمت دارند.
افزون بر یکدستی و هماهنگی کلی حاکم بر قرآن کریم و طبیعتاً سورۀ حجر به‌عنوان جزئی از کل، در نگاهی مجموع به سوره‌های ابراهیم، حجر و نحل باید گفت این هماهنگی یادآور حلقه‌های زنجیری پیوسته است؛ چه، بخش نخستین از سورۀ حجر به نوعی پاسخ و ادامۀ مطالب در پایان سورۀ ابراهیم است و می‌توان آن را گونه‌ای از جوابیه دانست. در واقع آنچه از وعید در اواخر سورۀ ابراهیم می‌بینیم، در اوایل حجر مفاهیم ثواب و عقابیِ آن تبیین گشته، و به نوعی پاسخ داده شده است (ثقفی، 122). همچنین است ارتباط تنگاتنگ میان اختتامیۀ سورۀ ابراهیم با یادکرد از قرآن (ابراهیم / 14 / 52) و آغاز سورۀ حجر با ادامۀ همین مضمون (قس: طبرسی، همانجا). ابن‌بابویه هم در بیان فضایل قرائت سور، سوره‌های ابراهیم و حجر را با هم آورده است (ص 107). این‌گونه از ارتباط منطقی و موضوعی را در آیات پایانی سورۀ حجر نیز به‌ویژه در موضوع استهزا شاهدیم که به نوعی با آغاز سورۀ نحل ارتباط منطقی می‌یابد و می‌توان زنجیره‌ای را هم در این بین مشاهده نمود (ثقفی، 123).
فارغ از بررسی نشانه‌های شکلی، سورۀ حجر را در نگاهی گذرا باید در شمار آن دسته از سور دانست که بیشترین سخن را از تکذیب‌کنندگان پیامبران و نمونه‌های قصصی آن دربر دارند. اما واقعیت این است که لایه‌های موضوعی این سوره از همان آغاز قابل درک و تفکیک است. در این تقسیم‌بندی لایه‌ای، آیات پنج‌گانۀ نخست افزون بر یادکرد قرآن به‌مثابۀ فرقان و جداکنندۀ حق و باطل، متاع دنیوی را اصلی‌ترین اسباب گرایش دنیاپرستان و کافران معرفی، و با بیانی شیوا، به وعیدی مقرر و زمانی مشخص برای هلاک امم اشاره می‌کند (صنعانی، 2 / 345 بب‍ ؛ واحدی، الوجیـز، 1 / 588 بب‍‌ ‌). محاجۀ کافران با نبی، و خواسته‌های غیرمتعارف و خارق عادت ایشان و پاسخ نبوی، مضمون آیات پسین است تا آنکه در آیۀ مشتهر به آیۀ «حفظ» به تبدُّل‌ناپذیری و تحریف‌ناشدنی بودن قرآن کریم تصریح می‌شود. در این لایه از آیات (15 / 6- 18) عملاً به ‌شیوۀ یکسان مخالفت‌ورزی اقوام و امم با رسولان الٰهی و استهزای ایشان اشاره شده، و بیشتر برای تسلای خاطر پیامبر(ص) آمده است که درهرحال و با هرگونه معجزه‌ای باز هم کافران ایمان نمی‌آورند (قس: طباطبایی، 12 / 134). 
در آیات 16- 18 حجر با یادکردی از استراق سمع شیاطین و مواجهۀ ایشان با تیر شهاب به موضوع دست نایافتنی بودن علم الٰهی برای نامحرمان اشاره شده است. این مبحث کاملاً قابل مقایسه با یـادکردهـای قرآنی (نک‍ : شعرا / 26 / 221-223؛ صافات / 37 / 6-9؛ جن / 72 / 8-9) دربارۀ همین توانایی برای بنی‌الجان است که در برخی از سوره‌ها آمده است (طبری، 29 / 103بب‍‌ ؛ ذهبی، 42؛ هیثمی، 4 / 315). جالب آن است که از بنی‌الجان به فاصلۀ 8 آیۀ دیگر در سورۀ حجر یاد شده است.
سومین لایۀ قابل شناسایی، آیات 19-25 حجر است که در آنها از لطف الٰهی در آفرینش جهان برای امکان بهترین شیوۀ زیست انسان و توجه دادن به اینکه پروردگار بر همۀ امور آگاه و دانـا ست، سخن رفته است (طبرسی، 6 / 107 بب‍ ؛ برای اسباب نزول، نک‍‌ : واحدی، اسباب ... ، 186؛ بقاعی، همان، 2 / 205-206). ورود به موضوعات برخی قصص قرآنی از آیۀ 26 آغاز می‌گردد؛ آیات 26-35 در واقع پرداختی از قصص آفرینش آدم (ع) و موضوع سجدۀ فرشتگان و تمرد ابلیس است. موضوع آیات 30-31 از تکرارشونده‌ترین مفاهیم قصص آدم(ع) در قرآن است (مثلاً بقره / 2 / 34؛ اعراف / 7 / 11؛ اسراء / 17 / 61؛ کهف / 18 / 50؛ طه / 20 / 116). درخواست ابلیس از پروردگار برای امکان کید همیشگی برای فرزند انسان و در ادامه، بیان الٰهی در تفکیک کافران و مؤمنان و ارجاع هر کدام به جهنم و بهشت، ناتوانی ابلیس در فریب عباد مخلص و ذکر بهترینهای خداوندی برای ایشان آخرین آیات این بخش است (واحدی، همان، 186-187؛ فیروزآبادی، 1 / 275 بب‍ ‌).
در لایۀ پسین، قرآن کریم به قصد بیان نمونه‌های عبرت‌آموز، از برخی قصص یاد کرده است. این لایه را که دربرگیرندۀ آیات 51 تا 84 حجر است، عملاً باید در 4 گروه (51-60؛ 61-77؛ 78-79؛ 80-84) دسته‌بندی نمود. در گروه اول، قصص معروف به «ضیف ابراهیم» بیان شده است؛ یعنی آن بخش از مجموعۀ قصص ابراهیم نبی‌(ع) که فرشتگان میهمان وی، او را به زادن پسری بشارت می‌دهند و از عذاب قوم لوط سخن می‌گویند. بدین ترتیب گروه دوم از این لایه آغاز می‌شود که در آن به نافرمانی و عدم پذیرش قوم لوط از نبی خود تصریح گشته است (طبرسی، 6 / 120 بب‍ ‌). قصص اصحاب ایکه و سپس اصحاب حجر دو بخش پایانی این لایه است. به‌نظر می‌رسد در وصف الٰهی قصد بر آن بوده است تا دو طیف از قصصِ مرتبط، در کنار هم آیند. نخست زوج ابراهیم ـ لوط، و سپس زوج اصحاب ایکه ـ حجر. در توضیح باید گفت اصحاب حجر در واقع اشاره به ساکنان منطقۀ حجر یعنی قـوم ثمود است (قرطبی، 7 / 238) کـه در مناطق داخلی شبه‌جزیره در مدین و در همسایگی لحیانیها می‌زیستند (ابن‌‌حبیب، 384؛ مقدسی، 3 / 37؛ یاقوت، ذیل حجر؛ قس: روسان، 4-7؛ ریکمانز، 7). اینها عملاً با اصحاب ایکه که قوم شعیب نبی ساکن در مدین و معروف به اصحاب مدین‌اند (مقدسی، 3 / 76؛ سیوطی، 5 / 91)، هماهنگی موضوعی دارند و در بسیاری از سوره‌ها نیز در کنار یکدیگر، آن هم همراه با قوم لوط یاد شده‌اند (شعراء / 26 / 176؛ ص / 38 / 13؛ ق / 50 / 14).
با گذار از این آیات که برای عبرت هوشمندان بیان گشته است (15 / 75)، از آیۀ 85 به بعد سخن به همان نقطۀ آغازین باز می‌گردد، یعنی جهان بی‌دلیلی نیست، خداوند بر همه چیز آگاه و توانا ست و بر آدمی است که متاع دنیوی را با ارزشهای اساسی معامله نماید. از منظری کل‌نگر باید گفت در این سوره، به صورتها و با شیوه‌های مختلف، تکذیب پیامبران توسط اقوام آنها یاد گردیده تا در نهایت مفهوم مدارا با کافران برای مخاطب اصلی سوره، محمد نبی‌ (ص)، سهل شود. خطاب الٰهی به پیامبر (ص) دربارۀ بخشیدن سبع مثانی به وی، از نشانه‌های لطف خداوندی و اسباب دلگرمی و تحمل مصائب تواند بود (نک‍ : ترمذی، 4 / 360؛ ثعالبی، 1 / 21). در این آیات، رفتار نیک با نیکان و مدارا و روی‌گردانی از کافران به پیامبر(ص) توصیه شده، و اندوهناکی پیامبر(ص) به بهترین الفاظی نمایان و مورد دلجویی قرارگرفته است (مثلاً نک‍‌ : حاکم، 2 / 353؛ بقاعی، نظم ... ، 11 / 96- 98؛ بیضاوی، 3 / 383). در برخی روایات برای قرائت این سوره فضایلی بیان شده که در منابع روایی و تفسیری بازتاب یافته است (همانجا؛ فیروزآبادی، 1 / 277).

مآخذ

ابن‌بابویه، محمد، ثواب الاعمال، به کوشش محمدمهدی خرسان، قم، 1368ش؛ ابن‌حبیب، محمد، المحبر، به کوشش ایلزه لیشتن اشتتر، حیدرآباد دکن، 1361ق / 1942م؛ ابن‌طاووس، علی، سعد السعود، نجف، 1369ق / 1950م؛ ابن‌عاشور، محمدطاهر، تفسیر التحریر و التنویر، تونس، 1984م؛ بقاعی، ابراهیم، مصاعد النظر، به‌کوشش عبدالسمیع محمد احمد حسنین، ریاض، 1408ق / 1987م؛ همو، نظم الدرر، حیـدرآبـاد دکـن، 1397ق / 1977م؛ بیضاوی، عبـدالله، انـوار التنـزیـل، بـه‌کـوشش عبدالقادر عرفات حسونه، بیروت، 1416ق / 1996م؛ ترمذی، محمد، سنن، به‌کوشش عبدالرحمان محمد عثمان، بیروت، 1403ق / 1983م؛ ثعالبی، عبدالرحمان، الجواهر الحسان، بیروت، مؤسسة الاعلمی؛ ثقفی، احمد، البرهان فی تناسب سور القرآن، به‌کوشش سعید بن جمعه فلاح، ریاض، 1428ق؛ حاکم نیشابوری، محمد، المستدرک علی الصحیحین، به‌کوشش مصطفى عبدالقادر عطا، بیروت، 1411ق / 1990م؛ ذهبی، محمد، العلو للعلی الغفار، به‌کوشش ابومحمد اشرف بن عبدالمقصود، ریاض، 1995م؛ رامیار، محمود، تاریخ قرآن، تهران، 1384ش؛ روسان، محمود محمد، القبائل الثمودیة و الصفویة، ریاض، 1407ق / 1987م؛ سیوطی، الدر المنثور، بیروت، 1403ق؛ صنعانی، عبدالرزاق، تفسیر القرآن، به‌کوشش مصطفى مسلم محمد، ریاض، 1410ق؛ طباطبایی، محمدحسین، المیزان، بیروت، 1417ق / 1997م؛ طبرسی، فضل، مجمع البیان، بیروت، 1415ق؛ طبری، تفسیر، بیروت، 1405ق؛ فیروزآبادی، محمد، بصائر ذوی التمییز، به‌کوشش محمدعلی نجار، قاهره، 1383ق؛ قرآنکریم؛ قرطبی، محمد، الجامع لاحکام القرآن، به‌کوشش احمد عبدالعلیم بردونی، قاهره، 1372ق؛ مقدسی، مطهر، البدء و التاریخ، قاهره، مکتبة الثقافة الدینیه؛ واحدی، علی، اسباب النزول، قاهره، 1388ق / 1968م؛ همو، الوجیز، به‌کوشش صفوان عدنان داوودی، دمشق / بیروت، 1415ق؛ هیثمی، علی، مجمع الزوائد، قاهره، 1356ق؛ یاقوت، بلدان؛ نیز:

Ryckmans, J., «Aspects nouveaux du problème thamoudéen», Studia Islamica, Paris, 1956, vol. V.
فرامرز حاج منوچهری

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: