صفحه اصلی / مقالات / دائرة المعارف بزرگ اسلامی / تاریخ / ابن رضوان، ابوالقاسم /

فهرست مطالب

ابن رضوان، ابوالقاسم


نویسنده (ها) :
آخرین بروز رسانی : شنبه 3 خرداد 1399 تاریخچه مقاله

اِبْنِ رِضْوان، ابوالقاسم عبدالله بن یوسف بن رضوان نجاری (718-783 ق/ 1318-1381 م)، كاتب العلامۀ (طغرانویس) چند تن از سلاطین دولت مرینی در مغرب كه در شعر، نثر، نحو، خطابت، فقه، روایت و ترسل تبحر داشت. ابن رضوان در مالقه متولد شد و در همانجا رشد یافت (ابن خلدون، التعریف، 42)، اما چون بعدها به فاس رفت، به فاسی نیز شهرت یافت. او نزد فضلایی چون پدر خود و ابوالحكم ابن ابی القاسم ابن ربیع دایی خود، قاضی مالقه احمد بن عبدالحق جدلی و تنی چند از مشایخ آن دیار به تحصیل علوم پرداخت (بابا تنبكتی، 146). وی پس از واقعۀ طریف به مغرب رفت و در فاس مستقر و به سلطان ابوالحسن، علی بن عثمان مرینی (حک‍ ‍732- 749 ق) نزدیك شد و در مدح وی شعر سرود. در آن دوران به خدمت ابراهیم بن عبدالرحمن تسولی تازی (معروف به ابن ابی یحیی) قاضی العساكر و خطیب سلطان ابوالحسن درآمد و به عنوان نایب وی در قضا و خطابت انتخاب شد. ابن یحیی وی را در زمرۀ كاتبان اسناد سلطان جا داد و نزد عبدالمُهَیمن، رئیس الكتاب، به كتابت گماشت (ابن خطیب، الاحاطة، 3/ 443؛ ابن‌خلدون، همانجا). در 749 ق/ 1348 م سلطان ابوالحسن به تونس لشكركشی كرد و ابن رضوان را، جهت انجام مكاتبات، همراه خود برد. پس از آن ابوالحسن به مغرب بازگشت و ابوالفضل پسر خود را به عنوان جانشین در تونس منصوب كرد و ابن رضوان را به عنوان كاتب ابوالفضل، تعیین نمود، ولی پس از ‌اندك مدتی بر اثر شكست در برابر تهاجم فضل بن ابی یحیی سلطان موحدون، ابوالفضل فرار كرد و به پدرش كه در مغرب بود ملحق شد، اما ابن رضوان به همراه او نرفت و در تونس ماندگار شد و سپس به اندلس رفت و در شهر المریه به هواداران ابوالحسن ــ كه تحت حمایت سلطان اندلس، ابوحجاج یوسف بن احمر، در آنجـا زندگی می‌كردنـد ــ پیوسـت. در ‌انـدلس سلطان ابوحجاج، ابن رضوان را به خدمت فرا خواند، ولی وی نپذیرفت. در همین سال (749 ق) بود كه به سبب شكست ابوالحسن در حملۀ قیروان، پسرش فارس بن علی مرینی، معروف به ابوعنان (حک‍ ‍749- 759 ق) علیه پدر قیام كرد، او را سرنگون ساخت و به جایش نشست. در این ماجرا ابوالحسن به قتل رسید. هواداران او از جمله ابن رضوان كه در ‌اندلس بودند، به مغرب بازگشتند. در مغرب ابن رضوان مورد توجه ابوعنان قرار گرفت و جزو دبیران او گردید. در همین حال محمد بن ابی عمرو كه مناصب وزیر اعظم، صاحب العلامة و عناوین دیگر را داشت، ابن رضوان را به خدمت گرفت و در سلك یاران سلطان جایش داد، اما سلطان ابن رضوان را بر او ترجیح داد و در 754 ق همراه با مهرهای سلطنتی (علامت) سمت رئیس الكتابی را به وی واگذار كرد. ابن رضوان در 757 ق مورد غضب سلطان قرار گرفت و بركنار شد. در 762 ق بر اثر مرگ سلطان ابوسالم ابراهیم بن علی (حک‍ ‍760-762 ق) پسر سلطان ابوالحسن كه پس از برادرش ابوعنان به حكومت رسیده بود، از سوی عمر بن عبدالله وزیر كه در حقیقت اداره كنندۀ اصلی مملكت بود، دیگر بار ابن رضوان به عنوان صاحب العلامة منصوب شد. ابن رضوان با اینكه شاهد تغییر چند تن از سلاطین مرینی مغرب بود، تا پایان عمر در همین سمت باقی ماند (ابن خلدون، همان، 42-45؛ ابن خطیب، الاحاطة، همانجا؛ ابن قاضی، 2/ 83، 508). 
ابن رضوان معاصر و دوست ابن خطیب و ابن‌خلدون بود. ابن خطیب از او با عنوان فاضل و ادیبی خوش‌بیان كه از نوجوانی به سرودن شعر روی آورده بود، یاد كرده است ( اوصاف الناس، 55). او در سرودن شعر خوش قریحه و در بدیهه‌سرایی استاد بود و اشعار زیادی از او بر جای مانده كه نمایانگر روحیه و طرز تفكر اوست. او به اساتید خود ارج می‌نهاد و در بعضی مواضع به مدح آنان پرداخت (همو، الاحاطة، 3/ 445-451؛ سلاوی، 4/ 39-40). ابن رضوان افزون‌بر شعر در نثر نیز دست داشت، از آثار نثری او مكاتبات وی با ابن‌خطیب و ستایش از كتاب المحبة یا روضة التعریف بالحب الشریف همو را می‌توان ذكر كرد (ابن خطیب، همان، 3/ 452-455). 
او نثر را به سادگی و روانی و رسایی می‌نوشت و در زمانی كه محمد بن محمد بن رشید كاتب سلطان ابوعنان بود، به علت ضعف ابن رشید در زبان عربی، نگارش نامه‌های سلطنتی به ابن رضوان محول می‌شد (ابن قاضی، 2/ 231-232). ابن خطیب به خط زیبای ابن‌رضوان نیز اشاره نموده است ( اوصاف الناس، همانجا). ابن رضوان به علمای دین و نیز اهل تصوف علاقه‌مند بود و آنان را دوست می‌داشت (بابا تنبكتی، 145-146). وی از معاصران و مشایخ خود چون ابوبكر بن منظور خبر و شعر نقل كرده است (ابن قاضی، 2/ 436؛ بابا تنبكتی، 145). این روایات تاریخی در آثاری كه بعد از وی تألیف شد، مورد استفاده قرار گرفت (ابن خلدون، العبر، 1(5)/ 1083؛ مقری، 8/ 50-51، 10/ 138- 139). ابن رضوان تدریس هم می‌كرد و از شاگردان وی می‌توان از عبدالرحمن بن محمد بن احمد شریف تلمسانی، مشهور به ابویحیی نام برد (ابن مریم، 128). ابن رضوان در ازمور (ابن خلدون، التعریف، 45) یا در انفا (ابن قاضی، 2/ 437) كه همان دارالبیضای كنونی است (زركلی، 4/ 147- 148) درگذشت. 

آثـار

مهم‌ترین اثر بن رضوان كه بر جای مانده، كتاب الشُهب اللامعة فی السیاسة النافعة، در سیاست است. نسخه‌ای از این كتاب در لیدن (ورهووه، VII/ 345) و نسخ دیگری در بادلیان (نک‍ : GAL, I/ 606) موجود است. كتاب دیگری نیز به نام السیاسة السلطانیة یا السیاسة به نام او ذكر شده (بابا تنبكتی، 147؛ سلاوی، 4/ 39) كه تاكنون نسخه‌ای از آن به دست نیامده است و احتمال می‌رود كه منظور از آن همان كتاب یاد شده باشد. 

مآخذ

ابن خطیب، محمد بن عبدالله، الاحاطة، به كوشش محمد عبدالله عنان، قاهره، 1395 ق/ 1975 م؛ همو، اوصاف الناس، به كوشش محمد كمال شبانه، مراكش، 1397 ق/ 1977 م؛ ابن خلدون، العبر؛ همو، التعریف، بیروت، 1399 ق/ 1979 م؛ ابن قاضی، احمد بن محمد، جذوة الاقتباس، رباط، 1394 ق/ 1974 م؛ ابن مریم، محمد بن محمد، البستان، به كوشش محمد بن ابی شنب، الجزایر، 1326 ق/ 1908 م؛ بابا تنبكتی، احمد، «نیل الابتهاج»، در حاشیۀ دیباج المذهب ابن فرحون، قاهره، 1351 ق؛ زركلی اعلام؛ سلاوی، احمد بن خالد ناصری، الاستقصا، به كوشش جعفر ناصری و محمد ناصری، دارالبیضاء، 1954 م؛ مقری، احمد بن محمد، نفح الطیب، به كوشش محمد بقاعی، بیروت، 1406 ق/ 1986 م؛ نیز: 

GAL; Voorhoeve, P., Handlist of Arabic Manuscripts, London, 1980. 
مهدی سلماسی
 

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: