صفحه اصلی / مقالات / دائرة المعارف بزرگ اسلامی / ادبیات عرب / ابن باذش، ابوالحسن /

فهرست مطالب

ابن باذش، ابوالحسن


نویسنده (ها) :
آخرین بروز رسانی : یکشنبه 18 خرداد 1399 تاریخچه مقاله

اِبْنِ باذِش‌، ابوالحسن‌ علی‌ بن‌ احمد بن‌ خلف‌ محمد انصاری‌ غرناطی‌ (شوال‌ 444-13 محرم‌ 538ق‌/ 1053-13 نوامبر 1133م‌)، اديب‌، لغت‌شناس‌، قاری‌، راوی‌، محدث‌ و نحوی‌ جيانی ‌الاصل‌. ريشۀ كلمۀ باذش‌ مبهم‌ است‌. ابن‌ ابار (ص‌ 286) كه‌ اين‌ لفظ را «بيذِش‌» نيز شنيده‌ است‌، و معادل‌ آن‌ را در عربی‌ «رَجْلان‌» (= پياده‌ يا سرباز پياده‌) دانسته‌ است‌. با توجه‌ به‌ اينكه‌ در زبان‌ لاتين‌ لفظ Pedes به‌ همان‌ معنی‌ است‌، و احتمالاً لفظی‌ شبيه‌ به‌ اين‌ كلمۀ لاتينی‌ در اندلس‌ آن‌ زمان‌ به‌ كار می‌رفته‌، معنايی‌ كه‌ ابن‌ ابار به‌ دست‌ داده‌ است‌، دور از صواب‌ نمی‌نمايد. 
ابوالحسن‌ و پسرش‌ هر دو به «ابن‌ باذش‌» (نک‍ : ه‍ د، ابن‌ باذش‌، ابوجعفر) شهرت‌ يافته‌اند، از اين‌ رو در منابع‌ متأخر برای‌ تمييز آنان‌ از يكديگر پدر را «ابن‌ باذش‌ اول‌» و پسر را «ابن‌ باذش‌ ثانی» خوانده‌اند (خوانساری‌، 1/ 260؛ قمی‌، 1/ 327؛ مدرس‌، 7/ 403). ابوالحسن‌ به‌ خصوص‌ نزد ابوعلی‌ غسانی‌ و همچنين‌ نزد استادان‌ ديگری‌ از جمله‌ ابوعلی‌ صدفی‌، عبدالحق‌ بن‌ عَطيّه‌ در زمينۀ ادب‌ و لغت‌ و نحو درس‌ خوانده‌ و از آنان‌ روايت‌ كرده‌ است‌. علاوه‌ بر اين‌ از محضر استادان‌ بسياری‌ چون‌ ابوبكر محمد بن‌ هشام‌ مصحفی‌، ابوخالد عبدالله‌ ابی‌ زَمَنَيْن‌، ابوعبدالله‌ بن‌ عبدالرحيم‌، يحيی‌ بن‌ ابراهيم‌ اللواتی‌، محمد بن‌ سابق‌ صِقِلّی‌، ابوبكر مرادی‌، ابوالأصبغ‌ بن‌ سهل‌ و ابوالقاسم‌ نعم‌ خلف‌ ابن‌ محمد بن‌ يحيی‌ انصاری‌ سود برده‌ (ابن‌ بشكوال‌، 2/ 425؛ ابن‌ فرحون‌، 2/ 107- 108؛ ابن‌ جزری‌، 518) و اسامی‌ آنان‌ را در برنامج‌ خويش‌ برشمرده‌ بوده‌ است‌. برنامج‌ او اينك‌ در دست‌ نيست‌، اما ابن‌ ابّار (ه‍ م‌) آن‌ را در اختيار داشته‌ و به‌ نقل‌ از آن‌ نوشته‌ است‌ (ص‌ 286) كه‌ ابن‌ باذش‌، استاد خود ابوعلی‌ غسانی‌ را ارج‌ نهاده‌ و گفته‌ است‌ كه‌ در 473 ق‌/ 1080 م‌ در غرناطه‌ وی‌ را ملاقات‌ كرده‌ و نزد او درس‌ می‌خوانده‌ است‌. ابن‌ ابار سپس‌ می‌افزايد كه‌ نزديك‌ترين‌ استاد وی‌ صدفی‌ بوده‌، اما در نسخه‌ای‌ از برنامج‌ كه‌ وی‌ ديده‌، ذكری‌ از ابوعلی‌ صدفی‌ نيافته‌ و از اين‌ باب‌ در شگفت‌ شده‌ است‌، تا آنكه‌ بعدها بخشی‌ از كتاب‌ را به‌ دست‌ آورده‌ كه‌ در آن‌ مختصراً از وی‌ يادی‌ رفته‌ بوده‌ است‌. 
ابن‌باذش‌ را يگانۀ روزگار خويش‌ دانسته‌ (ابن‌ فرحون‌، همانجا) و او را به‌ استادی‌ و مهارت‌ و كمال‌ و نيز دانش‌ بسيار در وجوه‌ قرائات‌، علم‌ رجال‌، ادب‌ و لغت‌، همچنين‌ به‌ زهد و پارسايی‌ ستوده‌اند (ابن‌ بشكوال‌، ابن‌ فرحون‌، همانجاها؛ ضبی‌، 419؛ ابن‌ جزری‌، 518 - 519). گفته‌اند در علوم‌ ديگری‌ نيز متبحر بوده‌ و خطی‌ خوش‌ داشته‌ است‌ (ابن‌ فرحون‌، همانجا؛ قفطی‌، 2/ 227). اما تبحر ابن‌ باذش‌، بيشتر در نحو بود و به‌ گفتۀ ضبی‌ (همانجا) وی‌ از بهترين‌ حافظان‌ الكتاب‌ سيبويه‌ بود. ابن‌ ابار (ص‌ 287) می‌گويد: «از ابوالحسن‌ بن‌ باذش‌ شنيدم‌ كه‌ می‌گفت‌ نحويان‌ اندلس‌ 3 نفرند، يكی‌ ابوعبدالله‌ بن‌ ابی‌ العافيه‌، ديگری‌ ابومروان‌ بن‌ سراج‌ يا پسرش‌ ابوالحسين‌ بن‌ ابی‌ مروان‌، اما در مورد نفر سوم‌ سكوت‌ اختيار كرد؛ گويا می‌خواست‌ نام‌ خويش‌ را ذكر كند»، نكتۀ جالب‌ آنكه‌ پسرش‌ نيز بر همين‌ عقيده‌ بود و خود را يكی‌ از 3 نحوی‌ بزرگ‌ اندلس‌ می‌شمرد. 
بسياری‌ از مشاهير ادب‌ و نحو نزد ابن‌ باذش‌ درس‌ خوانده‌ يا از وی‌ روايت‌ كرده‌اند. از آن‌ ميان‌ اينان‌ را می‌توان‌ نام‌ برد: فرزندش‌ ابوجعفر ابن‌ باذش‌، دامادش‌ ابوعبدالله‌ نُمَيْری‌، ابوالقاسم‌ بن‌ بَشْكُوال‌، ابوالفضل‌ ابن‌ عِياض‌، قاضی‌ حسن‌ بن‌ هانِی‌ لَخْمی‌، ابوالعبس‌ احمد بن‌ محمد بن‌ محمد بن‌ سعيد انصاری‌ اندلسی‌، ابوطاهر، محمد بن‌ يوسف‌ بن‌ عبدالله‌ ابن‌ ابراهيم‌ تميمی‌ مازِنی‌، ابوجعفر عبدالرحمان‌ بن‌ احمد ازدی‌، ابن‌ قصير، ابوبكر رزق‌، ابو وليد بن‌ دباغ‌ و گروهی‌ ديگر. از جملۀ اين‌ راويان‌ ابوالفضل‌ بن‌ عياض‌ در حق‌ استاد خود گويد كه‌ وی‌ در علم‌ پيشرو بود و هرگز از طلب‌ آن‌ باز نمی‌ايستاد و در اين‌ راه‌ رنج‌ هر سفری‌ را بر خود هموار می‌كرد. علاوه‌ بر سفرهايی‌ كه‌ برای‌ استفاده‌ از درس‌ ابوعلی‌ غسانی‌ به‌ قرطبه‌ داشت‌، يك‌ بار نيز در پی‌ ابوعلی‌ عامۀ به‌ مرسيه‌ سفر كرد و از او روايت‌ شنيد و كتبی‌ را نزد او خواند. در اين‌ سفر پسرش‌ نيز با وی‌ همراه‌ بود (همو، 287؛ تباهی‌، 110؛ مقری‌، 3/ 15). 
ابن‌ باذش‌ در غرناطه‌ وفات‌ يافت‌ و فرزندش‌ در مسجد جامع‌ همان‌ شهر بر وی‌ نماز خواند. جمعيتی‌ انبوه‌ بر جنازۀ او گرد آمدند و تا شبانگاه‌ به‌ علت‌ كثرت‌ جمعيت‌ كار دفن‌ ميسر نگرديد. حتی‌ بر اثر ازدحام‌ تابوت‌ وی‌ شكست‌ و فرزندش‌ گويد: هرگز نديده‌ بودم‌ كه‌ مردم‌ تا بدان‌ حد گريسته‌ باشند (ابن‌ ابار، همانجا). 

آثار

همۀ كتابهايی‌ كه‌ به‌ ابن‌ باذش‌ نسبت‌ داده‌اند در علم‌ نحو است‌. اما از آن‌ مجموعه‌ تنها شرح‌ الجمل‌ زَجّاجی‌ به‌ جای‌ مانده‌ است‌. به‌ نسخه‌ای‌ از آن‌ در كتابخانۀ طلعت‌ اشاره‌ شده‌ است‌ (جامعه‌، 3(2)/ 224). ابن‌ باذش‌ همين‌ كتاب‌ را به‌ طالبان‌ علم‌ تدريس‌ می‌كرد. يكی‌ از شاگردان‌ او به‌ نام‌ علی‌ بن‌ موسی‌ از شرح‌ استاد بر كتاب‌ الجمل‌ تعليقی‌ تدارك‌ ديده‌ بوده‌ كه‌ ميان‌ نحويان‌ اندلس‌ شهرت‌ داشته‌ است‌ (ابوحيان‌، 551). كتابهای‌ ديگر او كه‌ فقط نامی‌ از آنها بر جای‌ مانده‌ عبارتند از شرحی‌ بر اصول‌ ابن‌ سراج‌ در نحو (ابن‌ فرحون‌، 2/ 108؛ سيوطی‌، 2/ 143)؛ شرح‌ بر الايضاح‌ فی‌ النحو ابوعلی‌ فارسی‌؛ شرح‌ بر الكافی‌ فی‌ النحو احمد بن‌ محمد نحاس‌؛ شرح‌ بر الكتاب‌ سيبويه‌؛ شرح‌ بر المقتضب‌ من‌ كلام‌ العرب‌ ابن‌ جنی‌ (ابن‌ فرحون‌، سيوطی‌، همانجاها؛ حاجی‌ خليفه‌، 1/ 212، 2/ 1379، 1428، 1793). 
ابن‌ باذش‌ را كسی‌ به‌ شاعری‌ وصف‌ نكرده‌ است‌، با اينهمه‌، 8 بيت‌ دربارۀ الايضاح‌ از او نقل‌ كرده‌اند كه‌ در آنها خواننده‌ را به‌ حفظ اين‌ كتاب‌ ترغيب‌ كرده‌ است‌ (سلفی‌، 26-27؛ قفطی‌، 2/ 228)؛ سيوطی‌ نيز دو بيت‌ ديگر از اشعار او را نقل‌ كرده‌ است‌ (همانجا). 

مآخذ

ابن‌ ابار، محمد بن عبدالله، المعجم‌ فی‌ اصحاب‌ القاضی‌ الامام‌ علی‌ الصدفی‌، قاهره‌، 1378 ق‌/ 1958 م‌؛ ابن‌ بشكوال‌، خلف‌ بن عبدالملک، كتاب‌ الصلة، قاهره‌، 1966 م‌؛ ابن‌ جزری‌، محمد بن محمد، غاية النهاية، به‌ كوشش‌ گ‍. برگشترسر، قاهره‌، 1351 ق‌/ 1932 م‌؛ ابن‌ فرحون‌، ابراهيم‌ بن علی، الديباج‌ المذهب‌، به‌ كوشش‌ محمد الاحمدی‌ ابوالنور، قاهره‌، 1394 ق‌/ 1974 م‌؛ ابوحيان‌ غرناطی‌، محمد بن یوسف، تذكرة النحاة، به‌ كوشش‌ عفيف‌ عبدالرحمن، بيروت‌، 1406 ق‌/ 1986 م‌؛ جامعه‌، خطی‌؛ حاجی‌ خليفه‌، كشف‌ الظنون‌، استانبول‌، 1941 م‌؛ خوانساری‌، محمدباقر، روضات‌ الجنات‌، تهران‌، 1382 ق‌؛ سلفی‌، احمد بن محمد، اخبار و تراجم‌ اندلسية، به‌ كوشش‌ احسان‌ عباس‌، بيروت‌، 1963 م‌؛ سيوطی‌، بغية الوعاة، به‌ كوشش‌ محمد ابوالفضل‌ ابراهيم‌، قاهره‌، 1384 ق‌/ 1965 م‌؛ ضبّی‌، احمد بن یحیی، بغية الملتمس‌، قاهره‌، 1967 م‌؛ قفطی‌، علی‌ بن یوسف، انباه‌ الرواة، به‌ كوشش‌ محمد ابوالفضل‌ ابراهيم‌، قاهره‌، 1369 ق‌/ 1950م‌؛ قمی‌، عباس‌، الكنی‌ و الالقاب‌، به‌ كوشش‌ محمد هادی‌ امينی‌، تهران‌، 1397 ق‌؛ مدرس‌، محمدعلی‌، ريحانة الادب‌، تبريز، 1346 ش‌؛ مقری‌ تلمسانی‌، احمد بن محمد، ازهار الرياض‌، به‌ كوشش‌ مصطفی‌ سقا و ديگران‌، قاهره‌، 1358 ق‌/ 1939 م‌؛ نباهی‌ مالقی‌، ابوالحسن‌ بن عبدالله، تاريخ‌ قضاة الاندلس‌، به‌ كوشش‌ لوی‌ پرووانسال‌، قاهره‌، 1948 م‌. 

زهرا خسروی
 

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: