زبان سغدی- بخش سوم و پایانی/ بدرالزمان قریب
|۱۴:۲,۱۳۹۹/۵/۲۰| بازدید : 103 بار

نظام فعل

در میان زبانهای ایرانی میانه سغدی دارای متنوع‌ترین مجموعۀ ساختاری از نظر زمان، وجه و نمود است؛ همچنین نوآوریهایی در گونۀ ستاک پدید آورده است. دستگاه فعل سغدی از دو ستاک حال و گذشته (ماده مضارع و ماضی) مشتق می‌شود. تغییراتی که در موضع پیوستن صامت پایانی ریشه یا عنصر زمان ساز d/t صورت می‌گیرد، پیرو قانون آوایی زبانهای ایرانی به‌ویژه زبانهای ایرانی شرق است (نک‍ : قریب 1384: 4-25).

 

ستاکهای مختوم به انسدادی، سایشی می‌شوند: suβd < sumb «سُفتن»، suγd < sōč «سوختن». مهم‌ترین تحول واجی در ستاک مختوم به انسدادی دندانی صورت می‌گیرد که در برخورد با -t به s تغییر می‌کند. مثال: parwast :parwart «گردیدن» (قس. گرد/ گشت). بعضی از ستاکها با حذف یا تغییر مصوت ریشه روبه‌رو می‌شوند: Framāt: framāy- «فرمودن» و δišt-δēs «ساختن» و بعضی تغییر نمی‌کنند: Kand: kan «کندن» xward: xwar «خوردن» (نک‍ : قریب 1386: 64-67).

 

ستاک حال (مادۀ مضارع)

 زبان سغدی در جریان دگرگونیهای زبانی، بیشتر گونه‌های ستاک حال باستانی را نگه می‌دارد. پربسامدترین ستاک تماتیک مختوم به -a ستاک سببی مختوم به -aya ، ستاک مجهول مختوم به -ya و ستاک آغازی مختوم به -sa می‌باشد. برای نمونه: bar- از bara- «بردن»، xwēr- از xwāraya- «خوراندن» و pars- از pŗsa- «پرسیدن».

 

سغدی با افزون -s به فعل متعددی، فعل لازم می‌سازد؛ مانند: sōč- «سوختن، سوزاندن»، suxs- «سوختن، سوخته شدن»؛ ratmēc- «پوشاندن»، patmēč- «پوشیدن، پوشیده شدن»؛ و گاه از معلوم مجهول: wāč- «رها کردن»، waxs- «رها شدن» (نک‍ : همان: 68-69).

 

در ستاک سببی و مجهولی به خاطر پسوند -aya و -ya کامی‌شدگی صورت می‌گیرد و هجای ya- به مصوت ē تبدیل می‌شود: patrēž- از *pati-rāzaya- «غذا دادن» و fneš- از *fra-nasya- «فریب خوردن» که در تحول کامی‌شدگی z و s به ž و š تبدیل می‌شوند. قانون هموزنی در ساختار ستاکهای فعلی و نیز در تصریف افعال تأثیر دارد.

 

ستاک گذشته (مادۀ ماضی)

مشتق از صفت مفعولی باستانی مختوم به -ta است که با از دست دادن -a به -t یا -d (بسته به نوع صامت پیش از آن) پایان می‌یابد. از ستاک گذشته صفت مفعولی و مصدر سغدی ساخته می‌شود که در بیشتر موارد صورت نوشتاری همسان دارند. مصدر با پسوند -te مشتق از *tayai- باستانی ساخته می‌شود. در سغدی با افزودن پسوند -āt به ستاک حال مصدر دیگری ساخته می‌شود که شبیه مصدر جعلی (برساخته) پارتی با -ād و فارسی میانه و فارسی -ēdan می‌باشد.

 

همۀ ستاکهای گذشته با ستاک حال از یک ریشه نیستند. در سغدی چند ستاک مکمل وجود دارد؛ مثال: waγd/wāβ «گفتن»، kŗt/βaw «شدن»، žaγd/δār «نگه‌داشتن»؛ xart/šaw- «رفتن» و نیز فعلهای «آمدن»، «وارد شدن» و «رسیدن» که در حال از ستاک ais- (ریشۀ ay-) و در گذشته از ریشۀ gam- مشتق می‌شوند (نک‍ : قریب 1386: 71-73).

 

وجوه فعلی و شناسه‌های صرفی

 فعل سغدی از نظر نمود، وجه و شناسۀ صرفی کم‌وبیش پیرو الگوی باستانی است. وجوه اخباری، التزامی، تمنایی، امری و ماضی غیرتام بر شالودۀ آوایی زبان سغدی و با رعایت قانون هموزنی، شناسه‌های صرفی می‌گیرند. در ستاک سبک، صرف گذرا، تابع نمونه‌های باستانی است و در وجوه اخباری و التزامی از شناسه‌های دستۀ اول و در وجوه تمنایی، امری و ماضی غیرتام از شناسه‌های دستۀ دوم تصریف ایرانی باستان پیروی می‌کند (نک‍ : قریب: 1386).

 

از ویژگیهای سغدی کاربرد ماضی غیرتام برای ماضی ساده و گسترش وجه تمنایی است. ماضی غیرتام که بر ستاک حال ساخته شده است، همراه با پیشوند ماضی‌ساز (افزونه) وجه مشترک با زبانهای باستانی، به‌ویژه فارسی باستان دارد. افزونۀ تکیه‌دار در فعلهای بسیط حذف می‌شود و در فعلهای پیشوند‌دار، در موضع وصل با پیشوندهای فعلی که همیشه مقدم بر آن‌اند، تغییر شکل می‌دهد و زیر تأثیر فرایند ادغام، همگون‌سازی، حذف و قیاس قرار می‌گیرد (قریب 1386: 74-75) و به صورتهای ā-، ī، β/p-، wā-، mā-، man و zi- در می‌آید. شناسه‌های صرفی این ماضی همانند باستانی (با رعایت قانون هموزنی) است. مثال βara «بُرْد» از فعل بسیط barnīγōš «شنید» از *ni-gaušafrāmāy «فرمود» از framāya-، wāxaz «پایین رفت» *ava-xaza-، manxaz «بالا رفت» از *ham-xaza (همان: 76، جدول 7).

 

زمان مستقبل (آینده) با جزء kām که بعد از فعل صرف شده می‌آید بیان می‌شود. kām پسوند است از ریشۀ باستانی - «خواستن» (قس: فارسی باستان kāma و فارسی «کام») در سغدی هم به صورت فعل مستقل «خواستن» و هم به صورت پسوندی زمان‌ساز به‌کار می‌رود. در متون کهن‌تر، kām و در جدیدتر kān و گاه دیده می‌شود. فعل تصریفی پیش از kām معمولاً مضارع اخباری است، اما گاه kām با وجوه التزامی، تمنایی و امری نیز می‌آید. شناسه‌های -ām.، ، -ti/-t و -di/-d به ترتیب اول تا سوم شخص مفرد مضارع اخباری و شناسه‌های -ēm ، -dā/-tā و -and اول تا سوم شخص جمع مضارع اخباری‌اند (همان: 81-82، جدول 10). برای نمونه: βaxšām kām «خواهم بخشید»، βaxše kām «خواهی بخشید»، βōt kām خواهد بود.

 

وجه استمراری در فعل با جزء (پسوند) skun (که به صورتهای (º)skwn، skn و -sq/-sk نیز نوشته می‌شود) بیان می‌گردد. واژۀ skun در سغدی به معنای «دوران» و «زمان» است و به صورت اسم هم به‌کار می‌رود. این پسوند بعد از فعل صرف شده می‌آید و به آن نقش استمرار و امتداد می‌دهد. بیشتر با مضارع اخباری می‌آید اما نمونه‌هایی نیز با وجوه تمنایی، ماضی غیرتام و مضارع مجهول دارد. همراه با پسوند ماضی‌ساز -az گذشتۀ در حال اجرا را بیان می‌کند. برای نمونه: šawām skun می‌روم؛ šawēnt skun «داشتند می‌رفتند». šwāzskun «داشت می‌رفت»؛ در متن مسیحی dāra sk «نگه می‌داشت» (قریب 1386: جدول 11).

 

استمرار گاه با پسوند štan نیز بیان می‌شود و این بیشتر در متون بودایی است. وجه تمنایی نیز برای بیان ماضی استمراری به کار می‌رود، گاه به تنهایی و گاه همراه با جزء استمراری. برای نمونه در جملۀ awe δaste nīyāsē... wāpatē «(هر انار) که در دست می‌گرفت (آن انار از دستش) می‌افتاد» (وسنتره جاتکه: 1020؛ قریب 1386: 98-102).

 

زبان سغدی دستگاه صرف ناگذر باستانی را کم‌وبیش حفظ کرده و آن را بنیادی برای ساختهای نوین قرار داده است. اما در صرف وجوه مضارع، ناگذر (گذرا صرف میانه) جای خود را به نمود گذرا داده است. بیشتر نمونه‌های ناگذر در ماضی غیرتام و وجه تمنایی، به‌ویژه در سوم شخص مفرد دیده می‌شود که شناسۀ آن -da/-ta در ستاک سبک و -d/-t در ستاک سنگین است. برای نمونه: kunda «کرد» از kun- (ستاک سبک)؛ āst «گرفت» از ās- ستاک سنگین (ریشۀ *-āyasa). شناسه‌های صیغه‌های دیگر که در اول شخص مفرد -tu و در دوم شخص -te می‌باشند از ساختهای ثانوی به شمار می‌آیند (قریب 1386: 85-87، جدول 12).

 

از مضارع مجهول باستانی نیز آثار کمی در سغدی باقی‌مانده است؛ ازجمله در سوم شخص مفرد مضارع wēnde «دیده می‌شود» (از *waina- «دیدن») و شناسۀ آن -de/-te از باستانی *-tai (قس. فارسی باستان vainatai در کتیبۀ آرامگاه داریوش DNb2).

 

نمود ناگذر در سوم شخص مفرد وجه تمنایی پایگاهی برای پیدایش دو وجه جدید در زبان سغدی می‌شود (همان: 87-92، جدولهای 13-17).

 

وجه دعایی با میانوند -ēt از *aita- باستانی (ē تمنایی و t ناگذر) ساخته می‌شود و وجه نامحقق با میانوند -ōt احتمالاً ساخته شده بر الگوی سوم شخص مفرد تمنایی βwty «بودی» (سیمزویلیامز 1985: 193). برای نمونه وجه دعایی: šawēte «بِرَوَد» در ستاک سبک و kunēt «بکند» در ستاک سنگین.

 

مثال وجه نامحقق که در متون مسیحی، بودایی و اسناد کوه مغ پیدا شده، بیشتر در سوم شخص مفرد است. سیمزویلیامز از متن مسیحی C2 شواهدی می‌آورد که در آن قانون هموزنی رعایت شده و مصوت ō در ستاک سنگین می‌افتد (برای نمونه‌ها، نک‍ : قریب 1386: 87-90، جدولهای 13-16).

 

ماضی نقلی و بعید افعال متعدی از ترکیب صفت مفعولی و فعل کمکی δār- «داشتن» ساخته می‌شوند. اگر صرف فعل کمکی (معین) در مضارع باشد ماضی نقلی، و اگر در ماضی باشد ماضی بعید حاصل می‌شود. صفت مفعولی ساده در ستاک سبک پسوند حالت رایی -u را حفظ و در ستاک سنگین حذف می‌کند (نک‍ : قریب 1386: 93-96). برای نمونه: kŗtu δāram «کرده‌ام» (ستاک سبک)، δβart δārm «داده‌ام» (سنگین) witu δārt «دیده است» و δβart δārt «داده است». گاه صفت مفعولی با فعل کمکی ترکیب می‌شود: ktart ← kŗtārt ← krtuδārt «کرده است».

 

اگر صفت مفعولی مختوم به -ak/-ē باشد، در جنس و شمار با مفعول فعل مطابقت می‌کند: در این حالت همیشه جدا از فعل کمکی نوشته می‌شود. این نوع ترکیبات در متون کهن سغدی کاربرد زیادی ندارد (نک‍ : گرشویچ 1954: 51، 85).

 

نمونه‌های ماضی بعید متعدی در سغدی اندک است: ētu δāru «گرفته بودم» از صفت مفعولی (*āyata-) ēt-u و اول شخص ماضی فعل δār- «داشتن».

 

ماضی نقلی فعل لازم و ماضی مجهول فعل متعدی یک نوع ساختار دارند. از صفت مفعولی و فعل معین «بودن» ah->x- ساخته می‌شوند. شناسه‌های صرف فعل بودن که با صفت مفعولی ترکیب می‌شوند: -ēm، -ēš در اول و دوم شخص مفرد، و ēm- ، -išta و -and به ترتیب در سه شخص جمع‌اند (برای صرف «بودن» نک‍ : قریب 1386: 109، جدولهای 25 و 26).

 

اما سوم شخص مفرد شناسه صرفی ندارد و صفت مفعولی (ستاک گذشته) در حالت فاعلی مفرد در ستاک سنگین به -t، در ستاک سبک به -ti در مذکر و به -ta در مؤنث پایان می‌یابد و بیشتر معنای ماضی ساده را می‌دهد؛ مانند āgat «آمد» (ستاک سنگین)؛ sati «بالا رفت» (ستاک سبک فاعل مذکر) و nižta «خارج شد» (ستاک سبک فاعل مؤنث). یک نمونه از متعدی مجهول: zuti «خوانده شد» (فاعل مذکر).

 

از آنجا که سغدی دو نوع صفت مفعولی دارد، صفت مفعولی مختوم به -t مشتق از باستانی *-ta و صفت مفعولی -tak/-tē مشتق از *-taka که در مؤنث -atč می‌شود، ساختار ماضی نقلی لازم و متعدی نیز متأثر از این ترکیبات است. در ترکیبات صفتهای مفعولی مختوم به -ē/-ak صفت مفعولی نقش صفت کامل را در جمله ایفا می‌کند و با فاعل جمله در حالت و جنس و شمار تطابق دارد.

 

این ترکیبات در صرف مضارع فعل بودن ماضی نقلی می‌سازند؛ مانند: āγate ēm «آمده‌ام»، āγate asti «آمده است» βastet xand «بسته شده‌اند». در صرف ماضی فعل «بودن» و یا فعل مکمل آن (vi)māt ماضی بعید می‌سازند: δašte xāy «ساخته شده بود»، niste māt «نشسته بود» (قریب 1386: 97-100، جدول 20).

 

بر پایۀ ترکیبات مشتق از صفت مفعولی، در سغدی ساخت جدیدی با معنای «توانستن» ساخته می‌شود که آن را وجه امکانی نامیده‌اند (نک‍ : بنونیست 1954: 56-67؛ قریب 1386: 102-106). وجه امکانی در معلوم با فعل معین wan/kun «کردن» و در مجهول با فعل معین βaw-/βu- است. صفت مفعولی در ستاک سنگین به -t و در ستاک سبک با -tu و -ta پایان می‌یابد (پایانۀ -u برای تطبیق با مفعول مذکر یا خنثی و پایانۀ a برای تطبیق با مفعول مؤنث یا جمع). برای نمونه در امکانی معلوم: nē xurt kunām «نمی‌توانم بخورم» (صفت مفعولی سنگین)؛ əkŗtu kundi «می‌تواند بکند» (صفت مفعولی سبک)؛ در امکانی مجهول: kŗtu βām «می‌تواند انجام شود» (صفت مفعولی سبک)؛ لازم: nē nistu βām «نمی‌توانم بنشینم» (صفت مفعولی سبک)؛ nē paraγat βām «نمی‌توانم رسید» (صفت مفعولی سنگین).

 

واژه‌سازی

افزون بر پیشوندهای باستانی که به ریشه می‌چسبند و اسم و فعلهای جدید می‌سازند، پیشوندهای نفی و نهی‌کننده مانند: mand-، ، - و - از ویژگیهای سغدی است.

 

پیشوند mand-: با اسم معنا mndfrnqyº «بدبختی» mndγrβºky «نادانی با صفت mndγrβºk «نادان».

پیشوند nā: nºšyrxwzy «نادوست/ دشمن»؛ nºmyrynync «نامیرا» (مؤنث)؛ nºmyrynyny «نامیرا» (برای صفت مذکر)؛ nºkrtk «نقره، نامسکوک».

پیشوند -: پیش از صفت و اسم: nwryžqyn «بی‌میل»، nwryž «بی‌میلی».

پیشوند pū-: pwºmbºr «سیرنشدنی»، pw pčkwyrºk «بی‌ترس» (قریب 1386: 60-66).

دو پیشوند āw- «هم» و frī «دوست، عزیز» نیز در سغدی زایا هستند. پیشوند āw از *hāmō در: ºwmºnºk «هم‌فکر» و ºwrºδk «همراه»؛ پیشوند frī-: frīδārīk = fryδºryk «دوستار»؛ fryγrºm «پول/ دوستار/ مال دوست». پسوندها در سغدی بسیارند. شاید پربسامدترین آن پسوند -ē باشد که با املای ºk و یا -ºy در متون دیده می‌شود و تلفظ آن احتمالاً -ē در پایان واژه و -ak پیش از مصوت است (ریشۀ باستانی آن aka است). بلندی و کوتاهی e مورد بحث سغدی‌شناسان است. بیشترین بسامد را در صفت مفعولی دارد؛ مانند xuβdē «خوابیده» frēštē «فرشته، فرستاده».

 

این پسوند بر پایۀ ستاک حال، اسم حاصل مصدر (اسم فعل) می‌سازد، مانند βirē «یافته»، āγaδē «آرزو». نیز به اسم و صفت می‌پیوندند: martaxmē «مردم»، nōšē «جاوید»؛ مؤنث آن در صفت -(a)č مانند nōšč .

 

پسوندهای صفت فاعلی‌ساز

γarβēnē :-ēnē «داننده»، xwrēnē «خورنده» و نیز ēk/-īk ، γarβīk «دانا» δārīk «دارنده» و صفت نسبی‌ساز suγdīk «سغدی». همچنین پسوند -nē : kiŗmnē «کرمو»، پسوند صفت‌ساز -nāk در anduxčnāk «اندوهناک».

 

پسوندهای صفت نسبی -ānē و مؤنث آن putānē : -ānč «بودائی» čxudānē «یهودی»، čxuδānč δēn «دین یهودی» (گرشویچ 1954: 1040). پسوند صفت‌ساز -kēn : γāmkēn «ثروتمند». سغدی چند پسوند اسم معناساز دارد: و yāk : مانند xwātyā «ناتوانی»، βaγyāk «خدایی» ( با ستاک سنگین و -yāk با سبک)؛ و نیز پسوند -āwē در friyāwē «عشق»؛ پسوند -ōnē/-ūnē در mastūnē «مستی، مستانه» (نک‍ : گرشویچ 1954: 1087، 1081؛ سیمزویلیامز 1981: 11-19).

 

از پسوندهای پربسامد دیگر پسوند -čīk که هم اسم و هم صفت‌ساز است: āmangčīk «راستی»، ōtakčīk «محلی»، βēk čīk «خارجی». ترکیبات پسوندها با هم نیز در سغدی موارد بسیار دارد (برای آگاهی کامل از پسوندها و به طور کلی وندهای سغدی، نک‍ : گرشویچ 1954: 141-176).

 

کتابشناسی:

بیرونی، ابوریحان، آثارالباقیه، ترجمۀ اکبر داناسرشت، تهران، 1352

زرشناس، زهره، 1380، شش متن سغدی، تهران

زرشناس، زهره،1380، جستارهایی در زبانهای ایرانی میانۀ شرقی، تهران

قریب، بدرالزمان، 1355، «قانون هموزنی مصوتها»، مجلۀ دانشکدۀ ادبیات دانشگاه تهران، صص. 120-130

قریب، بدرالزمان ، 1369، «صرف اسم در زبان سغدی»، مجلۀ زبان‌شناسی، س 70، ش 1، صص. 89-104 

قریب، بدرالزمان،1373، «نظام فعل در زبان سغدی»، مجلۀ زبان‌شناسی، س 10، ش 1، صص. 2-54 

قریب، بدرالزمان،1374، فرهنگ سغدی، تهران

قریب، بدرالزمان، 1383، روایتی از تولد بودا، متن سغدی وِسَنتره جاتَکَه، تهران

قریب، بدرالزمان،1386، مطالعات سغدی، به کوشش محمد شکری فومشی، تهران

قریب، بدرالزمان، 1387، «عناصر زردشتی در متون ایرانی میانۀ شرقی»، جشن‌نامۀ دکتر محمدعلی موحد، به کوشش حسن حبیبی، تهران

 

Bartholomae, Ch,1904, Altiranisches Wörterbuch, Strassburg

Benveniste, E, 1929, Essai de grammaire Sogdienne, Paris

Benveniste, E, 1940, Codices-Sogdiani, Kopenhague

Benveniste, E, 1940, Textes Sogdiens, Paris

Benveniste, E, 1946, Vessantara Jātaka, Paris

Benveniste, E, 1979, Études Sogdiennes, Wiesbaden

Bogolyubov, M. N, et al., 1963, (eds), Corpus Inscriptionum Iranicarum; part II, vol. III/I: Dokumenty s Gory Mug, [Documents From Mt. Mugh], Moscow

Bogolyubv, M, N., and Smirnova, O.I., 1963, Hozjajstvennye Dokumenty: Sogdijskie dokumenty s Gory Mug, III, Moscow

Clark, L, 2000, »The Conversion of Bügükhan to Manichaeism«, Studia Manichaica, Berlin, pp. 83-110

Fedoro, M, 2007, »On the Portrait of the Sogdian Kings (Ikhshid) of Samarkand«, Iran XLV, pp.103-160

Frejman, A. A, 1962, Opisanie Publikacii i Issledovanie Dokumentov s Gory Mug, I, Moscow

Gauthiot, R, 1914, Essai de Grammaire Sogdienne, I, Paris

Gershevitch, I, 1945, »Sogdian Compounds«, Transactions of the Philological Society of London, pp. 137-149

Gershevitch, I, 1954, A Grammar of Manichean Sogdian, Oxford

Gharib, B, 1965, Analysis of the Verbal System in the Sogdian Language, Microfilm Ph. D. Dissertation in University of Pennsylvania

Gharib, B, 1995, Sogdian Dictionary, Sogdian-Persian-English (SD), Tehran

Grenet, F., and Sims-Williams, N, 1987, .»The Historical Context of the Sogdian Ancient Letters«, Transition Periods in Iranian History, Leuven, pp. 101-122

Gropp, G, 1974, »Mitteliranishe Glossare und Index zu ‘Waldschmidt-Lentz’«, Neue Methodologic in der Iranistik , R. N. Frye ed., Wiesbaden, pp. 7-48

Hansen, O, 1930, »Karabalgasun Inscription«, Journal de la Société Finno-Ougrienne,  pp. 3-39.

Hansen, O, 1941a, »Ein Fragment der Georgspassion in Sogdischer Sprache aus Turfan«, Forschungen und Fortschrift, 17/ 33-4,  pp. 360-361

Hansen, O, 1941b, Berliner Sogdische Texte I, Brüchstücke einer soghdischen Version der Georgspassion (C 1) (BSTi), Berlin

Hansen, O, 1954, Berliner Soghdische Texte II (BSTii), Berlin

Henning, W. B, 1937, Ein Manichäisches Bet-und Beichtbuch, (BBB) APAW 10. [Also Acta Iranica 14 (Teheran-Liege. 1977.) pp. 417-557.]

Henning, W. B, 1939, »Sogdian Loan-Words in New Persian«, BSOAS, pp. 93-106

Henning, W. B, 1939b, »Zum Soghdischen Kalender«, Orientalia, pp.93-106

Henning, W. B, 1940, Sogdica, London

Henning, W. B, 1945a, »The Manichean Feasts«, JRAS, pp.146-164

Henning, W. B, 1945b, »Sogdian Tales«, BSOAS 11, pp. 465-487

Henning, W. B, 1948a, »A Sogdian Fragment of the Manichean Cosmogony«, BSOAS 12, pp. 301-318

Henning, W. B, 1948a, »The Date of the Sogdian Ancient Letters«, BSOAS 12, pp.601-615

Henning, W. B, 1958, »Mitteliranisch«. Handbuch der Orientalistik, Bd, 4, Iranistik, abshnitt 1: linguistic, B.Spuler, ed., 1, Leiden, pp. 20-130

Kent, R. G, 1953, Old Persian, Grammar, Texts, New Haven

Klein, V. and Reck, C, 2004, »Ein Kreuz mit sogdischer Inschrift aus Ak-Bešim/ Kyrgyzstan«, ZDMG 154/1, pp. 147-56

Livshits, V. A and Hromov, A, 1981, »Sogdijskij Jazyk«, Osnovy 11, pp. 347-514

Livshits, V. A, 1962, Juridiceskie documenty i pis’ma. Sogdijskie s gory Mug, II, Moskva

Livshits, V. A, 1972a, »Afrasiyab Inscription«, Acta Orientalia Academiae Scientiarum Hungaricae, p.79

Livshits, V.A, 1972b, »Bugut Inscription«, Acta Orientalia Academiae Scientiarum Hungaricae,  pp. 69-102

Livshits, V.A, 1972c, »Ladakh Inscription«, Acta Orientalia Academiae Scientiarum Hungaricae, 69-102

MacKenzie, D. N, 1976, »The Buddhist Sogdian Texts of the British Library (BSTBL)«, Acta Iranica 10, London

MacKenzie, D.N, 1970, The Sutra of the causes and effects of actions in Sogdian (SCE), Oxford

MacKenzie, D.N, 1985, »Two Sogdian HWYDGM'N Fragments« Acta Iranica 25, pp. 421-28

Maue, D. and N. Sims-Williams, 1991, »Eine Sanskrit–Sogdische bilingue in Brāhmī«, BSOAS, vol. 54, part 3 pp. 486-495

Müller, F. W. K, 1904, »Handschriften-Reste in Estrangelo-Schrift aus Turfan [I], Chinesisch-Turkistan, SPAW, pp. 348-352

Müller, F. W. K, 1904, Handschriften-Reste in Estrangelo-Schrift aus Turfan, Chinesisch-Turkistan. II, Berlin

Müller, F. W. K, 1907, Neutestamentliche Bruchstücke in soghdischer Sprache, SPAW, pp.260-270

Müller, F. W. K, 1913, Soghdische Texte I (ST i), Berlin

Müller, F. W. K, 1925, »Ladakh Inscription«, SPAW, pp. 371-72

Müller, F. W. K, 1926, Reste einer Soghdischen Übersetzung des padma Cintāmaņi-dhārani-sutra, SPAW, pp.2-8

Müller, F. W. K, and Lentz, D. W, 1934, »Soghdische Texte II (ST ii)«, SPAW 21, Berlin, pp. 504-607

Ragoza, A. N, 1980, Sogdijskive Fragmenty Central’no aziatoskogo. Sobranija Instituta vostkovendenija, Moscow

Reichelt, H, 1928, Die Soghdischen handschriften-Reste des Britischen Museums, I, Heidelberg

Rosenberg, F , 1928, »Fragment Sogdian Buddhique du Musée Asiatique O3«, Bulletin de L'Académie des Science de Russie, pp. 1375-1398

Rosenberg, F, 1918, »Mission S-Oldenburg: Fragment d'un conte O1«, Bulletin de L'Académie des Science de Russie, pp. 817-72 

Rosenberg, F, 1920, »Fragment d'un Sutra O2«, Bulletin de L'Académie des Science de Russie, pp. 399-420, 450-474

Schwartz, M, 1967, Studies in the texts of the Sogdian Christians, University Microfilms

Sime-Williams, N, 1992, »Sogdian and the Turkish Chrisrians in the Turfan and Tun-Huang manuscripts«, Turfan and Tun-Huang texts, Encounter of civilizations on the Silk Route, pp. 43-61

Sims-Williams, N, »Traditions concerning the fates of the Apostles in Syria and Sogdian«, Gonosisforschung und, religiongeschichte. Festschift für Kurt Rudolph, Marburg, pp. 287-294

Sims-Williams, N, 1976, »The Sogdian Fragments of the British Library«, Indo-Iranian Journal 18, pp. 43-74

Sims-Williams, N, 1979, »On the plural and dual in Sogdian«, BSOAS 42, pp.337-346

Sims-Williams, N, 1981a, »The Sogdian fragments of Leningrad«, BSOAS 44, pp.231-240

Sims-Williams, N, 1981b, »The Sogdian sound-system and the origins of the Uyghur script«, JA 269, pp. 347-360

Sims-Williams, N, 1981c, »Some Sogdian denominal abstract suffixes«, AcOr 42, pp.

11-19

Sims-Williams, N, 1982, »The double system of nominal inflection in Sogdian«, TPhS, pp.

67-76

Sims-Williams, N, 1983, »Indian Elements in Parthian and Sogdian«, Sprachen des Buddhismus in Zentralasien, ed. K. Röhrborn and W. Veenker, Wiesbaden, pp. 132-141

Sims-Williams, N, 1984, »The Sogdian 'Rhythmic Law«, Middle Iranian Studies,

pp. 203-215

Sims-Williams, N, 1985a, The Christian Sogdian Manuscript C2, Berlin

Sims-Williams, N, 1985b, »Ancient Letters«, Encyclopaedia Iranica, II/I, pp. 7-9

Sims-Williams, N, 1989-1992, »Sogdian and Other Iranian Inscriptions of the Upper Indus«, Corpus Inscriptionum Iranicarum, Part II, Vol. III /II, 1-2, London

Sims-Williams, N, 1989a, »Eastern Middle Iranian and Sogdian«, Compendium Linguarum Iranicarum, ed, R. Schmitt, pp. 165-192

Sims-Williams, N, 1989b, »Sogdian«, Compendium Linguarum Iranicarum, pp.172-192

Sims-Williams, N, 1990, »Chotano-Sogdian II, Aspect of the development of nominal morphology in Khotanese in and in Sogdian«, Proceedings of the first European conference of Iranian Studies, Part I, Old and Middle Iranian Studies, Rome

Sims-Williams, N, 1990, »The Sogdian Fragments of Leningrad II, Mani at the court of shahinshah«, Bulletin of the Asia Institute, pp.281-288

Sims-Williams, N, 1991, »A Sogdian Greeting«, Corolla Iranica, Papers in honor of Prof. Dr. David Neil Mackenzie, pp.176-187

Sims-Williams, N, 1991, »The Sogdian Fragments of Leningrad, III, Fragments of the Xwastwānīft«, Studies presented to Professor Julien Ries, Manichaica Selecta, I. Louvain, pp. 323-328

Sims-Williams, N, 1993a, »Ladakh Inscription«, ANP, Vol. 2, Mainz

Sims-Williams, N, 1994, »The Sogdian manuscripts in Brāhmī script as evidence for Sogdian phonology«, Turfan Khotan and Tun-Huang, Berlin, pp.307-315

Sims-Williams, N, 1994, »The triple system of Deixis in Sogdian«, TPS (Transaction of the Philological Society), London, pp.41-45

Sims-Williams, N, 1995, »A Sogdian version of the’ Gloria in Exelsis Deo«, Res Orientales VII, Au carrefour des religions, Mélanges offerts á Phillippe Gignoux, pp.257-262

Sims-Williams, N, 1995, »Christian-Sogdian texts from the Nachlas of Olaf Hansen I: Fragments of the life of Serapion«, BSOAS, vol. 58, London, pp. 50-68

Sims-Williams, N, 1995, »Christian-Sogdian texts from the Nachlas of Olaf Hansen II, Fragnents of polemic and prognostics«, BSOAS, 58, pp.288-302

Sims-Williams, N, 1996, »Another Sogdian Ideogram«, Transaction of the Philological Society , pp. 161-165

Sims-Williams, N, 1996, »Eastern Iranian Languages«, Encyclopaeadia Iranica, vol. VII, Fas. 6, pp. 640-652

Sims-Williams, N, 1996, »From Babylon to China, Astrological and Epistolary formulae across two millennia«, La Persia et l’Asia Centrale da Alessandro al X secolo, Accademia nazionale del Linci, Roma, pp. 77-84

Sims-Williams, N, 1996, »On the historical present and injunctive in Sogdian and Choresmian«, MMS 56, pp.173-189

Sims-Williams, N, 1996, »The Sogdian merchants in China and India«, Cina e Iran da Alessandro Magno alla dinastia Tang, pp. 45-67

Sims-Williams, N, 1997, »The Sogdian Inscriptions«, Seals and sealings of the Indian subcontinent and Afghanistan (4th century BC-11th century AD), Instituto universitari orientale, Naples, pp. 313-314

Sims-Williams, N, 1997-1998, »The Iranian inscriptions of Shatial«, Indologica Taurinensia, Torino, Italy, pp. 523-541

Sims-Williams, N, 2000, »Some Reflections on Zoroastrianism in Sogdiana and Bactria«, Silk Road Studies IV, pp.1-25

Sims-Williams, N, 2001, »The Sogdian Ancient Letters II«, Philologica et Linguistica«, Festschrift für Helmut Humbach, pp.269-280

Sims-Williams, N, 2004, »A Greek-Sogdian Bilingual from Bulayiq«, La Persia E Bisanzio, Roma, pp. 623- 631

Sims-Williams, N, and Hamilton, James, 1990, »Documents Turco-Sogdiens du IXe-XeSiècle de touen-houang« Corpus Inscriptionum Iranicarum; Part II, Vol.III /III, Supplementary Series, London

Sims-Williams, N, et.al, 1998, »The Sogdian Ancient Letter V«, Bulletin of the Asia Institute 12, pp. 91-106

Skjærvo, P. O, 1991, »Iranian religious terms in Pre-Islamic Central and Inner Asia«, Encyclopaedia Iranica 5/5, pp. 469-471

Sundermann, W, 1974a, »Nachlese zu F. W. K. Müllers Soghdischen Texten I«, AoF I, pp. 217-255

Sundermann, W, 1974b, »Nachlese zu F. W. K. Müllers Soghdischen Texten I«, Teil, AoF III, pp.55-90

Sundermann, W, 1974c, »Nachlese zu F. W. K. Müllers Soghdischen Texten I«, AoF VIII, pp. 169-225

Sundermann, W, 1981, Mitteliranische manichäische Texte kirchengeschichlichen Inhalts, Berlin

Sundermann, W, 1984, »Probleme der Interpretation Manichäisch-Soghdischer Briefe«, AAntH 28, pp. 289-316

Sundermann, W, 1985, Ein manichäische soghdisches Parabelbuch (MSP), Berlin

Sundermann, W, 1990, 23-32, The Manichaean Hymn Cycles Huyadagmān and Angad Rōšnān in Parthian and Sogdian, Corpus Inscriptionum Iranicarum (CII), Supplementary Series, vol. II, London

Sundermann, W, 1992, »Der Jungfrau der Guten Taten«, Recurrent Patterns in Iranian Religions, Studia Iranica, Cahier II, pp. 159-175

Sundermann, W, 1992, »Eine Buddhisticsche Allegorie in Manichäischer Uberlieferung«, Corolla Iranica, Papers in Honor of Prof. D. N. Mackenzie, Frahkfurt, pp. 198-206

Sundermann, W, 1992, »Iranian Manichaean Turfan Texts«, Encounter of Civilizations on the Silk Route, Cadonna

Sundermann, W, 1992, Der Sermon vom Licht-Nous, Berliner Turfantexte XVII, Berlin

Sundermann, W, 1994a,  »Manohmed rōšn, Der Licht Nous«, Ursprung und Wandel eines manichäischen Begriffs, Memoriae Munusculum Gedenkband für Annemarie von Gabain, Wiesbaden, pp. 123-129

Sundermann, W, 1994b, »Iranische Personennamen der Manichaichäer«, Die Sprache, band 36, heft 2, pp. 244-270

Sundermann, W, 1994c, »Eine Liste manichäischer Götter in Soghdischer Sprache«, Tradition und Translation, Festschrift Carlsten Colpe, Berlin, pp. 452-462

Sundermann, W, 1994d, »Mani’s ‘Book of Giant’s and the Jewish “Books of Enoch. A case of terminological difference and What it implies«, Irano-Judaica III, pp. 40-48

Sundermann, W, 1995a, »Who is the Light NOUS and what does he do«, The Manichaean Nous, Proceedong of the international symposium organized in Louvain, (Manichaean Studies II), pp. 255-265

Sundermann, W, 1995b, »Die Parabel von den Schätzesammelnden Kaufleuten«, Res Orientles VII, Au carrefour des religions, Mélanges offerts à phillippe Gignoux, pp. 285-296

Sundermann, W, 1995c, » Soghdisch *xwšt’nc »Lehrein«, Acta Orientalia Hungaria, XLVIII, pp. 225-227

Sundermann, W, 1996 [1997], »Three fragments of Sogdian Letters and documents«, La Persia el’Asia Centrale da Alessandro al X secolo. Academia Nationale dei Lincei, Roma, pp. 99-111

Sundermann, W, 1996 [1998], »A Manichaean view on the resurrection of the body«, Bulletin of the Asia Institute, Studies in honor of A. Livshits, N. S. vol. 10, pp. 187-194

Sundermann, W, 1996, »Iranian Manichaean texts in Chinese, remake: translation and transformation«, A. Cadonna & L. Lanciotti, Florece, pp. 103-119

Sundermann, W, 1997, Der Sermon der Seele, Berlin

Sundermann, W, 1998,  »Soghdisch ršt’wc’r ‘Trost, Ermahung’ (mit einem Anhang: Das Ende der soghdischen Erzählung vom Kar-Fisch)«, Religion und Wahrheit, Religiongeschichtliche Studien, Festschrift für Gernot Wissner, Wiesbaden, pp. 167-178

Sundermann, W, 2001, »Eine soghdische Version der Araņemi-Legende«, Silk Road Studies V, De Dunghuang a Istanbul, Hommage à James Russell Hamilton. Berlin, pp. 339-347

Sundermann, W, 2001, »Manichaean Polemics against Zoroastrian doctrine of ohrmezd the Creator«, Tafazzoli memorial volume, Tehran, pp. 71-77

Sundermann, W, and Kudara, K, 1998, »A second Text of the Sogdian viśeŞacinti-brahma-pariprcchā-sūtra«, Studies on the Inner Asian Languages, XIII, pp. 110-116

Sundermann, W, Iranian Manichaean Turfan texts in early publications (1904-1934), Photo Edition, London 1996 (CII Supplementary Series Vol. III)

Sundermann, W., 1994e, [1995], »Eva illuminatrix«, Festschrift für Kurt Rudolph. Gnosisforschung und Religionsgeschichte, Marburg, pp. 317-327

Utz, D. A, 1976, An unpublished Sogdian version of the Mahāyāna Mahāparinirvānasūtra in the German Turfan collection, unpublished Ph. D thesis, Harvard University

Utz, D. A, 1980, A Survey of Buddhist Sogdian Studies, Tokyo

Utz, D. A, 1997, »A Sogdian thaumaturgical text from Dunhunag and the inner Asia weather magic«, in M. Gervers & W. Schlepp eds., Papers presented at the Central and Inner Asia Seminar, University of Toronto, pp. 25-26

Waldschmidt, E, 1933, »Manichäische Dogmatik aus chinesischen und iranischen Texten«, SPAW, pp.480-607

Waldschmidt, E, and Lentz, W, 1926, »Die Stellung Jesu in Manichäismus«, APAW,  pp.

1-131

Yashida, Y, 1991, »Sogdian Miscellany III«, Corolla Iranica, Papers in honor of Prof. David Neil Mackenzie, pp. 237-243

Yashida, Y, 1994, »On a Manichaean fragment expounding vanity and earthly life, text preceeding Henning’s Job Story’-«, Orient 37.2, pp. 16-32

Yashida, Y, et.al, 1997, Iranian Fragments from the Ōtani Collection, vol. 1: Facsimile volume, vol. 2: Texts, Contents. Iranian Fragments unearthed in Central Asia by Ōtani mission and kept in the library of the Ryūkoku University

Yoshida, Y, 1979, »On the Sogdian infinitives«, Journal of Asian and African Studies, 18, pp. 181-195

Yoshida, Y, 1986, »Notes on the Buddhist Sogdian Texts«, Studia Grammatica Iranica, Festschrift für Helmut Humbach, München, pp. 513-523

Yoshida, Y, 1993, »Some new readings on the Nāfināmak in Sogdian«, Bulletin of the Society of Near Eastern Studies in Japan, Nippon Oriento Gakkal, pp. 237-243

Yoshida, Y, 1994, »A Sogdian Fragment of the Mahāyāna MahāparinirvāŃa-Sūtra«, Bulletin of the Society for Western and Southern Asiatic Studies, Kyoto University, pp. 16-32

Yoshida, Y, 1995, »Dharāni in Sogdian«, Encyclopaedia Iranica, 7/4, pp. 357-358

Yoshida, Y, 1995, »Sogdian Miscellany IV«, Studies on the inner Asian Languages, X, pp.

67-84

Yoshida, Y, 1996 [1998], »The Sogdian Dhūta text and its Chinese original«, Bulletin of the Asia Institute, Studies in Honor of Vladmir Livshits, pp.167-173

Yoshida, Y, 2000, »The first fruit of Ryukoku-Berlin project on Turfan Iranian Manuscripts«, Acta Asiatica, Bulletin of the Institute of Eastern cultures, 78, pp. 71-86

Yoshida, Y, 2001, »On the Sogdian fragments of the St. Petersburg collection«, Contributions to the Studies of Eurasian languages, series 3, Kyoto, pp. 105-117

Yoshida, Y. and Moriyasu, T, 1988, »A Sogdian sale contract of a female slave from the period of the Gaochang kingdom«, Studies on the inner Asian languages, 4/8, pp.145-149

Yoshida, Y., 1984, »Sogdian Miscellany«, Studia Iranica, 13/1, pp. 145-149

تاریخ جامع ایران؛ جلد پنجم

 

ارسال نظر
نام :
ایمیل :
ارسال نظر
نظرات کاربران
میزان اهمیت
ایمیل
توضیحات
ثبت گزارش

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما