دانشنامة ايران
ديري است كه فارسى زبانان - چه در ايران، چه در خارج از آن - نياز به
مرجعى جامع و موثق را كه ناظر به همة دانشها و بهزبان خود آنان باشد،
احساس مىكنند و در آرزوي داشتن دانشنامهاي همگانىاند كه بهويژه با توجه
بهتحولات شتابناك در همة رشتههاي علمى و شاخههاي فرهنگى به نيازهاي
امروزين آنان پاسخ گويد. مركز دائرة المعارف بزرگ اسلامى از آغاز تأسيس با
توجه به اين نيازها، تدوينِ دانشنامة ايران را يكى از اهداف خود قرار داده
بود. اينك مجلد اول آن پس از فراز و نشيبهاي بسيار منتشر گرديده، و پيش روي
شماست.
براي دانشنامة ايران اين ويژگيها پيشبينى شده است: . در 0 جلد، و هر جلد در
حدود 00 صفحه؛ . در برگيرندة حدود 00`0 مقاله؛ . همراه با تصوير، نقشه، طرح،
جدول، نمودار و ديگر تدابير بصري.
اين دانشنامه نخست به صورت كتاب، و سپس لوح فشرده سى دي منتشر خواهد شد
و در آيندهاي نه چندان دور مقالههاي آن از طريق شبكة كامپيوتري جهانى
اينترنت قابل دسترسى خواهد بود.
مخاطبان دانشنامه: دانشنامة ايران با توجه به نيازهاي اين مخاطبان انتشار
مىيابد:
. همة فارسى زبانانى كه براي دست يافتن سريع به اطلاعات دقيق، مراجعة
فوري و حتى آغاز پژوهش به مرجعى قابل اتكا نيازمندند.
. استادان، پژوهشگران، دبيران، آموزگاران، دانشجويان، دانشآموزانِ
دبيرستانها و همة آموزش دهندگان و آموزش - گيرندگانى كه براي امور آموزشى
خود به مرجعى جامع و دقيق نيازمندند.
. نهادهاي اطلاع رسانى، كتابخانهها و مؤسسات ديگري كه كتاب را در دسترس
عموم يا مخاطبان خاص خود قرار مىدهند و براي كتابهاي مرجع كاربردهايى خاص
دارند.
مقالههاي دانشنامه : مقالهها به ترتيب الفبايى تنظيم مىشود و هر مقاله
بهموضوعى معين اختصاص مىيابد. حجم هر مقاله معمولاً متناسب با موضوع و
جايگاه و درجةاهميت آن در قلمرو تخصصى مقاله است. مقالههاي دانشنامه را از
حيث حجم مىتوان به گروه تقسيم كرد: . خيلى كوتاه چند سطر، . كوتاه تا
ستون، . نيمه بلند از ستون تا ستون، . بلند از تا ستون، . خيلى بلند از ستون
بيشتر.
بيشتر مقالههاي دانشنامه را گروه نيمه بلند تشكيل مىدهد كه ميانگين حجم
آنها حدود يك ستون است. مقالههاي خيلى كوتاه خاص اطلاعرسانى حداقل و
سريع دربارة مواردي است كه ذكر اطلاعاتى اندك در دانشنامهاي همگانى براي
آنها كفايت مىكند. مقالههاي خيلى بلند در موضوعاتى است كه طبيعت آنها
ايجاب مىكند حق مطلب با كلمات بيشتري ادا شود. جنبههايى از ارزشهاي والاي
جامعه، شخصيتهاي ممتاز عالم بشريت، مفاهيم اساسى يا جديدي كه طرح كردن
آنها به تفصيل نياز دارد، از جمله مطالبى است كه در قالب مقالههاي بلند
معرفى مىشوند. با اين حال، كوشش مىشود تا جاي ممكن اصلِ خلاصهگويى و
پرهيز از ذكر عبارتها و كلمههاي زائد مراعات گردد و اطلاعات مفيد و لازم، با
حداقل واژهها و با ساختاري ساده و آسانياب ارائه شود.
منابع دانشنامه : مقالههاي دانشنامة ايران به صورت تأليف، تلخيص و ترجمه
تدوين، و از منبع اصلى تأمين مىشود:
. اطلاعات مربوط به جهان علم و فن، دستاوردهاي جهانى بشر و آنچه مربوط به
عالم خارج از دنياي اسلام و ايران است، از دانشنامههاي معتبر خارجى گرفته
مىشود، مانند آشت، آمريكانا، انكارتا، بريتانيكا، بروكهاوس، كلمبيا و لاروس، يا
هر دانشنامه و مرجع معتبر ديگري كه در موضوع موردنظر مقالة مناسبتري عرضه
كند؛ مثلاً در برخى از موارد مقالات مربوط به ايران از ايرانيكا ترجمه، يا
ترجمه و تلخيص مىشود. به هر حال، در زمينههايى كه تأليف مقاله ممكن يا
لازم نباشد، مناسبترين مقاله از معتبرترين دانشنامه به فارسى ترجمه
مىگردد و چنانچه تغيير يا تلخيصى در متن ترجمه شده لازم باشد، بىآنكه به
ساختار مقاله خللى وارد گردد، اعمال مىشود. گفتنى است كه از ميان
دانشنامههاي ياد شده، تاكنون مقالههاي بريتانيكا، انكارتا و كلمبيا به
ترتيب، غالباً بيش از بقيه براي دانشنامه ترجمه شده است و مقالههاي
ترجمه شده حدود كل مقالههاي دانشنامه را تشكيل مىدهد.
. اطلاعات مربوط به جهان اسلام از دائرة المعارف بزرگ اسلامى، اثر ديگري
كه از سوي اين مركز تدوين و منتشر مىگردد، استخراج، و متناسب با نيازِ
مراجعه كنندگان به دانشنامهاي همگانى، تلخيص، بازنگاري يا بازآرايى
مىشود. اين دسته از مقالات نزديك به كل مقالههاي دانشنامه را تشكيل
مىدهد.
. مقالات مربوط به ايرانِ پيش از اسلام به طور كلى، و مواردي دربارة ايران
دورة اسلامى كه در دائرة المعارف بزرگ اسلامى مقالهاي مناسب براي درج در
دانشنامه نداشته باشد، تأليف مىشود. اين دسته از مقالات هم قريب به كل
مقالههاي دانشنامه را تشكيل مىدهد.
شيوة كار: تنوع منابعى كه از آنها براي دانشنامه مقاله انتخاب مىشود و حجم
بسيار اطلاعاتى كه طى سالها فعاليت مركز دائرة المعارف بزرگ اسلامى براي
تدوين چند اثر دانشنامهاي فراهم آمده، اين زمينه را آماده ساخته است كه
دامنة كار دانشنامة ايران تا جايى كه امكانات موجود اجازه مىدهد، نسبتاً
گسترده باشد و هيچ موضوع دانشنامهاي مهمى براي معرفى از قلم نيفتد، ضمن
آنكه ساختارِ تشكيلاتى اين دانشنامه به تأمين چنين هدفى كمك مىكند.
سرويراستار دانشنامه، دبيرخانة دانشنامه كه بازوي اجرايى سرويراستار است و
بخشهاي علمى كه هر يك بررسى و پژوهش موضوعهاي خاصى را به عهده دارند،
مسئول مدخل گزينى، انتخاب مقالههاي مناسب و ارائة پيشنهادهاي جديدند.
مدخلهاي پيشنهادي از طريق سرويراستار به بخش گزينش عناوين ارجاع مىشود. در
اين بخش «هيئت ويژة بررسى عناوين» ضمن رسيدگى به مدخلهاي پيشنهادي،
دربارة بودن و يا نبودنِ عنوانى خاص در دانشنامه، ضبط دقيق عناوين، تأليفى
يا ترجمهاي بودن مقاله، حجم تقريبى آن و احياناً جنبههايى ديگر تصميم
مىگيرد و تصميمهاي هيئت پس از تأييد سرويراستار، براي اجرا به بخشهاي مربوط
ابلاغ مىشود. بخشها مسئول تأليف، ترجمه و در موارد لازم تلخيص و تلفيق
مقالات هستند و با همكاري شمار قابل توجهى از متخصصان، پژوهشگران، مؤلفان و
مترجمان كه در درون يا بيرون از سازمان مركز دائرة المعارف بزرگ اسلامى با
اين دانشنامه همكاري دارند، مقالات را تهيه، و آماده مىكنند. در مقالههاي
تأليفى، وظيفة بررسى مآخذ و مطابقت دادنِ محتواي مقالات با مآخذِ استفاده
شده، و در مقالههاي ترجمهاي، وظيفة مطابقت دادن ترجمه با متن اصلى،
برعهدة مسئول بخش است. پس از حصول اطمينان از صحت و دقت مقاله، ويرايش
علمى كه مراد از آن ويرايش ساختاري، محتوايى و موضوعى است، در بخش انجام
مىگيرد و پس از بررسى سرويراستار، براي ويرايش نهايى به بخش ويرايش و چاپ
ارسال مىشود. مقالهاي كه از اين بخش به عنوان مقالة نهايى نزد سرويراستار
براي بازبينى نهايى فرستاده مىشود، از حيث محتوا و صورت، و برپاية معيارهاي
علمى - فنىِ مدون و مصوب و نيز ضوابط دانشنامهنگاري بررسى شده، و محتواي
آن نيز از حيث علمى موردتأييد است.
مشورتخواهى از متخصصان و كارشناسان - چه در داخل مركز، چه بيرون از آن -
از ضروريات تدوين اثر گستردهاي است كه همة دانشها و معارف بشري بايد در آن
منعكس شود. گاه حتى چگونگىِ ضبط يك نام يا يك اصطلاح به نظر تخصصى و
ساعتها صرفِ وقت نياز دارد. پيداست كه همة تخصصهاي لازم براي دانشنامه در
يك مركز و در يك محل جمع نيست و از اينرو، هرگاه كه اطمينان از صحت و
دقتِ نكتهاي لازم باشد، اين دانشنامه نظر مشورتى را از همة راههاي ممكن
جويا مىشود.
شوراها، نشستهاي تخصصى و جلسههاي كارشناسىاي كه به طور مرتب برگذار
مىشود، از ديگر مجراهاي تضمين صحت و دقت مقالات است . گروه نمونهخوانان
مقالههاي دانشنامه را دستكم چندبار مقابله و تصحيح مىكنند.گروههاي ديگر
علمى و پشتيبانى هر يك بنا بهمسئوليتهاي خود تسهيلكنندة گردش كار دانشنامه
و تأمين كنندة جنبههايى از صحت و دقت آن هستند.
با اين حال، دانشنامة ايران اثري در حال تكوين است. دگرگونيهاي شتابناك در
بسياري از موضوعهاي دانش و معرفت بشري از يك سو، و رويكرد دانشنامه به
معرفى شايستة آنها با توجه به مخاطبان خود و كاربردهاي دانشنامه از ديگر سو،
طبعاً به تعاملى مىانجامد كه بر همة جنبههاي كار دانشنامه، از انتخاب منبع
مناسب اطلاعات گرفته، تا چند و چونىِ ارائة آنها و ساختار و ساز و كار لازم
براي اين كار تأثير مىگذارد. زنده بودن فعاليت علمى به اين است كه با
تحولات همسو و همپا باشد و دانشنامة ايران مصمم است كه نياز زمان را دريابد،
خود را با آن هماهنگ سازد و به آن پاسخ گويد.
زمينههاي موضوعى: دانشنامههاي همگانى با همة دانشها و معارف بشري سر و كار
دارند. همة شاخهها و زير شاخههاي علوم دقيق، تجربى، اجتماعى و انسانى و
فرهنگ، هنر و ادبيات به معناي گستردة كلمه، قلمرو اينگونه دانشنامهها ست.
شمار دقيق اين شاخهها و زير شاخهها به بيش از چند هزار مىرسد كه پيوسته در
حال تغيير است. رعايت دو نكته در اين باره، داراي اهميت خاص است: . هيچ
شاخه و زير شاخة مهمى از نظر دور نماند؛ . نسبت و حجمى كه هر يك از اينها در
كل دانشنامه به خود اختصاص مىدهد، با ديگر شاخهها و زير شاخهها تناسب
داشته باشد.
برقراري اين تناسب از دشوارترين وظايف دانشنامه، و دست يافتن به تناسب
موزون، از هنرهاي ممتاز دانشنامهنگاري است. تناسب موزون زمانى ممكن است
كه ميان هدفهاي دانشنامه، نيازهاي مخاطبان، تحولات دانش و معرفت و
امكانات ارائة دانشنامه ارتباطى انداموار برقرار شود. از اينرو، دانشنامة
ايران مىكوشد تا به اين اهداف دست يابد: . مخاطب مدار باشد و نياز مخاطبان
را مبنايتصميمگيري دربارة شاخهها و زيرشاخهها قرار دهد. . تناسب موضوعىِ
موجود در دانشنامههاي معتبر را در نظر بگيرد. . اصالت خود را كه تأكيد بيشتر بر
شاخهها و زيرشاخههايى است كه با نيازها و آيندة مخاطبان فارسى زبان ارتباط
بيشتري دارد، حفظ كند.
ضوابط نوشتن مقالات
.I دستور خط
در نوشتن مقالات دانشنامه تا حد امكان از دستور خط فارسى مصوب فرهنگستان
زبان و ادب فارسى تهران، 382ش پيروي شده است، اما از آنجا كه بسياري از
مقالات در ساليان گذشته مراحل مختلف تأليف، ترجمه و ويرايش را طى كرده،
ممكن است در مواردي اختلافهاي ناچيزي مشاهده شود كه در آينده كمتر خواهد
شد.
.II نقطهگذاري
براي نقطهگذاري در خط فارسى ضوابط مدونى وجود ندارد و مؤلفان و مترجمان در
اين باره اختلافنظر دارند، اما مواردي هست كه رعايت آنها در نوشتار ضروري
است. در دانشنامه از علامتهاي نقطهگذاري، فقط در موارد ضروري براي كمك به
درست خواندن و واضحتر شدن مطلب استفاده شده است. اينك توضيح مختصري
دربارة هر يك از اين علامتها:
. ويرگول ، نشانة مكث كوتاه است و عموماً در اين موارد به كار مىرود: الف
براي جدا كردن چند كلمة معطوف به يكديگر. مثال: كتابهاي شفا، قانون،
دانشنامة علايى و... از آثار ابن سينا است؛ ب براي جدا كردنِ اطلاعات
كتابشناسىِ يك مأخذ از يكديگر. مثال: ابن اسفنديار، محمد، تاريخ طبرستان،
به كوشش عباس اقبال آشتيانى، تهران، 320ش، ص 9؛ ج براي جدا كردن اجزاء
جملههاي طولانى ساده، يا جدا كردن جملههاي پيرو از جملة پايه در جملههاي
مركب. مثال: آب انبارهايى كه در مناطق كوهستانى و دشتها، نزديك چشمهها يا
مظهر قناتها، ساخته شدهاند، به وسيلة مجرايى كه از مظهر قنات يا چشمه به
مخازن مىپيوندد، پر مىشوند؛ د - بعد از مدخل مقالات؛ ه - بين ضبطهاي مختلف
مدخل.
. نقطه . نشانة مكث كامل است و در پايان جملههاي كامل گذاشته مىشود.
. دو نقطه : نشانة تفصيل، توضيح، يا نقل قول است. مثال: عناصر چهارگانه
اينها هستند: آب، آتش، باد و خاك. مثال ديگر: امپدكلس در متون اسلامى:
انباذقلس.... مثال ديگر: آب انبار ابن بلخى: حوض، يعنى به گفتة ابن بلخى،
حوض.
. گيومه « » نشانة نقل عين عبارت است. مثال: فردوسى گويد: «ستايش كنم ايزد
پاك را / كه گويا و بينا كند خاك را». اين نشانه براي عنوان مقالاتِ مورد
استناد و برجسته نمودن و مشخص كردنِ اصطلاح يا نام يا عنوان و جز آن نيز
بهكار مىرود.
. نشانة پرسش ؟ علاوه بر استفهام، در مقام حدس و گمان و ترديد به ويژه در
ضبط كلمات يا ارقام به كار مىرود. مثال: شيخ مصلحالدين مشرفالدين؟
سعدي... .
. پرانتز براي مشخص كردن مآخذ داخل متن يا سالهاي ولادت و وفات يا بندهاي
توضيحى يا مطالب فرعى بهكار مىرود.
. قلاب يا كروشه براي الحاق يا اصلاح يا توضيح احتمالى يا افزودن افتادگيها
در يك متن است. مثال: احمد مقدمات سفر را فراهم كرد و فرداي آن روز به
مسافرت رفت.
. خط تيرة بزرگ يا دَش - براي مجزا كردن عبارت يا جملة معترضه است. مثال:
براي انجام دادن اين كار - همانطور كه مىدانيد - يك روز فرصت داريد.
. تيرة كوچك يا هايفن - در تاريخها، اعداد و كلمات وقتى كه لفظِ «تا» يا «به»
حذف شده باشد، به كار مىرود. مثال: الف ابونصر فارابى 59-39ق، يعنى زندگى
او از 59 تا 39ق بوده است؛ ب راهآهن تهران - قم؛ ج - بعد از حروف ابجد
كه به جاي شماره به كار مىروند.
0. سه نقطه ... نشانة كلمات يا جملههاي محذوف است. مثال: در تهران انواع
وسايط نقليه از قبيل اتوبوس، تاكسى، مينىبوس و... دائماً در حركتاند.
1. نقطه ويرگول ؛ نشانة مكث بيش از ويرگول و كمتر از نقطه است. براي جدا
كردن تركيبهاي معطوف به يكديگر و نيز جدا كردن مآخذ پايان مقاله از يكديگر
به كار مىرود.
.III ضوابط ديگر
مدخلها:
. در ترتيب الفبايى مدخلها حرف تعريف «ال» ملحوظ نگرديده، و جاي الفبايىِ
«آ» و «ا» يكسان گرفته شده است.
. براي روشن شدنِ تلفظِ مدخلها همة آنها حركتگذاري شدهاند.
. اگر مدخل داراي ضبطهاي ديگري بوده است، غالباً آن ضبطها پس از مدخل ذكر
شده است.
. آوانگاري همة مدخلها پس از ضبطِ مشكول آنها آورده شده است.
ارجاعات در مقالات تأليفى:
الف در مقالات بلند بيش از 00 كلمه:
. ارجاع به مآخذ در متن مقاله با نام مشهور نويسنده نام خانوادگى يا شهرت
صورت مىگيرد. مثال: بيهقى، 42، 46.
. اگر در مقالهاي از آثار متعدد يك نويسنده استفاده شده باشد، پس از نام
مؤلف، نامِ اثر نيز مىآيد. مثال: سيرو، كاروانسراها...، 15.
. شمارهاي كه پس از نام مؤلف يا پس از نام كتاب مىآيد، شمارة صفحة كتاب
است. مثلاً سيرو، 2، يعنى صفحة 2 اثر سيرو كه در مآخذ پايان مقاله آمده است.
اگر ارجاع بدين صورت باشد: ستوده، /40، يعنى صفحة 40 از جلد دوم اثر ستوده
كه در مآخذ پايان مقاله آمده است، و هرگاه ارجاع بدين صورت باشد: همو،
/58، يعنى صفحة 58 از جزء دومِ جلد سومِ همان اثر از نويسندة پيشين.
. اگر نام نويسندة مأخذِ مورداستناد در متن مقاله آمده باشد، ديگر نام
نويسنده در پرانتز نمىآيد و ارجاع به يكى از اين شكلهاست: الف ص 2؛ ب
/40؛ ج /58؛ د كاروانسراها...، 12؛ ه - «تأثير...»، 32؛... .
. هرگاه مأخذ مورداستناد در مآخذِ لاتين پايان مقاله آمده باشد، شمارة جلد آن
با اعداد رومى و شمارة صفحات با اعداد لاتين داده مىشود، مثلاً ص يا ريو، يا
آربري، يا ايالون، «تحقيقات...»، .63 در مواردي كه ارجاع، به صورت اخير
باشد، عنوان كتاب يا مقاله به زبان اصلى در زير صفحه مىآيد.
0. عنوان كتابها و نشريات در همه جا با حروف ايرانيك و يا ايتاليك مىآيد
مانند: الاشارات و التنبيهات، يا The ؛ Ghaznavids ولى در صورتى كه كتاب يا
نشريه فرنگى باشد و به فارسى ترجمه نشده باشد، عنوانى كه مؤلفِ مقاله
براي آن انتخاب مىكند، در گيومه و با حروف معمولى در متن، و نام اصلى با
حروف ايتاليك در زير صفحه مىآيد.
تبصره: درصورتى كه عينِ نام كتاب يا نشريهاي فرنگى با خط فارسى نوشته
شود، با حروف ايرانيك خواهد بود. مثال: ايرانيكا، بريتانيكا،...،
1. عنوان مقالات مورداستناد در گيومه مىآيد.
2. ارجاع به آيات قرآن مجيد بدين صورت است: بقره//7، يعنى آية 7 از سورة
دوم كه نام آن بقره است.
3. ارجاع به آيات كتاب مقدس چنين است: حزقيال، 7:5، يعنى بند 5 از باب 7.
ب - در مقالات كوتاه تا 00 كلمه:
4. در اين گونه مقالات ارجاعات در بخش مآخذِ مقاله، و در پايان مشخصات هر
مأخذ مىآيد.
مآخذ:
5. مآخذ پايان مقاله بر حسب نامِ مؤلف به ترتيب الفبايى مىآيد و در صورتى
كه از كتابهاي مختلفِ يك نويسنده در يك مقاله استفاده شده باشد، كتابها
نيز به ترتيب الفبايى ذكر مىشود. گفتنى است كه در ترتيب الفبايى حرف
تعريفِ «ال» به حساب نمىآيد.
6. مآخذ لاتين نيز به ترتيب الفبايى، جداگانه در پايان مقاله مىآيد و در
ترتيب الفبايى حروف تعريف ملحوظ نمىگردد.
7. اطلاعات مربوط به مآخذ به اين ترتيب ذكر مىشود: الف نام خانوادگى
نويسنده يا نام مشهور او؛ ب نام كوچك نويسنده؛ ج نام كتاب با خط ايرانيك
يا ايتاليك؛ د نام مترجم اگر كتاب ترجمه شده باشد؛ ه - نام مصحح اگر كتاب
تصحيح شده باشد؛ و محل انتشار؛ سال نشر؛ ح شمارة جلد و صفحه اگر در متن
مقاله نيامده باشد.
8. اطلاعات مربوط به هر مأخذ با ويرگول ، از يكديگر جدا مىشود و اگر قسمتى از
مشخصات كتاب يا مقالهاي معلوم نباشد، بدون تذكر اين نكته، بلافاصله
مشخصات بعدي مىآيد. مثال: الف ابن بطوطه، محمد، رحلة، بيروت، 384ق؛ ب
حدود العالم، به كوشش منوچهر ستوده، تهران، 362ش.
9. اطلاعات مربوط به مآخذ مختلف با نقطه ويرگول ؛ از يكديگر جدا مىشود.
مثال: ابن بلخى، فارسنامه، به كوشش لسترنج و نيكلسن، كيمبريج، 921م؛
نامى اصفهانى، محمد صادق، تاريخ گيتى گشا، به كوشش سعيد نفيسى، تهران،
363ش.
0. مشخصات مآخذي از قبيل فرهنگها و دائرة المعارفها كه به ترتيب الفبايى
تدوين شده است، جز در موارد ضروري درج نمىشود.
1. براي اطلاع از مشخصات مآخذي كه مطالب آنها ترتيب الفبايى ندارد و
مشخصات آنها در پايان مقاله ذكر نشده است، به فهرست يا اختصارات مراجعه
شود. مثال: ابن اثير، الكامل كه مشخصات آن در فهرست چنين آمده است: ابن
اثير، على، الكامل فى التاريخ، به كوشش تورنبرگ، بيروت، 402ق/ 982م بب.
سالها و تاريخها:
2. بيشتر در جاهايى كه تاريخ هجري قمري ذكر شده، تاريخ ميلادي مطابق آن
نيز آمده است. مثال: 06ق/24م، شعبان 4/سپتامبر 03، صفر 31ق/ اكتبر 48م.
3. در مقالات مربوط به غير از جهان اسلام تاريخ ميلادي ذكر شده، و در برخى
موارد معادل هجري قمري يا شمسى آنها آمده است. مثال: 820م/235ق، 6 ژوئن
938م/ تير 317ش.
4. در تطبيق تاريخها از اين كتاب استفاده شده است: ووستنفلد، ف. و ادوارد
ماهلر، تقويم تطبيقى هزار و پانصد سالة هجري قمري و ميلادي، ترجمة حكيمالدين
قريشى، تهران، 360ش.
5. در تطبيق تاريخها هرگاه فقط سال قمري مشخص باشد و آن سال با بخشهايى از
دو سال ميلادي مطابقت كند، سالى انتخاب مىشود كه مشتمل بر ماههاي بيشتري
است. مثلاً در برابر سال 42ق كه با ماه از سال 535م و ماه از سال 536م
مطابقت دارد، سال 535م برگزيده، و چنين نوشته مىشود: 42ق/535م. درصورت
تساوي ماهها، سال ميلاديِ كمتر برگزيده مىشود.
آوانگاري:
6. صداي حروف همانطور كه در فارسى تلفظ مىشود، در نظر گرفته شده،
بنابراين، مثلاً صداي ذ، ز، ض و ظ يكسان و با Z نشان داده شده است.
7. فقط حروفى كه تلفظ مىشوند، در آوانگاري ضبط مىگردند. مثال: خوانساري = ،
xansari شمسالدين = sams-od-din .
8. در آوانگاريِ كلماتى كه چند تلفظ درست دارند، تلفظى كه بيشتر معمول است،
ضبط گرديده، و شكلهاي ديگر تلفظ در پرانتز نشان داده شده است. مثال: آتش =
، ata(e)s آباده = .abade(a)
9. كلماتى كه از زبانهاي ديگر به زبان فارسى وارد گرديدهاند، با تلفظ معمول
فارسى ضبط شده، و در برخى از موارد تلفظ ديگر نيز در پرانتز آمده است. مثال:
حسين = ، hose(a)yn مناظره = .monaze(a)re(a)
0. گاهى براي ضبط تلفظ يك تركيب عربى، به صورتى كه در فارسى معمول است،
از اِعراب درست آن صرفنظر شده است. مثال: احمد بن محمد بن عبدالصمد =
ahmad-e-bn-e abd-os-samad .mohammad-e-bn-e
1. چون در آوانگاري مقصود فقط نشان دادن تلفظ كلمات است، حروف اولِ اَعلام
نيز مانند بقية كلمات، كوچك نوشته شده است.
مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی. کلیه حقوق محفوظ است. استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.
بخش کامپیوتر مرکز دائره المعارف بزرگ اسلامی -
علیرضا پورشجاع