دانشنامه كه معادل فارسى دائرة المعارف عربى است، به مجموعهاي اطلاق
مىشود كه اطلاعاتى جامع و در عين حال فشرده دربارة دانستهها و يافتههاي
بشر در اختيار خوانندگان مىگذارد. گردآوريِ چنين مجموعههايى سابقهاي بيش
از دو هزار سال دارد و غالباً ثمرة كوششهاي فردي بوده است. برخى ارسطو
84-22قم را پدر دانشنامهنويسى مىدانند، زيرا در آثارش به دانشهاي مختلف
روزگار خود پرداخته، و خلاصة يافتههاي خويش و دانستههاي دانشمندان پيشين را
براي آيندگان به يادگار نهاده است. برخى نيز اسپئوسيپوس د 39 يا 38قم،
فيلسوف يونانى و شاگرد افلاطون 27-47قم را نخستين دانشنامهنويس مىدانند
كه به روايتى گياهان و جانوران را طبقهبندي كرده بود.
در روم باستان نخستينبار شخصى به نام ماركوس ترنتيوس وارو 16-7قم در
كتابى با نام «نُه كتاب دانشها» - كه متأسفانه برجاي نمانده است - به
معرفى علومِ گانة عصر خويش پرداخت كه عبارت بودند از حساب، دستور زبان،
ديالكتيك جدل، طب، معانى و بيان، معماري، موسيقى، هندسه، و هيئت. اما
مهمترين دانشنامة رومى «تاريخ طبيعى»، اثر پلينى 3-9م است. اين مجموعة
ارزشمند كه داراي 7 كتاب و 93` باب است، به موضوعاتى چون انسانشناسى،
جانورشناسى، گياهشناسى، كانىشناسى، گيتىشناسى و جز آنها مىپردازد.
«ريشهشناسيها» عنوان كتابى است كه لقب دانشنامة قرون وسطى به آن داده
شده است. نويسندة كتاب اسقف اسپانيايى ايسيدُروسسويلىح60 -36م است و در
آن به موضوعاتى مانند باستانشناسى، جانورشناسى، دستور زبان، زمينشناسى و
طب، و نيز به معرفى انواع بازيها، ساختمانها، فنون جنگى و كشتيها پرداخته
است. اين دانشنامه موضوعى است، اما در پايان آن فرهنگى ريشهشناختى نيز
به ترتيب الفبايى وجود دارد. از ديگر دانشنامههاي مهم قرون وسطى مىتوان
به «آيينة بزرگ» گردآوردة كشيشى فرانسوي به نام ونسان دوبووه 244م/42ق ،
اشاره كرد كه در آن علوم رايج در عصر مؤلف و چكيدة آراء دانشمندان يونانى،
رومى و عبرانى در بخش يا آيينه، زير عناوين «طبيعى» خدا، آفرينش، انسان، و
تاريخ طبيعى، «آموزشى» زبان، اخلاق، هنرها، و طب، و «تاريخى» تاريخ جهان
از آغاز آفرينش آمده بود و بعدها بخش چهارمى نيز با عنوان «اخلاقى» توسط
فردي ناشناس بدان افزوده شد.
واژة اروپايى انسيكلوپدي را نخستينبار نويسندة كروات پاول اسكاليچ0 در
559م/66ق براي عنوان كتاب خود برگزيد. اين واژه منشأ يونانى1 دارد و در
اصل به معناي «آموزش همگانى» بوده است.
سدة 8م/2ق و عصر روشنگري را بايد نقطة عطفى در علم دانشنامهنويسى دانست. از
مهمترين دانشنامههاي اروپايى كه در اين دوره پديد آمد، دانشنامة بريتانيكا
ست كه چاپ نخست آن در ميان سالهاي 768-771م/182- 185ق درصد جزوه در
ادينبورگ اسكاتلند منتشر، و سپس در مجلد صحافى شد. اين دانشنامه تاكنون بارها
ويرايش و تجديد چاپ شده است و از جامعترين و بزرگترين دانشنامههاي
انگليسى زبان به شمار مىرود. در نيمة نخست قرن 0م نيز در اتحاد جماهير
شوروي «دانشنامة بزرگ شوروي» در بين سالهاي 926-947م/ 305-326ش در 4 جلد
منتشر شد. ويراستِ سوم اين اثر از 970 تا 979م/349 تا 358ش در 0 جلد، و ترجمة
انگليسى آن در 983م/ 362ش در 2 جلد منتشر شد.
در جهان اسلام شايد بتوان نخستين دانشنامه را عيون الاخبار ابومحمد عبدالله
بن مسلم ابن قتيبة دينوري 13-76ق/28 - 89م دانست كه 0 كتاب را با اين
عناوين دربردارد: كتاب السلطان، كتاب الحرب، كتاب السؤدد، كتاب الطبائع و
الاخلاق المذمومه، كتاب العلم و البيان، كتاب الزهد، كتاب الاخوان، كتاب
الحوائج، كتاب الطعام و كتاب النساء.
دانشنامهنويسى در ايران سابقهاي بسيار طولانى دارد. از جمله آثاري كه
مىتوان در اين زمينه ياد كرد كتاب دينكرد به زبان فارسى ميانه است كه
به حق آن را دانشنامة دين زردشتى نام نهادهاند. اين كتاب برپاية اوستا و
زند ترجمه و تفسير اوستا به زبان فارسى ميانه به نگارش درآمده، و شامل
مطالب متنوعى - از اصول عقايد و الاهيات زردشتى تا اندرزهاي دينى و اساطير -
است. تدوينِ نهايىِ آن در سدة ق/م بوده است، اما در سدة ق نيز مطالبى
بدان افزودهاند. نخستين دانشنامة علمى ايران را دانشمند بزرگ ايرانى ابونصر
فارابى60-39ق/74 - 50م با عنوان احصاءالعلوم به زبان عربى به رشتة تحرير
درآورد و در آن به طبقهبندي علوم مختلف پرداخت. بسياري از آثار ابن سينا
70- 28ق/80-037م را نيز بايد در رديف دانشنامههاي تخصصى به شمار آورد،
همچون دو اثر سترگ او به زبان عربى: الشفاء با بخشهايى در الاهيات،
رياضيات، طبيعيات، منطق، موسيقى و نفس روانشناسى؛ و القانون در طب. اما
بىترديد كهنترين دانشنامة مهم فارسى مجموعة معروف به دانشنامة علايى است.
ابن سينا بر آن بود تا علوم مختلف را در مجموعهاي فارسى فراهم آورد، اما
فقط موفق به نگارش بخشهاي الاهيات، طبيعيات و منطق شد. پس از وي شاگردش
ابوعبيد جوزجانى با ترجمة آثار عربى او بخشهاي رياضيات، موسيقى، هندسه و
هيئت را نيز فراهم آورد و نام دانشنامه را براي آن مجموعه برگزيد. در واقع،
تا آنجا كه مىدانيم، نام دانشنامه نخستينبار بر اين مجموعه نهاده شده
است.
پس از دانشنامة علايى دانشنامههاي مهم ديگري به زبان فارسى تأليف شد كه
برخى از مهمترين آنها عبارتاند از التفهيملاوائل صناعة التنجيم، از
ابوريحان بيرونى 62- پس از 40ق/73- 048م؛ ذخيرة خوارزمشاهى، از اسماعيل
جرجانى د 31ق/ 137م؛ جوامع العلوم، از شعيا بن فريغون تأليف: ميان سالهاي
27-44ق/39- 55م؛ مفاتيحالعلوم، از ابوعبدالله محمد خوارزمى د 87ق/ 97م؛
نزهتنامة علايى، از شهمردان بن ابى الخير تأليف: ميان سالهاي 88-
13ق/095-119م؛ جامعالعلوم، از فخرالدين محمد رازي 43 -06ق/148-209م؛ نوادر
التبادر لتحفة البهادر، از شمسالدين محمد بن ايوب دُنَيسِري تأليف: 82ق/
283م؛ نفائس الفنون فى عرائس العيون، از شمسالدين محمد بن محمود آملى
تأليف: ح 40ق/339م؛ درة التاج لغرة الدباج، از قطبالدين محمود شيرازي قرن
ق/4م؛ نزهة القلوب، از حمدالله مستوفى تأليف: 40ق؛ و مدائن العلوم، از
محمدجعفر استرابادي در دورة قاجاريه. دانشنامههايى نيز به زبان فارسى در هند
فراهم آمده است، مانند شجرة دانش، از نظامالدين احمد گيلانى تأليف: پيش از
059ق/649م؛ و مطلع العلوم و مجمع الفنون، از واجدعلىخان تأليف: 261ق/
845م. به علاوه، دو دانشنامة مهم فارسى ديگر نيز در خارج از ايران فراهم
آمده است كه عبارتاند از آريانا دائرة المعارف، چاپ كابل؛ و «دائرة المعارف
تاجيكى شوروي» به فارسى تاجيكى و به خط سيريلى، چاپ آكادمى علوم
تاجيكستان.
نخستين كتاب با عنوان دائرة المعارف را در لبنان بطرس بستانى و پسرانش
ميان سالهاي 293- 318ق/876-900م تا ج 1، مدخل «عثمانية» منتشر كردند. چاپ
دوم آن را محمد فريد وجدي در مصر 923- 925م فراهم آورد و چاپ سوم آن را
فؤاد افرام بستانى در 956م در بيروت آغاز كرد. واژة دائرة المعارف در واقع
به تقليد از اين آثار به زبان فارسى وارد شده است. برخى از مهمترين
دانشنامهها، يا به عبارت ديگر دائرة المعارفهايى كه در پى اين آثار در
ايران منتشر شد، عبارتاند از دائرة المعارف اسلامية ايران و همگى معارف شيعة
اثنا عشريه، تأليف عبدالعزيز جواهر كلام، كه فقط جزوة آن از الف تا الحجة
البالغه در فاصلة سالهاي 336-339ش منتشر شد؛ دائرة المعارف تشيع از 366ش؛
لغتنامة دهخدا، كه در واقع بهتر است آن را فرهنگى دائرة المعارفى بناميم
325- 358ش؛ دايرة المعارف فارسى 345-374ش؛ دانشنامة ايران و اسلام، كه از
354 تا 357ش، جزوة آن منتشر شد و پس از انقلاب هم جزوههاي و 0 آن انتشار
يافت؛ دائرة المعارف بزرگ اسلامى از 367ش و ترجمة عربى آن با عنوان دائرة
المعارف الاسلامية الكبري از 370ش؛ و دانشنامة جهان اسلام از 369ش. از
دانشنامههايى كه مخاطبان آنها كودكان و نوجوانان هستند نيز، مىتوان به
فرهنگنامة كودكان و نوجوانان اشاره كرد كه انتشار آن از 371ش آغاز شده است.
دانشنامههاي قديم، برخلاف دانشنامههاي كنونى كه منابع مرجع به شمار
مىروند، در حكم كتابهاي درسى بودند و براي مطالعة دائم مورداستفاده قرار
مىگرفتند. از سوي ديگر، همة دانشنامههاي قديم موضوعى بودند و پيدايى
دانشنامههاي الفبايى پديدهاي نسبتاً جديد است. دانشنامههاي كنونى را
مىتوان به دو دستة كلىِ عمومى و تخصصى تقسيم كرد. دانشنامههاي تخصصى خاص
يك منطقة جغرافيايى، يك كشور، يك نژاد، يك دين، يك دورة زمانى يا يك شاخة
علمى است. دانشنامههاي كنونى در واقع مجموعهاي از مقالات جداگانه در
موضوعات مختلفاند كه متخصصانِ هر موضوع به نگارش درآوردهاند. هر مقاله
علاوه بر اطلاعات تاريخى و بيان پيشينة موضوع، اطلاعات جديد و پيشرفتهاي
كنونى را نيز در بر مىگيرد. شيوة نگارش دانشنامهها و ميزان ورود به جزئيات
با توجه به سن يا ميزان تحصيلات مخاطبانِ آنها متفاوت است. حجم
دانشنامهها نيز متغير است و مىتواند از يك جلد تا دهها جلد - و در مواردي حتى
بيش از صد جلد - باشد. در دانشنامههاي امروزي براي راهنمايى بيشترِ
خوانندگان از ابزارهاي كمكى مانند نمايههاي الفبايى و موضوعى، فهرست مآخذ،
ارجاعات درون متن، فهرست منابع براي مطالعة بيشتر، جدولها، نمودارها، نقشهها
و تصويرها نيز استفاده مىشود. سرانجام، اينكه از دهة 980م عصر نوينى در
دانشنامهنويسى پديد آمده، و آن پيدايى دانشنامههايى به صورت لوحهاي
فشرده و ظهور دانشنامههاي ديجيتال و اينترنتى است.
مركز دائرة المعارف بزرگ اسلامى كه در 362ش/983م با هدف تدوين و انتشار
دائرة المعارفها و كتابهاي مرجع عمومى و تخصصى بنياد نهاده شد، تاكنون 3جلد
از دائرةالمعارف بزرگ اسلامى را به زبان فارسى، و جلد ترجمة آن را به زبان
عربى منتشر كرده است و به زودي ترجمة انگليسى جلد نخست آن را نيز منتشر
خواهد كرد. دانشنامة ايران كه جلد نخست آن را در پيشرو داريد، در واقع ثمرة
تجربة 2 سالة مركز دائرة المعارف بزرگ اسلامى است. اين دانشنامه، برخلاف
دائرة المعارف بزرگ اسلامى كه دائرة المعارفى كاملاً تخصصى است، جنبة عمومى
دارد، همة شاخههاي علوم، فنون و هنرها را در برمىگيرد، و مخاطب اصلى آن قشر
تحصيل كردة فارسى زبان است. بسياري از مدخلهاي اين دانشنامه ترجمه از
منابع معتبر خارجى است، اما از آنجا كه دانشنامة هر ملت نشانهاي از بلوغ
فكري آن ملت و به عبارتى آيينة تمام نماي فرهنگ آن ملت است، تقريباً همة
مدخلهاي مربوط به اسلام و ايران توسط دانشمندان عضو يا وابستة مركز تأليف
شده است. بيشتر مدخلهاي مربوط به تمدن اسلامى برگرفته از دائرة المعارف
بزرگ اسلامى، در بسياري از موارد با تلخيص، است، اما هر آنچه به ايران
باستان و فرهنگ و تمدن ايرانى مربوط مىشود و در دائرة المعارف بزرگ اسلامى
موجود نيست، تأليف شده است. در مقالههاي تأليف شده نام مؤلف يا مؤلفان
در پايان مقاله ذكر گرديده است و براي آسانى استفاده، در مقالات كوتاه از
ذكر ارجاعات در داخل متن خودداري شده، و شمارة صفحه يا صفحات مورداستفاده
از هر منبع در بخش مربوط به مآخذ مقاله پس از نام هر مأخذ آمده است.
اميد است كه دانشنامة ايران به هدف اصلى پديد آورندگان كه بالا بردن سطح
دانش تحصيل كردگان فارسى زبان است، نائل شود و افقهايى تازه به روي
آنان بگشايد.
سرپرست علمى و سرويراستار
كاظم موسوي بجنوردي
مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی. کلیه حقوق محفوظ است. استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.
بخش کامپیوتر مرکز دائره المعارف بزرگ اسلامی -
علیرضا پورشجاع