به خدا پناه می‌بریم از خفتن عقل / آیت‌الله شیخ حسین عرب
|۸:۲۶,۱۳۹۶/۱/۲۱| بازدید : 128 بار

 

«حقیقت زندگی و حیات انسانی» در معارف علوی

نیم نگاه از نگاه امیرالمؤمنین(ع) آن دسته از آدمیان که فقط برخوردار از زندگی حصولی و فیزیکی هستند و در پی زندگی اختصاصی انسانی برنیامده‌اند و شرایط و مقتضیات آن را برای خویش فراهم نکرده‌اند «مرده در میان زندگان» هستند. روح مسئولیت‌پذیری و عکس‌العمل مناسب در مقابل پدیده‌های نادرست اجتماعی یکی دیگر از ارکان «حیات انسانی» از دیدگاه امیرالمؤمنین(ع) است. در دستور کار همه ادیان و انبیاء الهی(ع) و نیز شیوه و سیره ائمه طاهرین بویژه امیرالمؤمنین(ع) «جهل» و «جور» دو آفت و دشمن واقعی برای زیست ویژه انسان‌ها است و زشتی و پلیدی این دو تحت هیچ شرایط زمانی و مکانی و مانند آن تخصیص بردار نیست.

 

تقارن سه ماه بزرگ الهی و معنوی یعنی رجب، شعبان و رمضان با فصل بهاران و طراوت طبیعت فرصتی است برای اینکه درباره حقیقت زندگی و نشاط در عالم هستی بویژه در مورد انسان بازاندیشی کنیم. ولادت با سعادت امیرالمؤمنین حضرت علی(ع) بهانه‌ای شد تا به «حقیقت زندگی و حیات انسانی در معارف علوی» بپردازیم.

 

حیات و زندگی در قرآن کریم

قرآن کریم مسأله حیات و زندگی را بسیار گسترده و ملازم با اصل هستی می‌داند و آنگونه که حقیقت هستی دارای مراتب شدید و ضعیف است واقعیت حیات و زندگی نیز چنین است و چون حقیقت حیات ملازم با حقیقت هستی است قرآن کریم یکی از اسامی مقدسه خداوند را «حی و قیوم» می‌داند یعنی «زنده برپادارنده» و هر هستی که از حقیقت هستی و زندگی برخوردار است آنگونه که هستی خویش را از خداوند دریافت می‌کند زندگی و حیات خود را نیز از وجود خداوند فراگرفته است.

محسوس‌ترین مرحله حیات و زندگی برای آدمیان آن چیزی است که در سطح طبیعت و رویش سبزه‌های دل‌انگیز مشاهده می‌شود. قرآن نتایج فکری، اعتقادی و درس‌های گوناگونی که از این فرصت تغییر و رویش طبیعت به انسان‌ها می‌آموزد را اینگونه بیان می‌کند: «زمین را مشاهده می‌کنید که خاموش و آرام (در فصل زمستان) است پس هنگامی که آب را بر آن فرو می‌فرستیم سر برآورده و می‌روید و می‌رویاند. (این تغییر و تحول) برای آن است که فقط خداوند حق و ثابت و پا بر جا است و فقط اوست که زنده می‌کند و می‌میراند و اوست که قدرت بر همه چیز دارد و نیز اینکه قیامت بر پا می‌گردد و همه خفتگان در قبرها برانگیخته می‌شوند.» (سوره حج/6-5)

این آیات، پنج درس بزرگ آغاز و انجام‌شناسی در باب واقعیت هستی را می‌آموزد: 1- حقیقت مطلق و ثابت و زوال‌ناپذیر فقط خداوند است. 2- فقط خداوند است که بالذات زنده می‌کند و می‌میراند. 3- فقط اوست که قدرت مطلقه دارد. 4- پس از پایان زندگی دنیا، جهانی وسیع و گسترده به نام قیامت برپا می‌گردد. 5- بی‌استثنا همه مردگان مجدداً زنده شده و زندگی ابدی و جاودانه خویش را آغاز می‌کنند.

 

انسان زنده از نگاه امیرالمؤمنین(ع)

واقعیت حیات و زندگی دارای مراتب و منازلی است. انسان به‌طور طبیعی و تحت قوانین حاکم بر جهان هستی برخی مراحل زندگی را که به آن «زندگی فیزیکی» می‌گوییم، به طور حصولی دارا است، اما درجاتی از زندگی را که به آن «زندگی تحصیلی» می‌گوییم، باید به‌دست آورد.

از نگاه امیرالمؤمنین(ع) آن دسته از آدمیان که فقط برخوردار از زندگی حصولی و فیزیکی هستند و در پی زندگی اختصاصی انسانی برنیامده‌اند و شرایط و مقتضیات آن را برای خویش فراهم نکرده‌اند «مرده در میان زندگان» هستند. در نتیجه انسان زنده از دید قرآن و نیز معارف علوی(ع) فقط آن نیست که تنفس می‌کند و در میان انسان‌ها راه می‌رود و تغذیه می‌کند و رشد می‌کند و چاق می‌شود و استراحت و توقفی دارد؛ این مراحل حیات و زندگی، مشترک بین انسان‌ها و حیوان و گیاهان است؛ اما آنچه از نگاه بلند و وسیع آن حضرت انسان‌ها را در زندگی جدا و ممتاز می‌‌کند این امور و ارکان است:

1- احیای اندیشه در پرتو پرستش خداوند و رهایی از قید بندگی غیر خدا و نیز سلطه و غلبه بر خواهش‌های پلید شیطانی و تلطیف روح در سازگار نمودن آن با سختی مسیر کمال آدمی.

امیرالمؤمنین(ع) در ارتباط با ویژگی‌های سالک الی‌الله چنین فرموده‌اند: «عقل خویش را زنده کرده و (تمنیات) نفس خویش را کشته تا آنجا که جسمش لاغر و خشونت اخلاقش به نرمی گراییده، برقی پر نور برای او درخشیده و راه را برای او روشن کرد و در راه راست او را کشاند و از دری به در دیگر برد تا به در سلامت و سرای جاودانه رساند، که دو پای او در قرارگاه امن با آرامش تن، استوار شد، این، پاداش آن بود که دل را درست به کار گرفت و پروردگار خویش را راضی کرد.» (خطبه 220)

2- حق‌پذیری و قبول نصایح اخلاقی: تکبر و تعصب و اصرار بر سخن باطل اماره، نشانِ از کار افتادگی و ایست قلب مجرد و روح واقعی (نه قلب صنوبری) است. کسانی که شیوه متکبرانه دارند و حاضر به تغییر این شیوه نیستند و اصرار بر سخن باطل خویش دارند بدون اینکه خود خبر داشته باشند سال‌ها است که دچار ایست قلبی و روحی شده‌اند و با وجود تحرک جسم آنان، روحشان مدت‌ها است که در زیر خروارها خاک توهم و خیالات شیطانی مدفون شده است؛ زیرا آنان علائم بلکه حقیقت حیات اخلاقی و انسانی را از دست داده‌اند. امیرالمؤمنین علی(ع) در نامه 31 نهج‌البلاغه، که شامل وصیت‌های آن حضرت خطاب به فرزند خود امام حسن مجتبی(ع) است، چنین فرموده‌اند:

«دلت را با اندرز نیکو زنده کن، هوای نفس خود را با (بی‌اعتنایی به حرام) بمیران، جان خود را با یقین نیرومند کن و با نور حکمت روشنایی بخش و با یاد مرگ آرام کن، از او برای فنا و زوال و آمادگی برای آن اعتراف گیر و با بررسی تحولات ناگوار دنیا به او آگاهی ده و دگرگونی روزگار و دگرگونی‌های آشکار شب و روز را سبب بیم او قرار ده. تاریخ گذشتگان را بر او عرضه کن و آنچه بر سر پیشینیان آمده است به یادش آور. در دیار و آثار ویران رفتگان، گردش کن و بیندیش که آنان چه کردند؟ از کجا کوچ کرده و در کجا فرود آمدند؟ از جمع دوستان جدا شده و به دیار غربت سفر کردند، گویا زمانی نمی‌گذرد که تو هم یکی از آنان باشی، پس جایگاه آینده را آباد کن و آخرت را به دنیا مفروش و آنچه نمی‌دانی مگو و آنچه بر تو لازم نیست بر زبان نیاور و در جاده‌ای که از گمراهی آن می‌ترسی قدم مگذار، زیرا خودداری به هنگام سرگردانی و گمراهی، بهتر از سقوط در تباهی‌ها است.» (نامه 31)

3- روح مسئــــــولیت‌پذیری و عکس‌العمل مناسب در مقابل پدیده‌های نادرست اجتماعی یکی دیگر از ارکان «حیات انسانی» از دیدگاه امیرالمؤمنین(ع) است. در زندگی اجتماعی به طور طبیعی برخی از انسان‌ها مسیر خلاف اخلاق و انصاف و کرامت آدمیان را طی می‌کنند. برای جامعه پویا و زنده، در مقابل چنین عناصری، انسان‌هایی زمان‌شناس لازم است که با شیوه برخورد با اینگونه منکرات آشنا باشند. روشن است که وقتی واژه منکر اجتماعی گفته می‌شود منحصر در مصداق معین نیست بلکه مصادیق متعدد و احیاناً دارای مراتب الاهم فالاهم هستند، برخی منکر دست اوّل را نادیده گرفته یا برخورد با آن، خلاف اقتضای سیاسی و اجتماعی آنان است و به طور آشکار در برخورد با آنچه منکرات است برخورد متفاوت و دوگانه دارند؛ در مقابل منکر اهم ساکت، در برخورد با منکر مهم به جوش و خروش در می‌آیند. از دیدگاه حضرت علی(ع) هرگونه برخورد گزینشی و متفاوت با آنچه در دایره منکرات است خلاف عدالت تلقی می‌شود و نوعی زوال حیات را برای آنان به دنبال دارد. به عبارت دیگر، از ارکان حیات و زندگی، عدالت‌محوری و زدودن هرگونه رنگ تعلق خاص در حل و برخورد با معضلات جامعه است. انسان عاری از حس مسئولیت در حل مشکلات اجتماعی و دلسوزی نسبت به همنوعان خود و نیز برخورد عادلانه و آگاهانه با خلاف‌های اجتماعی مرده متحرک محسوب می‌شود. امام(ع) می‌فرماید: «کسی که برخورد با منکر را با قلب و دست و زبان خود رها کند او مرده بین زندگان است» (حکمت 364)

 

جهل و جور دو مانع بزرگ زیست انسانی

در دستور کار همه ادیان و انبیای الهی(ع) و نیز شیوه و سیره ائمه طاهرین بویژه امیرالمؤمنین(ع) «جهل» و «جور» دو آفت و دشمن واقعی برای زیست ویژه انسان‌ها است و زشتی و پلیدی این دو تحت هیچ شرایط زمانی و مکانی و مانند آن، تخصیص بردار نیست. هیچ پیامبر و امامی از سوی خداوند چنین مجوزی نگرفته است که بگوید قانون عقلی زشتی جهل و جور می‌تواند به خاطر مصلحتی، در یک بازه و شرایط زمانی و مکانی از کار افتاده و برای مدت زمان حتی محدود جهل و جور مصلحت‌دار شود!

امام علی(ع) آنگاه که خود را به‌عنوان حاکم و ولی جامعه بزرگ اسلامی معرفی می‌کند از جمله حقوقی را که مردم بر گردن او دارند زدودن جهل و جور و برقراری عدالت و علم‌آموزی و آگاهی‌بخشی به مردم معرفی می‌کند و در زشتی و پلیدی و ستم که تحت هیچ عنوانی نمی‌تواند تخصیص بخورد چنین فرموده‌اند: «به خدا سوگند اگر تمام شب را بر خارهای سعدان (خارهای سه شعبه که خوراک شتران است) به سر ببرم یا با غل و زنجیر به این سو و آن سو کشیده شوم، خوش‌تر دارم تا.... به بعضی از بندگان ستم کرده و چیزی از اموال عمومی را غصب کرده باشم... به خدا سوگند اگر هفت اقلیم را با آنچه در زیر آسمان است به من بدهند تا خدا را نافرمانی کرده و پوست جوی را از مورچه‌ای به ناروا بگیرم چنین نخواهم کرد و همانا این دنیای آلوده شما نزد من از برگ جویده شده دهان ملخ پست‌تر است. علی را با نعمت‌های فناپذیر و لذت‌های ناپایدار چه کار؟ به خدا پناه می‌بریم از خفتن عقل و زشتی لغزش‌ها و از او یاری می‌جوییم» (خطبه 224)

منبع: روزنامه ایران

برچسب ها :


اخبار مرتبط :

ارسال نظر
نام :
ایمیل :
ارسال نظر
نظرات کاربران
میزان اهمیت
ایمیل
توضیحات
ثبت گزارش

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما